نظم‌جویی شناختی هیجان

دانلود پایان نامه

خانجانی و همکاران (1394)، در یک پژوهش به مقایسه تأثیر درمان استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان در تعارضات زناشویی زوجین متعارض پرداختند و گزارش کردند که هرکدام از درمان‌های استرس‌زدایی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و نظم‌جویی شناختی هیجان به‌تنهایی و همچنین بهره‌گیری آنها به‌صورت ترکیبی و همزمان، در کاهش تعارضات زناشویی، استرس و طرح‌واره‌های هیجانی و افزایش ذهن‌آگاهی زوجین متعارض، اثربخشی معنادار و قابل‌ملاحظه‌ای داشت.
در یک پژوهش که توسط قاسمیان و همکاران (1393)، در مورد اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی روی اضطراب و افسردگی در بین زنان مطلقه شهر تهران انجام گرفت، 20 شرکت‌کننده به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و برنامه 8 جلسه‌ای شناخت‌درمانی برای گروه آزمایش برگزار شد. هدف این پژوهش این بود که اثربخشی شناخت‌درمانی را روی کاهش اضطراب و افسردگی زنان مطلقه شهر تهران ارزیابی کند. نتایج نشان داد که شناخت‌درمانی به‌صورت معناداری (P<0>علیخانی و اسکندری (1393)، در پژوهشی به تبیین فرایند مقابله با اختلالات جنسی منجر به اختلافات زناشویی و نظریه‌پردازی بر آن پرداختند. فرایند مقابله با اختلالات جنسی بر روی 12 نفر از افراد که اختلافات زناشویی داشتند، با روش پژوهشی گراندد تئوری مطالعه شد. در این مطالعه داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری و به طور همزمان از طریق مقایسه مداوم تحلیل شد. در این مطالعه مهارت‌های حل مسأله به‌عنوان متغیر اصلی در فرایند مقابله با اختلالات جنسیِ منجر به اختلافات خانوادگی نمایان شد. متغیر اصلی دارای دو سطح “فردی ـ زوجی” و “تعاملی” و پنج طبقه (مرحله) اصلی به نام های: آگاهی یافتن از علائم اختلال جنسی، ارزیابی شخصی، خود اقدامی، احساس تهدید و مشاوره با دیگران بود که در نهایت به رفتار جستجوی کمک، راهنمایی و درمان منجر شد. سن، جنس، سطح تحصیلات، پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی و آگاهی قبلی از این اختلالات بر زمان تصمیم گیری افراد برای درمان تأثیر داشته اند. افراد دارای اختلالات جنسی برای شروع درمان مؤثر با تأخیر تصمیم‌گیری می نمایند و این امر می‌تواند باعث فروپاشی خانواده گردد. زوجین نیازمند آموزش‌های قبل از ازدواج در قالب جلسات مشاوره هستند تا اگر در خلال زندگی مشترک دچار این اختلالات شوند، نسبت به مرتفع نمودن و درمان آن، سریع‌تر اقدام کنند.
قایدی و همکاران (1392)، به بررسی رابطه بین علایم اختلالات روانی و بدکارکردی‌های جنسی پرداختند و گزارش نمودند ارتباط معنی داری بین اختلالات روانی و بدکارکردی‌های جنسی هست به علاوه یافته های رگرسیونی سلسه مراتبی علایم اختلالات روانی (فوبی، افسردگی، وسواس فکری و علایم پارانویا) می‌توانند بدکارکری‌های‌ جنسی را به طور معنی‌داری پیش‌بینی کند.
امیدی و همکاران (1392)، پژوهشی را در مورد مقایسه اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی تلفیقی، با درمان شناختی و درمان شناختی- رفتاری کلاسیک، در کاهش نگرش‌های ناکارآمد بیماران مبتلا‌به اختلال افسردگی اساسی انجام دادند. ‌این مطالعه با هدف ارزیابی اثربخشی درمان تلفیقی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و درمان شناختی در مقایسه با درمان شناختی- رفتاری کلاسیک بر نگرش‌های ناکارآمد بیماران مبتلا‌به اختلال افسردگی اساسی انجام شد. نتایج نشان داد که تلفیق درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی با CBT نسبت به درمان دارویی، اثرات مشابه با CBT سنتی دارد و می‌تواند از طریق کاهش تأثیر نگرش‌های ناکارآمد، منجر به کاهش علائم افسردگی شود.
قیصری و کریمیان (1392) در یک مطالعه با هدف تدوین یک مدل علی رضایت جنسی بر اساس متغیرهای رضایت از رابطه، کیفیت زناشویی، اضطراب ارتباط جنسی، احقاق جنسی و فراوانی آمیزش در میان دانشجویان زن متأهل بیان کردند که مدل معنی‌داری به دست آمد و متغیرهای دفعات آمیزش جنسی و تعاملات جنسی و ابراز نیازها به‌عنوان متغیرهای میانجی که قادر به ‌پیش‌بینی رضایت جنسی می‌باشند عمل کردند. سایر متغیرها با وجود داشتن همبستگی با رضایت جنسی قادر به پیش‌بینی نبودند.
اسدی، فتح‌آبادی و شریفی (1392)، مطالعه‌ای با هدف تعیین رابطۀ بین دل‌زدگی زناشویی، احقاق جنسی و باورهای بدکارکردی جنسی در زنان صورت دادند و گزارش کردند که نتایج حاکی از وجود رابطۀ بین دل‌زدگی زناشویی، احقاق جنسی و باورهای بدکارکردی جنسی در زنان متأهل می‌باشد. همچنین دل‌زدگی زناشویی در زنان از روی مؤلفه‌های مرتبط به باورهای بدکارکردی جنسی قابل تبیین است و از میان مؤلفه‌های باورهای بدکارکردی جنسی زنان، محافظه‌کاری و باورهای خود پنداره جسمی بیشترین نقش را در افزایش دل‌زدگی زناشویی دارا هستند. از دیگر نتایج پژوهش آنها این است که از میان مؤلفه‌های باورهای بدکارکردی جنسی زنان، محافظه‌کاری بیشترین نقش را در کاهش احقاق جنسی زنان متأهل داراست.
نعمتی و همکاران (1392)، به بررسی تـ أثیر مـشاوره شـناختی ـرفتاری بر اضطراب و پرخاشگری زنان دارای اختلالات کنش جنسی بود. نتایج این مطالعه نشان داد که مشاوره شناختی ـ رفتاری نه تنها می تواند تأثیر به سزایی در کـاهش اخـتلالات جنـسی زنـان داشـته باشـد، بلکـه می تواند نقش قابل توجهی نیز در کاهش اضطراب و پرخاشگری به عنوان واکنش های همراه با این اختلالات جنسی در زنان ایفا کند.
مهران فر و همکاران در سال (1391)، در مطالعه خود به بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر روی نشانه‌های اضطراب و افسردگی مادران دارای کودک سرطانی پرداختند که در این پژوهش 4 مادر کودک سرطانی در یک دوره 8 جلسه‌ای شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی شرکت کردند و برای ارزیابی آنها از پرسشنامه اضطراب بک و پرسشنامه افسردگی بک 2 و مصاحبه ساختاریافته برای DSM-IV استفاده شد. نتایج کاهش معناداری را در نشانه‌های افسردگی و اضطراب این مادران در گروه شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی نشان داد.
در یک پژوهشی که توسط شهرستانی وهمکاران (1391)، در مورد اثربخشی شناخت‌درمانی گروهی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر بهبود ابعاد استرس ادراک‌شده ناباروری، شناخت‌های غیرمنطقی و تعارضات زناشویی در زنان نابارور تحت درمان انجام شد، 24 شرکت‌کننده در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار گرفتند و برای افراد گروه آزمایش 8 جلسه شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برگزار شد. افراد دو گروه قبل و بعد از مداخله پرسشنامه‌ها را تکمیل کردند. یافته‌ها تفاوت معناداری را بین دو گروه ازنظر کاهش ابعاد استرس ادراک‌شده ناباروری و کاهش تعارضات زناشویی نشان داد همچنین تفاوت معناداری ازنظر بهبود شناخت‌های غیرمنطقی ‌مؤثر است.
در یک پژوهشی که توسط سهرابی و همکاران (1391)، در مورد اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر اختلال وحشت‌زدگی (مطالعه موردی)، انجام شد، یک نفر از مراجعه‌کنندگان به بیمارستان با تشخیص اختلال وحشت‌زدگی به‌صورت نمونه در دسترس انتخاب شد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای او برگزار شد. نتایج پژوهش نشان داد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش شدت علائم وحشت‌زدگی تأثیر مثبت دارد و درصد بهبودی برای بیمار به میزان 4/72 درصد به دست آمد و این اثرات در دوره پیگیری هم تا میزان زیادی باقی می‌ماند.
صالح زاده و همکاران، (1390)، در مطالعه‌ای به بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر اختلالات جنسی از جمله اختلال ارگاسم و برانگیختگی جنسی پرداختند و هشت جلسه درمان ترتیب دادند. با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون به کمک پرسشنامه رضایت زناشویی، گزارش کردند که علائم کژکاری‌های جنسی از جمله اختلال ارگاسم و برانگیختگی جنسی با این روش درمانی کاهش می‌یابد.
در یک پژوهشی که توسط کلدوی و همکاران (1390)، در مورد اثربخشی مدل پیشگیری از بازگشت بر پایه ذهن‌آگاهی در پیشگیری از بازگشت و انگیزش در افراد وابسته به مواد افیونی انجام شد، 24 نفر با تشخیص اختلال سوءمصرف مواد افیونی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند و برای گروه آزمایش 8 جلسه درمان گروهی برگزار شد و آزمودنی‌ها توسط مقیاس مراحل تغییر و آزمایش مورفین پیش از شروع درمان، در طی درمان، پس از درمان و 3 ماه پس از درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که آموزش مدل پیشگیری از بازگشت بر پایه ذهن‌آگاهی در پیشگیری از اعتیاد و انگیزش مؤثر است.
در یک پژوهش که توسط موسویان و همکاران (1389)، در مورد اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کاهش چاقی و عوارض روان‌شناختی آن انجام شد، 48 نفر از افراد چاق به‌صورت تصادفی در سه گروه آزمایش (16 نفر دریافت‌کننده شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی) و گروه کنترل اول (17 نفر دریافت‌کننده برنامه رژیم غذایی) و گروه کنترل دوم (15 نفر بدون دریافت هیچ برنامه‌های) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش چاقی مؤثر است.
نظری، بیرامی‌ و بای (1389)، به بررسی تأثیر سکس‌تراپی فمینیستی بر احقاق جنسی در 20 نفر از زنان متأهل تحصیل‌کرده پرداختند. آنها با یک برنامه 12 جلسه‌ای که هر جلسه حدود 2 ساعت طول می‌کشید مداخله را انجام دادند. نتایج مطالعه آنها نشان داد که این روش درمانی به‌طور معناداری احقاق جنسی زنان تحصیل‌کرده را افزایش داد.
ابراهیمیان و همکاران (1388)، در مطالعه‌ای به مقایسه اختلالات جنسی زنان در زمان بارداری با قبل از آن پرداختند، نتایج مطالعه آنها نشان داد ۷۸% زنان قبل و ۸۰% آنان حـین بـارداری حـداقل یکـی از اخـتلالات جنسـی را تجربـه کـرده بودنـد. ایـن اختلالات به ترتیب اهمیت شامل: کاهش تمایل به برقراری ارتباط جنسی، نرسیدن به اوج لذت جنسـی، درد، تنفـر از برقراری ارتباط جنسی، اضطراب، خستگی و خودارضائی بود. در این مطالعه بین اختلالات جنسی ذکر شده در قبل و حین بارداری رابطه معنی‌دار وجود داشت.
فروتن و میلانی (1387) در مطالعه‌ای به بررسی شیوع اختلالات جنسی در متقاضیان طلاق مراجعه کننده به دادگاههای خانواده در تهران پرداختند و گزارش کردند که 7/66 درصد از مردان و 4/68 درصد از زنان از زندگی جنسی با همسرشان راضی نبودند و این نارضایتی را عامل اصلی تعارضات زناشویی خود بیان کردند.
ثنایی و شفیعی (1384)، در پژوهشی به بررسی رابطۀ بین احقاق جنسی، تمایل جنسی، هویت جنسی و مدت‌زمان رابطـۀ جنـسی در بین زنان متأهل پرداختند. به همین منظور نمونه‌ای به حجم 200 دانشجوی زن متأهل (30-20 سـاله) انتخاب کردند و با استفاده از پرسـشنامه‌های احقـاق جنـسی (هالبـرت، 1991)، تمایـل جنـسی (هالبـرت، 1992) و مقیاس هویت جنسیت مردانگـی برای زنان به بررسی رابطه بین متغیرهای فوق پرداختند. رابطۀ دوبه‌دو بین متغیرها از طریق ضریب همبستگی فـای محاسـبه شـد. همچنـین، بـرای پیش‌بینی احقاق جنسی از طریق تمایل جنسی و هویت جنسی از تحلیل رگرسـیون گام‌به‌گام استفاده گشت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که تنها بین تمایل جنسی و احقاق جنسی رابطـۀ معـناداری وجـود دارد و صرفاً تمایـل جنـسی قادر به‌ پیش‌بینی احقاق جنسی است. لذا، می‌توان نتیجه گـرفت کـه زنان در قالب هر دو هویت و تحت ساختار قدرتمند جامعه اکثراً از احقاق جنسی پایینی برخوردارند و احقـاق جنـسی بـالای زنـان نـشانگر توانایی آنان در عدم تأثیرپذیری از ساختار قدرتمند جامعه است. همچنین، فـراروی از هنجار ابراز غیرمستقیم تمایل جنسی در زنان و تلقی آن به‌عنوان یک ناهنجاری و پیدایش هرگونه عکس‌العمل منفی در زوج جنسی از دیدگاه زنان و نقش سازگاری زنان با توانایی‌های جنسی و شرایط همسران خود، در درازمدت بر ابراز تمایل جنسی و رابطۀ بین مدت‌زمان رابطۀ جنسی و احقاق جنسی مؤثر است.
فصل سوم
روش پژوهش
فصل سوم
روش پژوهش

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.