خلال مدت حبس واکنش نشان می دهند. همچنین در این مقاله مطرح شده است ، از آنجایی که تقریبا همه متجاوزان جنسی زندانی ، دگر جنس خواه هستند ، هم از نظر هویت و هم عملکرد خارج از زندان به قربانیان خود به عنوان زنانی که در دسترس آن ها نیستند نگاه می کنند و تمایل دارند قربانیان آن ها کسانی باشند که در چشم هایشان ویژگی های زنانه مشهود باشد ؛ مانند جوانانی با پوست صاف بدون ریش ، کوچک اندام منفعل یا ضعیف که دعواگر نبوده و مخصوصا هم جنس باز باشند (۱۰۸). یاوری ( ۱۳۸۰ ) نیز نشان داد روابط جنسی موجود در زندان ، از نظر انگیزه مفعول یا مادی است ( بدست آوردن پول و مواد و …. ) و یا برای تحت حمایت قرار گرفتن است ( ۱۰۹) . بنابراین با توجه به یافته های مطالعه و نیز مقایسه آن ها با مطالعات مشابه ، می توان نتیجه گیری کرد که اولا مددجویان پسر بیشتر تمایلات دگر جنسی دارند و نه هم جنس گرایانه که به دلیل قرار گیری در محیط زندان به روابط هم جنس گرایانه روی آورده اند . علاوه بر این تامین نیازهای مالی و کسب حمایت نیز از دیگر عوامل سوق دهنده ی مددجویان به برقراری رابطه جنسی است . در کنار علل ذکر شده ، با استناد به الگوی محرومیت که مدعی است محیط زندان و از دست دادن آزادی موجب ایجاد ضربات عمیق روحی می شود به طوری که به دلایل صیانت از بعد روان شناختی ، زندانیان یک خرده فرهنگ منحرف در زندان ایجاد می کنند ، می توان یکی دیگر از علل روی آوردن به رابطه جنسی را به عنوان روشی برای تخلیه ی هیجانی ، تحت تاثیر فشارهای روانی قرارگیری در یک محیط بسته قلمداد کرد .
با توجه به یافته های پژوهش ، علاوه بر الگوی آورده و محرومیت و بلد نبود مهارت های اجتماعی ، می توان از الگوی یادگیری بندورا نیز در تحلیل استفاده از قدرت و کاربرد آن در تعاملات میان مددجویان استفاده کرد . بندورا نقش الگوها را در یادگیری موثر می دانست . در یادگیری مشاهده ای ، فرد به مشاهده ی رفتار الگو می پردازد و با تبعیت از آن ، رفتار مورد نظر را یاد می گیرد ( ۱۱۰) . همچنین تارد۱۲۰ در تئوری تقلید۱۲۱ بر فرآیند کسب رفتار انحرافی و مجرمانه از طریق تقلید تاکید دارد که مبتنی بر تجربه های یادگیری مشاهدات است . طبق این تئوری ، انسان ها به میزان تماس نزدیکی که با هم دارند از یکدیگر تقلید می کنند . همچنین فرودست ها از فرادست ها تقلید می کنند ( ۱۱۱ ) . بنابراین مددجویان جدید با مشاهده رفتار مددجویان صاحب قدرت ( به عنوان مراجع قدرت و الگو ) و مزایایی که قدرت برای آن ها به ارمغان آورده ، تغییر رفتار داده و فکر کسب و تقویت قدرت و سواستفاده از رابطه قدرت ، آن ها را به تکاپو می انداخت و این رفتاری بود که برخی از مددجویان پس از اقامت در کانون و در اثر تعامل با هم فرا می گرفتند .
۵ – ۱ – ۳ تحلیل تقویت قدرت در تعاملات مددجویان با یکدیگر
همان طور که یافته ها نشان داد ، روش های تقویت قدرت در همه ی گروه ها ( صرف نظر از جنس و مدت اقامت ) به اشکال گوناگون وجود داشت ، که در تعدادی موارد مشابه یکدیگر بودند . مددجویان با اقامت طولانی مدت صرف نظر از جنس ، با جداسازی خود از مددجویان جدیدورود و اقامت کوتاه و برقراری تعامل نزدیک تر با کارکنان ، استفاده از زبان بدن ( چشم غره و … ) ، برخورد کلامی و امر و نهی کردن ، به تقویت قدرت خود می پرداختند . مددجویان با اقامت کوتاه نیز با تظاهر به ارتکاب بزه سنگین و اقامت طولانی ، تخریب یکدیگر برمبنای بزه ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ( بیشتر در مورد پسران ) ، استفاده از زبان و اصطلاحات خاص ( بیشتر در مورد پسران ) سعی در تقویت قدرت خود در مقابل مددجویان جدیدتر داشتند . روش های تقویت قدرت در مددجویان پسر جدی تر و با اعمال فشار بیشتر بر مددجویان همراه بود تا جایی که مددجوی جدید مجبور به تسلیم می شد در غیر این صورت کار به درگیری فیزیکی می کشید . در گروه پسران عضویت در شورای شهر کانون ، باعث تقویت قدرت مددجو می شد . علاوه بر موارد فوق ذکر می توان به نقش کارکنان در تقویت قدرت مددجویان ، با محول کردن مسوولیت های بیشتر به مددجویان قدیمی و برقراری رابطه بهتر با آن ها و مددجویان مرتکب قتل۱۲۲ و مددجویان خوش رفتار نیز اشاره کرد . بنابراین علاوه بر رفتار مددجو ، نقش حقیقی مددجو هم ( مدت اقامت و نوع بزه ) در تقویت قدرت موثر بود . در هر دو جنس با اقامت کوتاه مدت ، گسترش شبکه دوستی ، جدای از فرار از تنهایی به عنوان روشی برای تقویت قدرت بود . مددجویانی که تعداد دوستان بیشتری داشتند از حمایت و قدرت بیشتری در مقابل سایرین برخوردار بودند . همچنین لازم به توضیح است که یافته ها نشان داد ، مددجویان به ویژه مددجویان پسر ، بیشتر از واژه همخرج به جای دوست در شبکه های دوستی خود استفاده می کردند . استفاده از این واژه هم می تواند تقلیدی از فرهنگ زندانیان بزرگسال باشد۱۲۳ و هم می تواند موکد این مساله باشد که مددجویان برای منافع خاصی گرد هم می آیند و تشکیل شبکه ی دوستی می دهند . به ویژه این که یافته های پژوهش نشان داد ، دوستی ها در هر دو جنس بسیار ناپایدار بود و مددجویان اعتماد کمی به یکدیگر داشتند که این خود نشان از انگیزه ی سواستفاده های شخصی در تشکیل گروه های دوستی است . همچنین یافته های پژوهش حاضر نشان داد ، مددجویان دختر و پسر با اقامت کوتاه در گسترش شبکه دوستی ، از نظر ملاک های دوست یابی (پول ، ارتکاب بزه های یکسان ، هم محلی ، هم شهری، همجواری تخت ها ، ظاهر و وضعیت خانوادگی و مددجویان مرتکب بزه سنگین ، ) مشابه یکدیگر بودند ؛که با یافته های پژوهش زیر همخوانی دارد .
صداوی ( ۱۳۸۳) در توضیح مکانیزم جذب افراد به گروه در میان زندانیان مرد ، دو عامل توانمندی افراد به لحاظ جسمی و شخصیتی ( معمولا با توجه به نوع جرم ، تعداد سوابق ، جسارت ، خشونت ) و توانایی تامین مالی برای گروه را مطرح می کند . همچنین معتقد است که در گروه سلسه مراتبی از قدرت وجود دارد که بیشتر ، شبیه به روابط قدرت در جوامع ماقبل انسان است . طی این روابط افراد توانمند تا زمانی که بتوانند توانایی خود را نشان دهند مورد پذیرش گروه قرار می گیرند و از اوامر آن ها فرمانبرداری می شود . اما به محض این که توانایی یا وجهه خود را به هر دلیل از دست دهد جایگاه او در گروه را تحت تاثیر قرار داده و مطابق وضعیت فعلی اش تغییر می کند (۱۱۲) .
همچنین پژوهش حاضر نشان داد ، یکی دیگر از ملاک های دوست یابی در پسران ، انتخاب افرادی بود که توانایی ورود قرص ترامادول به داخل کانون داشتند ؛ مانند مددجویان رای باز ( با روش جاسازی در بدن یا پرتاب قرص از بیرون به داخل کانون ) و یا مددجویانی که در ملاقات ها برایشان آورده می شد . در این راستا می توان به پژوهش گودرزی ( ۱۳۸۲ ) اشاره کرد که مطرح می کند ، روش های گوناگونی برای ورود موادمخدر به داخل زندان وجود دارد . مانند جاسازی بدنی توسط متهمان تازه وارد و یا محکومانی که از مرخصی باز می گردند از طریق بلع یا روش انبار . همچنین پرتاب مواد مخدر به در زمان هواخوری و یا ورزش زندانیان به داخل حیاط با قرار قبلی ( ۱۱۳) .
با توجه به یافته ها و مقایسه با مطالعات مشابه نتیجه می شود که تشکیل گروه و گسترش شیکه دوستی در کانون ، بیشتر جنبه ی سو استفاده ( از اعضای گروه یا اعضای غیر عضو ) دارد .
در مورد دوست یابی در گروه دختران ، یافته های پژوهش حاضر ، مددجویان دختر مرتکب قتل معمولا خود را از باقی مددجویان جدا می کردند و آن ها را خلافکار و خود را برتر می دانستند و بیشتر با افراد هم جرم خود دوست می شدند و یا تمایل بیشتر به برقراری تعامل با کارکنان داشتند . این یافته با نتایج پژوهش زیر هم سو است .
ام سی شین۱۲۴ ( ۱۹۹۶ ) به نقل از ” ایستر هفرنان۱۲۵ ” سه نقش اجتماعی غالب با عنوان های Square , Cool , Life در مورد زنان زندانی مطرح کرده است . این سه نقش بسیار شبیه به تیپ شناسی اروین و کرسی است که گروه های Square ، Thief و Cool را تعیین نمودند . Square ، از لحاظ تیپ شناسی زنی است از طبقه ی متوسط ، که به دلیل ارتکاب جرم اختلاس یا قتل برای اولین بار ، محکوم به حبس شده است . چنین زنی دارای سابقه جنایی نبوده و در مقایسه با دیگران خود را فردی قابل احترام می داند . در مقابل تاثیرات پدیده ی پذیرش فرهنگ زندان از طریق ارتباط بیشتر با کارکنان زندان و ارتباط کمتر با سایر زندانیان مقاومت می کند ( ۱۱۴) .
۵ – ۱ – ۳ – ۱ کاربرد رابطه دوستانه در شبکه های دوستی
کاربرد رابطه دوستانه در دو شکل رفتارهای جامعه پسندانه و رفتارهای ضد اجتماعی خود پسندانه بود .
طبق یافته های پژوهش ، کاربرد رابطه دوستانه در شکل رفتارهای جامعه پسندانه شامل : حمایت و همدردی با یکدیگر ( به عنوان مثال جلوگیری از خودزنی یکدیگر در مورد مددجویان پسر ) ، قرض دادن پول و تاثیر گذاری مثبت ، با نفوذ در یکدیگر ( در مورد مددجویان دختر ) بود .
ام سی شین ( ۱۹۹۶ ) بیان می کند در حالی که مردان زندانی تمایل به تشکیل باند دارند ، زنان زندانی به سمت نوعی روابط اجتماعی کشیده می شوند که شبیه خانواده و جفت است . در این خانواده های کاذب ، برخی از زنان نقش مادر را برای سایرین ایفا می کنند . کارکنان موسسات نگهداری زنان ؛ اغلب این خانواده های کاذب را شناسایی کرده و گاهی از طریق اعطای جوایز به کسی که نقش مادر را دارا می باشد ( می تواند یک ، دو یا چند زن باشند ) ، اقدام به حفظ نظم زندان و مهار مشکلات زندانیان می نمایند . به عنوان مثال در نتیجه ی درخواست یک مسوول زندان ، ” مادر زندانی ” می تواند ” دختر زندانی ” خشمگین خود را آرام کند . در پژوهش حاضر ، ارشد گروه دختران چنین نقشی را برای سایر مددجویان ایفا می کرد و با نفوذ در آن ها ، ( گاهی اوقات به سفارش مراقبین برای آرام کردن مددجو ) سایرمددجویان را به آرامش و رفتارهای جامعه پسندانه تشویق می کرد ( ۱۱۴ ) .
رفتارهای ضد اجتماعی خود پسندانه ناشی از گسترش شبکه دوستی ، مانند : تعامل دسته جمعی برای آزار و اذیت و غلبه بر دیگران ، در هر دو جنس وجود داشت . همان طور که توضیح داده شد ، هر قدر تعداد اعضای گروه بیشتر ، قدرت گروه در مقابل سایر مددجویان غیر عضو بیشتر می شد . در خود گروه نیز ، افراد به اشکال گوناگون از اعضا سواستفاده می کردند . محول کردن وظایف خدماتی خود به یکدیگر ، سو استفاده های مالی ( در هر دو جنس ) ، تشویق یکدیگر به تخلف از قوانین کانون مانند : اقدام به خالکوبی و خودزنی دسته جمعی یا تحریک یکدیگر به دعوا با باسایر مددجویان ، ( در مددجویان پسر ، معمولا با اقامت کوتاه مدت ) می کردند . برخی از مددجویان پسر ، به تنهایی یا در تعامل با یکدیگر خالکوبی

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید