کارکرد ملاقات ، در گروه پسران ورود وسایل ممنوع نیز وجود دارد که در یافته های مربوط به گروه دختران مطرح نگردید .
۲ : مددجویان پسر نسبت به مددجویان دختر در صورت داشتن ملاقات ناخوشایند و نداشتن ملاقات حضوری واکنش های خشن تری از خود بروز می دهند .
۴ : مددجویان پسر فاقد ملاقات جهت تامین نیازهای مالی خود از راه های دیگری اقدام می کنند . (بخشی از نیاز مالی که در تعامل با مددجویان مستقر در کانون تامین می شود در قسمت مربوطه توضیح داده شده است .) بخشی دیگر نیز از طریق شبکه ارتباطی خارج از کانون تامین می شود . این موضوع در مصاحبه های مددجویان دختر مطرح نگردید.
۵ : مددجویان دختر فاقد ملاقات در قیاس به مددجویان پسر تمایلی برای صحبت در مورد احساسات و حالات روحی خود نداشتند .
۶ : مددجویان پسر در مقایسه با مددجویان دختر ، محدودیتی برای برقراری تماس تلفنی با خانواده و افراد غیر خانواده خود ندارند . این امکان در گروه دختران به دلیل ضوابط مورد نظر مراقبین وجود ندارد.
نمودار ۴ – ۶
جدول ۴ – ۹
طبقه (Category) : تجارب شخصی مددجویان از اقامت در کانون گروه دختران و پسران
کد
Code
زیر طبقه۳
Subcategory3
زیر طبقه۲
Subcategory2
زیر طبقه۱
Subcategory1
تاخیر در صدور حکم نهایی
ادامه آثار دادگاه
دلایل
مشغولیت ذهنی
بی اطلاعی از مدت دقیق محکومیت
ادامه آثار دادگاه
دلایل
مشغولیت ذهنی
بی اطلاعی از زمان اعزام به دادگاه
ادامه آثار دادگاه
دلایل
مشغولیت ذهنی
انتظار و بلاتکلیفی مددجویان مرتکب قتل
ادامه آثار دادگاه
دلایل
مشغولیت ذهنی
نگرانی بابت تاثیر سابقه کیفری بر شغل و ادامه تحصیل پس از آزادی
آینده
دلایل
مشغولیت ذهنی
نگرانی بابت اعتماد خانواده و برخورد نزدیکان و اقوام
خانواده
دلایل
مشغولیت ذهنی
عذاب وجدان بابت ناراحتی و اذیت خانواده از حبس مددجو
خانواده
دلایل
مشغولیت ذهنی
جدول ۴ – ۹
طبقه (Category) : تجارب شخصی مددجویان از اقامت در کانون گروه دختران و پسران
کد
Code
زیر طبقه۳
Subcategory3
زیر طبقه۲
Subcategory2
زیر طبقه۱
Subcategory1
نگرانی بابت وضعیت زندگی و معاش خانواده ( مددجویان پسر )
خانواده
دلایل
مشغولیت ذهنی
عدم تمرکز کافی برای مطالعه دروس و یادگیری فعالیت های فنی حرفه ای
ضعف در یادگیری
پیامدها
مشغولیت ذهنی
ایجاد تنش و درگیری در مدت اقامت در کانون
کاهش کیفیت تعاملات
پیامدها
مشغولیت ذهنی
جدول ۴ – ۹
طبقه (Category) : تجارب شخصی مددجویان از اقامت در کانون گروه دختران و پسران
کد
Code
زیر طبقه۲
Subcategory2
زیر طبقه۱
Subcategory1
زندگی در این محیط باعث تغییر انسان به موجودی گرگ صفت می شود
خود باور
باورها
زندگی در این محیط دختران را به انسان هایی هرزه مبدل می کند
خود باور
باورها
زندگی در این محیط باعث کاهش اعتماد به نفس و ایجاد عقده در انسان می شود
خود باور
باورها
من انسانی هستم که هیچ خصوصیت مثبتی ندارد
خود باور
باورها
هیچ کس به ما اهمیت نمی دهد ، و به مشکلات ما توجه نمی کند .
خود باور
باورها
کانون جای افراد فقیر و بی کس است
خود باور
باورها
زندگی در اینجا باعث شده من کارهای مثبتی بیاموزم و رفتارم تغییر کند
خود باور
باورها
اقامت در کانون چیزی را برای ما تغییر نمی دهد پس از آزادی مجددا کارهای گذشته را تکرار خواهیم کرد
خود باور
باورها
ناگزیر به استفاده از رفتار های ضد اجتماعی خود پسندانه در تعامل با یکدیگر
خود باور
باورها
جدول ۴ – ۹
طبقه (Category) : تجارب شخصی مددجویان از اقامت در کانون گروه دختران و پسران
کد
Code
زیر طبقه۲
Subcategory2
زیر طبقه۱
Subcategory1
تعامل با کارکنان
علل شکل گیری باورها
باورها
تعامل با خانواده
علل شکل گیری باورها
باورها
تعامل مددجویان با یکدیگر
علل شکل گیری باورها
باورها
۴ – ۶ شناخت تجربه شخصی مددجویان از اقامت در کانون اصلاح و تربیت
استان تهران
بخشی از یافته های این طبقه از طریق مشاهدات پژوهشگر و مصاحبه با مددجویان حصول یافته و بخش دیگر از تحلیل یافته های طبقات ، تعامل مددجویان با یکدیگر ، تعامل مددجویان با کارکنان و تعامل مددجویان با خانواده هایشان ، بدست آمده است . در واقع پژوهشگر با توجه دقیق به گفته های مددجویان به دنبال کشف باورها و عقاید آنان از استقرار در کانون بود و زمانی که مددجویان به باوری اشاره می کردند ، پژوهشگر با پرسش سوالات عمیق تر ، علت این باور را کشف کرده و متوجه می شد که منشا این باور به یکی از سه طبقه اصلی فوق ذکر ختم می گردد .
۴ – ۶ – ۱ : گروه دختران
۴ – ۶ – ۱ – ۱ : مشغولیت ذهنی
مددجویان دغدغه های خاطر بسیاری دارند که به پاره ای از آن ها اشاره کردند .
۱ : دلایل
الف : ادامه آثار دادگاه
با توجه به مشاهدات و گفته های مددجویان ، اصلی ترین و مهم ترین موضوع مشغولیت ذهنی آن ها به ادامه آثار دادگاه مربوط می گردد . طبق گفته های شرکت کنندگان معمولا اکثریت مددجویان منتقل شده به کانون اصلاح و تربیت بلاتکلیف بوده و صدور حکم نهایی با توجه به نوع بزه ارتکابی ، طی چند ماه تا چند سال ( برای مددجویان مرتکب قتل ) به طول می انجامد . همچنین مددجویان و مددکاران از زمان اعزام به دادگاه و زمان آزادی بی اطلاع هستند و همین امر باعث انتظار آزار دهنده و دغدغه خاطر مددجویان می شود . گاهی اوقات محقق ، مددجویانی را مشاهده می کرد ( بیشتر مددجویان با اقامت کوتاه مدت ) که به دلیل بی اطلاعی از مدت زمان حبس خود گریه و بی تابی می کردند و به دنبال افرادی بودند که بتوانند در این زمینه به آن ها اطلاعات بدهند . طبق گفته های شرکت کنندگان ، مددجویان مرتکب قتل نیز پس از عبور از سن ۱۸ سالگی ، روزها را در انتظار انتقال به زندان و اجرای حکم اعدام به شب می رسانند و این انتظار برای آن ها بسیار آزار دهنده است .
مددجو با اقامت طولانی مدت : ” ما حبس عادی نمی کشیم ، حبسی که همش در انتظار اعدام باشی خیلی سخت تر از حبس معمولیه . اینجا فقط شب هاش خوبه ، روزهاش همش استرسه ، هر روز که بیدار می شم منتظرم خبر اعزامم به زندان بیاد ، بعدشم اعدام . اصلا بعضی وقت ها دلم میخواد زودتر اعدام شم از این بلاتکلیفی راحت شم ، فقط یه کم دیگه از صبرم مونده . ”
همان مددجو : “چن وقت پیش یکی از دختر ها به اسم ب…. اعزام شد زندان ، از اونجا هم سه بار رفت برای اعدام . تا این که دفعه سوم اعدامش کردن . اون روز صبح مددکارمون بهم گفت براش فاتحه بخون اعدامش کردن . وقتی خبر اعدامشو شنیدم داغون شدم همش آینده خودمو میبینم . ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “من یه بار اعزام شدم به دادگاه ، مثل اینکه یه اعزام دیگه هم دارم . دفعه بعدی نمیدونم کی اعزام میشم ، الان۶ ماهه که اینجام ، قاضی ام رفته مرخصی ، میگن باید خودش بیاد ، همین جوری بلاتکلیف موندم خسته شدم. ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” این هفته هم گذشت من اعزام نشدم ( چهارشنبه ساعت ۱۲ ظهر ) ، خسته شدم از بس انتظار اعزام کشیدم . چرا تکلیف آدم و معلوم نمی کنن ؟ ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” بعد دو ماه که اعزام شدم ، قاضی بهم گفت دوشنبه همون هفته آزادم می کنه ، الان ۴ تا دوشنبه گذشته من هنوز کانونم . ”
مددکار : ” زمان اعزام و آزادی مددجوها مشخص نیست ، یه دفعه نامه میاد که باید اعزام شن یا خبر آزادیشون میاد . ”
ب : آینده
برخی از مددجویان نگران آینده شغلی و تحصیلی خود بودند . شاید نگرانی بابت این موضوع دغدغه خاطر تعداد بیشتری از مددجویان باشد اما عده کمی در این زمینه با محقق صحبت کردند . طبق مشاهدات و گفته ها ، تعدادی از مددجویان هم بودند نه تنها نگران سابقه خود نبودند و در مورد کار و تحصیل در آینده هم برنامه ای نداشتند بلکه بیان نمودند که پس از آزادی هم به همان اعمال و کارهای گذشته خود سرگرم خواهند بود.
مددجو با اقامت طولانی مدت : ” زندان دیگه آخرشه ، دختری که بیاد زندان ، دیگه همه چی براش تموم شده.”
مددجو با اقامت بلند مدت : ” ما با این سابقه کیفری که داریم نه دانشگاه می تونیم بریم نه می تونیم جایی استخدام شیم . ”
مددجو با اقامت بلند مدت : ” اگه انتقالم بدن زندان برای سابقم خیلی بد میشه ، اون جوری میشه ۲ تا سابقه ، دیگه بهم کار نمیدن . ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” قاضی کلی نصیحتم کرد که درس بخون دیگه از این کارا نکن منم گفتم باشه هر چی شما بگی . اما ما دوباره همون کارهایی روکه قبلا می کردیم بازم میکنیم ، با اومدن به اینجا چیزی برامون عوض نشده . ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” فقط دوست دارم پیش دوست پسرم باشم ، آزاد که شدم دوباره میرم پیشش .”
مددجو با اقامت طولانی مدت : ” من وقتی که آزاد شم نمیدونم کجا باید زندگی کنم ، خونوادم گفتن نگهم نمیدارن . ”
ج : خانواده
مددجویانی که تمایل به بازگشت نزد خانواده شان را داشتند نگران اعتماد خانواده به خود بودند و برخی از آنان نیز در این فکر به سر می بردند که برخورد آشنایان و اقوام چه خواهد بود . نگرانی بابت اعتماد خانواده بیشتر بستگی به نوع بزه ارتکابی مددجو داشت . معمولا برخی از مددجویان مرتکب بزه روابط نامشروع ( مددجویان با اقامت کوتاه مدت ) مشمول این دسته می شوند . برخی از مددجویان ( افرادی که خانواده را مسبب بزهکاری خود نمی دانستند ) بابت دردسری که به واسطه ی دستگیری و حبس برای خانواده خود ایجاد کرده بودند عذاب وجوان داشتند .
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” همش به این فکر می کنم که اعتماد مامانم و از دست دادم . این هفته بهم گفت همه فامیل فهمیدن من اینجام و چه اتفاقی واسم افتاده ، حتما وقتی آزاد شم خیلی حرفا میخوان بارم کنن. ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : “مامانم خیلی دوستم داشت ان قدر از این کارا کردم از چشش افتادم . ”
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” سری قبل که اومده بودم کانون اصلا عین خیالم نبود اما این سری خیلی اعصابم خرده همش به شوهرم فکر می کنم ، فکر میکنم من که نیستم، الان داره چی کار می کنه . به خونه زندگیم فکر می کنم . ” ( مددجو در اولین دستگیری خود مجرد بود و در نوبت دوم دستگیری متاهل و دارای فرزند خردسال بود که در کانون به همراه خودش اقامت داشت . )
مددجو با اقامت کوتاه مدت : ” خیلی برای مامانم ناراحتم ، خیلی از مامانم خجالت می کشم . وقتی میاد ملاقات از جلوی صد نفر باید رد شه ، میگردنش ، حتما خیلی خجالت می کشه ، تازه هر دفعه هم که میخواد بیاد ملاقات باید مرخصی بگیره . ”
مددجو با اقامت بلند مدت : ” فقط به پدر و مادرم فکر می کنم فقط

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید