همبستگی اجتماعی

دانلود پایان نامه

لیپمن خود واژه حلقه کندوکاو را اختراع نکرده بلکه آن را از پیرس وام گرفته است.(lipman,2003:20) در نظر لیپمن حلقه کندوکاو هم فردی و هم اجتماعی است. به طور کلی کندوکاو مشترک به شکلی از کندوکاو گروهی اشاره دارد که دانش‌آموزان از طریق با هم فکرکردن در مورد موضوعات و ایده‌ها یاد می‌گیرند مستقل فکرکنند. کندوکاو مشترک شامل گفت‌وگوهای باز عقلانی میان دانش‌آموزان است که به وسیله معلم تسهیل می‌شود و مشخصه اصلی آن عبارت است از توجه محترمانه به یکدیگر، بررسی اختلاف نظرها، ایده خود را بر پایه ایده دیگری قرار دادن، ارائه دلایل و شواهد، نتیجه گیری و روشن کردن پیش‌فرض‌ها.(کم،1389: 147)
در اجتماع یا و حلقه کندوکاو فلسفی معلم و دانش‌آموز در پیشبرد کندوکاو، همکاری می‌کنند و با یکدیگر به گفتوگو و استدلال می‌پردازند؛ به جای اینکه معلم تنها به بیان تجربیات و یافته‌های خود بسنده کند و یا بخواهد با چارچوب استدلالی خویش کودکان را وارد بحث و گفتوگو کند. معلم در این روش آموزشی، ریئس بیطرف جلسه خواهد بود. وهمچنین تسهیل کننده و اداره کننده فرایند گفتوگو است. البته از معلم انتظار میرود که بهگونهای ظریف و ضمنی اما مقتدرانه عنصر عقلانیت را وارد جریان بحث کند. معلم باید درهمان چهارچوپ بیطرفی فعالیتهای زیر را انجام دهد .
کودکان را ترغیب کند تا ایدههای یکدیگر را گسترشدهند.
تلاش کند که کودکان به دلالتهای ضمنی گفتههای خود توجه کنند.
سعی کند کودکان توجه کافی به پیشفرضهای خود داشته باشند.
آنها را ترغیب کند که برای توجیه باورهای خود دلیل داشته باشند.(هینز، 138: 291)
نقش حلقه کندوکاو در نظام تعلیم و تربیت:
از نظر لیپمن برای داشتن آموزش و پرورش کندوکاو محور لازم است ،کلاس درس به یک اجتماع تبدیل ‌شود که در آن دوستی و همکاری جای خود را به روابط نیمهخصمانه و رقابتی بدهد. پانزده اصل مهم باید در حلقه کندوکاو حفظ شود تا خاصیت آن آشکار شود.(Lipman,2003:95-100)
شمول: اعضای یک حلقه و اجتماع ممکن است در درون خود تنوع زبانی، دینی ، سنی و … داشته باشند اما نکتهای که باید بدان توجه داشت این است که هیچکدام از اعضا بدون داشتن توجیه مناسب از حلقه کنار گذاشته نمیشود.
مشارکت: حلقه کندوکاو اعضا را به مشارکت فرا میخواند اما احتیاجی نیست که همه مشارکت زبانی یکسانی داشته باشند.
شناخت به اشتراک گذاشته شده: در یک جلسه کندوکاو، هر فرد یک سری از اعمال ذهنی را با هدف نفوذ و تجزیه و تحلیل و شرکت در تعامل بهکار میگیرد. بنابراین همه در یک تعجب، سؤال، استنتاج، تعریف، فرض، فرض، تصور، تشخیص، و … ؛ در واقع در یک شناخت به اشتراک گذاشته شده، شریک میشنود (این ویژگی «تفکر توزیعی» نامیده می‌شود.)
روابط چهره به چهره: این روابط ممکن است برای حلقه کندوکاو ضروری به نظر نرسد، اما میتواند بسیار سودمند باشد چراکه چهره مخازن بافتهای پیچیدهی معنایی است که ما دائما سعی در خواندن و تفسیر آن داریم. این معانی توسط ویژگیهای متحرک چهره تولید میشود که در تقریباً نزدیک به یکدیگر میباشد.
درخواست معنا: کودکان مشتاق درک هستند، در نتیجه سعی میکنند تا معنای هر جمله، شی و تجربه را دریابند. بنابراین یکی از ویژگیهای حلقه کندوکاو جستوجو و کنکاش در معانی است.
احساس همبستگی اجتماعی: کودکان اغلب محتاج پیوند با یکدیگرند. برخی از معلمان، کلاسهای دوستانه را خطری برای اقتدار خود میدانند. اما در حلقه کندوکاو احساس اتحاد و مسئولیت مشترک در بین بچهها اصل است.
مشورت: این شامل در نظر گرفتن راههای جایگزین از طریق بررسی دلایلِ حمایت از هر یک از آنها می‌باشد ازآنجایی که شور و مشورت معمولاً در روند آمادهشدن برای یک قضاوت، صورت میگیرد. ما از این روند به عنوان یک فرایند «سبک سنگین کردن» دلایل و جایگزینها نام میبریم.
بیطرفی: کندوکاوِ بیطرف به دنبال بررسی اهمیت یک موضوع در شیوه‌ای باز، خود- تصحیحگرانه و متکی به زمینه است؛ لذا دیدگاه ومنافع همه را درنظرمیگیرد.
الگوسازی: ادبیات تخیلی کودکان میتواند به آنها کمک کند تا کلاس درس را به کندوکاوی فلسفی تبدیل کنند. برعکس الگوی سنتی که معلم الگویی برای دانشآموزان بود، در اینجا دانشآموزان با پرسشگری خود میتوانند چارچوب کلاس را تغییر دهند.
داشتن تفکر مستقل: اینکه یک جمعی همنوا با هم فکر کنند خطر از بین رفتن تفکر مستقل افراد را ایجاد می‌کند. در یک حلقه کندوکاو سالم، دانشآموزان میآموزند به جای تقلید، بر پایه ایده دیگران، ایده خود را بنا کنند هر چند لزوماً با ساختار آنها یکسان نباشد.
به چالش کشیدن به عنوان روند (همیشگی): وقتی کودکان در حال بحث کردن با یکدیگر هستند برایشان طبیعی و عادی است که ایدههای یکدیگر را به چالش بکشند، آنها مشتاقانه میخواهند بدانند چه ایدهای از یک ادعا حمایت یا آن را رد میکند. اما چیزیکه آنها در حلقه کندوکاو میآموزند اینکه به چالش کشیدن خوب است اما نباید زیاد پرحرارت باشد، بلکه روندی شناختی است که اعضا در جهت پاسخ به سؤالاتشان به کارمیگیرند.
معقول بودن: به ظرفیت به کاربردن روندهای عقلانی در قضاوت اشاره میکند که شامل دو توانایی مهم گوش کردن و پذیرش دلیلهای سایرین است.
خواندن (تأملی): هدف از اجرای یک جلسه حلقه کندوکاو رساندن افراد به تأمل و بازاندیشی است. برای این منظور باید خواندن تأملی، پرسشگری تأملی و بحث تأملی را در کلاس جدی گرفت که دانشآموزان را وادار سازد راجع به روند تفکراتشان فکر کنند. معلم در ابتدای شروع حلقه کندوکاو متنی تفکربرانگیز میخواند که انگیزه برای شروع بحث باشد.
پرسشگری: بعد از اینکه خواندن معلم به اتمام رسید، از دانشآموزان خواسته میشود مواردی که به نظرشان گیج کننده و گنگ بود را بپرسند، بعد از اینکه فهرستی از سؤالات تهیه شد، درواقع دستورکاری برای شروع بحث ایجاد شده است. از شروع پرسش است که جریان گفتوگو، خودانتقادی وخود تصحیحی نیز آغاز می‌شود.
جریان بحث: تمام مهارتهایی که در ادامه به آن میپردازیم و بسیاری از مواردی که در بالا ذکرشد، در همین جریان گفتوگو است که ایجاد میشود، معلم معمولاً در ابتدا از یکی از سؤالاتی که دانشآموزان پرسیدهاند شروع میکند و روند گفتوگو شکل میگیرد. (Lipman,2003:95-100) فعالیت عمده حلقه کندوکاو، همین بحث و گفتوگوی کلاسی است. جایی که سازمان کلاس ممکن است از یک هفته به هفته دیگر تغییر کند، یک عنوان ممکن است طی چندین جلسه بحث شود. مشارکت‎کنندگان رو در روی یکدیگر و دایره وار می‌نشینند که بتوانند صدای هم را بشنوند و همدیگر را ببینند. قواعدی که برای کارکردن با یکدیگر مورد توافق قرار میگیرد، میتواند به وسیله گروه اصلاح شود. این قواعد ابتدا مشخص می‎شوند اما بتدریج به‎وسیله مشارکت‌کنندگان درونی و شاخص جامعه واقعی و مشارکت فکری افراد می‌گردند. قواعد شامل خوب تعمق کردن، دقیق گوش دادن، اجتناب از تخریب، احترام به یکدیگر و مسخره نکردن است.(هاینز، 2002، به نقل از قائدی، 1383: 42)
لیپمن به عنوان یک معلم این نکته را ضروری میدانست که دانشآموزان به راحتی ایدههایشان را در کلاسی مطرح کنند که بی شک شبکههای درون‌گروهی روابط، از گروههای دوستی تا روابط قدرت و دشمنی و … در آن وجود دارد، به همین منظور وی بر تفکر مراقبتی نیز تأکید داشت تا از طریق آن در بچهها احترام به عقاید سایرین را تقویت کند. وی معتقد بود که این تفکر از طریق بازاندیشی بر دلایل و زمینهای که عقیده شکل گرفته و شناسایی معانی ضمنی و پیشفرضهایی که منجر به سوگیری، پیش‌داوری و یا خود فریبی شده است، تقویت میشود.( Swann,2013:44)

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.