پایان نامه با کلید واژگان مورفولوژی، توسعه شهر، فضای شهری

دانلود پایان نامه

هدف دسترسی به هدف‌های نهایی، با استفاده از باکفایت‌ترین و کارآمدترین استراتژی‌ها است» (همان کتاب، ص 30).”فریدمن” برنامهریزی را نوعی تفکر درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی تعریف نموده که جهت‌گیری و آینده‌نگری به صورت علمی، در روابط، اهداف و تصمیمات همه جانبه دارا بوده و بشدت در زمینه خطمشی و برنامه از جامعیت برخوردار باشد (زیاری، 1383: 19) و از لحاظ سیستمی به منظور بهبود زندگی انسانها سیستمها را تحت کنترل خود درآورد ( Fridman & Alonso, 1964,61).

برنامهریزی شهری4
همانطور که در تعریف برنامهریزی بیان گردید٬ برنامهریزی کلا عبارت است از یک فعالیت علمی و منطقی٬ در جهت رسیدن به هدفهای مورد توجه جامعه. اگر این مبنا مورد قبول واقع شود برنامهریزی شهری عبارت است از تامین رفاه شهرنشینان٬ از طریق ایجاد محیط بهتر٬ مساعدتر٬ آسان تر٬ سالمتر٬ ودلپذیرتر (شیعه، 1383 : 101). برنامهریزی شهری٬ در واقع در جهت تامین نیازهای خدمات شهری٬ و در نظر گرفتن عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی در یک سیستم برنامهریزی شهری جامع و پویا٬ مشخص کردن سیاستها و برنامههای توسعه شهری٬ هماهنگ کردن آنها با سایر برنامههای عمرانی در سطح منطقهای و کشوری و تنظیم برنامه ها و طرحها در دوره زمانی معین است(زیاری،1383 : 55-54 ). برنامهریزی شهری پویاست و علت پویایی آن این است که شهر مانند یک موجود زنده است که مقداری مکانیسم این ارگانیسم را متاثر میکند. بنابراین، جهت تامین نیازهای خدمات شهری و در نظر گرفتن عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی در یک سیستم برنامهریزی شهری جامع و پویا٬ مشخص کردن سیاستها و برنامههای توسعه شهری٬ هماهنگ کردن آنها با سایر برنامههای عمرانی در سطح منطقهای و کشوری، و تنظیم برنامهها و طرحها در دوره زمانی معین از اولویت ویژهای برخوردار است(شیعه، 1383 : 102 ).

کاربری اراضی5
مفهوم کاربری اراضی به معنای به کارگیری زمین برای اهداف به خصوص توسط انسان می‌باشد. (meyer, 1994, 10) کاربری زمین به طور ذاتی درباره‌ی تمام جنبه‌های فضایی یا فعالیت‌های انسانی در زمین و طریقه‌ای که سطح زمین می‌تواند برای نیازهای مختلف آماده شود و از آن بهره‌برداری گردد بحث می‌کند. (Robing, 1989, 19-20) و یا کاربری زمین جنبه‌های فضایی همه‌ی فعالیت‌های انسانی را در روی کره‌ی زمین برای رفع نیازهای مادی و فرهنگی او نشان می‌دهد. (Northam, 1975, 168).
کاربری زمین در واقع بهره‌برداری صحیح انسان از طبیعت است که در چند دهه‌ی اخیر از سوی پژوهشگران به ویژه دانشمندان علم جغرافیا به کار رفته است. در واقع این واژه استفاده از امکانات و توانایی زمین را نشان می‌دهد به عبارت دیگر نحوه‌ی استفاده از زمین و کارکردی که به آن تعلق می‌گیرد را کاربری زمین گویند این کارکرد ممکن است در مقیاس منطقه باشد و یا در مقیاس سکونت‌گاه‌های انسانی و شهر مد نظر باشد (عسکری، رازانی و رخشانی، 1381: 5) بر همین مبنا برنامه‌ریزان معمولاً زمین را از نظر میزان کاربرد و اثرات آن به محل، محیط و جامعه دستهبندی می‌کنند (سیف‌الدینی، 1378: 259).

رشد و توسعه شهری6
رشد شهری اضافه شدن مناطق و محلههای جدید و گسترش خودرو و بیرویه شهرها را شامل میشود. توسعه فیزیکی و رشد جمعیت شهری به سرعت تغییرات و دگرگونیهای را در شکل شهر بوجود میآورند که به صورت گسترش فیزیکی شتاب آلود و به صورت نامتعادل و ناهماهنگ بروز میکند٬ رشد شهری به نوعی حاکی از عدم وجود برنامهای خاص و یا متعادل با گسترش و افزایش جمعیت است بطور کلی افزایش کاربری مسکونی و تخصیص حداقل سرانهها و فضاها به سایر کاربریها پیشی گرفتن رشد بر توسعه یا تقدم مقیاس بر عملکرد و برتری کمیت بر کیفیت نام دارد (همپانژاد ،1388: 18 ). توسعه عبارت از تغییرات کمی و کیفی که هدفش بهبود توسعه یافتگی اجتماعی– اقتصادی و ارتقای معنوی باشد (صابری فر٬ 1378 ، 28 ). به بیانی دیگر توسعه عبارت است از وسعت دادن یک پدیده در ابعاد مختلف که جامعیت داشته و دربرگیرنده توسعه اقتصادی٬ سیاسی٬ فرهنگی و تغییرات رفتار فردی نیز میباشد(زمردیان٬ 1374 : 14 ).
توسعه شهری به عنوان یک مفهوم فضایی را میتوان به معنای تغییرات در کاربری زمین و سطوح تراکم جهت رفع نیازهای ساکنان شهر در زمینهی مسکن٬ حمل و نقل و اوقات فراغت تعریف کرد (1996, 266 ,mukomo). هر چند اغلب اصطلاحات رشد و توسعه فیزیکی شهر به جای یگدیگر مورد استفاده قرار می گیرند. اما باید اذعان کرد که هر دو دارای مفاهیم جداگانه هستند به طوری که اکثر متخصصین برنامهریزی شهری معتقدند رشد شهری و گسترش خودرو باعث رشد بیرویه شهرکها٬ مناطق مسکونی و افزایش بی اصول و نا برابر سطوح مختلف شهری است ( وبر، 39:1369).

مفهوم توسعه فیزیکی7
از ترکیب انواع فضاها یا کاربریهای مسکونی٬ تجاری٬ صنعتی٬ تفریحی٬ و مذهبی ایجاد ارتباط و حرکت در زمان و مکان بین فضاهای یاد شده پیکرهای به وجود میآید که به صورت یک سیستم فیزیکی یا کالبدی عمل میکند. این پیکره را میتوان یک کالبد به حساب آورد و گسترش این پیکره را توسعه کالبدی یک شهر یا یک مکان جغرافیایی قلمداد کرد (زنگیآبادی٬ 1376: 192 ). به عبارتی دیگر مفهوم توسعه فیزیکی عبارت است از افزایش و گسترش وسعت شهر در اراضی پیرامونی خود یا الحاق مراکز سکونتی اطراف شهر به شهر اصلی به طوری که کاملا در شهر مادر ادغام گردند (دهاقانی٬ 1378 : 412).

فضای شهری
مفهوم فضا به کلیه فعالیتهای و ساختارهای شکل گرفته در مکان اطلاق میشود. فضا یک مقوله بسیار عام است.
فضا تمام جهان هستی را پر میکند و ما را در تمام طول زندگی احاطه کرده است(هدمن و یازوسکی٬ 1381 : 67 ). فضای شهر٬ شامل کلیه سازههای شهری از جمله خیابانها٬ ساختمانها٬ میدان ها و آب نماها٬ پارکها٬ فضای سبز٬ پلها و سایر عناصر شهری است. خیابانها مهمترین٬ حساسترین٬ و بیشترین فضاهای عمومی یک شهر را تشکیل میدهند. حساسیت و اهمیت خیابانها و به طور کلی شبکه ارتباطی به دلایل زیر است : (بحرینی ٬ 1375 :3-1)
1- سطح زیادی از فضاهای عمومی را به خود اختصاص میدهد.
2- عنصر اصلی فرمدهی به شهر هستند.
3- محل اتصال و ارتباط فضاهای دیگر شهر هستند.
4- نماد اجتماعی و فرهنگیاند.
5- مهمترین وسیله و ابزار طراحی شهریاند.
فضای شهری یک نمونه از فضای جغرافیایی است. مرکز شهر یا بافت قدیم به دلیل مرکزیت٬ مهمترین فضای شهری است. فضای شهری توسعه فرایندهای طبیعی٬ نظام یافته به وسیله انسان٬ شرایط اجتماعی٬ سیاسی و به طور کلی فرهنگی جامعه شکل میگیرد. در واقع فضای شهری٬ بخشی از سطح زمین است که به همراه درونمایه مادی و اجتماعی و فرهنگی به وجود میآید. از این رو فضای جغرافیایی شامل طبیعت و همه منابعی است که می تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم با نیازهای انسانی برخورد کند و چهره جدیدی از سطح زمین را به عنوان فضای شهری بسازد. بدینسان که فضای جغرافیایی یک حوزه زیستگاهی است که از شرایط طبیعی و ساختارهای اجتماعی جامعه شکل میگیرد (شکویی ، 118:1375). با رشد و توسعه فرهنگی از قرن بیستم به بعد نقش فرهنگ در ایجاد تغییر و تحول فضاهای شهری بیشتر شده است. به طور کلی بعضی از محققان معتقدند که هر فعالیتی که انسان انجام میدهد اساسا متکی به فرهنگ اوست. فرهنگ مجموعهای از عقاید٬ آداب و رسوم٬ نسبتها٬ مقررات حاکم و خلاصه شیوه زندگی انسانهاست. هویت هر شهر علاوه بر ویژگیهای محیط طبیعی و نحوه رفتار و گویش و لباس پوشیدن مردم٬ از طریق فضاهای شهری آن شهر شناخته میشود.از جمله مهمترین عناصر تشکیل دهنده هر شهر٬ فضاهای شهری آن است که با شناخت آنها شهر قابل بازشناسی میگردد. پس برای اینکه شهری هویت قوی و به یاد ماندنی داشته باشد٬ باید فضاهای عمومی شهر دارای فرم متناسب٬ منطقی و زیبا پاسخگو به عملکرد مرتب بر آنها باشند(لاری بقال، 1380 : 65 ).

بافت شهری
بافت شهر عبارت است از دانهبندی و درهم تنیدگی فضاها و عناصر شهری که به تبع ویژگیهای محیط طبیعی، بهویژه توپوگرافی و اقلیم در محدوده شهر یعنی بلوکها و محلههای شهری به طور فشرده و یا گسسته و با نظمی خاص جایگزین شدهاند(توسلی ، 1368 :5 ). بافت هر شهری کمیتی پویا و در حال تغییر است که وضع کالبدی شهر و چگونگی رشد و گسترش آن را در طول زمان نمایان میسازد. بافت هر شهر، ابتدا دانهبندی فضای کالبدی شهر، یعنی فضاهای خالی و پر تراکم آنها را نسبت به یکدیگر مشخص می کند. همچنین چگونگی و فاصله بین عناصر شهری را معین میکند. بافت شهر شبکه گذرگاهی و نحوه توزیع فضایی آنها را نشان میدهد. ابعاد و اندازه هر یک از فضاهای کالبدی در افق و در ارتفاع با صورت عمودی و یا افقی میتواند نماینگر نوع و حجم بافت خاصی از شهر باشد. فضاهای خالی گویای ویژگیهای خاص شهریاند. مثلا فضاهای خالی موجود در مرکز محلههای شهری و راههای مهم و تقاطعها و در مجموع بافت،گویای وجود مراکز و هستههای شهری و محلهای هستند. بافت هر شهر نحوه شکلگیری و مراحل رشد و توسعه شهر را در طول تاریخ نشان میدهد. یکی از عوامل اصلی و بسیار مهم شکلگیری بافت شهر در گذشته عوامل محیط طبیعی بوده است. سه عامل توپوگرافی زمین، آب و هوا و منابع آب، عوامل اساسی و مهم طبیعتاند که در بافت شهرهای قدیمی ایران تاثیر عمیقی به جای گذاشتهاند(سلطان زاده ، 1369 : 299 ). بافت شهری از سه عنصر مرتبط به هم تشکیل شده است :
1- طراحی شبکههای ارتباطی که آرایش شبکه خیابانها و گذرها و الگوی تفکیک زمین و بناها را مشخص میسازد و تحت تاثیر شیوه زندگی و معیشت و فرهنگ شهروندان است.
2- الگوهای کاربری که کاربریهای زمین و فضاها را نشان میدهد.
3- طراحی فضاها یا ساختارهای کالبدی بر روی زمین که در مجموع، بافت شهری را تشکیل می دهد.

نظریات مورفولوژیکی و توسعه فیزیکی شهر
نظریات مورفولوژیکی در علم جغرافیا٬ از مفهوم چشمانداز گرفته شده است که ابتدا توسط کارل ریتر جغرافیدانان آلمانی وارد ادبیات جغرافیایی گردید. بعدها این مفهوم را با طیف گستردهای٬ جغرافیدانانی نظیر « ریشتهوفن » و « ویدال دولابلاش » به کار گرفتند و « کارل ساور » با گستردهترین شکلی آن را به ادبیات جغرافیایی آمریکا اضافه کرد ( شکویی ٬ 1375: 17 ). همین امر سبب شده است که 12 درصد بررسیها و تحقیقات جغرافیایی که در زمینه ساخت داخلی شهرها صورت میگیرد، مربوط به مورفولوژی شهری است که طرح شهر٬ فرم ساختمانها و الگوی بهرهگیری از زمین و ساختمان را شامل میشود ( شکویی ٬ 1374 : 159 ). به طور کلی باید گفت که مورفولوژی شهری٬ مطالعه نظام یافته ( سیستماتیک ) از تکوین رشد٬ فرم٬ طرح٬ ساخت٬ کارکرد و توسعه شهر٬ با توجه به ساختهای اجتماعی و اقتصادی است ( همان کتاب ٬ ص266 ). که موارد مورد مطالعه در آن عبارت است از٬ 1- کارکرد هسته اصلی شهر٬ در شکلگیری آن و تحلیلی بر جغرافیای تاریخی شهر 2- تاثیرات کارکرد مناطق داخلی شهر و رابطه میان کارکرد و فرم 3- سبک معماری در بخش قدیم وجدید شهر 4- فرهنگ و مورفولوژی شهر 5- قیمت زمین وتاثیر آن در مورفولوژی شهر 6- نقش تاسیسات عمومی مثل بیمارستانها، دانشگاهها٬ ورزشگاهها، زیارتگاهه
ا و مساجد در مورفولوژی شهری 7- نقش پادگانها٬ ترمینالها، گورستانها٬ فرودگاهها و میدانها در مورفولوژی شهری 8- تاثیر عوامل طبیعی مثل مسیر رود٬ درهها٬ کوهستان٬ دشت٬ مسیرهای آب قنات٬ و اقلیم در مورفولوژی شهری و …. (همان کتاب ٬ص 265 ). بنابراین با بهره جستن از دیدگاههای مورفولوژیکی به راحتی میتوانیم چگونگی شکلگیری شکلگیری شهرها و عملکردهای آن را بررسی کرد و به توسعه شهر که در آینده اتفاق خواهد افتاد٬ جهت دهیم. این عمل سبب میشود مناطق کارکردی به موازات توسعه شهر٬ کارکرد خود را وسعت بخشند و شهروندان به راحتی بر امکانات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند.

توسعه فیزیکی شهر از دیدگاه اکولوژیک
اشغال زمین شهری در جریان زمان را٬ در الگوهای دینامیکی مختلف میتوان نشان داد. این روش را اولین بار « تونن » روی اراضی روستایی معمول داشته و از سال 1920 به این طرف٬ در ایالات متحده

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید