هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

امنیت عاملی است که انسان با مقابله با عوامل تهدیدکننده، از حقوق خود دفاع می کند و عوامل دغدغه ساز را از بین می برد، البته بستگی دارد این امنیت وآرامش توسط چه عوامل وبه چه صورتی تحقق یابد.
«به عنوان مثال «احساس» ناامنی و نگرانی نسبت به شغل در آینده و نیز دغدغه ی خاطر نسبت به موضوع ازدواج و عدم غلبه بر این عوامل می تواند جوانان را به دامن اعتیاد یا فحشا پناه دهد، چرا که به طور طبیعی و فطری، انسان به کسانی که عامل امنیت خاطر او را فراهم می سازند گرایش و تمایل دارد، هر چند که فرهنگ فحشا و فساد و اعتیاد نمی تواند تأمین کننده ی امنیت برای فرد باشد، اما می تواند موقتا او را از ناامنی و نگرانی دور کند. بنابراین فرهنگی لازم است که بتواند برای شخص پناهگاه و امنیت بخش باشد.»
به طورکلی اگر فرهنگ مبتنی بر اسلام باشد ودر جهت فراهم نمودن امنیت حرکت کند، می تواند بر همهجوانب اثر گذارد، مایه ی آسایش و راحتی فکر مردمان گردد. از طرفی اگر مرزهای امنیت معنوی و فرهنگی سست و بی بنیاد گردد، سایر امنیت ها نیز آسیب پذیر خواهد شد واز جمله بدترین و ناهنجار ترین شهرها محسوب شود.
از این روحضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به این امر اهتمام داشتند و ظهور نشانه های دین و برپایی مرزهای شریعت را، در گرو امنیت در ابعاد مختلف معنوی، فرهنگی و… معرفی می کنند. و از همان ابتدای شکلگیری حکومت خود، اجازه ندادند که بیعت با وی به کسی تحمیل شود و امنیت فردی و اجتماعی مورد تجاوز قرار گیرد. لذا هیچ یک از مخالفان به صرف مخالفتشان تحت فشار قرار نگرفتند و امنیت شان تهدید نشد. در این خصوص حضرت می فرمایند: «… پس مردم بدون اکراه و اجبار از سر میل و اختیار با من بیعت کردند.» همچنین به عنوان مسئول حکومت و به عنوان نقش فرهنگ ساز جامعه، تأمین رفاه عمومی در اقشار مختلف جامعه را، از وظایف خود برمی شمرند.
امام علی علیه السلام نه تنها به تأمین امنیت جان، مال، حیثیت افراد، اصلاح امورمسلمان و فراهم شدن امنیت مظلومان و اقامه ی حدود الهی می پردازند؛ بلکه در فرهنگ غنی اسلام، امنیت غیرمسلمانان که تحت لوای اسلام زندگی می کنند نیز، باید تأمین گردد. در غیر این صورت جرائم و انحرافات که ریشه دراختلاسها و دزدی ها و آدم کشی ها و گران فروشی ها و کم فروشی ها و سایر تعدیات جامعه است، به وجود می آید. برای همین حضرت در به خطر افتادن امنیت وآسایش جامعه متأسف می شوند و سزاوار و شایسته می دانند که بزرگ مردان نیز از عدم امنیت در جامعه غصه بخورند و بمیرند. از طرفی وجود نعمت امنیت شکر الهی را می طلبد.
لذا برای پرورش فرهنگ دینی، امنیت وفراهم آمدن نیازهای مادی ومعنوی، باید در برنامه ی حکومت دینی قرار گیرد . تا بدین وسیله هنجارهای دینی در جامعه شکل گیرد و جامعه از فرهنگ به معنای واقعی برخوردار گردد.
2-6-1-3-1.. رابطه ی امنیت و عدالت اجتماعی
عدالت و امنیت اجتماعی، رابطه متقابل دارند؛ اگر اصلاح در شهرها برقرار گردد، حدود معطل مانده اجرا شود، امنیت را نیز در پی خواهد داشت.یعنی امنیت اجتماعی زمینه ی دادگری و توازن بخشی می باشد و دادگری و توازن بخشی نیز، امنیت اجتماعی را موجب می شود تا سرمایه ها و نیروها از گردونه های کارهای سازنده خارج نشوند. بلکه با امید و دلگرمی و همبستگی و همکاری صمیمانه بین اعضای جامعه، عدالت گسترش یابد. امام علی علیه السلام می فرمایند: «عدالت نظام حکومت است. »
در این صورت در پرتو عدالت اجتماعی، امنیت پدید می آید، ودر پرتو امنیت و برآورده شدن نیازهای انسان شیوه های عادلانه، احساس برابری و برادری در جامعه حاکم می گردد و بالاخره جامعه به استواری و انسجام لازم دست می یابد.
2-6-2. معیار و سنجش هنجارها
یکی از دلایلی که برای هنجارها، مبنا ومعیار قرار داده می شود ایجاد هماهنگی در فرهنگ و جلوگیری از فاصله ی فرهنگی میان نسلها وفرهنگها می باشد؛ چنان ارزشمند است که حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
«مقاربه الناس فی اخلاقهم امن من غوائلهم؛ هماهنگی در اخلاق ورسوم مردم، ایمن ماندن از دشمنی وکینه های آنان است.
با توجه به ارتباط متقابل بین فرهنگ، هنجار و ارزش ها، ونیز مفاهیم و موضوعات و حقایق موجود در زندگی که دارای تقدس و ارزش و اعتبارند، و چنانچه این معیارها ومفاهیم از زندگی انسان گرفته شود یا تحریفی در آنها به وجود آید، او را ساکن و خمود می کند و به بدبختی و سقوط می کشاند. لذا لازم است برای اصلاح و هدایت و استمرار جامعه و غنی سازی فرهنگ، مؤلفه هایی را در نظر گرفت.
در این راستا می توان با شناخت ارزشهای حقیقی وغیر حقیقی و هنجارهای ناشی از آنها، ونیز با شناخت پیامدهای منفی ومثبت ناهنجاریها، هویتی پایدار و قوی را برای فرهنگ و جامعه رقم زد.
2-6-3. شناخت منشأ هنجارها
برای ارزیابی هنجارها توجه به منشأ آنها لازم است تا درستی ونادرستی هنجارها آشکار شود.چرا که امور زشت و زیبا و لغزشگاه ها در مسیر هر جامعه ای وجود دارد وعدم شناخت نسبت به آنها، حالت سردرگمی در عمل به زشتی ها وزیبایی ها به وجود می آورد، لذا افراد در یک روند طبیعی، ممکن است مطابق با زشتی ها عمل نمایند. به همین دلیل حضرت در مسیر رویارویی حق و باطل، به مسأله ی شناخت اشاره می کنند و می فرمایند: «ما شکَکتُ فی الحق مذ أریته ؛از وقتی حق را شناختم در آن تردید نکردم.»
2-6-3-1. رابطه بین ارزشها و هنجارها
هنجارها به این دلیل باقی می‌مانند که با نظام ارزشی جامعه در توافق هستند و به نیازهای اجتماعی پاسخ می‌دهند. لذا هنجارهای اجتماعی، تجلی بیرونی ارزش‌های اجتماعی می‌باشند. وهنجارها از این بابت بر ارزش‌ها و نگرش‌های اجتماعی اثر می‌گذارند که تجویزکننده و در عین حال نهی‌کننده ی رفتارها هستند.
حضرت امیرعلیه السلام با بیانات مختلف خود، مستقیم و غیرمستقیم به این مبانی اشاره نموده اند، که هنجارها در هر مکتبی بر پایه ی یک سری ارزشها استوار است. به عنوان مثال امیرالمؤمنین این رابطه را، در قالب فلسفه ی احکام عبادی، اقتصادی، سیاسی، همچون نماز، زکات وجهاد وامربه معروف و نهی از منکرو… بیان می کنند.
گفتار حضرت نشان می دهد اگر کسی در پی آثار ارزشهایی که در دین اسلام مطرح شده بکوشد به دنبال آن، رفتارها و کردارهایی مطلوب برای او حاصل می شود. حضرت می فرمایند :
«خدا ” ایمان ” را برای پاکسازی دل از شرک ، ” نماز “را برای پاک بودن از کبر و خودپسندی، ” زکات “را عامل فزونی روزی، “روزه ” را برای آزمودن اخلاص بندگان، ” حج ” را برای نزدیکی و همبستگی مسلمانان ؛ …. ترک دروغ را برای حرمت نگهداشتن راستی، “سلام” کردن را برای امنیت از ترس ها، “امانت” را برای سازمان یافتن امور امت، ” فرمانبرداری از امام” را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرد.»
2-6-3-2. جایگاه ارزشها
ارزشهای اصیل وحقیقی در همه ی دورانها از جایگاه ویژه ای برخوردارند . «ارزشها سبب انقلابهای الهی در جوامع فاسدمی شود، مفسدان از تخت قدرت به زیر می آیند وصالحان مستضعف به اوج قدرت می رسند.» ونیز موجب تحکیم مبانی فکری و عقاید صحیح و اشاعه فرهنگی انسانی می گردد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.