هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

و)امانت دار بودن: امام علیه السلام در نامه ای به قاضیِ منصوب از جانب خویش، می نویسند : « بدان که این مقام و منصب، امانت است، پس هر که در آن خیانت کند، تا روز قیامت لعنت خدا بر او باد و هر کس خیانت کاری را به خدمت گیرد، بدون تردید پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم در دنیا و آخرت از او بیزار است.»
ز) صداقت داشتن : گاهی بسیاری از سیاستمداران برای رسیدن به قدرت و یا دوام حکومت خود از وعده های دروغین استفاده می کنند. ولی امام متقیان علی علیه السلام هیچ گاه وعده ی دروغین ندادند و حتی در همان شورای شش نفره با صداقت و صراحت فرمودند : « من به سنت پیامبر و سیره ی خودم عمل می کنم، نه سیره ی دو خلیفه ی اول و دوم. و نیز فرمودند :«ذمه و عهد من در گرو گفته ام است و من ضامن و عهده دار آن هستم.»
براساس این اصل امیرالمؤمنین علیه السلام در مقام میان تفاوت خود و معاویه، مکر را در مقابل زیرکی قرار می دهند. لذا تأکید دارند که مردم باید در جریان امور قرار بگیرند که اگر شبهه و شایعه ای پیش آید جامعه دچار ناهنجاری نگردند و از مسیر خود خارج نشود.
ح) عدم سازش و همرنگی با جماعت : چون اجرای عدالت و اقامه ی قسط با هر شرایطی سازگار نیست، امام علی بن ابیطالب علیه السلام در مورد ویژگی های کسانی که بخواهند امر خدا را به جای آورند و عدالت حقه را اجرا کنند فرموده اند :
«امر (دین) خدا را فقط کسانی می توانند برپا دارند (و احکام خدا را عملی کنند) که سازش نکنند، همرنگ جماعت نشوند، و خود، در پی مطامعی (و خواسته هایی) نباشند.»
عدم همنوایی و همشکلی با اکثریت گمراه جامعه راسرلوحه زندگی خود قرار می دهند.و از وصف کوردلی و همگامی با هواپرستان، خارج شده اند.
بدین صورت گزینش چنین افرادی با این ویژگی ها به عنوان هنجار آفرینان و عدالت خواهان به شمار می آید و تاثیرگذاری آنها بر فرهنگ و جامعه را می توان یک اصل در سیستم حکومتی امام علی علیه السلام دانست.
2-6-6. پیامد و آثار هنجارگریزی
دستگاه خلقت دارای یک نظام و گردونه ی واحد به هم پیوسته ای است که براساس مشیّت حکیمانه ی مدبر هستی در حال حرکت است، لذا حرکت صحیح و غیرصحیح مطابق فطرت و عقل و… در کیفیت گردش دستگاه خلقت تأثیرمی گذارد، یعنی حوادث عالم بر روی انسان اثر می کند و اعمال نیک و بد او نیز در عالم هستی مؤثر واقع می شود.
این ارتباط تنگاتنگ اعمال و رفتار انسانها با حوادثی که بر آنها رخ می دهد چنان قوی است که حتی لغزش هایی که موجب زمین خوردن و آسیب دیدن انسان می شود، از اثرات گناه دانسته است.
در نتیجه آثار تکوینی اعمال و رفتار انسان که محکی برای شناخت خود و دیگران است، در واقع زنگ خطر و هشداری نسبت به آینده انسان است که به او بفهماند بیهوده خلق نشده است.
قابل توجه است که اسلام برای به وجود آوردن هنجارهای مورد نظر دینی و اشاعه فرهنگ و ارزشهای خویش به طور بسیار ظریف و دقیق و حرفه ای عمل نموده است. بر این اساس، بررسی پیامدهای منفی ناشی از هنجارگریزی هاکمک می کند تا هنجارهای پسندیده، سنجش وارزیابی گردد.
هنجارگریزی ها در رخدادهای فرهنگی و اجتماعی نیز به دلیل اینکه گستره وسیعی را در برمی گیرد، پیامدها ی زیادی رادر جامعه به جا می گذارد. امام علی علیه السلام پیامدهای چنین جامعه هایی را به طور کلی توصیف می کنند. و شاخص ترین ویژگی انسانهای چنین جامعه هایی را “نفاق و دوچهره بودن وبه عبارتی فریبکاری” معرفی می کنند، چرا که آنها هنجارها را می پذیرند اما نسبت به آنهاگریزانند ویا دست به فریبکاری می زنند. به قول شهید مطهری « در پرتو یکدلی هم جاذبه دارند و هم دافعه»
در اینجا به برخی ازآن پیامدها اشاره می شود:
2-6-6-1. باز شدن راه گناه و فساد در جامعه
گناه هر گونه رفتاری است که بر خلاف فرمان خداوند باشد. که در آیات و روایات با واژه های مختلفی آمده است. از آن جمله:
ذنب ، معصیت ، جرم ، فسق ، فساد وشر و …می باشد که هر کدام یکی از جنبه های گناه را می رساند.
در هر صورت اگرناهنجاریها به قدری زیاد شود که قدرت و عظمت در انحصار گنهکاران قرار گیرد،به طوری کهدیگر افراد از طریق خونسردی ونیز جامعه از طریق تصویب قوانین و با حمایت ازحقوق آنها، گناهان را ترویج دهند. در این صورت گنهکاران همچنان نادرست ترین برهان ها و بی اساس ترین توجیهات را برای اعمال خودمی آورند.در این صورت دیگرکسی نیست که زشتکاری ها را دگرگون کند و بزهکاران را مهار نماید، لذا راه گناه وفساد باز می شود.
نمونه ای از گسیجته شدن هنجارهای اجتماعی واتحاد مردم بر گناه، در حکومت بنی امیه است: « مردم در شکستن قوانین خدا، دست در دست هم می گذارند و در جدا شدن از دین متحد می شوند و… »
در جامعه ها ی کنونی ورود گناهانتوسط تبلیغات، مطبوعات، رسانه های جمعی، سیستم های ارتباطی، گردهمایی ها، فیلم ها، طنزها، شعرها، طرح ها، بازیگری ، هنر، و …انجام می شود وچنان تأثیرگذار است که توانسته افکار عمومی رامسخ کند ورفتارهای اجتماعی را مختل نماید.
در این شرایط، جامعه ی گنهکار با عواقب بدی مواجه خواهد بود:
– گناه، نابود کننده ی معرفتمی گردد.چنان قساوت قلبی به وسیله گناهان به وجود می آید که باعث تأثیر ناپذیری انسان از آیات الهی و ذکر الهی می شود. همچنین وجود معیارهای منطقی و روش های موثق، حتی برای اندیشمندان اهل فهم و شعور نیزدیگرمؤثر نخواهد بود.
-هیچ خیر و خوبی در دل انسان جای ندارد و یا اگر هم هست در کشمکش با بدی است، تا بالاخره یکی بر دیگری چیره گردد.
– خواسته های گناه آلود، انسان را چنان بی تفاوت می کند که حتی هشدار به مجازات، وحشت از پلیس و زندان و تبعید و تبلیغات و به طور کلی نظارتهای بیرونی مؤثر نمی گردد.
-افراد جامعه به جای اینکه از گناه و فساد، خود را پاک کنند در گناه و جرم دیگران نیز شریک می گردند و همدیگر را تشویق به کار باطل می نمایند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.