زندان و نیز فرآیندی که فردی در داخل زندان برای اولین بار محکوم شده و چگونگی شکل گیری شخصیت مجرمانه استفاده نمود . فردی که برای نخستین بار به زندان می رود ، در همان ابتدای ورود برخورد نگهبانان ، مراقبین و پرسنل به گونه ای است که فرد احساس می کند که همه او را یک مجرم و جانی بالفطره و حرفه ای می پندارند و این گونه برخوردها تا هفته ها و ماه های اول ادامه داشته و در نهایت باعث می شود که فرد علی رغم هدف و میل اولیه خود ، به دنیای جرم و کجروی وارد شود و همان کارهایی را انجام دهد که دیگران به واسطه ی برچسب ، به او متصف می دانند (۱۱۹) .
صدقی پور ( ۱۳۸۸ ) در مطالعه ای پیمایشی به بررسی سطح دانش ، نگرش و عملکرد کارکنان سازمان زندان ها درباره دادرسی ویژه نوجوانان پرداخت . افراد شرکت کننده در پژوهش را ۴۲ نفر از مسوولین کانون های اصلاح و تربیت و بندهای نوجوانان سراسر کشور ، ۴۳ نفر از کارشناسان ، مددکاران ، مشاوران و … تشکیل دادند که از ۱۴ استان کشور انتخاب شده بودند . نتایج مطالعه حاکی از آن بود که در مجموع نگرش کارکنان کانون ها و بندهای نوجوانان ترکیبی از نگرش ترمیمی ( ۵۵ % ) و نگرش تنبیهی (۴۵ % ) در مورد رفتار با نوجوانان معارض قانون می باشد . همچنین این مطالعه نشان داد ، آگاهی و دانش کارکنان کانون ها و بندهای نوجوانان درباره قوانین دادرسی ویژه نوجوانان در حد کافی و مطلوب نبود که لازم است اطلاعات آن ها در این زمینه افزایش یابد. عملکرد کارکنان کانون ها و بندهای نوجوانان در قبل نوجوانان حدود ۴۵ % ترمیمی است که باید به طور جدی افزایش یابد . این مطالعه نشان داد که نگرش ترمیمی ، نگرش تنبیهی ، سن کارکنان و دوره های گذرانده شده در زمینه تعلیم و تربیت بر عملکرد کارکنان این موسسات تاثیر دارد. بدین صورت که اگر نگرش ترمیمی کارکنان افزایش و نگرش تنبیهی آنان کاهش یابد ، سن آنان بیشتر باشد و دوره تعلیم و تربیت را بگذرانند ، عملکرد آنان در کار با نوجوانان بزهکار ، بیشتر به سمت رفتار ترمیمی متمایل می شود . در عکس این حالت ، نگرش و عملکرد تنبیهی کارکنان در مقابل نوجوانان افزایش یافته و در این صورت احتمال بازگشت نوجوانان به رفتار بزهکارانه افزایش یافته و بر شدت بروز جرم در جامعه می افزاید . بنابر این برای افزایش عملکرد ترمیمی کارکنان کانون ها و بند های نوجوانان ، باید از افراد تحصیل کرده و آشنا به زمینه های جامعه شناسی ، روان شناسی و علوم تربیتی استفاده نمود که از تجربه و پختگی لازم در مورد بزهکاری برخوردار هستند (۱۲۰) .
از نتایج مطالعه حاضر و مقایسه آن با مطالعات مشابه می توان به این نتیجه رسید که علی رغم اثبات ناکارآمدی روش های تنبیهی و ارتقای موسسات نگهداری نوجوانان معارض قانون و صحبت از روش های جدید تربیتی و بازپروری ، اما همچنان نگرش تنبیهی و برچسب زنی کارکنان به قوت خود باقی است و از تنبیه ( کلامی و بدنی ) به عنوان اصلی ترین روش برخورد با این قبیل نوجوانان ، در موسسات اصلاح و تربیت استفاده می شود . با توجه به یافته ها و رجوع به مطالعات مشابه ، این مساله تا حد زیادی به آموزش ناکافی کارکنان و بلد نبودن چارچوب های رفتاری خاص این گروه ویژه از نوجوانان ، مربوط می شود . که پیامدی جز اخلال در فرآیند اصلاح این نوجوانان را ندارد . البته شایان ذکر است که در کنار ناکافی بودن اطلاعات کارکنان ، عدم تناسب میان تعداد پرسنل و مددجویان و خستگی پرسنل بابت کار فرسایشی در این گونه موسسات را هم باید مد نظر قرار داد . در ادامه به باقی تفاسیر یافته ها در زمینه ی رفتارهای مشمول تنبیه و اعمال تنبیه های بدنی در مورد مددجویان مستقر در کانون ، می پردازیم .
نتایج این مطالعه بیانگر آن بود که ، رفتارهای مشمول تنبیه در مددجویان پسر شامل مواردی چون : دعوا و درگیری با سایر مددجویان یا کارکنان ، مصرف سیگار و قرص های اعتیاد آور ، خودزنی و خالکوبی ، دزدی ، تخریب محیط ، برهم زدن نظم عمومی کانون بود . رفتارهای مشمول تنبیه در مددجویان دختر شامل : دعواهای گروهی ، دزدی ، درگیری با کارکنان ، برهم زدن نظم خوابگاه و سرپیچی از قوانین ( به عنوان مثال صحبت به هنگام ساعت خاموشی ) بود و مواردی چون مصرف قرص های اعتیاد آور ، خالکوبی و خودزنی و تخریب عمدی محیط، در مدت زمان پژوهش مطرح نگردید۱۲۷ . یافته های این قسمت از پژوهش با نتایج مطالعه زیر هم سو است .
باختری و حیدری ( ۱۳۸۷ ) ، در توضیح رفتارهای مشکل آفرین کودکان و نوجوانان در کانون های اصلاح و تربیت ، این موارد را ذکر کردند .
۱ . رفتارهای تخریب عمدی : مانند شکستن شیشه ، تخریب وسایل محیط ،آزار و اذیت رساندن عمدی و با احساس لذت به دیگران و یا به خود
۲ . تحریک‏پذیری شدید : نداشتن تحمل سروصدا ، از کوره در رفتن با محرک معمولی مانند شرایط عمومی‏ خوابگاه ، پریدن از خواب با یک صدای ضعیف ،کوبیدن سر و مشت زدن به دیوار و…
۳ . رفتارهای پرخاشگرانه : داشتن رفتارهای پرخاشگرانه‏ کلامی و عملی با اعضای خانواده در هنگام ملاقات درگیری‏ با مراقبین و دیگر مددجویان.
مددجویان پسر در صورت تخلف از قوانین اصلی کانون و ارتکاب به رفتار های خلاف ( موارد مشمول تنبیه ) در مدت اقامت ، به اندرزگاه منتقل می شدند و تنبیه های فیزیکی و غیر فیزیکی در مورد آن ها اعمال می گردید . برخورد کارکنان با مددجویان دختر در صورت ارتکاب رفتارهای مشمول تنبیه ، تنبیه غیر بدنی یا اعمال تنبیه بدنی در محیط خوابگاه یا داخل حیاط بود . البته شایان ذکر است که تنبیه های غیر بدنی مانند : انجام نظافت ، ممنوعیت استفاده از امکانات تفریحی ، قطع ملاقات و نگهداری در اندرزگاه تا سقف ۲۰ روز ، درقوانین موسسات نگهداری نوجوانان معارض قانون درج شده است ( ۱۲۱) . علاوه بر این موارد ، یافته های پژوهش نشان داد که به تاخیر افتادن رسیدگی به پرونده قضایی و محرومیت از مرخصی ، عفو مشروع و موردی هم به عنوان تنبیه ، مشمول مددجویانی می شد که به اندرزگاه منتقل شده بودند . اما طبق قوانین مدون ، اعمال هرگونه تنبیه بدنی و استفاده از هرگونه ابزار محدود کننده فیزیکی ( به جز زمان انتقال مددجو ) قدغن می باشد ( ۱۲۱) . یافته های پژوهش حکایت از اعمال تنبیه بدنی و استفاده از ابزار تنبیهی و محدود کننده در کنار سایر انواع تنبیه های غیر بدنی ، در مورد نوجوانان مقیم کانون داشت . تجربه ی مددجویان دختر و پسر از نظر ابزار تنبیه ، مکان و اشکال تنبیه با یکدیگر تا حدودی متفاوت بود . اما این تجربه در هر دو جنس ، صرف نظر از مدت اقامت افراد یکسان بود . دفعات استفاده از تنبیه بدنی با استفاده از ابزار تنبیهی در مورد مددجویان پسر بیشتر از مددجویان دختر بود ، اما با توجه به مدت اقامت تفاوتی نداشت . نتایج مطالعه حاضر در این زمینه با پژوهش های زیر همخوانی دارد .
بیان زاده در سال ۱۳۷۹ به سفارش دبیرخانه ی دومین همایش علمی سازمان زندان ها به بررسی روشهای تشویق و تنبیه در اصلاح و رفتار مددجویان پسر کانون اصلاح و تربیت تهران و تاثیر پذیری هر یک از این روش ها از دیدگاه مددجویان و کارکنان پرداخت . نتایج مطالعه نشان داد که میان دیدگاه مددجویان و کارکنان از حیث متداول ترین شیوه های تشویقی و تنبیهی و میزان تاثیر پذیری هریک تفاوت اساسی وجود دارد . به عبارت دیگر نتایج پژوهش نشان داد هیچ الگو و برنامه ی مشخص شده ای برای تشویق و تنبیه در جهت درمان اختلالات رفتاری مدجویان دیده نشده بود . نتایج پژوهش فوق ذکر نشان داد که مددجویان در آغاز ورود به کانون وارد قرنطینه شده و طرز برخورد کارکنان در این بخش خشن تر و دارای جنبه ی تنبیهی بیشتری است . همچنین بخش دیگری در کانون به نام اندرزگاه تعبیه شده است که در صورت ارتکاب مددجو به رفتارهای ناشایست برای مدتی به آنجا منتقل می شود و در این بخش نیز برخوردهای خشن و تنبیهی در مورد آنان بیشتر اعمال می شود . حال آنکه کارکنان ممکن است در بخش اصلی کانون میزان تشویق بیشتری ارایه دهند . به طور کلی روش اصلاح رفتار در مدت بررسی در کانون بیشتر مبنی بر رویکرد تنبیهی متکی بوده تا بر تشویق . علاوه بر این ، رویکرد مذکور بدون رعایت اصول به کارگیری شیوه های بهبود رفتار بوده است ( ۷۳ ) .
بر طبق مطالعه‌ای در مقیاس کلان که از شرایط حبس در مراکز اصلاحی نوجوانان امریکا ، در سال ۱۹۹۴ منتشر شد، شواهدی دال بر ممانعت استفاده از “وقت استراحت” در بسیاری از این مراکز وجود داشت . در همین مطالعه معلوم شد که تقریباً سه‌چهارم(۷۲%) از بازداشتگاه‌ها استفاده از موانع فیزیکی، معمولاً دست‌بند و پابند، را در مورد نوجوانان گزارش کردند. همچنین شواهدی دال بر استفاده از محدودیت‌های مکانیکی (مانند دست‌بند، کت مهارکننده، پابند و غیره) و محدودیت‌های فیزیکی (گرفتن و نگهداشتن بدن) در برخی بازداشتگاه‌ها وجود داشته است ( ۱۵) .
در تحقیق رمضان پور ، ۷۴ درصد از نوجوانان مقیم کانون اصلاح و تربیت بیان کرده بودند که توسط مربیان خود مورد تنبیه بدنی قرار می‌گیرند (۷۰) .
صالحی (۱۳۸۲ ) ، در ارزیابی خدمات رسانی کانون های اصلاح و تربیت سراسر کشور دریافت ، ۱۲ مورد استفاده از وسایل بازدارنده و تنبیهی مانند ( باتون ، شلاق ، دستبند ، گاز اشک آور و … ) در کانون های اصلاح و تربیت مورد مطالعه ، گزارش شده بود . اما سایر یافته های این ارزیابی با نتایج پژوهش حاضر مبنی بر این که ، هیچ مددجویی توسط کارکنان کانون ها مجروح نشده بود. هیچ گزارشی مبنی بر مجروحیت مددجویان به واسطه ی استفاده ی کارکنان از وسایل بازدارنده گزارش نشد . همچنین هیچ موردی از ضرب و شتم مددجویان توسط کارکنان در کانون های اصلاح و تربیت گزارش نگردیده بود ، هم خوانی ندارد ( ۷۲) .
۵ – ۲ – ۱ – ۳ کارکنان خنثی :
علی رغم این که هرگاه سخن از اصلاح و تربیت نوجوانان معارض قانون در موسسات نگهداری ، به میان می آید توجه به سمت متخصصینی چون مددکاران و روان شناسان به عنوان برنامه ریزان اصلی برنامه های اصلاحی این موسسات معطوف می گردد ، اما یافته ها نشان داد که مددکاران و روان شناسان و روان پزشکان جز گروه خنثی بودند . بدین معنی که تعامل عمیقی با مددجو برقرار نمی کردند . معمولا فعالیت هایی روتین و یکنواخت با شناخت سطحی از مددجویان از سوی این گروه انجام می گرفت . روان شناسان معمولا از روش های مشابهی برای بیشتر مددجویان استفاده می کردند و طبق یافته ها ارتباط عمیقی با مددجویان برقرار نمی کردند . فعالیت روان پزشکان نیز محدود به تجویز دارو برای درمان اعتیاد و آرام بخش برای رفع مشکل بیخوابی مددجویان بود . تمرکز اصلی مددکاران پیرامون مسایل قضایی مددجویان بود ( آزادی ، تماس با دادگاه ، دریافت رضایت شاکی و … )

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید