هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

6-بهره برداری ابزاری از دین توسط خواص بی بصیرت جامعه، جدی ترین اشتباهات را در زمینه ی دین شناسی به وجود می آورد، و به یک جامعه ی به اصطلاح دیندار، اما غیر عالمانه ای تبدیل می گردد که دیگر انسانها به پیروی از آنها، ناهنجاریها را گسترش می دهند.
7-از جمله عوامل دیگر در هنجار گریزی، عدم شناخت کافی از دنیا و ویژگیهای آن می باشد.انسانهایی که به واقعیت دنیا، با چشم بصیرت نمی نگرند، در مواجهه با امور متضاد ومتشابه دنیا ومشکلات آن، به جای استدلال و عبرت پذیری، صبر و قرار را از کف می دهند. و به جای اینکه در آزمایشات و سختی های دنیا، کسب کمالات کنند و در محافظت از هنجارها تلاش کنند، در بین امور متضاد و متشابه دنیا، راهشان را گم کرده وفریب می خورند، در نتیجه به ناهنجاری وبی تعهدی دست می زنند.
8-غیر از عوامل فردی، عوامل بیرونی واجتماعات آلوده، در بروز ناهنجاریها وکجرویها نقش مؤثری دارد . البته نقش همه اینها یکسان نیست.
9-در اجتماع آلوده به علت اینکه تعصب های جاهلانه، هواهای نفسانی، کشمکشهای جاهلانه، وزیاده خواهی ها … بر دلها حکومت می کند، شبهه ها و فتنه ها فراوان شده ، باطل به چهره ی حق در می آید، قدرت تشخیص حق از باطل، معروف از منکر، هنجار از ناهنجارغیر ممکن می گردد، در نتیجه افراد جامعه نمی توانند رفتاری حکیمانه منطبق بادین از خودنشان دهند.
10- رفتارهای تضاد آمیز مثل نفاق، تضاد خواسته های مردم ورهبری باعث بی اعتمادی و کاهش حمایتها شده در نتیجه جامعه دچار اختلافات می شود.
11- برای قوت و استحکام جامعه، توصیه به ارزش ها وهنجارها و معروف ها و باز داشتن از بدی ها و اصلاح توده های نا آگاه لازم وضروری است، و بی تفاوتی و سستی و مسامحه در این امر، زمینه ی رشد هنجارگریزی ها را در جامعه فراهم می نماید
12-پایبندی به هنجارها، نقش اساسی در پایداری حکومتها دارد، لذا روش های حکومتداری، و یا نوع حکومت و رهبری در میزان ناهنجاریها مؤثراست. نقش حکومت در پایه گذاری آداب و رسوم، هنجارها وحقوق و تکالیف، به اندازه ای است که می تواند فساد و صلاح جامعه را رقم زند.بنابراین حکومتی پایدار خواهد ماند و هنجارها رعایت خواهد شد که:
الف- حکومت مشروع و هم مقبول باشد. اهداف و آرمانهای مشترک، میان رهبر وامت وجود داشته باشد.
ب-ظلم وتعدی به حقوق مادی ومعنوی انسانها، به عبارتی عدالت گریزی وپیامدهای آن تحقق نیابد.
ج-در رسیدن به اهداف از زور و فشار و خدعه استفاده نشود، و نیز مردم از سر ترس ویا از سرحرص به هنجارها تن ندهند.به عبارتی روحیه ی نفاق در جامعه تقویت نگردد.
د-آزادی و اختیار انسانها، در قدرت طلبی های غیر مشروع ومستبدانه محدود نشود، که این محدودیت سبب می شود افراد تحت فشارهای اجتماعی و زور، با کراهت به هنجارها یی تن دهند که مورد پسند آنها نمی باشد.
در این صورت حکومت بر مبنای ارزشهای والای راستی، صداقت وعدالت، انسانها را از انواع انحرافات و ناهنجاریها دور خواهد نمود.تغییرات ناگهانی در حکومتها و یا نوآوریهای به وجود آمده، ممکن است تغییراتی در نظام ارزشی جامعه به وجود آورد که در این صورت مردم به دلیل عدم آگاهی کافی نسبت به هنجارهای جدید، در ابتدای امر، گرایشی نسبت به انجام آنها نداشته باشند. لذا در ترویج فرهنگ و پایدار شدن وشکل گیری هنجارها ی جدید، ” آگاه نمودن عموم جامعهوتوجه به گذشت زمان ” لازم است.
13-گاهی نا هنجاریها در جهت کسب رضایت اکثریت مردم به وجود می آید.گرچه رضایت عموم مردم بر رهبر جامعه لازم است، و پیروی و همشکلی با دیگران در جهت هدایت انسان ضروری است، اما رضایتی که به گناه و نافرمانی خدا بینجامد ناهنجاری محسوب می شود. این نوع رضایت با انتخاب نادرست الگوها و عدم رعایت حد و مرزها، و اشاعه ی فرهنگ قوم گرایی و شخصیت گرایی وتقلید کورکورانه صورت می گیرد. لذا اگر در انتخاب همنشین والگوها دقت نشود، علاوه بر اینکه رفتار انحرافی از راه معاشرت، تعامل و همشکلی با کسانی که بر خلاف هنجارها و ارزشهای اجتماعی رفتار می کنند، آموخته می شود، آثار نا مطلوبی نیز بر شخصیت انسان خواهد گذاشت و مانعی بزرگ در رسیدن به حق و زمینه ی ایستایی وعدم رشد وپویایی فرهنگ را نیز به دنبال دارد.
14-مجموعه ای از فرهنگ ها و هنجارهای مختلف در کنار هم ،که غالبا همسو و تقویت کننده یکدیگر هم نیستند، بلکه در کنار یا در تضاد با هم قرار می گیرند، یکی ازعوامل ناهنجاری ها می باشد به خصوص اگر در دو جهت دو فرهنگ آخرت گرایی ودنیا گرایی باشد. به عبارتی فرهنگی که از شریعت پیروی می کند و فرهنگی که در جهت تحریف دین در یک جامعه حرکت می کند.
اساساً وقتی از هنجارگریزی ها صحبت می شود، علاوه بر عوامل ایجاد آن، روش های برخورد و مبارزه با آن ها نیز باید در نظر گرفته شود. در این راستا، برای دست یابی به اهداف عالی اجتماعی، انسانی و اخلاقی، شیوه ی برخورد مناسبی را باید ارائه داد تا سه هدف عدالت، اصلاح و پیشگیری از ناهنجاریها جریان پیدا کند و جامعه در مسیر بهنجار و طبیعی خود قرار گیرد:
1-نیاز به یک سیستم صحیح و کارآمدی است تا فرآیند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری به آسانی شکل گیرد و هنجارها پایدار بماند و مشکلاتی که بر سر اجرای عدالت وامنیت رخ می دهد، بر طرف شود .
2-با در نظر گرفتن شرایط وخصوصیت های انسانها، دو برخورد سازگارانه وقاطعانه، مؤثر است و می تواند ایجاد تعهد و پایبندی نسبت به هنجارها کند. به عبارتی می توان گفت انتخاب نوع روش، تقویت هنجارها و ارزش های اخلاقی و معنوی را در بر دارد، و به تربیت انسان و جامعه منتهی می شود.
3-برخوردسازگارانه بیشتر روانکاوانه است و با تغییرات زمانی ارتباط تنگاتنگی دارد. برای کسانی مفید واقع می شود که نادانسته در جریان روزگار دستخوش انحراف گشتند و یا به علت اختلالات روحی، از تبعیت قواعد اجتماعی فاصله گرفته اند و نتوانسته اند هنجارهای اجتماعی ودینی را درونی کنند. با چنین افرادی مدارا وسازگاری باید نمود، تا محرومیت ها و فشارهایی که منجر به این ناهنجاریها شده، برطرف شود.
4-در سایه ی سازگاری ومدارا، می توانبه تقویت ارتباطات اجتماعی پرداخت. طبق فرهنگ اجتماعی اسلام، توجه به ارزش ها وعواملی همچون حسن ظن به دیگران، همدلی وخیر خواهی، فروتنی و احترام به دیگران، رأفت و گذشت و بردباری و تغافل، روابط و مناسبات اجتماعی را بهبود می بخشد و کمبودهای عاطفی را برطرف می سازد.و انسان های خطاکار را به دامان لطف الهی بازمی گرداند.
5-روش دوم یعنی قاطعیت، زمانی است که در مقابل برخوردهای مسالمت آمیز، سوء استفاده شود. به عبارتی انسانهایی که به پیروی از رذائل اخلاقی سر ناسازگاری با اجتماع را در پیش می گیرند و برای عملی کردن اهداف خود، نظام جامعه را از هم گسیخته می نمایند، به کار برده می شود.
6- روش قاطعانه برای احیاء ارزشهاى والاى فرهنگ محمدى صلّى اللّه علیه و اله و سلّم که به فراموشى سپرده شده کاربرد دارد.در نخستین گام، برای مشخص نمودن فرهنگ جاهلی و فرهنگ اسلامی باید به آگاهی وجهالت زدایی پرداخت. در این راستا اولاً باید چهره فرهنگ اصیل اسلامى را معرفی نمود، ثانیاً زشتى‏هاى فرهنگ جاهلى را نمایان ساخت و میان علم وعمل پیوندی ناگسستنی ایجاد نمود. وچون هر علمی زمینه ی ناهنجاری را نمی زداید در کسب علوم سودمند تلاش نمود. در این صورت می توان به مقابله با همه ی ضد ارزش ها وسنت های غلطی چون تعصب‏هاى قومی-قبیله‏ای، تفاخرها و امتیازطلبى‏هاى بى‏ضابطه و…اندیشه های انحرافی پرداخت.
همچنین قاطعیت در مقابل هواهای نفسانی و انواع گناهان لازم است.با مبارزه علیه گناهان در عرصه های فردی و اجتماعی فضائل اخلاقی را که از اساسی ترین رکن اجتماع است را، در سطح جامعه می توان گسترش داد. در این راستا می توان برای تأثیر گذاری بیشتر از دو اصل زهد ومسئولیت پذیری بهره جست.
7-در پرتو قاطعیت می توان ارزش والای عدالت را احیاء و برپا نمود.مدارا وسازگاری با کسانی که نسبت به بیت المال سهل انگاری می کنند وحقوق مادی و معنوی انسانها را نادیده می گیرند جایز نیست.قاطعیت برای گرفتن حقوق مردم و مقابله با طمع ورزیها ومصلحت گرایی متخلفان و نیز اجرای حدود واحکام الهی لازم است.
طبیعتاً راه علاج و اصلاح انسان نابهنجاری که، در شکستن قوانین و آداب و رسوم مداومت پیدا کرده را باید متناسب با مشکل در نظر گرفت و گرنه اصلاح و مداوا عوارض سوء به دنبال خواهد داشت و نتایج مثبت مورد انتظار را در بر ندارد.
8- اگر این آگاهی در انسان تقویت شود که هرکس مسئول اعمال خویش است و گناه زیبنده ی مردمان با فرهنگ و گرانمایه نیست. همچنین سیستم کیفری ومجازات دنیوی واخروی وجود دارد،انسان در روی آوردن به انواع گناه، انسان منزلت و مرتبه ی خود را به خطرنمی اندازد. هیچ گاه ارزش ها وهنجارها را نادیده نمی گیرد. و در اجرایی شدن هنجارها کوتاهی نمی ورزد. لذا انسانهایی که از شأن و ارزش انسانی برخوردارند سعی می کنند از بین باید و نبایدها، آنچه را ستوده و با فرهنگ اسلام همخوان است برگزینند.
در هر حال انگیزه ای لازم است تا هنجار ها رعایت گردند. در این بین گرچه الگوها و پاداش وکیفرهای دنیوی به عنوان عاملی برانگیزاننده محسوب می شوند، اما ایمان، تقوا وحضور خداوند در زندگی، بهترین عامل، در برانگیختن شور و علاقه، وبهره گیری از اراده و اختیار در انسان می باشد.در این صورت ایجاد حس مسئولیت و تعهد به هنجارهای مبتنی به فرهنگ اسلام به وجود می آید. و افکار و عادات و تمایلات فرد، به سمت هنجارپذیری در جامعه سوق داده می شود.در کنار انگیزه ها، می توان بانظارتی اثرگذار وهمگانی وهمچنین آموزشهای لازم به تقویت ایما ن و اراده ها پرداخت، ریشه ی فساد فرهنگى و بازگشت به فرهنگ جاهلى که در تعارض با فرهنگ ناب محمدى صلّى اللّه علیه و اله و سلّم است را خشکاند.
بنابراین در کل می توان گفت، پایبندی به تعهدات وهنجارها به عنوان مبنای زندگی انسانی نقش اساسی در صلاح و سامان فرد و جامعه ونیز سلامت روابط و درستی مناسبات اجتماعی دارد، که باید به آن اهتمام ورزید. با دریافت ارزش های ناب وخالص فطری، از منابع کتاب خدا، و آثار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم به عنوان الگوهای دینی، در برابر بروز رفتارهای نابهنجار وضد عدالت، و متوقف ساختن آن، تلاش نمود، تا جامعه دچار هنجار گریزی نگردد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.