نهج البلاغه

دانلود پایان نامه

مَنِیّتُهُ = از مَنَّ (مضاعف) از باب ن انعام و نیکویی کردن … مَنوُن و منتاً = مرگ مَنِیّتُهُ = مرگ او ـ مرگ همان خودم
بَقَدَمی = از باب ن ـ ف ـ ک پیشی گرفتن ـ بسیار پیشی نمودن قَدَم = پیشی در کار ـ اثر بِقَدَمی = به اندازه قدم من خدمت من ـ اثر من ـ پیشی من
لایُدلیِ= از دَلَوَ از باب ن کشدن ـ نرمی کردن ـ نزدیک شدن از باب افعال = نزدیک گردانیدن لایُدلیِ = نزدیک نمی‌شود
یَسَعُنیِ = از وَسِعَ از باب ف = فراخ شدن ـ گشاد شدن ـ گستردن ـ توانگر شدن ـ طاقت داشتن سَسَعُنِی = وسعت و قدرت داشته باشد برای من
غَیِک = از غَوَیَ (غوی) از باب ض گمراه شدن ـ غَیّهَ = گمراه غَیِّکَ = گمراهی تو
لَعَمرِی = از عَمَرَ از باب ن قابل سکونت شدن ـ سکونت کردن ـ باقی داشتن ـ لازم گرفتن عَمر = دین ـ ملت لام = قسم به دین ام ـ قسم به جان خودم
لایُکَلّفِوُنَکَ = از کَلِفَ از باب ف تغییر یافتن … از باب تفعیل = امر کردن به زاده از طاقت ـ به مشقت و زحمت انداختن لایُکَلّفِوُنَکَ =به زحمت نمیاندازد شما را
زَوزٌ = از زَوَرَ (زار) از باب ن زیارت کردن …. زَورُ = زیارت است
لُقیانُهُ = از لَقُیَ از باب ک ـ ف تیزفهم گردیدن ـ فهمیدن سخن لُقیانُهُ = ملاقات آن
کَیفَ اَنتَ صانِعٌ = صانِعٌ از صَنَعَ از باب م ساختن ـ خلق کردن (خلق نمودن) نیکویی کردن کَیفَ اَنتَ صانِعٌ = چطور شما کننده کاری ـ چه خواهید کرد
جَلابِیبُ = از جَلَبَ از باب ن کشیدن از مکانی به مکان دیگر ـ فریاد کردن غُوغا کردن ـ جَلابیب = جمع جِلباب پیراهن ـ چادر زنان جلابیبُ = پرده‌ها
2. 9. 2. بررسی الفاظ غریب
1. 2. 9. 2. اجتیاح
«فَأَرَادَ قَوْمُنَا قَتْلَ نَبِینَا وَ اجْتِیاحَ أَصْلِنَا وَ هَمُّوا بِنَا الْهُمُوم»
«اجتیاح» از دیگر واژه‌‌های غریب به کار برده شده در نهج البلاغه است که از ریشۀ «ج و ح» در اصل به معنای نابود کردن و ریشه کن ساختن است و نیز به معنای آفاتی که میوه‌ها را از بین می‌رود آمده است.
نتیجه: باتوجه به اصل معنا مراد حضرت نیز ریشه کن ساختن و نابود کردن بوده است.
2. 2. 9. 2. اوعرت
«وَ أَوْعَرَتْ عَلَیک الْمَسَالِک»
«اوعرت» از دیگر واژه‌های غریب به کار برده شده در نهج البلاغه است که از ریشۀ «و ع ر» و به معنای سفتی و سختی است و ضد سهل است و همچنین به معنای مکان ناصاف و سخت آمده است که عائر و عیر نام دو کوه ناصاف و سخت و صخره‌ای در مدینه جنب مسجد شجره بودند که بعداً به هر مکان مادی یا معنوی سخت و ناهموار و سفت وعر اطلاق شد و در اینجا اسم تفضیل آن آمده است.
نتیجه: با توجه به سیاق کلام و معنای لغوی مراد حضرت، سختی راه و مکان است.
3. 2. 9. 2. غیا
«وَ إِنَّ نَفْسَک قَدْ أَوْلَجَتْک شَرّاً وَ أَقْحَمَتْک غَیا»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.