نهج البلاغه

دانلود پایان نامه

سید رضى سخنان امیر مؤ منان × را از میان کتاب‌هاى گوناگون استخراج کرده و با سبکى دلپذیر و مطلوب تنظیم نموده است. خود درباره نحوه باب بندى و تقسیم بندى مطالب آن چنین نوشته است:
«دیدم سخنان آن حضرت بر گرد سه محور مى‌گردد، نخست: خطبه‌ها و فرمان‌ها، دوم: نامه‌ها و پیغام‌ها، و سوم: کلمات حکمت آمیز و موعظه‌ها. پس به توفیق الهى ابتدا خطبه‌هاى شگفت، و سپس نامه‌هاى زیبا و سرانجام حکمت‌ها و کلمات جالب را انتخاب کردم، و هر یک را در باب مستقل قرار دادم … و هر گاه سخنى از آن حضرت در مورد بحث و مناظره یا پاسخ سؤ ال و یا منظورى دیگر بود که به آن دست یافتم ولى جزء هیچ یک از این سه بخش نبود، آن را در مناسب‌ترین و نزدیک‌ترین باب قرار دادم. چه بسا قسمت‌هایى نامتناسب در این برگزیده سخنان آمده باشد، زیرا کم در این کتاب نکته‌هاى شگفت و قطعه‌هاى درخشان را برگزیده‌ام و قصدم هماهنگى و نظم تاریخى پیوستگى میان سخنان نبوده است.»
بدین ترتیب سید رضى از سخنان امیر مؤمنان × گزینشى زیبا و هنرمندانه صورت داد و با تبویبى جالب و مفید آن‌ها را مرتب نمود.
7. 2. 1. کمیت نهج البلاغه
شریف رضى در این گزینش شگفت از کلام امیر بیان على ×، تعداد 241 خطبه و کلام، 79 نامه و مکتوب و 489 حکمت و موعظه را برگزیده است، و چنان‌که خود اشاره کرده، آنچه در این مجموعه گرد آورده است، منتخب و گزیده‌اى از سخنان و مکتوبات امیر مؤمنان × است، نه همه آنچه از آن حضرت در کتاب‌ها موجود است. وى در مقدمه نهج البلاغه چنین توضیح داده است:
«ادعا نمى‌کنم که من به همه جوانب سخنان امام × احاطه پیدا کرده، به طورى که هیچ یک از سخنان آن حضرت را از دست نداده باشم، بلکه بعید نمى‌دانم که آنچه نیافته‌ام بیش از آن باشد که یافته‌ام و آنچه در اختیارم قرار گرفته است کم‌تر از آن چیزى باشد که به دستم نیامده است.»
یعقوبى، مورخ برجسته، درگذشته به سال 284 هجرى، اظهار کرده که مردم چهارصد خطبه از خطبه‌هاى آن حضرت را به خاطر سپرده‌اند و این خطبه‌ها در میان مردمان متداول است و از آن‌ها در خطبه‌هاى خویش بهره مى‌گیرند.
همچنین مسعودى، مورخ نامدار، درگذشته به سال 346 هجرى، نوشته است که آنچه مردمان از خطبه‌هاى آن حضرت به خاطر سپرده‌اند چهار صد و هشتاد و چند خطبه است که بالبدیهه ایراد مى‌کرد و مردم آن را حفظ مى‌کردند و مى‌نوشتند و از هم مى‌گرفتند.
این تعداد خطبه‌ها که خطبه‌هاى مشهور و متداول بوده است، تقریباً دو برابر آن چیزى است که شریف رضى گزینش کرده است؛ و البته بى‌گمان خطبه‌ها و سخنان و نوشته‌ها و حکمت‌ها و موعظه‌هاى امام × بسیار بیش از این‌ها بوده است و با توجه به کتاب‌هاى مستدرکى که بعدها به ویژه در حال حاضر تألیف شده و آنچه شریف رضى گرد آورده و آنچه را گرد نیاورده است در آن مجموعه‌ها جمع کرده‌اند، مى‌توان حدس زد که شریف رضى تقریباً یک دوازدهم از مجموعه سخنان و نوشته‌ها و کلمات قصار امام × را گرد آورده و در تألیف بى‌نظیر خود ارائه کرده است.
8. 2. 1. وجه تسمیه و وجه شاخص تألیف
شریف رضى تألیف گرانقدر خود را نهج البلاغه یعنى راه روشن بلاغت نام گذاشته و در وجه تسمیه آن چنین نوشته است:
«پس از تمام شدن کتاب، چنین دیدم که نامش را نهج البلاغه بگذارم، زیرا این کتاب درهاى بلاغت و سخنورى را به روى بیننده خود مى‌گشاید و خواسته‌هایش را به او نزدیک مى‌سازد. هم دانشمند و دانشجو را بدان نیاز است، و هم مطلوب سخنور و پارسا در آن هست.»
شریف رضى نامى را براى این کتاب جاودان برگزید که مناسب‌ترین عنوان بود. شیخ محمد عبده در مقدمه‌اى که بر شرح خود بر نهج البلاغه آورده، در این باره چنین نوشته است:
«این کتاب جلیل مجموعه‌اى است از سخنان سید و مولاى ما امیر مؤمنان على بن ابى طالب کرم الله وجهه که سید شریف رضى & از سخنان متفرق آن حضرت گزینش و گردآورى کرده و نام آن را نهج البلاغه نهاده است؛ و من اسمى مناسب‌تر و شایسته‌تر از این اسم که دلالت بر معناى آن بکند، سراغ ندارم و بیش‌تر از آنچه این اسم بر آن دلالت دارد، نمى‌توانم آن را توصیف نمایم.»
عنوانى که شریف رضى براى تألیف خویش برگزید، بیانگر وجهى از کلمات امیر بیان على × بود که او را شیفته و فریفته خود ساخته بود و این وجه نهج البلاغه، وجهى است که به سبب فصاحت والا و بلاغت اعلاى کلام، آن را تا عمق جان هر کس نفوذ مى‌دهد و حکم‌تها و معرفت‌هاى بى‌مانندش را ابلاغ مى‌نماید. استاد شهید، مرتضى مطهرى در این باره مى‌نویسد:
«سید رضى شیفته سخنان على × بوده است. او مردى ادیب و شاعر و سخن شناس بود… سید رضى به خاطر همین شیفتگى که به ادب عموماً و به کلمات على × خصوصاً داشته است، بیش‌تر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولى مى‌نگریسته است و به همین جهت در انتخاب آن‌ها این خصوصیت را در نظر گرفته است، یعنى آن قسمت‌ها بیش‌تر نظرش را جلب مى‌کرده است که از جنبه بلاغت برجستگى خاص داشته است؛ و از این رو نام مجموعه منتخب خویش را نهج البلاغه نهاده است.»
9. 2. 1. کتابى بس شگفت
بدین ترتیب کتابى ظهور یافت که جلوه‌اى است از جلوه‌هاى وجود على × نسخه یگانه هستى و مظهر همه کمالات الهى. نهج البلاغه کتابى است که در آن والاترین اندیشه‌ها و معرفت‌ها، و نیکوترین سیرت‌ها و سلوک‌ها جلوه یافته و انسان‌ها را راه نموده و بر کسى پوشیده نیست که امیر مؤمنان × پیشواى فصیحان و سرور بلیغ سخن گویان است و این‌که سخن او والاترین سخن پس از کلام خداوند و پیامبر اکرم است، چنان‌که درباره‌ی سخن آن حضرت گفته‌اند: «نهج البلاغه پایین تر از سخن خداوند و بالاتر از گفتار همه مخلوقات است.»
علامه سبط ابن جوزى، در گذشته به سال 654 هجرى، درباره‌ی کلام امیر مؤمنان × و شگفتى آفرینى آن مى‌نویسد:
«على × به بیانى سخن گفته که سرشار از عصمت است. او با میزان حکمت سخن رانده، سخنى که خداوند بر آن مهابت و شکوه افکنده است. این کلمات به گوش هر کس رسد، او را به شگفتى و حیرت وا مى‌دارد. خداوند در سخن گفتن بدو نعمتى ارزانى داشته که توانسته است حلاوت و ملاحت را یکجا گرد آورد، و سحر بیان و زیبایى فصاحت را با هم درآمیزد. نه مى‌توان از آن کلمه‌اى اسقاط نمود، و نه با حجت و دلیلى با آن مسابقت داد. سخنگویان را به عجز و ناتوانى کشانده و گوى سبقت از همگان ربوده است. کلمات او الفاظى است که نورانیت نبوت بر آن تابیده و آنچه از وى صادر شده عقل‌ها و فهم‌ها را متحیر و شگفت زده ساخته است.»
نهج البلاغه از وجوه گوناگون کتابى شگفت است: الفاظ، جملات، بافت سخن، هندسه بیان، موسیقى کلام، قوت و استحکام، لطافت و سحر آن، معانى و معارف والا، تأثیرگذارى بر دل‌ها و نفوذ در جان‌ها، و محدود نبودن به یک زمینه به یک زمینه خاص. استاد شهید، مرتضى مطهرى در این باره مى‌نویسد:
«از امتیازات برجسته سخنان امیرالمؤ منین که به نام نهج البلاغه امروز در دست ما است، این است که محدود به زمینه‌اى خاص نیست. على × به تعبیر خودش تنها در یک میدان اسب نتاخته است، در میدان‌هاى گوناگون که احیاناً بعضى با بعضى متضاد است تکاور بیان را به جولان درآورده است. نهج البلاغه شاهکار است، اما نه تنها در یک زمینه، مثلاً: موعظه، یا حماسه، یا فرضا عشق و عزل، یا مدح و هجا و غیره، بلکه در زمینه‌هاى گوناگون.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.