پایان نامه درمورد مهارت خواندن، برنامه آموزشی، آموزش مهارت، آموزش زبان فارسی

دانلود پایان نامه

منظم در جهت آموزش مهارت خواندن مورد استفاده قرار می گیرند.
روش فرنالد49مانند دیگر روشهای چندحسی، علاوه بر قوای سه گانه ی گویایی، بینایی و شنوایی بر استفاده از «قوای لامسه و عضلانی» نیز تأکید می شود. در این راه مهمترین تکنیک یا شیوه پیشنهادی فرنالد، «شیوه ردگیری» است. از لحاظ نگرش به عناصر زبانی، تکیه این روش بر استفاده از روش کلی واژه محور است. به این صورت که در جریان برنامه آموزشی، شاگردان کل کلمه را به صورت یک واحد می آموزند و با ردگیری کل آن، حافظه خود را تقویت کرده، در بازآفرینی نیز، کل آن را به یاد می آورند. روش فرنالد در واقع از به هم پیوستن چهارمرحله تشکیل شده است که دانش آموزان با طی کردن این چهارمرحله مرحله بازشناسی شکل کلی کلمه را تا مطالعه گسترده ی متون خواندنی طی می کنند(زندی، 1391).
روش گلینگهام – استبلمن50. در این روش، برخلاف روش فرنالد ، آموزش شکل کلی کلمه (واژؤه محوری) مورد نظر نیست، بلکه این روش چند حسی، بیشتر در پی آموزش خواندن و نوشتن صحیح حروف الفبا می باشد. به همین سبب شاید بتوان آن را روشی «حرف محور» نامید؛ چرا که هنگام آموزش، از نام حروف نیز استفاده می کند. در این روش دانش آموزان از طریق مشاهده، تلفظ، رونویسی و لمس کردن شکل حروف با انگشتان خود، به یادگیری دو مهارت خواندن و نوشتن می پردازند.
2-14-6:رویکرد زبانشناختی
رویکرد زبانشناختی که از جدیدترین رویکردهای آموزش خواندن و نوشتن به شمار می آید؛ مبتنی بر اصول و یافته های «علم زبانشناسی» است. به طور خلاصه می توان گفت که این رویکرد بر اصول زیربنیان گذاشته شده است(اکبری شلدره و همکاران 1392).
1- از جمله اساسی ترین و مهمترین واحد زبانی است. بنابراین، هنگام آموزش خواندن نیز باید به «آموزش از طریق جمله» پرداخت و در همان حال به عناصر کوچکتر سازنده جمله یعنی واژه ها، هجاها و آواها توجه کرد.
2- در رویکرد زبانشناختی از دو خصوصیت زبانهای انسانی یعنی خصوصیت «جانشینی» و «همنشینی» به مقدار زیادی استفاده می شود.
3- در این رویکرد دو مهارت خواندن و نوشتن به صورت همزمان آموزش داده نمی شود، بلکه برنامه آموزشی طوری تنظیم می گردد که نخست فراگیران به مهارت خواندن تسلط پیدا کنند و تنها پس از این مرحله است (تقریباً بعد از بیست تا بیست و پنج جلسه) که آموزش مهارت نوشتن آغاز می گردد. امر مذکور به سبب این اعتقاد است که فراگیران نخست باید به مهارت خواندن که جزو مهارت های تولیدی است بپردازند.
4- در رویکرد زبانشناختی هنگام آموزش قداعد پیوندهای حرف – آوا ابتدا حروفی آموزش داده می شوند که رابطه ای «یک به یک و منظم» با آواهای زبانی دارند؛ سپس به حروفی که این ارتباط در آنها کمتر ایست پرداخته می شود مثلاً در فارسی حروف ب، م، ر، خ، ف، ش، پ، چ، د، ل و ن با آواهای مربوط به خود رابطه یک به یک دارند ولی حروف س، ث، ص، و ز، ض، ذ، ظ و… با آواهای مربوط به خواندن رابطه یک به یک ندارند(یار محمدی، 1390).
5- این رویکرد پیشنهاد می کند که در امر آموزش مهارت خواندن واژه های آغازین از «سه آوا و سه حرف» تشکیل شوند و آموزش اولیه بر اساس هجای «صامت + مصوت+ صامت» صورت می گیرد. مثال: مار، کار، تار، ساز، راز، ناز.
6- اصل دیگری که رویکرد زبانشناختی از آن پیروی می کند استفاده از «تکرار زیاد عناصر» است، تا علاوه بر یادگیری اولیه، تثبیت یادگیری نیز در ذهن شاگردان صورت گیرد.
7- این رویکرد با «کاربرد عکس و تصویر» و کلاً استفاده از تکیه گاه تصویزی در آموزش خواندن موافق نیست، چرا که وجود تصاویر موجب می شود فراگیران به جای استفاده از ذهن خود برای بازشناسی شکل کلمات و تلفظ آنها، با اتکا به تصاویر به صورت حدسی نام شیء مورد نظر را بر زبان آورند.
8- در این رویکرد فرض اولیه بر این اساس استوار است که شاگردان کاملاً به دو مهارت صحبت کردن و گوش دادن زبان آموزش مسلط هستند و برنامه آموزشی خواندن و نوشتن فقط باید ترتیبی اتخاذ کند که آنان بتوانند نحوه تبدیل یا گشودن ارتباط علائم نظام نوشتاری و علائم صوتی زبان را بیاموزند، به گونه ای که قادر باشند به علائم نوشته شده با اصوات مناسب زبانی پاسخ دهند. بنابراین تا زمانی که فراگیران به زبان شفاهی مسلط نشده اند آموزش خواندن و نوشتن آغاز نمی شود.
روش بلومفیلد- فریز51. این روش همان طور که از نامش پیداست از طرف لئونارد بلومفیلد و چارلز فریز، دو زبانشناس مشهور قرن حاضر، پیشنهاد شده است. این افراد یادگیری مهارت خواندن را اساساً به منزلهی یک فراگرد «کدبرگردانی»52 به شمار می آورند. فرض اولیه آنان این است که دانش آموزانی که وارد نظام آموزشی شده اند، قبلاً به زبان شفاهی شامل دو مهارت «صحبت کردن و گوش دادن» تسلط کامل یافته اند و وظیفه ی برنامه آموزشی این است که ترتیبی دهد تا آنان رابطه بین نشانه های حرفی و آواهای زبانی یعنی صامتها و مصوتها را در قالب واحدهای هجا و کلمه یاد بگیرند. به همین سبب در این روش به ساخت آوایی زبان تأکید می شود. این کلمات معمولاً کلمات تک هجایی سه حرفی- سه آوایی متشکل از صامت + مصوت + صامت هستند. سپس فراگیران با استفاده از اصل «جفت های کمینه» و خصوصیت جانشینی زبان، در این جهت راهنمایی می شوند که با تغییر در یک جزء آن کلمات ، تعمیم های جدید صورت دهند و کلمات دیگری بسازند(زندی، 1391).
2-15:روشهای خواندن متن
امروزه خواندن و مطالعه منحصر به مشغل خاصی نیست تنها دانشمندان، استادان و معلمان نیستند که باید مطالعه کنند،
بلکه ضرورتهای منبعث از فلسفه تعلیم و تربیت جدید باعث شده است که خواندن کتاب های غیردرسی و اختصاص وقت به مطالعه از لوازم اساسی و اجتناب ناپذیر زندگی همه انسانها به شمار آید. طبیعی است برای گسترش امر خواندن در جامعه باید از دوران دبستان طریقه صحیح خواندن و روشهای مطالعه را به دانش اموزان بیاموزیم و عادت مطالعه را در آنان تقویت نماییم. روشهای خواندن در دبستان براساس کتاب روش تدریس آموزش زبان فارسی تالیف ذوالفقاری(1392)عبارتند از:
1- خواندن با صدا
الف) خواندن خطابی
ب) همخوانی
2- صامت خوانی (خواندن مستقل):
الف) خواندن اجمالی
ب) مطالعه سریع (تندخوانی)
ج) گروه خوانی (عبارت خوانی)
2-15-1:خواندن خطابی. در این نوع خواندن معمولاً معلم با یک دانش آموز خطاب به دیگران متنی را میخواند و آنان ضمن گوش کردن، به متن کتاب هم نگاه می کنند؛ معلمان باید هنگامی که دانش آموزی با صدای بلند و به صورت خطابی متنی را می خواند، به طرز خواندن وی دقت کنند و اشکالات و اشتباهاتش را یادداشت نموده، پس از پایان خواندن به وی گوشزد کنند.
2-15-2: همخوانی. در این نوع خواندن، معلم یا یک دانش آموز متن را می خواند و دانش آموز دیگر با صدای بلند آن را تکرار می کنند. این نوع خواندن بیشتر در کلاس اول کاربرد دارد و می تواند دانش آموزانی را که از خواندن خطابی انفرادی خجالت می کشند به خواندن انفرادی تشویق و ترغیب نماید.
2-15-3:خواندن اجمالی. هدف از این نوع مطالعه دستیابی به نکته ها و مطالب مهم متن با کتاب و کشف ساختار و مضمون کلی آن است. با خواندن اجمالی، دانش آموز محتوای متن یا کتاب را به طور مجمل ادراک می کند و با ساختار کتاب از قبیل واحدهای پیش از متن (صفحه عنوان، صفحه شناسنامه، پیشگفتار، فهرست عناوین ، جداول و …) متن اصلی کتاب و همچنین واحدهای پس از متن (خلاصه مطالب، پرسشها ، فهرست منابع و… )آشنا می شود. سرعت تقریبی این نوع خواندن در حدود هزار تا چهار کلمه در دقیقه است(زندی، 1391).
مطالعه اجمالی باعث می شود خواننده به تواناییهای زیر دست یابد:
الف) تعیین میزان اهمیت مطالب و طرح ریزی روش مناسب مطالعه متن یا کتاب؛
ب) تخمین زدن مقدار مطالب و میزان دشواری آن برای زمانبندی مطالعه؛
ج) کسب نظرگاه کلی از مطالب، پیش از خواندن جزئیات، برای افزایش میزان درک مطالب و انباشت و نگهداری آنها در حافظه؛
د) افزایش میزان دقت و تمرکز حواس از طریق افزایش میزان علاقه به مطلب.
مطالعه سریع (تندخوانی). هدف از این نوع مطالعه کسب آشنایی کلی با مطالب متن یا کتاب از طریق مرور آنها با سرعت فوق العاده زیاد است. سرعت تقریبی در مطالعه سریع 1500 تا 200000 کلمه در دقیقه است.
به نظر می رسد دانش آموزان پایه های اول تا سوم توانایی لازم برای این نوع خواندن را ندارند؛ ولی از کلاس چهارم به بعد باید سعی شود این شیوه ی مطالعه را بیاموزند(زندی، 1391).
تندخوانی مستلزم حرکت منظم و همراه با آهنگ مناسب چشم با سرعت زیاد بر روی صفحات و هماهنگی ذهن با این حرکات است و دانش آموزان باید با تمرین زیاد با این نوع خواندن آشنا شوند.
گروه خوانی(عبارت خوانی). برخلاف پایه اول که ممکن است دانش آموزان هنگام خواندن، متن را کلمه به کلمه یا حتی حروف به حروف بخوانند باید سعی شود در کلاس های دوم تا ششم دبستان به «گروه خوانی» و سپس «جمله خوانی» مبادرت ورزند. سرعت تقریبی این نوع مطالعه بین 300 تا 1000 کلمه در دقیقه است.
2-15-4:فواید گروه خوانی.
الف) افزایش سرعت مطالعه از طریق ترک عادت کلمه به کلمه خواندن؛
ب) افزایش درک مطلب از طریق بازشناسی اندیشه های نویسنده؛
ج) افزایش تمرکز حواس و لذت حاصل از مطالعه از طریق هماهنگ سازی سرعت خواندن با سرعت فکر کردن.
2-16:آزمون پرلز53:
مطالعه بین المللی پیشرفت سواد خواندن (پرلز) برنامه‌ای ابتکاری برای ارزیابی توانایی خواندن کودکان در پایه چهارم ابتدایی است که سی و پنج کشور از سراسر جهان در آن شرکت دارند. این مطالعه به فاصله هر پنج سال یک بارروند سواد خواندن را مورد سنجش و اندازه‌گیری قرار می‌دهد.پرلز یکی از مجموعه مطالعات گسترده‌ای است که انجمن بین المللی ارزش‌یابی پیشرفت تحصیلی54 انجام داده است.یکی از این مطالعات، مطالعه بین المللی پیشرفت سواد خواندن است.هدف نهایی انجمن بین المللی ارزش‌یابی پیشرفت تحصیلی ارتقای سطح یادگیری در درون نظام‌های آموزشی جهان و بهبود سیاست‌ها وبرنامه‌ریزی‌های آموزشی مربوط به فرایند تدریس و یادگیری در آن می‌باشد.چهار فرایند تعیین شده در چارچوب پرلز عبارت اند از :
ـ تمرکز بر اطلاعات صریحاً بیان شده و بازیابی آنها؛
ـ دست یابی به استنباط‌های روشن؛
ـ تفسیر و تکمیل ایده‌ها و اطلاعات؛
ـ بررسی و ارزیابی محتوا، زبان وعناصر مربوط به متن(کریمی، 1384).
2-16-1:اهداف مطالعه پرلز :
این اهداف عبارتند از :
1  ـ بررسی عملکرد دانش‌آموزان پایه چهارم ابتدایی در زمینه میزان توانایی خواندن و بررسی عوامل زمینه‌ساز و مؤثر بر چگونگی کسب موفقیت دانش‌آموزان در خواندن، شامل تجارب یادگیری، خواندن در خانه و چگونگی آموزش در مدرسه؛
2 ـ بررسی روند پیشرفت خواندن در دانش‌آموزان با طراحی مطالعه در سه دوره پنج ساله
3 ـ آشکار شدن تفاوت عملکردهای نظام‌های آموزشی کشورها
4 ـ ارائه راهبردها و تفسیرهایی جهت بهبود نظام‌های آموزشی و یادگیری توانایی خواندن

2-17:انگیزش تحصیلی:
سازه انگیزش تحصیلی به رفتارهایی
که برای یادگیری و پیشرفت در تحصیل مربوط است، اطلاق می شود . به طور کلی انگیزش پیشرفت تحصیلی به عنوان یکی از انگیزه های پیشرفت، نیرویی درونی است که یادگیرنده را به ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالی ترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری ازلذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است، سوق می دهد( ظهیری و رجبی،1388).
2-18:پیشینه پژوهش:
2-18-1:پیشینه پژوهش در داخل کشور
بررسی پیشینه تحقیق در داخل کشور نیز حاکی از یافته های مشابه با موارد ذکر شده می باشد . تحقیقی تحت عنوان « بررسی تأثیر آموزش به کمک رایانه در مقایسه با روش آموزش سنتی بر یادگیری زبان انگلیسی سال اول دبیرستان» توسط فاضلیان و سعادتمند( 1383) به روش شبه تجربی انجام گرفت که نتیجه آن بیانگر تأثیر مثبت آموزش به کمک رایانه بر یادگیری درس زبان انگلیسی بوده است.
تحقیق مشابهی نیز توسط رضوی ( 1383) تحت عنوان « تأثیر ترتیب ارایه مثال و تعمیم از طریق چندرسانه های آموزشی بر یادگیری و یادداری مفاهیم

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید