دارائی ها و بدهی های جاری به گونه ای است که ریسک ناتوانی در برآورده کردن تعهدات کوتاه مدت از یک طرف و اجتناب از سرمایه گذاری بیش از حد در این دارائی ها را از طرف دیگر برطرف نماید(رحمان و نصر، 2007).
اعمال مدیریت کارآمد و اثر بخش بر دارائی های جاری مستلزم آن است که ابتدا باید با قواعد کلی مربوط به سرمایه گذاری در هر یک از انواع دارایی های جاری موجودی نقدی، اوراق بهادار، حساب های دریافتنی و موجودی ها آشنایی حاصل شود و همواره سه جنبه اساسی زیر مد نظر قرار گیرد(شباهنگ، 1372، 81).
ویژگی های بنیادی دارائی و چگونگی استفاده از آن توسط واحد انتفاعی.
منافع و هزینه های مربوط به مبلغ سرمایه گذاری در دارائی.
مخاطرات همراه با سرمایه گذاری در دارایی.
بنابراین مدیران نیاز دارند که بدانند چگونه یک سیاست مدیریت سرمایه در گردش کارا را بکار گیرند تا رشد، سودآوری و موفقیت بلند مدت شرکت خود را تضمین کنند(ستایش و همکاران، 1388، 45). به عبارت دیگر مدیران واحدهای انتفاعی در شرایط مختلف با توجه به عوامل درونی و بیرونی واحد انتفاعی و با توجه به ریسک و بازده باید استراتژی مناسبی را برای اداره و مدیریت سرمایه در گردش واحد خود انتخاب نمایند. چنانچه نوع استراتژی مدیریت دارائی ها و بدهی های جاری در موقعیتی معین به گونه ای مناسب انتخاب شود، امکان دستیابی به بهترین استراتژی مدیریت سرمایه در گردش فراهم خواهد شد. بررسی، کنترل و برنامه ریزی درباره اقلام سرمایه در گردش به منظور انتخاب بهترین راهبرد در مدیریت آن بایستی منجر به افزایش بازدهی، توان نقدینگی، توان پرداخت بدهی و تداوم فعالیت واحد انتفاعی گردد(رهنمای رودپشتی وکیائی، 1387،6). شرکت هایی که دارای مدیریت سرمایه در گردش ضعیف هستند به مرور زمان مزایای رقابتی و انعطاف پذیری خود را از دست می دهند( فتحی و توکلی،1388، 105).

2-2-5. انواع سرمایه در گردش
سرمایه در گردش دائمی: این دارائی ها به طور مداوم، در تمامی طول سال مورد نیاز می باشند. سرمایه در گردش دائمی بیانگر مبالغ نقد، دریافتنی ها و موجودی ها می باشند که به عنوان یک حداقلی جهت انجام عملیات در هر زمانی نگهداری می شوند(کردی،1392، 4).
سرمایه در گردش غیر دائمی: بیان کننده دارائی های اضافی است که در مواقع خاص در طی سال مورد نیاز می باشند. به عنوان مثال، مقداری موجودی اضافی می بایست برای دوره هایی که فروش افزایش می یابد(به حداکثر می رسد)، نگهداری شود. برای پرداخت هزینه ملزومات اضافی که لازمه فعالیت زیاد می باشد، وجه نقد اضافی مورد نیاز است (کردی،1392، 4)

2-2-6. عوامل موثر بر سرمایه در گردش
فروش: فروش واقعی و پیش بینی شده ی شرکت بر مقدار سرمایه در گردشی که شرکت به مصرف می رساند(و مجبور است آن را تامین کند) اثر بسیار شدیدی دارد. فروش شرکت برحجم دارائی های جاری و بدهی های جاری اثر مستقیم دارد و باعث می شود که این اقلام خود به خود افزایش یابند. در طی زمان یک موسسه نسبت تقریبا ثابتی از دارائی های جاری به فروش سالانه حفظ خواهد کرد. شرکتی که به سطح ثابتی از فروش دست می یابد، در صورتی که بدرستی اداره شود با سطح ثابتی از وجوه نقد، حساب های دریافتنی و موجودی ها به عملیات خود ادامه می دهد. موسساتی که می خواهند در فروش خود افزایش و رشد داشته باشند، نیازمند سرمایه در گردش دائمی اضافی هستند. در صورتیکه فروش در حال کاهش باشد، انتظار کاهش در سرمایه در گردش دائمی می رود(کردی ،1392 ،6).
عوامل فصلی و دوره ای: بیشتر موسسات با نوسانات فصلی در تقاضا برای محصولات و خدماتشان روبرو می شوند. این تغییرات در فروش بر میزان سرمایه در گردش تاثیر می گذارد. در یک بحران، ممکن است که فروش یک موسسه موقتا کاهش یابد، در نتیجه نیاز به کاهش موجودی ها و میزان مطالبات احساس می شود. در زمان بالا بودن نرخ بهره، ممکن است مشتریان به کندی صورت حساب هایشان را بپردازند، این حقیقت باعث افزایش در میزان مطالبات خواهد شد(کردی،1392، 6).
نرخ بهره: سطوح نرخ بهره بر مقدار سرمایه در گردشی که یک موسسه نگهداری می کند، تاثیر می گذارد. هنگامی که نرخ بهره بالا باشد، موسسه به کاهش وجوه نقد، حساب های در یافتنی و موجودی ها ترغیب می شود. این کار هزینه های تامین مالی برای سرمایه در گردش را به حداقل می رساند و این امکان را برای موسسه به وجود خواهد آورد که وجوه نقد خود را با سود نسبتا بالایی سرمایه گذاری کند. از سوی دیگر، کاهش در نرخ های بهره، ممکن است منجر به سیاست های کاهش سرمایه در گردش شود. با هزینه های پایین بهره، موسسه ممکن است مایل به نگهداری سطوح بالاتری از سرمایه در گردش باشد. نرخ بهره در هر سطحی که باشد، موسسه باید به میزان کافی سرمایه در گردش نگهداری کند تا به طور موثر کسب و کارش را اداره کند(کردی،1392،11).
تغییرات در تکنولوژی: پیشرفت های تکنولوژیک، مخصوصا آنهایی که به فرآیند تولید مرتبط می شوند، تاثیرات زیادی بر میزان سرمایه در گردش دارند. اگر شرکت وسیله ای خریداری کند که مواد خام را نسبت به سابق با سرعت بیشتری جهت تولید آماده کند، نیاز دائمی برای موجودی ممکن است تغییر کند. اگر آماده سازی سریعتر مواد، نیاز به مواد خام بیشتری جهت جریانات تولیدی موثر داشته باشد، موجودی دائمی می بایستی که افزایش یابد(کردی،1392 ، 6).
خط مشی های شرکت: بسیاری از خط مشی های شرکت بر میزان سرمایه در گردش دائمی و غیر دائمی اثر می گذارد. اگر موسسه سیاست اعتباری خود را از 30 روز به 60 روز تغ
ییر دهد، ممکن است که وجوه بیشتری به طور دائم در مطالبات مسدود شود. در صورتی که موسس سیاست های تولیدی را تغییر دهد موجودی های مورد نیاز ممکن است به طور دائم یا موقت تحت تاثیر قرار گیرد. اگر موسسه سطح ایمنی موجودی نقد در دست خود را تغییر دهد، سرمایه در گردش دائمی ممکن است که افزایش یا کاهش یابد(کردی،1392 ،7).
مدیریت وجه نقد: پلاک و کوکورک اهداف مدیریت وجوه نقد را افزایش نقدینگی، کنترل جریان نقدی، افزایش ارزش سرمایه و کاهش هزینه های سرمایه بیان کرده اند. بنابر این می توان چنین استدلال کرد که مدیریت مناسب و بهینه وجوه نقد بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر خواهد گذاشت چرا که بر روی مدت زمان وصول مطالبات و مدت زمان پرداخت بدهی ها تاثیر می گذارد و آن ها را در سطح بهینه نگه می دارد(فتحی و توکلی،1387، 108).
نسبت بدهی(اهرم مالی): با این نسبت کل وجوهی که از محل بدهی ها تامین شده محاسبه می شود و از تقسیم کل بدهی ها بر کل دارائی ها بدست می آید.چیو و چنگ در مطالعه ای که بر روی عوامل موثر بر مدیریت سرمایه در گردش داشته اند، دریافتند که نسبت بدهی ارتباط منفی معناداری با تراز نقدینگی خالص و نیازمندی های سرمایه در گردش و در نتیجه با مدیریت سرمایه در گردش دارد و هرچه میزان نسبت بدهی بالاتر باشد میزان سرمایه در گردش لازم برای عملیات روزمره سازمان کاهش می یابد(فتحی و توکلی،1387، 108).
جریان نقدی عملیاتی: جیو و چنگ در مطالعه اثر جریان نقدی عملیاتی بر روی مدیریت سرمایه در گردش دریافتند که جریان نقدی عملیاتی ارتباط مثبت معناداری با تراز نقدینگی خالص و ارتباط منفی معنادار با نیازمندی های سرمایه در گردش دارد و در نتیجه بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر گذار می باشد(فتحی و توکلی،1387، 108).
ابزارهای کنترل ریسک: یکی از مرتبط ترین ریسک ها به سرمایه در گردش سازمان ریسک نقدینگی می باشد. ریسک نقدینگی ریسک نبود وجه نقد برای بازپرداخت تعهدات است.عموما شرکت ها هنگامی که به علل مختلف نتوانند محصولات خود را به فروش رسانند(افزایش موجودی کالا)، یا نتوانند وجوه نقد ناشی از فروش را دریافت کنند(وصول مطالبات) و یا اینکه هزینه های آنها افزایش بی رویه داشته باشد با مشکل نقدینگی مواجه می شوند که باعث نقصان در ساختار مالی شرکت گردیده و متعاقب آن خرید مواد اولیه و پرداخت تعهدات جاری با مشکل مواجه می شود.در این شرایط مدیریت ریسک به عنوان عاملی موثر برای حل مشکل نقدینگی شرکت ها در نظر گرفته می شود. گانداولی بحث می کند که مدیریت ریسک بخش مهمی از فرایند جریان نقدی می باشد و شرکت ها می توانند با انجام اقداماتی همچون سیاست های اعتباری مناسب، هزینه های بدهی را کاهش داده و ریسک اعتباری خود را بهتر مدیریت کنند(فتحی و توکلی،1387، 108).
وسعت موسسه: وسعت یک موسسه چه از لحاظ دارائی ها و چه از لحاظ فروش، بر نیازش به سرمایه در گردش اثرمی گذارد. یک موسسه کوچک ممکن است از دارائی های جاری اضافی به عنوان یک حفاظ در مقابل وقفه های احتمالی در جریانات نقدی استفاده کند. موسسات کوچک نسبت به موسسات بزرگتر از منابع کمتری برای جریانات ورودی نقد برخوردارند. بنابراین در صورت عدم توانایی تعدادی از مشتریان در پرداخت به موقع، بیشتر تاثیر می پذیرند. موسسات بزرگتر که دارای منابع بیشتری از وجوه می باشند، احتمالا در مقایسه با کل دارائی ها یا فروش خود، به سرمایه در گردش کمتری نیاز دارند(کردی،1392، 9).
فعالیت های موسسه: اگر موسسه ای ناچار باشد حجم زیادی از موجودی را انبار کند یا با شرایط اعتباری آسان جنس بفروشد (مثلا 75 روزه)، این موسسه نسبت به آنهایی که خدمات یا کالاهای خود را نقدا بفروش می رسانند به سرمایه در گردش بیشتری نیاز دارند(کردی،1392، 10).
دسترسی به اعتبار: موسسه ای که قادر است به آسانی از طریق بانک ها به اعتبار دست یابد، نسبت به موسسه ای که به چنین اعتباری دسترسی ندارد، با سرمایه در گردش کمتری می تواند به فعالیت خود ادامه دهد(کردی،1392، 10).
گرایش به سود: از آنجایی که تمامی وجوه، هزینه ای در بردارند، مقدار نسبتا زیاد دارائی ها باعث کاهش سود یک موسسه می شود. بعضی از موسسات نیازمند سرمایه در گردش اضافی می باشند و مایلند که هزینه های کمی را متحمل شوند. موسسات دیگر، به منظور کسب تمامی سود حاصل از عملیات، در تمامی اوقات فقط یک حداقلی را به عنوان سرمایه در گردش نگهداری میکنند(کردی ،1392، 10).
گرایش به ریسک: هر چه مقدار سرمایه در گردش، مخصوصا وجه نقد و اوراق بهادار قابل فروش بیشتر باشد، ریسک مشکلات نقدینگی کمتر است. موسساتی که نمی خواهند حتی ریسک های مختصری از کمبود نقدینگی را متحمل شوند، ممکن است وجه نقد اضافی نگهداری کنند. موسسات دیگر جهت کسب سود، ریسک هایی را قبول می کنند و ممکن است برای پرداخت بموقع صورت حساب ها، وجه نقد کافی نگهداری نکنند(کردی،1392، 10).
غیر از عوامل گفته شده در بالا عوامل دیگری نیز می توانند مدیریت سرمایه در گردش را تحت تاثیر قرار دهند که از آن جمله می توان به خط مشی تولید شرکت، خط مشی اعتباری عرضه کنندگان، فعالیت شرکت در خصوص رشد و توسعه، سهولت دستیابی به مواد اولیه، سطح سود، سطح مالیات، خط مشی تقسیم سود، شیوه های مدیریت عملیات و … به عنوان عوامل موثر در تعیین میزان سرمایه در گردش سازمان اشاره کرد(فتحی و توکلی،1387، 108و109).

2-2-7. شاخص های مدیریت سرمایه در گردش
سرمایه در گردش را با معیارها و مؤلفه های مختلفی می سنجند که در اینجا ت
حت عنوان شاخص های مدیریت سرمایه در گردش ذکر می گردد:
2-2-7-1. مدت زمان وصول حساب های دریافتنی: برابر میانگین تعداد روزهایی است که شرکت مطالبات خود را از مشتریانش جمع آوری می کند(فتحی و توکلی،1388،107).
{( فروش/ حساب های دریافتنی ) *365 = مدت زمان وصول مطالبات}
یک افزایش در حساب های دریافتنی در یک شرکت هم باعث افزایش سرمایه در گردش و هم باعث افزایش هزینه نگهداری و مدیریت حساب های دریافتنی می شود، که این هزینه ها ارزش شرکت را کاهش می دهد(محمدی، 1388، 81). و به هنگام کاهش مدت زمان جمع آوری حساب های دریافتنی باید شرکت دقت کند که مشتریان اعتباری خوب خود را از دست ندهد(نوبانی و هاجر12، 2009، 2).
دوره وصول مطالبات کارایی واحد انتفاعی را در وصول وجوه مرتبط با فروش های نسیه نشان می دهد. علاوه بر این، نسبت مورد بحث می تواند سیاست های اعتباری واحد انتفاعی را نیز منعکس کند. یک سیاست درست در مدیریت پرتفوی

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید