نظریه ویگوتسکی

دانلود پایان نامه

فقط آن مهارت‏های شناختی را بهبود می‎بخشد که کودک در رشد شناختی خود به آن رسیده است.
کاربردهای آموزشی
معلم راهنما و تسهیل کننده است نه اداره کننده، و فرصت‎هایی را برای دانش‏آموزان فراهم می‏آورد تا به کمک خود او و دانش‎آموزان آگاه‏تر به یادگیری بپردازند.
معلم راهنما و تسهیل کننده است نه یک اداره کننده، و کودکان را در کاوش دنیای خود و کشف دانش یاری می‎دهد.
یادگیری چگونه اتفاق می‎افتد؟
یادگیری از راه تعامل اجتماعی شاگردی شناختی است که در آن دانش از اعضا آگاه‏تر جامعه به اعضای ناآگاه انتقال می‎یابد.
از راه کشف و ابداع، یادگیری فرایند درونی معنی دادن به جهان بیرونی است.
نقش دوستان
راهنما و حامی مانند معلم
تحریک‎کنندگان تعارض شناختی برای ایجاد عدم تعادل
در ضمن رشد شناختی چه چیزی نصیب افراد می‏شود؟
مهارت دانش و تخصص وابسته به موقعیت خاص یک مسئله اجتماعی است.
عملیات ذهنی گسترده که قابل استفاده برای حل مسائل در موقعیت‎های مختلف است.
عوامل مؤثر در رشد شناختی چیست؟
تعامل اجتماعی و راهنمایی و کمک بزرگترها
محیط‎های غنی، برانگیزاننده و چالش انگیز، اکتشاف فردی و فعال
(سیف، 1391: 113)
زبان و تفکر
به نظر ویگوتسکی، هر کنشی در رشد فرهنگی کودک دو بار ظاهر می‌شود، ابتدا در سطح اجتماعی و سپس در سطح فردی؛ به عبارت دیگر، ابتدا بین افراد و سپس درون کودک. این امر درمورد توجه ارادی، حافظه منطقی و شکل‎گیری مفاهیم نیز صادق است. تمامی کنش‌های روانی خاستگاه روابط بین افراد هستند. (کیوانفر و رشتچی، 1388: 46)
ویگوتسکی این تصور را که گویا هر اندیشه‎ای یک ساخت کاملاً تکامل یافته است و نقش گفتار فقط در آن است که آن اندیشهها را صورت خارجی ببخشد، مردود شمرد و با دلایلی نشان داد که اندیشه در کلمه و به کارگیری زبان کامل می شود و هر اندیشه‎ای در گفتار کامل می‎شود و اساساً به کمک کلمه یا گفتار شکل می‌گیرد. (لوریا،1391: 224) نظریه ویگوتسکی بر تعامل بین تفکر و زبان پایه‌ریزی شده و محصول مشاهدات او از گفتارهای اولیه کودک است. او اعتقاد دارد رشد تفکر و زبان با یکدیگر موازی نیست. منحنی رشد زبان و تفکر با یکدیگر تلاقی می‌کنند، در مقاطعی از یکدیگر فاصله می‌گیرند، دوباره به یکدیگر می‌رسند و حتی ممکن است با هم یکی شوند. تفکر و زبان دارای منشأ متفاوت ژنتیکی و مستقل از یکدیگر هستند، اما در دوره‎ای از کودکی با یکدیگر تلاقی می‌کنند. (ویگوتسکی، 1381: 183)
بروز وابستگی بین تفکر و زبان روندی است که به تدریج آغاز می‌شود و در سنین دو تا هفت سالگی توسعه می‌یابد. به عبارت دیگر، ارتباط بین تفکر و لغت یک عمل ساده نیست؛ بلکه یک روند است؛ حرکتی مداوم به جلو و عقب، از تفکر به زبان و از لغت به تفکر. ویگوتسکی دو نقش برای زبان قائل است: یکی نقش بیرونی برای ایجاد ارتباط با محیط اطراف و دیگری نقش درونی برای کنترل افکار. (رشتچی، 1389: 10) بنابراین، اگرچه تفکر و صحبت ریشه‌های متفاوتی دارند، در ابتدای دوران کودکی همگرا می‌شوند. قبل از اینکه کودکان به سن مدرسه برسند نه تنها می‌توانند از گفتار برای اهداف اجتماعی و ارتباطی بهره گیرند بلکه می‌توانند از آن برای ارتباط با خود در جهت حل مسائل و سازمان دهی رفتارهایشان استفاده کنند. این گفتار خودمدار، بذر فکر تربیت‌یافته خواهد بود. از طریق گفتار خود مدار کودکان خود را آنگونه خطاب می‌کنند که قبلاً آموخته‌اند دیگران را مورد خطاب قرار دهند و این باعث تغییری در مسیر روانشناسی آنها محسوب می‌شود چراکه توجه آنها به تفکر خودشان معطوف شده و در نتیجه کودکان توانایی نظارت بر تفکرات خویش را پیدا می‌کنند. (کم،1389: 13)
برای ویگوتسکی نقش تعامل اجتماعی به عنوان عامل تعیین کننده رشد زبان، مشخصه‌ای محوری است. زبان ابزار جدیدی را به سازمان درونی کودک می‌افزاید و موجب رشد کنش و تفکر می‌شود. (رشتچی، 1389: 11) محرک اصلی کودک که میان زندگی تعقلی و اجتماعی وی میانجی‌گری می‌کند، زبان است. رشد شناخت کودک به علائم وابسته است؛ به ویژه علائم زبانی که کودک در تعامل با جهان اطراف با آنها می‌شود. ویگوتسکی بر این اعتقاد است که رشد تفکر با زبان صورت می‌گیرد؛ یعنی رشد عقلی کودک بستگی به تسلط وی بر ابزار اجتماعی تفکر، یعنی زبان دارد. (هیکمن به نقل از رشتچی ، 1389: 11)
منطقه تقریبی رشد
اشاره به دو مفهوم کلی در نظریه ویگوتسکی ضروری به نظر میرسد. مفهوم اول «میانجیگری» است و به نقشی اطلاق می شود که افراد بزرگسال در روند یادگیری کودک بازی می‌کنند و با انتخاب روش‌های یادگیری مناسب موجب افزایش سطح یادگیری آنها می‎شوند. درواقع تعامل اجتماعی بین دو یا چند نفر که در سطوح متفاوتی از دانش و مهارت قرار دارند (معمولاً والدین)، موجب می شود آنان بتوانند به سطح بالاتری از یادگیری ارتقا پیدا کنند. پس، به والدین یا هر فردی با دانش بیشتر که برای یادگیری با کودک تعامل می‎کند، «میانجی» گفته می‌شود. محور روانشناسی ویگوتسکی میانجیگری است. راز یادگیری کودک در تعامل اجتماعی با فرد یا افرادی نهفته است که از نظر دانش و مهارت در سطح بالاتری از او قرار دارند. میانجیگری می‌تواند به کودکان کمک کند وارد منطقه تقریبی رشد شوند. (کیوانفر و رشتچی، 1388: 57)

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.