بود . و ارتباط سطحی با خانواده مددجویان ، بیشتر در روز ملاقات برقرار می کردند که در این ارتباط هم بخش عمده گفتگوها به مسایل قضایی مددجو مربوط می شد و کمتر درباره سایر مشکلات مددجو سخنی به میان می آمد . البته یافته های پژوهش حاضر نشان داد کمک های مالی مقطعی از جانب مددکاران ( مانند پرداخت اجاره منزل مددجویان بی سرپرست ، ارایه برخی مواد خوراکی به خانواده های برخی مددجویان ، در مدت زمان اقامت مددجو در کانون ) ارایه می شد . در حالی که طبق آیین نامه مددکاری در زندان و شرح وظایف پست سازمانی مددکاران در کانون اصلاح و تربیت ، مددکاران بایستی فعالیت های حرفه ای و تخصصی در زمینه اصلاح و تربیت مددجو ، آماده سازی او برای بازگشت مجدد به جامعه را فراهم آورند و با برقراری ارتباط با سایر موسسات حمایتی و رفاهی خارج از کانون ، مددجویان را تحت پوشش قرار داده و به حل مشکلات فردی ، خانوادگی و اجتماعی آنان کمک کنند .
جوادی ( ۱۳۸۲ ) دریافت که عمده فعالیت مددکاران در زندان ها به پیگیری پرونده قضایی در دادگاه ها و اخذ رضایت از شکات ختم می شود . و ارتباط آن ها با خانواده زندانی بسیار محدود است . همچنین مطابق آمار عملکرد سال ۱۳۸۰ در کانون اصلاح و تربیت تهران ، بیشترین میزان فعالیت مددکاران از لحاظ آماری ، تماس با خانواده مددجویان و اخذ رضایت از شاکیان پرونده گزارش شده است ( ۱۲۲) .
قصد این مطالعه بررسی فعالیت های مددکاری در کانون اصلاح و تربیت استان تهران نبود اما برای بدست آوردن داده های عمیق تر با مددکاران هم در زمینه ی تعاملاتشان با مددجویان صحبت و علت عدم برقراری تعامل حرفه ای با مددجویان و صرف بیشتر وقت در جهت حل پرونده های قضایی کشف شد . یافته ها نشان داد برخی از مددکاران کار خود را صرفا حل مسایل قضایی مددجویان می دانستند . برخی دیگر عللی که مانع انجام فعالیت حرفه ای مددکاران می شد ، را مواردی چون : عدم مراجعه خود مددجو به مددکار و درخواست کمک ، تعداد زیاد مددجویان پسر ، نبود مکان مناسب برای ملاقات و برقراری ارتباط با خانواده های مددجویان ( به ویژه مددجویان پسر ) ، عدم همکاری سیستم با مددکاران برشمردند . همچنین قطع ارتباط میان مددکاران کانون با مددکاران مرکز مراقبت های پس از خروج و سایر مراکز حمایتی مزید بر علت بود .
معارف وند و همکاران ( ۱۳۹۰ ) در پژوهشی کیفی ، با عنوان مددکاران اجتماعی در فرایند دادرسی ویژه کودکان ، دریافت مددکاران برای کار با کسانی آموزش دیده اند که خود داوطلبانه در جستجوی خدمات هستند ، نه کسانی که به اجبار باید از خدمات مددکاری استفاده کنند ( ۱۲۳) .
جوادی ( ۱۳۸۲ ) در مورد آسیب شناسی وضعیت مددکاری اجتماعی در سازمان زندانها به علل زیر پی برد : عدم وجود فضای فیزیکی مناسب و کافی در حوزه فعالیت های مددکاری ، عدم تشکیل پرونده شخصیتی و یا تشکیل و ثبت ناقص گزارش های مددکاری ، عدم برقراری ارتباط صحیح میان قضات و مددکاران و شناخته نشدن جایگاه آنان در فرآیند دادرسی ، محدود بودن امکانات بازدید از منزل توسط مددکاران زندان ها و کانون های اصلاح و تربیت ، عدم برقرای ارتباط صحیح میان مددکاران زندان ، کانون اصلاح و تربیت ، مراکز مراقبت و انجمن حمایت از زندانیان ، کارگروهی که به عنوان یکی از شیوه های اصلی و مستقیم فعالیت های مددکاری می باشد ، تقریبا هیچ جایگاهی در زندان ها ، و کانون های اصلاح و تربیت ،انجمن حمایت از زندانیان و مراکز مراقبت ندارد ( ۱۲۲) .
در کنار تمام این عوامل ، پژوهشگر از مصاحبه با مددکاران و مددجویان چنین برداشت کرد که خود مددکاران هم علاقه دارند به جای پرداختن به فعالیت های حرفه ای خود ، در زمینه ی پرونده قضایی کارکنند ، زیرا حل مشکلات اجتماعی مددجویان را کاری دشوار تلقی می کردند که امکانات لازم برای حل آن ها فراهم نیست و از عهده آن بر نمی آیند .
۵ – ۲ – ۱ – ۴ کمک به نقض قانون :
طبق یافته های پژوهش یکی از زیر طبقات تعامل کارکنان با مددجویان موجب کمک به نقض قانون می شد . یافته های پژوهش حاضر نشان داد سربازان با دریافت پول از مددجویان و در یک مورد مراقب ، در ورود مواد ممنوع مانند سیگار و قرص ترامادول ، با تعدادی از مددجویان همکاری داشتند . این یافته با مطالعه ی گودرزی و جوانفر ( ۱۳۸۲) هم خوانی دارد . نتایج تحقیق ایشان نشان داد که از میان انواع روش های ورود مواد مخدر به داخل زندان ، به خیانت ماموران ( سربازان و یا پرسنل ) اشاره کرد ( ۱۱۳)
۵ – ۲ – ۲ شناخت تعاملات مددجویان با مراجع قدرت ( کارکنان )
یافته های پژوهش حاضر نشان داد ، در تعامل کارکنان و مددجویان ، واکنش مددجویان تا حد زیادی بازتاب نوع رفتار پرسنل ، به ویژه مراقبین بود .
۵ – ۲ – ۲ – ۱ تعامل مددجویان با کارکنان خوش رفتار :
طبق یافته های پژوهش عکس العمل مددجویان هر دوجنس صرف نظر از مدت اقامت ، در مقابل کارکنان خوش رفتار ، با تمکین خالصانه ( فرمانبرداری خاصانه ، احساس علاقه و قایل شدن احترام ) همراه بود . معمولا به نصایح این قبیل کارکنان گوش فرا می دادند و گاهی اوقات با آن ها به درددل و صحبت راجع به مسایل شخصی و خانوادگی خود می پرداختند و برخی از مددجویان ، علت تغییر رفتار خود به سمت رفتارهای مثبت را تعامل با این کارکنان می دانستند .
۵ – ۲ – ۲ – ۲ تعامل مددجویان با کارکنان بدرفتار :
یافته های پژوهش حاضر نشان داد ، رفتار غالب مددجویان صرف نظر از جنس و مدت اقامت به صورت تمکین اجبارگونه ، یعنی اغلب سکوت و برقراری حداقل رابطه با کارکنان بدرفتار ، فرمانبرداری اجبارگونه توام با ترس ، احساس نفرت و انباشت عقده از تحقیر و توهین کارکنان بود . گاهی اوقات ، مددجویان با شکایت از بدرفتاری برخی از کارکنان به دیگر کارکنان یا مدیر کانون ، به سایر مراجع قدرت پناه می بردند . رویارویی مستقیم مددجویان با کارکنان صرف نظر از جنس و مدت اقامت مددجو ( فحاشی و جدال با کارکنان ) ، به ندرت اتفاق می افتاد . مددجویان پسر با اقامت طولانی مدت از برخی فرمان های مراقبین ( به ویژه مراقبین جدید ) تمکین نمی کردند. علاوه بر موارد فوق ذکر ، ناراحتی برخی مددجویان ( در هر دو جنس با هر مدت اقامتی ) از بدرفتاری برخی کارکنان باعث می شد ، مددجو اقدام به خودزنی کند . برخی مددجویان هم برای جلب توجه کارکنان ، جهت رسیدگی به مشکلات خود ، اقدام به خودزنی می کردند .
قربانی ( ۱۳۷۹ ) دریافت ، بین رضایتمندی زندانیان نسبت به عملکرد کارگزاران زندان با خودزنی رابطه وجود دارد . این پژوهش نشان داد بین دو گروه از زندانیان که سابقه خودزنی داشتند و گروهی که نداشتند ، نسبت به عملکرد کارگزاران در زندان ، مددکاران اجتماعی ، مدیران ، دادیار اندرزگاه و نیز برخورد زندانیان تفاوت معنی دار وجود دارد . همچنین دریافت بین تبعیض در میان زندانیان با خودزنی رابطه وجود دارد (۱۲۴) .
سرلک ( ۱۳۹۰ ) بیان داشت یکی از عوامل خودزنی در زندان ها برای جلب توجه اطرافیان به خصوص مسوولین زندان است . معمولا بعضی از زندانیان برای رسیدن به مطلوب خود مثلا رفتن به مرخصی یا گرفتن برخی امتیازات دیگر با خودزنی سعی در جلب توجه و اجبار مسوولین زندان به انجام خواسته های خود دارند ( ۱۲۵ ) .
محسنی( ۱۳۸۷ ) دریافت ، از جمله پیامدهای زندان ، رفتارهای خشونت آمیز مجرمان و بزهکاران در طول دوره محکومیت در زندان های موقت و دایم علیه خود ( خود زنی ) و علیه دیگران است . اقدام به خود کشی و آسیب رساندن به خود اعتراضی است که زندانیان به توقیف خود ، زندان انفرادی ، رفتار غیر انسانی کارکنان و مورد تعدی قرار گرفتن به وسیله سایر زندانیان دیگر نشان می دهند ( ۱۱۱ ) .
از یافته های مطالعه حاضر و مقایسه آن با سایر مطالعات مشابه می توان نتیجه گرفت که رفتار مددجویان در کانون تا حد زیادی عکس العمل رفتار کارکنان ( به ویژه مراقبین به دلیل تعامل طولانی مدت و نزدیک تر با مددجویان ) است . رفتار مناسب کارکنان ، باعث جذب مددجو شده و پس از مدتی تحت تاثیر نصایح و رفتار مناسب پرسنل به احتمال بیشتر تغییر رفتار می دهند . اما کارکنان بدرفتار با برچسب و انگ زنی و تنبیه مددجو نه تنها به اصلاح او کمک نمی کنند بلکه بیشتر باعث ایجاد عقده و نفرت در مددجو و کناره گیری از کارکنان شده و باعث می شود مددجو ، به کانون به عنوان مکانی برای مجازات خود بنگرد نه محیط آموزشی و تربیتی و همین امر تاثیر سایر برنامه های اصلاحی و تهذیبی را مختل کرده و در فرآیند اصلاح مددجو خدشه وارد می کند .
۵ – ۲ – ۲ – ۳ تعامل مددجویان با کارکنان خنثی :
در این گروه ، مددجویان بیشترین تعامل را با مددکاران ، به سبب رسیدگی به پرونده های قضایی خود داشتند . اکثر مددجویان فکر می کردند حضور مددکار در کانون برای پیگیری پرونده قضایی آن ها است ، گویی که مددکاران خود را با این عنوان به مددجویان معرفی می کردند ، به همین دلیل و نیز تعدادی از مددجویان به دلیل کمبود وقت مددکار ، از صحبت در مورد مسایل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی خود با مددکار امتناع می کردند . در کل تعدادی از مددجویان شرکت کننده در پژوهش ( صرف نظر از جنس و مدت اقامت ) ، اطلاع درستی از نقش روان شناس و مددکار نداشتند و این امر دلایل متعددی می تواند داشته باشد ؛ از جمله این که خود مددکار و روان شناس نقش خود را برای مددجو درست تعریف نکرده اند . مراجعه به مددکار ، از جانب مددجویان با اقامت کوتاه مدت به نسبت مددجویان با اقامت بلند مدت ، بیشتر بود . تعامل مددجویانی که دوران محکومیت مشخص داشتند و مددجویان با تعداد سوسابقه بالا تقریبا با مددکار و روان شناس منقطع شده بود. همچنین مددجویان با اقامت کوتاه مدت شرکت کننده در پژوهش هم ، به دلیل عدم جذب از طرف روان شناسان ، تعامل کمرنگی با آن ها داشتند و برخی از مددجویان ، با بی فایده تلقی کردن فعالیتهای روان شناسی ، کمتر به روان شناس مراجعه می کردند . یافته های پژوهش حاضر نشان داد ، برخی مددجویان به دلیل انباشته شدن ناراحتی ها و ناتوانی در کنار آمدن با مشکلات ناشی از حبس ، و همچنین ناتوانی در ابراز آن به دیگران و یا این که بی توجهی کارکنان فرصت بیان ناراحتی ها و تخلیه هیجانی را به آن ها نمی داد ، اقدام به خودزنی می کردند .
سرلک ( ۱۳۹۰) بیان داشت ، کمبود ارتباط بین فردی ، کمبود افراد قابل اطمینان برای شنیدن ناراحتی های زندانیان ،کمبود مشاور و مددکاران برای بیان مشکلات ، از جمله عواملی است که می تواند موجب خودزنی زندانی شود (۱۲۵) .
مطالعات گوناگونی نشان داده است که سهم عوامل روانی وشخصیتی در بروز بزهکاری قابل توجه است ( ۴۵ ) . و این امر توجه بیشتری از سوی متخصصین روان شناس و مددکار می

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید