پایان نامه ارشد درباره زنجیره تأمین، زنجیره تامین، روش های توزیع، واحدهای تجاری

دانلود پایان نامه

پاسخگویی به مشتری توانایی یک شرکت مرکزی برای پاسخگویی به نیازهای مشتریان به‌صورت به زمانمند می‌باشد. پاسخگویی به مشتری به‌عنوان یکی از بحرانی‌ترین اهداف عینی ادغام زنجیره عرضه مشخص‌شده است. پاسخگویی به مشتری یک بعد کلیدی از عملکرد مبتنی بر زمان است. در مکتوبات، انجام سریع سفارش‌ها و مدیریت زمانمند شکایت مشتری به‌عنوان دو شاخص کلیدی پاسخگویی به مشتری شناخته‌شده‌اند (Hee Youn et al, 2014).

2-2-3-3- بهای تمام‌شده محصول
کاهش مستمر هزینه‌های خرید مواد، تولید و… بر ای تمامی شرکای زنجیره تأمین مطرح است. به عبارت دیگر، هر یک از اعضای زنجیره تأمین به‌جای تولید محصولی باقیمت تمام‌شده بالا و فروش به قیمت بالاتر به دیگر اعضای زنجیره تأمین، سعی می‌کند تا قیمت تمام‌شده خود را کاهش دهد. این امر موجب می‌شود تا بهای تمام‌شده محصول این نوع زنجیره تأمین کاهش یابد و عملکرد شرکت ارتقا یابد (رحمان سرشت و افسر، 1387).
در این پژوهش، ابعاد بهای تمام‌شده محصول عبارت‌اند از: بهای تمام‌شده محصولات شرکت نسبت به رقبای عمده‌ی شرکت، بهای تمام‌شده محصولات شرکت نسبت به سه سال گذشته و ارزش نسبی محصولات شرکت برای مشتریان نسبت به شرکت‌های رقیب.

2-3- مدیریت زنجیره تامین
شاید تا 20 سال پیش کسی نام زنجیره تأمین را به‌صورت رسمی نشنیده بود ولی در حال حاضر، این مفهوم از عمده مفاهیمی است که همه‌روزه در مجلات و نشریات به آن اشاره می‌گردد (زارع مهرجردی و همکاران، 1390).
در دو دهه 60 و 70 میلادى، سازمان‌ها براى افزایش توان رقابتى خود تلاش می‌کردند تا با استانداردسازى و بهبود فرآیندهای داخلى خود محصولى باکیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند. در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسى و طراحى قوى و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ، پیش‌نیاز دستیابى به خواسته‌های بازار و درنتیجه کسب سهم بازار بیشترى است. به همین دلیل سازمان‌ها تمام تلاش خود را برافزایش کارایى معطوف می‌کردند. در دهه 80 میلادى با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان، سازمان‌ها به‌طور فزاینده‌ای به افزایش انعطاف‌پذیری در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید براى پاسخ به نیازهای مشتریان علاقه‌مند شدند. در دهه 90 میلادى، به همراه بهبود در فرآیندهای تولید و به‌کارگیری الگوهای مهندسى مجدد، مدیران بسیارى از صنایع دریافتند که براى ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرآیندهای داخلى و انعطاف‌پذیری در توانایی‌های شرکت کافى نیست، بلکه تأمین‌کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادى با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع‌کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکى با سیاست‌های توسعه بازار تولیدکننده با چنین نگرشى، رویکردهای زنجیره تأمین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد (فرجی خورشیدی و حدادی، 1387).
با حرکت به سمت قرن 21، سازمان‌ها با افزایش پیچیدگی در فرآیند تولید و تجارت مواجه شده‌اند. هم‌اکنون با توسعه رقابت جهانی می‌بایست محصولات متنوع در زمان و مکان مناسب در دسترس مشتری قرار گیرد. خواست مشتری برای کیفیت بالاتر و خدمات‌رسانی موجب افزایش فشارهایی شده که قبلاً وجود نداشت. همچنین فن‌آوری سخت‌افزاری و نرم‌افزاری پیشرفته، موجب انعطاف‌پذیری بالا، سرعت بیشتر در حمل‌ونقل و امکان دسترسی بهتر به اطلاعات در مراکز تولیدی و خدماتی شده است (زارع مهرجردی و همکاران، 1390). پژوهشگران و نویسندگان مختلف، نگرش ها وتعاریف متعددی از زنجیره تامین ارائه نموده اند، برخی از این تعاریف به شرح زیر است:
زنجیره تامین عبارت از فرایند کامل تهیه کالا و خدمات برای مصرف کننده نهایی می باشد (احمدی، 1384).
زنجیره تامین شامل شبکه ای از تسهیلات و روش های توزیع است که نقش تدارک و تهیه مواد، حمل مواد اولیه و محصول نهایی و رساندن این محصولات به دست مشتریان را ایفا می کند (Georgion, 2009).
زنجیره تامین یک شبکه از کارخانه ها ومراکز توزیع می باشد که وظایفی مانند تهیه مواد، تبدیل این مواد به محصولات نیمه ساخته و ساخته شده و توزیع این محصولات ساخته شده به مشتری نهایی را انحام می دهد (بیات، 1378).

شکل 2-2- جریان کالا و مواد در زنجیره تأمین (شفیعی و تارمست، 1393)

زنجیره تأمین دارای ساختار چندبعدی است که با تمرکز بر یکپارچه‌سازی کلیه فرآیندهای منبع یابی، تولید و توزیع سعی در تحویل به‌موقع محصولات نهایی به مشتریان را دارد یک زنجیره تأمین شبکه‌ای از سازمان‌ها است که در پردازش یک عملکرد کسب ‌و کار در هر مرحله از زنجیره ارزش از قبیل تولید، توزیع، تدارک و … درگیر هستند (محمودی و همکاران، 1389).
زنجیره تأمین، شبکه‌ای از سازمان‌های بالادستی تا پایین‌دستی است که در فرایندها و فعالیت‌های مختلفی که در قالب محصولات و خدمات در دست مشتری نهایی ایجاد ارزش می‌نمایند، درگیر هستند. تأکید این تعریف بر در نظر گرفتن ارضای نیاز مشتریان در تمامی فعالیت‌های زنجیره تأمین است. بر مبنای این تعریف، خانه SCM در شکل 2-3 نشان داده ‌شده است سقف این خانه، هدف نهایی SCM یعنی رقابت‌پذیری را نشان می‌دهد (رحمان سرشت و افسر، 1387).

شکل 2-3- خانه SCM (رحمان سرشت و افسر، 1387)

مدیریت زنجیره تأمین فلسفه‌ای یکپارچه در جهت مدیریت جریان کلی مسیر توزیع از سوی تأمین‌کننده تا کاربر نهایی است و به‌عنوان یک فلسفه مدیرانِ شامل میزان و حدود رفتارهای یکپارچه جهت همکاری بین مشتری و تأمین‌کننده د
ر جریان یکپارچه‌سازی خارجی است مدیریت زنجیره تأمین به‌عنوان یک مجموعه پروسه‌های مدیریتی شامل پروسه‌ای از روابط مدیریتی، اطلاعات و جریان مواد درون مرزهای تعیین‌شده به جهت ارسال خدمات و ارزش اقتصادی به مشتری طی مدیریت کانال‌های فیزیکی و اطلاعات مرتبط از منابع برای مصرف می‌باشد. تعریفی دیگر از مدیریت زنجیره تأمین به این صورت تأمین‌کننده اصلی که محصولات، خدمات و اطلاعات را می‌افزاید و به مشتری و سهامداران ارزش بیشتر می‌دهد (حیدری قره بلاغ، 1388).
مدیریت زنجیره تأمین دامنه‌ی وسیعی دارد که شامل: تأمین‌کنندگان جزء، تأمین‌کنندگان عمده، عملیات داخلی، مشتریان عمده، مشتریان جزء و مصرف‌کنندگان نهایی می‌باشند (جعفر نژاد و شاه حسینی، 1385).
برخی از دیگر تعاریف مدیریت زنجیره تأمین که توسط صاحب‌نظران ارائه‌شده است عبارت‌اند از:

مدیریت زنجیره تأمین یک برنامه جامع و استراتژیک با رویکرد تقاضا، تدارکات، عملیات و لجستیک می‌باشد(Chow et al, 2008).
مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از شبکه‌ای از شرکت‌ها که برای تحویل محصولات یا خدمات به مشتری نهایی فعل‌وانفعال دارند و جریان‌ها را از عرضه مواد خام تا تحویل نهایی به هم مرتبط می‌کنند(Chan et al, 2012).
مدیریت زنجیره تأمین، مدیریت شبکه ارتباطات شرکت و سازمان‌ها و واحدهای تجاری وابسته است که شامل عرضه‌کنندگان مواد، خرید، تولید، بازاریابی، حمل و سایر سیستم‌های مرتبط می‌باشد که گردش صحیح مواد، خدمات و اطلاعات را از تولیدکننده اصلی به مشتری نهایی باهدف کسب سود از طریق کارایی و جلب رضایت مشتری تسهیل می‌کند(Stock, 2009).
مدیریت زنجیره تأمین هماهنگ‌سازی تولید، موجودی، محل و موقعیت و حمل‌ونقل در بین اجزای یک زنجیره به‌منظور رسیدن به بهترین ترکیب پاسخ‌دهی، کارایی برای بازار موردنظر است (دلوی اصفهانی و همکاران، 1393).
مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه‌سازی فعالیت‌های زنجیره تأمین و نیز جریان‌های اطلاعاتى مرتبط با آن‌ها از طریق بهبود در روابط زنجیره، براى دستیابى به مزیت رقابتى قابل‌اتکا و مداوم تمرکز دارد (Lummus, 1999).
مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از فرآیند برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل عملیات مرتبط با زنجیره تأمین در بهینه‌ترین حالت ممکن. مدیریت زنجیره تأمین دربرگیرنده تمامی جابجایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، موجودی در حین کار و محصول تمام‌شده از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌باشد. مدیریت زنجیره تأمین یک رویکرد یکپارچه‌سازی برای برنامه‌ریزی و کنترل مواد و اطلاعات می‌باشد که از تأمین‌کنندگان تا مشتریان جریان دارد همان‌گونه که در وظایف مختلف در یک سازمان جریان دارد. مدیریت زنجیره تأمین، مجموعه‌ای از روش‌های مورداستفاده برای یکپارچگی مؤثر و کارای تأمین‌کنندگان، تولیدکنندگان، انبارها و فروشندگان به‌گونه‌ای که به‌منظور حداقل کردن هزینه‌های سیستم و تحقق نیازهای خدمات، کالاها به تعداد صحیح در مکان مناسب و در زمان مناسب تولید و توزیع گردند (شفیعی و تارمست، 1393).

2-3-1- ساختار زنجیره تأمین
زنجیره تأمین دارای شاخه ها و ریشه های زیادی است و اینکه چه تعداد از این شاخه ها و ریشه ها باید مدیریت شود بسته به سطح مشارکت و همکاری در شبکه و همچنین میزان ارتباط تخصیص داده شده در شبکه است. یعنی بعضی از ارتباطات در زنجیره تأمین نیاز به هماهنگی شدید و ارتباط زیاد دارند چون سطح همکاری روی میزان کنترل و مدیریت ارتباطات اثر می گذارد. شاخه‌ها و ریشه‌های زنجیره تأمین بنای ایجاد ساختار زنجیره تأمین هستند، ساختار زنجیره تأمین از سه قسمت زیر تشکیل می‌شود: (گیوریان و دیندار فرکوش، 1390)

الف- اعضاء زنجیره
مهم‌ترین مبحث در مورد اعضاء آن است که اهمیت و بحرانی بودن هر عضو دررسیدن به هدف تولید تعیین می‌شود تا در شبکه میزان ارتباط، مشارکت و همکاری تجاری با آن مشخص گردد. منظور از اعضاء زنجیره تأمین تمام سازمان‌ها و واحدهای اجرایی آن‌هاست که در زمینه‌های عملیاتی و مدیریتی موجب افزایش ارزش‌افزوده که در فرایند تجاری شبکه می‌شوند و در طراحی و ارائه محصول و ستاده برای بازار و مشتری این شبکه فعالیت می‌کنند تأمین‌کنندگان قطعات و مواد به‌عنوان اعضاء تأمین‌کننده در شبکه نقش بسزایی در انجام عملیات شبکه‌دارند و بحث اصلی در مورد اعضاء دقت در انتخاب آن‌ها از بین داوطلبین بالقوه با در نظر گرفتن کلیه معیارها و شاخص‌ها است. پس از انتخاب اعضاء آن‌ها رده‌بندی می‌شوند این رده‌بندی به‌صورت عمودی انجام‌شده و رده‌ها به تأمین‌کنندگان جزء تقسیم می‌شوند. چنانچه هر رده اول نیز خود دارای رده‌های زیرشاخه به‌عنوان رده‌های دوم و سوم است.

ب- ابعاد ساختاری شبکه (ساختار افقی و عمودی)
زنجیره تأمین دارای سه بعد ساختاری است:

1- بعد افقی ساختار
بعد افقی ساختار زنجیره تأمین به تعداد شاخه‌های افقی ساختار شبکه اشاره دارد که مانند حیطه نظارت در ساختار سازمانی می‌تواند وسیع یا کوچک باشد. برای یک شرکت فعال در صنایع دریایی می‌توان شاخه‌های ساخت کشتی، تعمیر کشتی، ساخت سکوهای دریایی، نصب سکو و… در شبکه ایجاد کرد.

2- بعد عمودی ساختار
بعد عمودی ساختار به تعداد عرضه‌کننده یا تأمین‌کننده در هر شاخه افقی اشاره دارد و یک شرکت می‌تواند دارای ساختار عمودی باریک (تعداد تأمین‌کنندگان کم) ویا ساختار عمودی وسیع‌تر (تعداد تأمین‌کن
ندگان زیاد) باشد.

3- بعد موقعیت افقی ساختار
این بعد به جایگاه سازمان در شبکه اشاره دارد یعنی یک شرکت می‌تواند در زنجیره تأمین نزدیک به تأمین مواد خام و قطعات باشد و یا در انتهای شبکه نزدیک به بازار مصرف و مشتری.

ج- ارتباطات و اطلاعات درون شبکه
به اعتقاد بسیاری از محققین این قسمت از ساختار شبکه مهم‌ترین قسمت آن محسوب می‌گردد زیرا اگر ارتباطات به‌صورت صحیح و سالم در شبکه جریان نیابد سایر قسمت‌ها نیز دچار اخلال می‌شوند. پاسخگویی به نیاز مشتریان مستلزم داشتن ارتباط و اطلاعات در کل شبکه است. مدیریت یکپارچه زنجیره تأمین میسر نخواهد بود مگر با ایجاد اطمینان در شبکه که اطمینان در شبکه از جریان درست، سالم و دقیق اطلاعات و ارتباطات ناشی می‌گردد.
درگذشته روابط خریدار و فروشنده را قیمت و تا حدودی هم کیفیت کالای مورد معامله تشکیل می‌داد و سایر معیارها و شاخص‌ها در روابط دیده نمی‌شد که خودبه‌خود باعث کاهش تضمین ارتباط سالم و صحیح می‌شد. بعدها با درک اهمیت اطلاعات و ارتباطات و حفظ انسجام زنجیره تأمین به این قسمت اهمیت خاص داده شد. وجود یا ایجاد اختلاف در بین اعضای زنجیره تأمین غیرقابل‌اجتناب است ولی با ایجاد یک مدیریت

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید