پایان نامه ارشد با موضوع دختران نوجوان، زنان دربار

دانلود پایان نامه

شود. آنان تقریباً رنگ و فرم آرایش خود را هیچ‌وقت عوض نمی‌کنند و همیشه با با یک نوع آرایش (صرفنظر از تغییرات کمی مانند استفاده از مدهای جدید رنگ لوازم آرایش) ظاهر می‌شوند. برخی از این زنان هیچگاه بدون آرایش از منزل خارج نمی‌شوند و این کار را مغایر با تمیزی و باسلیقگی زنانه می‌دانند. نظرات این زنان در مورد زنانِ فاقد آرایش متفاوت است: به نظر برخی از آنان زنی که هیچ‌وقت آرایش نمی‌کند، خیلی اعتماد به نفس دارد. برخی او را کثیف و شلخته و اُمُل می‌دانند و نظر برخی دیگر هم این بود که چنین زنانی خیلی خشک و انعطاف‌ناپذیرند و بر معیارهای سنتی خود پافشاری می‌کنند.
هنگامی که از این زنان پرسیده شد که معمولاً چه لوازم آرایشی همراه خود دارند، اکثر آنان به خط لب و رژلب اشاره کردند. زیرا آرایش لب ممکن است در طی روز و در اثر خوردن غذا یا آب پاک شود و از بین برود. عده کمتری ممکن بود که این لوازم را همراه خود نداشته باشند یا بیش از این در کیف‌دستی‌شان لوازم آرایش به همراه داشته باشند.
در مورد زنانی با آرایش‌های معمولی یک پارادوکس وجود داشت: همان‌طوری که گفته شد، اغلب آنان هدف خود را از آرایش کردن آراستگی می‌دانند. ولی هنگامی که از آنان پرسیده می‌شد که به نظر شما چرا بعضی زنان آرایش‌های تند می‌کنند، پاسخ آنها بیشتر بر میل به خودنمایی و جلب توجه مردان تأکید داشت تا آراستگی. این نکته و نیز این که هیچ‌یک از این زنان به هدف خودنمایی در مورد خودش اشاره نکرد، را شاید بتوان به دو صورت تعبیر کرد: اول، این که در آرایش همه زنان این گروه مقداری میل به جلب توجه مردان وجود دارد و این قصد بیش از این که حالت جنسی داشته باشد، حالت جلب توجهات احترام آمیز دارد و دیگر این که؛ حتی نگاه خود زنان به همدیگر بیشتر جنسی است تا جنسیتی. یعنی حتی زنانی که پدیده آرایش را تابو نمی‌دانند و آن را جزء برنامه‌های روزمره خود قرار می‌دهند، در اغلب موارد نسبت به نیت زنان دیگر از آرایش کردن نگاه مشکوکی دارند و آرایش سایر زنان را بیشتر به قصد جلب توجه می‌دانند تا آراستگی و پاکیزگی.
به‌هرصورت، نتیجه عملی این بحث این بود که در میان زنانی که آرایش معمولی دارند هم رنگ‌های ملایم و هم رنگ‌های تند را می‌توان تشخیص داد. ولی نگاه خود این زنان به آرایش خود معمولاً مثبت و فارغ از نگاه‌های جنسی است، درحالی‌که نگاه همین زنان به آرایش زنان دیگر به همین اندازه مثبت نیست و ته‌نشست سنتی نگاه بد به آرایش زن و زن آرایش کرده در آن وجود دارد. تقریباً هیچ زنی از این گروه، رنگ آرایش خود را تند نمی‌داند. بلکه اکثراً معتقدند که از رنگ‌های ملایم و محو استفاده کرده‌اند، اگرچه که در شجاعت و صراحت آنان در استفاده از رنگ‌ها تفاوت وجود دارد.

3. آرایش مذهبی
زنان مذهبی‌ای که از لوازم آرایش استفاده می‌کنند، را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
دسته اول را کسانی تشکیل می‌دهند که به دلیل اعتقاد به مبانی فقهی، استفاده از لوازم آرایش در حضور نامحرم را شرعاً حرام می‌دانند. به همین دلیل این زنان در حوزه‌های عمومی (اعم از رسمی و غیررسمی) اصلاً آرایش ندارند و به همین دلیل است که آرایش حوزه خصوصی و مهمانی این زنان کمی از دو حالت قبلی متفاوت است.
معمولاً مهم‌ترین آرایشی که این زنان می‌کنند، آرایش در خانه است و هدفی که از این آرایش دنبال می‌شود، طیف وسیعی از اهداف را در برمی‌گیرد که هر زن مذهبی ممکن است به یکی یا چندتا از این دلایل آرایش کند: هدف الهی برای خشنود کردن شوهر، جذب شوهر و ایجاد جاذبه‌های زنانگی و جنسی، شاد کردن خود یا فرزندان و اعضای خانواده، مرتب و تمیز بودن و …. برای برخی از این زنان، آرایش کردن در خانه می‌تواند نشانه دادن یک خبر خوش مثل یک عید مذهبی یا غیرمذهبی به سایر اعضای خانواده و خوشحال کردن آنان هم باشد. در اینجا حوزه خصوصی کارکردهای حوزه عمومی را هم بر عهده دارد و لذا نقش آن سنگین‌تر و پررنگ‌تر از حالت معمول است. آرایش‌هایی که این زنان در خانه انجام می‌دهند هم به آرایش‌های حوزه خصوصی و هم به آرایش‌های حوزه عمومی زنان دو دسته قبلی شباهت دارد و شکل آرایش برای آنان چندان فرق و مفهومی ندارد. امتحان کردن رنگ‌های جدید و انواع مدهای لوازم آرایش هم اغلب در خانه انجام می‌شود.
آرایش این زنان در مهمانی‌های زنانه هم قدری از آرایش سایر زنان متفاوت است. زنانی که عادت به آرایش کردن دارند، در مهمانی‌ها خیلی راحت‌تر آرایش می‌کنند و حساسیت به خرج نمی‌دهند. اما آرایش در محافل زنانه برای این زنان حساس‌تر و مهم‌‌تر است. آنان به دلیل این که معمولاً بدون آرایش دیده می‌شوند، برچسب‌هایی دریافت می‌کنند، مثلاً ممکن است خیلی زیبا دانسته نشوند و در واقع یک کارکرد آرایش کردن در محافل زنانه می‌تواند جبرانی باشد بر چنین برچسب‌هایی. بنابراین آرایش این زنان در حوزه‌های خصوصی و مجالس زنانه معمولاً سنگین‌تر از آرایش سایر زنان است، دقت بیشتری دارد و از اغلب لوازم آرایشی در آن استفاده می‌شود. سایر زنان معتقد بودند که این زنان فرهنگ آرایش ندارند و لذا مثلاً مهمانی عصر و شب را از هم تشخیص نمی‌دهند یا خیلی زیاد آرایش می‌کنند.
نوع دیگری از آرایش هم برای زنانی با چنین اعتقادات مذهبی وجود دارد. اقلیتی از این زنان هستند که در خانه یا در مجالس زنانه خیلی‌کم آرایش می‌کنند، به قول خودشان فقط در حدی که چهره‌شان رنگ‌پریده به نظر نرسد.
خود این زنان علت این نوع آرایش کردن را این می‌دانستند که عادت به آرایش ندارند و دیگر زنان درباره آنها می‌گفتند که به دلیل اعتقادات مذهبی با آرایش کردن مخالفند.
دسته دوم زنان مذهبی را کسانی تشکیل می‌دهند که در حوزه عمومی فقط در حدی آرایش می‌کنند که به نظر نیاید که آرایش کرده‌اند. هدف از چنین آرایشی این است که چهره، پیر یا رنگ‌پریده یا زشت و نامرتب به نظر نرسد. اقلام آرایشی این زنان در حوزه عمومی بسیار محدود است و عمدتاً آرایش پوست صورت است تا آرایش لب یا چشم یا گونه. عمدتاً در این موارد استفاده از کرم‌های مرطوب‌‌کننده یا ضدآفتاب به‌علاوه کرم پودر و در موارد کمتری پنکیک رایج است. این موارد بیشتر برای این مصرف می‌شوند که معایب پوست صورت را برطرف کنند و در مواردی هم برای حفاظت از پوست و با منظورهای بهداشتی (مثل محافظت از پوست در برابر اشعه آفتاب) به کار می‌روند. در ادامه چون پنکیک و کرم پودر رنگ صورت را محو می‌کنند، از رژلب‌های کم‌رنگ قهوه‌ای یا صورتی (بسته به رنگ طبیعی لب و صورت) استفاده می‌شود تا اجزای صورت رنگ طبیعی بگیرند. مورد بعدی، خط بسیار باریک و تقریباً نامرئی سیاهی است که با مداد سیاه در چشم کشیده می‌شود تا کمی به چشم جلوه بدهد. عمدتاً این نوع آرایش در همین جا تمام می‌شود. برای همین زنان غیر مذهبی به چنین آرایشی برچسب “آرایش مداد و رژ” زده بودند. اما در مواردی یک رژ گونه ملایم برای طبیعی کردن گونه و سایه چشم باریک (که خیلی به سختی و با احتمال کم ممکن است مردها آن را ببینند) هم به این آرایش اضافه می‌شود. سایه چشم زنان مذهبی اغلب سایه مدادی است که خط باریکی را بالای چشم به جا می‌گذارد و به منظور بودن و نبودن سایه استفاده می‌شود. آرایش این زنان در خانه و در مهمانی‌های زنانه به آرایش زنان مذهبی دسته قبلی شباهت دارد.
دسته سوم زنان مذهبی که آرایش می‌کنند را کسانی تشکیل می‌دهند که در زمینه آرایش خود به بازاندیشی دست زده‌اند و آرایش در حد عرفی و معمول در برابر مردان نامحرم را فاقد اشکال می‌دانند و درعین‌حال به احکام دیگری نظیر حجاب و پوشاندن موها و … اعتقاد دارند و آنها را رعایت می‌کنند. آرایش این دسته از زنان به آرایش‌های تیپیک موجود در جامعه شباهت دارد و نه به آرایش دو دسته زنان مذهبی فوق. یعنی اگر این زنان مثلاً در رعایت حجاب خود کمتر مقید باشند، آرایش آنان دیگر هیچ فرقی با سایر آرایش‌های معمولی ندارد.
دسته دیگری از زنان هم وجود دارند که شاید جای آنان در دسته زنان مذهبی نیست، ولی به دلیل شباهت ظاهری به زنان مذهبی در مورد آنان هم توضیح می‌دهم. این زنان، عمدتاً زنان چادری‌ای هستند که بدون اعتقاد دینی و به دلایلی مثل اجبار محیط و خانواده مجبور به سرکردن چادر یا پوشاندن موها هستند. آرایش این زنان در مواردی به آرایش زنان خیابانی شباهت دارد که در حوزه عمومی بسیار پررنگ و غلیظ است و با استفاده از رنگ‌های نامعمولی (مثل طلایی، نقره‌ای، سرخابی، نارنجی تند، قهوه‌ای سوخته و …) انجام می‌شود که دیگر زنان معمولاً از استفاده از این رنگ‌ها اجتناب می‌کنند. این زنان در حوزه خصوصی و مهمانی هم به همین نسبت در مقایسه با عرف، در آرایش خود زیاده‌روی می‌کنند. دیگر زنان در مورد این گروه معتقد بودند که این زنان نقایص و کمبودهای وجودی خود را با آرایش جبران می‌کنند و سعی می‌کنند آنچه را که در مغز کم دارند، با رنگ‌آمیزی چهره جبران کنند. عده دیگری از زنان هم هستند که آرایش‌شان به این دسته شباهت دارد، ولی با آنها متفاوتند. آنها معمولاً زنانی هستند که تازه به محیط شهری تهران وارد شده‌اند و با ملاک‌های زیباشناختی محیط کوچک خود آرایش می‌کنند، مثلاً زن زیبا را با خط چشم خیلی پهن و مشخص، سایه آبی پررنگ، رژلب قرمز و مانند اینها تعریف می‌کنند. مانند این آرایش را در دانشجویان شهرستانی تازه وارد به تهران یا محلات مهاجرنشین به راحتی می‌توان یافت.

4. آرایش اعتراضی
همان‌طوری که از نامی که برای آرایش این دسته از زنان برگزیدیم برمی‌آید، وجه ممیزه آنان _که نشان‌دهنده هدف‌شان از آرایش هم هست_ اعتراض داشتن است. اغلب زنانی را که در این گروه قرار می‌گیرند را دختران نوجوان تشکیل می‌دهند که مصاحبه‌شوندگان با عنوان “تین ایجرها” از آنان یاد می‌کردند. برای این دختران تمام زندگی نوعی عصیان و سرکشی است و آرایش هم در امتداد این اعتراض دیده می‌شود. آنان اغلب به موارد مختلفی اعتراض دارند: به مردسالاری حاکم بر تن زنانه که باید معیارهای زیباشناختی مردان را قبول کند، به جامعه اسلامی که آنان را مجبور به رعایت قواعد حجاب می‌کند، به مناسبات جتماعی بین والدین و خودشان و به ….
وقتی این اعتراض می‌خواهد خود را به زبان آرایش بیان کند، شکل‌های متفاوتی به خود می‌گیرد که در یک نکته مشترک هستند: زنان این دسته از رنگ‌ها و طرح‌های معمول و پذیرفته‌شده و جاافتاده استفاده نمی‌کنند. مثلاً از رژلب‌هایی با رنگ‌های غیرمعمولی سیاه، خاکستری، آبی و سایه‌های سبز و آبی سیر و زننده که بیشتر زنان از این رنگ‌ها فراریند، کشیدن اشکال عجیب و غریب روی پوست صورت و مانند این‌ها استفاده می‌کنند. یکی از مصاحبه‌شوندگان، مهمانی‌ای را به یاد می‌آورد که آرایش یک دختر نوجوان در آن عبارت از دایره‌های رنگینی بود که با رنگ‌های مختلفی روی صورت و پوست خود نقاشی کرده بود.
همیشه هم نوجوانان نیستند که از این نوع آرایش استفا
ده می‌کنند. گاهی زنان جوان یا حتی در سنین بالاتر هم آرایش‌های غیرمعمول دارند. از نگاه بقیه زنان، این نوعی نشانه برای عدم تعادل روانی است. مثلاً در توجیه این قضیه می‌گفتند که:
اون (زنی که چنین آرایشی می‌کند) چون دوران نوجوانی خوبی نداشته، حالا درصدد تلافی برآمده یا در اثر فشار خانواده و مانند آن دچار عقده شده ….
این نوع آرایش فقط از جانب نوجوانان پذیرفته بود و در سایر موارد، نوعی عامل دافعه برای دیگر زنان به شمار می‌آمد.

5. آرایش هنری
وجه بارز آرایش زنان این دسته را زیبایی غیرمعمولی تشکیل می‌داد که در آرایش آنان به چشم می‌خورد. آنان اغلب تحصیل‌کرده‌های هنرستان یا دانشکده‌های هنر یا کسانی هستند که به هر حال از نقاشی، رنگ، ترکیب رنگ‌ها و … اطلاعاتی بیشتر از زنان معمولی دارند. آرایش این زنان در تمام حوزه‌ها با تکیه بر همین اصل، متفاوت از دیگر زنان انجام می‌شود. آنان این توانایی را دارند که از رنگ‌هایی استفاده کنند که دیگران از استفاده از آن ناتوانند یا در صورت استفاده برچسب دهاتی می‌خورند. آنها این ترکیبات و رنگ‌ها را به شکلی به کار می‌برند که اغلب بینندگان را

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید