ویژگیهای شخصیتی

دانلود پایان نامه

2. گفتگوی «حبیب» و «فروغالزمان»:
* «فروغ: …از شیراز آمدم تهرون دورهی خیاطی ببینم، خانوم خیاط شدم، خیاط خونه واکردم، شهر و دیار و کس و کارم از یادم رفت، مهمون چند روزه، چند ساله شد، بابا ننهم که جواب کاغذامو نمیدن، دورم انداختن، از خدا قایم نبود، از خلق خدام قایم نکردم، میگن میخوادت، میگم من باید بخوام که میخوام، خواستن او دیگه حکایت خودشه و دلش.
حبیب: دل من پیش توئه.
فروغالزمان: میگن پس چرا پا پیش نمیگذاره.
حبیب: بگو یه برادر علیل داره، همه رفتن سی زندگی خودشون، بگو میمونه حبیب، حبیب هم باید قوم و خویش و یار و غار و کس و کار اون باشه، اونه که بیکسه.
فروغالزمان: اگه تو بخوای، من به خوبی تو و بدی اون میسازم، تر و خشکش میکنم، اگه بخواد سرشم میجورم، تو که یار بیکسونی، حبیب عالم، من از همه بیکسترم.
حبیب: تنهایی تو و اون توفیر داره، مثل تنهایی من و خدا، خدام تنهاست.» (مجموعه آثار علی حاتمی: 579)
از این گفتگوها میتوانیم به اشتیاق و نیاز فراوان «فروغالزمان» به «حبیب» و وصال با او پی ببریم؛ تا جایی که برای رسیدن به این خواستهی خود آمادهی فداکاری و از خود گذشتگی نیز میشود. او دختری صبور و آرام است. اما «حبیب» به بهانهی «مجید» و احساس مسئولیتی که نسبت به زندگی وی دارد، تسلیم خواستهی «فروغالزمان» که خواستهی قلبی او نیز هست، نمیشود.
گفتگوی میان «اقدس» و «دکتر»:
* «دکتر: دِ، یه هفتهاس ناهار و شامتو از جلویی دارم میارم، پاشو از در نذاشته بیرون، چطور شب جمعه بلد بودی چُسان فِسان کنی، ابریشمو بذاری توی پستون بندت، بری خونهی ظروفچی که مسئله بپرسی، همین روزاست که ماشین نازنین دکتر بدبخت بره بابت بدهی اقدس خانوم جون.
اقدس: تخت و فرش و رادیو و مس و پسو وردار پای بدهیم، اگه کم بود، طلاهام روش.
دکتر: نفهمیدم، این کیه که تو النگوهاتم پاش میدی، کت بده، کلاه بده، دو غاز و نیم بالا بده. جون به جونت کنن، به قول هما اُپلی خواریطلبی، مینا سیگاری یادته، خاطرخواه شد، افتاد پای چراغ نگاری. خاطرخواهی به من و تو نیومده، پاشو…» (مجموعه آثار علی حاتمی :592)
این گفتگوها که در ادامه به مشاجرات لفظی و رد و بدل شدن کلمات رکیک میان آن دو منجر میشود، وجوه مهمی از ویژگیهای شخصیتی آنها را نشان میدهد. از طریق این گفتگوها متوجه میشویم که «دکتر» فردی باجخور و دلال است که پول برای او اهمیت فراوان دارد و برای رسیدن به آن، تلاش فراوان میکند؛ برای مثال، برای بردن «اقدس» نزد مرد آلمانی و یا تاجر فرش، از هر دری اعم از تملق، تشویق، وسوسه، توهین و تهدید وارد میشود؛ زیرا میداند که سود فراوانی از این دلّالی عایدش میشود. او از عفّت کلام بیبهره است و سخنان او پر از الفاظ رکیک، تیکه و کنایه و تکیه کلامهای عامیانه و کوچه و بازاری است. همچنین در این گفتگوها، «اقدس» را زنی لجباز، حاضر جواب و حق به جانب مییابیم که با اجبار و زور حاضر به انجام کاری که دلخواه او نیست، نمیشود. زبان او در برابر «دکتر» زبانی تند و نیشدار است و از به کار بردن الفاظ و جملات ناشایست هیچ ابایی ندارد.
2. نویسنده، تفاوت شخصیتها از لحاظ طبقهی اجتماعی، زادگاه و سن و سال را به خوبی در تفاوت گفتار آنها نمایش داده است؛ برای مثال، نحوهی صحبت کردن «دکتر» با فردی مانند «حبیب آقا» تفاوت آشکاری دارد. همچنین حرف زدنهای رندانهی «اقدس» با سخن گفتن آرام «فروغالزمان» فرق میکند؛ همان طور که تفاوت لهجهی شیرازی «فروغالزمان» با لهجهی تهرانی «اقدس» کاملاً آشکار است. نویسنده از قائل شدن تفاوت میان گفتار اشخاص با توجه به موقعیت اجتماعی آنها به خوبی برآمده است. برخی افراد داستان، برخی واژگان و ترکیبات را درست تلفظ نمیکنند و این دلیلی بر سواد شفاهی و شنیداری آنان است:
* «فروغ الزمان: …دربند اَن کَهدِ آقام نبودم …» (مجموعه آثار علی حاتمی :605)
«اَن کَهد»، صورت نادرست تلفظ «انکحتُ» است.
3. گفتگوها متناسب با ویژگیهای روحی، سطح درک و آگاهی گویندگان آنها هستند. در این میان، تنها در مورد «مجید» این عدم تناسب میان گفتار و شخصیت را مشاهده میکنیم.«مجید» با وجود معلولیت ذهنی، گاه سخنان زیرکانه و حاضرجوابیهایی از خود نشان میدهد که شگفتآور است.
* «… ای وای که چقدر دشمن داری خدا، دوستاتم که مائیم، یه مشت عاجز علیل ناقص عقل، که در حقشون دشمنی کردی.» (مجموعه آثار علی حاتمی: 577)
* «… ساعت زنگ زده، دیگه زنگ نمیزنه،چون زنگاشو زده …» (مجموعه آثار علی حاتمی: 576)
یا در جایی، در دل خودش، خطاب به زنان خانه که قصد رفتن به روضه را دارند، میگوید:
* «التماس دعا، خوش به سعادتتون که میرین روضه، جاتون وسط بهشته، ما که دنیامون شده آخرت یزید، کیه که ما رو ببره روضه، مجید آقا تو رو چه به روضه، روضه خودتی، گریهکن نداری، والا خودت مصیبتی، دلت کربلاست …» (مجموعه آثار علی حاتمی: 588)
4. گفتگوها طولانی و ملالانگیز نیستند، بلکه بسیار گیرا، سرگرم کننده و تأثیر گذارند. با وجود کوتاهی، در درک بهتر حوادث و شخصیتها بسیار مفید هستند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.