نهج البلاغه

دانلود پایان نامه

تَوافَتِ = از وَفَیَ (وَفی) از باب ض وفا کردن ـ از باب تفاعل = توافق کردن تَوافَتِ = افزون شد ـ کشاند به دشمنی
اِنهَد = از نَهَدَ از باب ن ـ م برخاستن ـ برآمدن پستان ـ سرعت کردن اِنهَد = برخیزید (جنگ کنید)
تقاعَسَ = از قَعِسَ از باب ف بازگردیدن ـ عقب ماندن ـ مخالفت کردن تقاعَسَ از باب تفاعل مخالفت کردن تقاعَسَ = مخالفت می‌کند جهت مَن معنی مضارع شده
2. 4. 2. بررسی الفاظ غریب
1. 2. 4. 2. تقاعس
«وَ اسْتَغْنِ بِمَنِ انْقَادَ مَعَکَ عَمَّنْ تَقَاعَسَ عَنْک»
«تقاعس» از دیگر واژه‌های غریب به کار برده شده در نهج البلاغه است که از ریشۀ «ق ع س» در اصل به معنای ثبات و قوت و نیز به معنای فرو رفتگی و نقیض حدب که همان خروج سینه و فرو رفتگی پشت است و همچنین به معنای تأخیر و اقدام نکردن و باز نشستن و خود را عقب کشیدن و عمل نکردن آمده است.
این ریشه فقط دو بار در نهج البلاغه» آمده است، به بعضى از فرماندهان لشکر نوشته:
«فَانْهَدْ بِمَنْ أَطَاعَکَ إِلَى مَنْ عَصَاکَ وَ اسْتَغْنِ بِمَنِ انْقَادَ مَعَکَ عَمَّنْ تَقَاعَسَ عَنْک؛‏
برانگیز آن‌که را که از تو فرمان مى‏برد به کسى که عصیان کرده و اکتفا کن به آن‌که او تو اطاعت کند از کسى که از تو دور شده و عقب نشسته است.»
به معاویه (علیه الهاویه) مى‏نویسد:
«فَاقْعَسْ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ وَ خُذْ أُهْبَهَ الْحِسَاب‏؛
از این کار دور شو، و براى خود ذخیره حساب ذخیره کن.»
نتیجه: با توجه به سیاق کلام، مراد حضرت همان عقب نشسته است.
2. 2. 4. 2. المتکاره
«فَإِنَّ الْمُتَکَارِهَ مَغِیبُهُ خَیرٌ مِنْ مَشْهَدِه»
«متکاره» از دیگر واژه‌های غریب به کار برده شده در نهج البلاغه است که از ریشۀ «ک ر ه» در اصل به معنای خلاف رضایت و محبت است و نیز به معنای مشقت که انسان باید آن را حمل کند آمده و نیز کره (بر وزن فلس و قفل) ناپسند داشتن و امتناع «کره الشّىء کرها و کراهه: ضدّ احبّه» ایضا کره (بفتح اول) به معنى ناپسند شدن است. «کره الامر: قبح».
﴿لِیحِقَّ الْحَقَّ وَ یبْطِلَ الْبٰاطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ﴾؛
«تا حق را ثابت و باطل را ابطال کند هر چند گناهکاران ناپسند دارند.»
در صحاح، مصباح ، مفردات و اقرب به نقل قاموس نقل شده: کره بفتح اول ناپسندى و مشقّتى است که از خارج بر شخص وارد و تحمیل شود و بضمّ اول مشقّتى که از درون و نفس انسان باشد. این مطلب مورد تأیید قرآن مجید است زیرا فقط در سه جا کره بضمّ اول آمده که هر سه راجع بمشقت نفسى و درونى است.
﴿ کُتِبَ عَلَیکُمُ الْقِتٰالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ﴾
﴿وَ وَصَّینَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیهِ إِحْسٰاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً﴾

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.