پایان نامه : دولتهای اروپایی

دانلود پایان نامه

خواهان نظام مالی بین المللی منسجم تر با مقررات بانکی ، مالیاتی و معاملات ثابتی هستند . دسترسی کشورهای جهان سوم به بازارهای حمایت شده کشاورزی در کشورهای صنعتی ، خاتمه دورهای مذاکراتی سازمان تجارت جهانی در خصوص آزاد سازی تجارت و موافقتنامه های سرمایه گذاری جهانی ، توجه به معیارهای دموکراتیک ، زیست محیطی و اجتماعی در موافقتنامه های تجاری بین المللی ، بخشودگی وامهای کشورهای در حال توسعه ، ادامه روند کیوتو جهت حمایت از آب و هوای جهان و بالاخره تجدید ساختار در بانک جهانی و موسسه مالی بین المللی از مهمترین موارد می باشند . علی رغم همه این موضوعات باید توجه داشت که جهانی سازی فرایندی است که به عقیده برخی نویسندگان از دهه 60 و گروهی دیگر از دهه 80 قرن گذشته روند روبه رشدی داشته و با آغاز هزاره سوم غیر قابل مهارست . به گفته کوفی انان دبیر کل سا بق سازمان ملل متحد «جهانی سازی یک واقعیت زندگی است». محدودیتهای جهانی سازی تنها ناشی از بلایای طبیعی نیست . خطاهای سیاسی برخی روسای کشورها می تواند عامل مهمی در این خصوص باشد . مهمتر اینکه علی رغم این همه غوغا و آشوب ، ملتها ثابت کرده اند که می توانند به خوبی با یکدیگر باشند . بنابر آمار یونسکو از /000/10 جا معه متمایز در بیش از 200 کشور جهان ، جهانی شدن آنها را به هم مرتبط ساخته و در تماس منظم قرارداد، به طوری که به یکدیگر وابسته شده اند. از دیگر محدودیتها اینکه جهانی شدن افراد مختلف بشر را به هم نزدیک تر ساخته است اما بشر را به جهانی صلح آمیز نزدیک تر نکرده است . «تحول در زندگی انسان و تبدل وقفه ناپذیر تمدنها ا مری است محتوم . روزگار خواهد گذشت و انسان در متن تند باد حوادث به سوی آینده ای پیش خواهد رفت که حکم درباره چیستی وچونی آن را به همان آینده باید موکول کرد» کمرنگ شدن مرزهای کشورها و مشارکت مردم دربازارهای جهانی به گونه ای که تولید به سمتی پیش می رود که بازار بتواند آن را جذب کند. به قولی همه یا اکثریت های جدید سیاسی اختصاصی و اجتماعی در هاله ای از ا بهام ا فتاده اند. تاثیر برمیزان قدرت دولتها مشکل عملی جدی است. سرنوشت دولت ها و جوامع به حاشیه رانده شده است. نتیجه مشترک همه این محدودیت ها آن است که برخلاف گروهی که با هر موضوع جدیدی از در مخالفت بر می خیزند با شناخت واقعیات اطراف و جذب نکات مثبت آن در صدد حل موضوع و مسائل منفی باشیم که دیر یا زود دامن تمامی جوامع را خواهد گرفت .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار سوم : شروع اولین مراحل جهانی سازی :
عقاید متها فتی پیرامون جهانی شدن وجود دارد. مسائل آن باعث می شود برخی فکر کنند که پدیده نوئی در دنیای معاصر است و به عنوان فرایندی که رفتار انسانی را از بنیاد دگرگون می کند بدان نگاه می کنند. گروهی در تعریف آن راه مبالغه را پیشتر می گیرند. به طوری که نظام دولت – شهر سنتی را کاملا” غیر طبیعی فرض می کنند. گروه دیگر که به هرچیز جدید با دیده تردید و بدبینی می نگرند ، معتقدند هر رویداد جهان موضوع تجاری را پشت سر دارد و جهانی شدن به اقتصاد جهانی به طور کامل و در هم پیچیده ای مرتبط است که در آن «قانون یک قیمت» غلبه دارد. نوعی مداخله در ا قتصاد ملی کشورهاست . سه بلوک مالی و تجاری اصلی در اروپا ، آسیا ،ا قیانوس آرام و آمریکای شمالی است که بر همه چیز غلبه پیدا می کند. بالاخره مطابق نظریه تغییر و تبدیل به جدید شدن همه چیز در هزاره جدید اشاره می کند که تغییرات سریع اقتصادی سیاسی و اجتماعی جوامع مدرن و نظم جهانی را دگرگون کرده است . براین اساس حکومتها و جوامع در خلال جهانی شدن مجبور به مطابقت خود با دنیای جدیدی هستند که هیچ فرقی بین امور داخلی و خارجی ، محلی و بین المللی ندارد. در واقع برخلاف همه این نظریات شروع جهانی شدن را باید در همه ابعاد فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی جستجو کرد. نظام سرمایه داری که می تواند به همه این موارد صدمه بزند از آغاز قرن هیجدهم به عنوان موتوری برای به حرکت در آوردن چرخ عظیم جهانی شدن گردید کشف قاره آمریکا ، گردش سرمایه ، بازشدن زمینه های توسعه سرمایه داری ، بازارهای چین و هند شرقی ، استعمارگری آمریکا و تجارت با مستعمرات ، افزایش تبادل ثروت و بالاخره کارخانجات صنعتی مدرن باعث پیدایش بازار جهانی گردیدند .نکاتی که از نظر مارکس و انگلس از دید بورژوازی منجر به نوعی جهانی شدن مادی و فرهنگی گردیده است . رونالد رابرتسون تاریخ جهانی شدن را به پنج دوره تقسیم کرده است . اول دوره جنینی که به قرون پانزده و شانزده برمی گردد . دوم دوره مقدماتی که به اواسط قرن هیجدهم تا 1870 مربوط می شود . سوم دوره خیزش به سالهای 1870 تا اواسط 1920 مربوط می شود چهارم دوره مبارزه برای استیلا از 1920 تا اواخر 1960 مربوط می شود و بالاخره پنجمین دوره را عدم اطمینان نامگذاری کرده است . این دوره به سالهای 1960 تا 1990 مربوط می شود . در این دوره جهانی شدن به صورت نمونه اعلی برگزیده می شود و به عنوان یک نقطه جالب مورد توجه جهانیان قرار می گیرد . توسعه ارتباطات و نزدیک شدن جهانیان به یکدیگر واژه«دهکده جهانی» را کاملا” جا افتاده کرده است . البته نظر ساموئل هانتینگتون در خصوص برخورد تمدنها جای تامل دارد . نباید از آن تعجب کرد زیرا دورانی که در آن زندگی می کنیم نوعی مدرنیسم و فرا استعمار ست که این چند گا نگی ها بعد از خاتمه جنگ سرد تعارضاتی را با هم پیدا می کنند . در مجموع باید گفت جهانی شدن به صورت یک فرایند بهتر از یک وضعیت تنها قابل درک است. انعکاس دهنده ضرورت تداخل نظامها و تبادلات بین کشورها ست .برای ایجاد یک نظم قانون مند که صلح جهانی در پرتو آن به دست می آید شناخت روابط بین جوامع دولتها لازم است همچنین ، نهادهای بین المللی سازمانهای بین المللی غیر دولتی و شرکتهای چند ملیتی که نظم جهانی را می سازند و توسعه روزافزون آنها غیر قابل اجتناب است. فرایندی که در همه جوامع از ابعاد فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی،حقوقی ، نظامی و زیست محیطی نفوذ دارد .در جهانی که توسل به زور جای خود را به داوری و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی می دهد می توان از جنگهای استقلال آمریکا و انعقاد پیمان جی در سال 1794 با انگلستان را نام برد. بهترین دست آورد این نهضت استقلال طلبی محسوب می گردد. کمیسیونهای مختلف ناشی از این پیمان منجر به حل قضیه آلاباما گردیدند که پس از آن تشکیل دیوان دائمی داوری در ژنو به سال 1871 و بالاخره متعاقب ا ولین کنفرانس صلح لاهه ، تشکیل دیوان دائمی داوری لاهه «روح ژنو» در نظام جهانی به سوی صلح هدایت نموده است.
گفتار چهارم : جهان نامتحد- دنیای بی قاعده :

شکاف اقتصادی و اجتماعی بین یک میلیارد نفر مردم ثروتمند و یک میلیارد دیگر فقیر ترین ، هیچ پیشینه تاریخی ندارد . نه تنها این فاصله در طول نیم قرن گذشته عمیق تر شده است بلکه در زمینه های تغذیه ، تعلیم و تربیت ، سلامت و خانواده و انتظارات زندگی نیز قابل ملاحظه است . آمار سازمان بهداشت جهانی حکایت از وجود بیش از 2/1 میلیارد نفر دارد که دچار سوء تغذیه هستند و اغلب اوقات در گرسنگی به سر می برند . همزمان حدود 2/1 میلیارد نفر دارای چا قی و ا ضافه وزن هستند که اکثر آنها از کم تحرکی رنج می برند . می توان گفت گروه عظیمی نگران و محتاج نان شب هستند . در حالی که خیل عظیمی نگران زیاد خوردن می باشند .از آنجایی که جامعه جهانی از آغاز قرن بیست و یکم به هم پیوسته و هم در حال متلاشی شدن است . وابستگی فنی، اقتصادی و ارتباطات اجتماعی جهانی از یک طرف و تقسیمات سیاسی و فروپاشی فرهنگی از طرف دیگر غیر قابل انکارست . جهان را می توان به عنوان یک نظام واحد نگریست اما یک جامعه جهانی هنوز وجود ندارد. طبق گزارش توسعه انسانی سازمان ملل حدود 200 میلیارد نفر ثروتمند بالغ بر 135/1 میلیارد دلار ثروت دارند در حالی که مجموع در آمد 582 میلیون نفر در کشورهای در حال توسعه کمتر از 10% رقم بالاست .از خصوصیات اساسی حقوق بین الملل ارائه مجموعه ای از قواعدست که به هرمیزان کشورها بدان رو آورند از حاکمیت انحصاری خود کاسته و بر اقتدار حقوق بین الملل می افزایند . از دیدگاه واقع گرایانه و کمی هم بدبینانه باید گفت با توجه به شکا فها و عدم توا فق بین کشورها جامعه جها نی کنونی هنوز هم تحت تأثیر کشورهای قدرتمند قراردارد اگر چه آنها نیز سعی در انطباق اعمالشان با قواعد و مقررات بین المللی دارند ، اما موارد تخلف و سرکشی بسیار مشهود و غیر قابل رد می باشد . اگر کشورها را به سه گروه عمده تقسیم کنیم که از لحاظ سیاسی به جهان اول و دوم و سوم تقسیم گردیده اند با توجه به عقاید و مکاتبی که هریک از کشورها بر آن ا صرار دارند مفهوم حق شرط بر معاهدات بین المللی و ضرورت تصویب بسیاری معاهدات به طریق وفاق عام روشن تر متجلی می گردد . هر یک از این سه گروه که تشکیل دهنده جامعه بین المللی هستند برداشتی متفاوت از حقوق بین الملل دارند به خصوص در تلاش هستند که این حقوق را با منافع خود وفق دهند و زمانی که به قواعدی برخورد می کنند که توانایی تغییر آن را ندارند ، می کوشند آن را مطابق نظر خود تفسیر کنند. همچنان که قبلا” گفته شد قواعد آمره حقوق بین الملل از چنان اقتداری برخوردارند که هر گونه معاهده ، در زمان انعقاد با آنها تعارض داشته باشد باطل است . در حالی که آرشکا از صاحبنظران حقوق بین الملل معتقدست این تعریف مندرج در ماده 53 کنوانسیون وین حقوق معاهدات با جوهره واقعیjus cogens منطبق نیست. از آنجایی که تعریف قواعد اجباری حقوق بین الملل بر اساس تاثیر حقوقی یک قاعده و نه بر اساس ماهیت ذاتی آن است . نمی توان گفت که به دلیل اینکه آن قواعد آمره هستند نمی توان انحرا فی از آنها نمود ، بلکه باید گفت هیچ تخطی مجاز نیست زیرا این قواعد ماهیت قواعد آمره را دارند . از این مفهوم چنین نتیجه می گیریم که در نظام حقوق بین الملل کنونی که فا قد هرگونه تشکیلات مشابه نظامهای داخلی است . به دلیل ماهیت قواعد آمره نمی توان از آنها تخطی کرد والبته در ماده 66 کنوانسیون در صورت بروز اختلاف توسل به دیوان بین المللی دادگستری و صلاحیت آن مشخص گردیده است . روشن است که قواعد اجباری تنها زمانی شکل می گیرند که مهمترین نمایندگان کشورهای مناطق مختلف جهان بدان رضایت داشته باشند . شاید ابهام موجود در این مفهوم ناشی از همین موضوع است . به هرحال با توجه به اینکه ما در صدد هستیم تا جامعه جهانی همراه با نظام قانون مند را از دیدگاه وا قع بینانه ترسیم کنیم لذا معتقدیم که هیچگاه جوامع انسانی بدون قاعده و دچار هرج و مرج نبوده است . با توجه به نقش حقوق ، اخلاق و سیاست به نظر می رسد موجد نظمی هستند که امکان هماهنگی جهانی را پدید می آورد .به خصوص نقش سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپایی در این رابطه مثال زدنی است . ضرورت یگانگی در قواعد تجاری بین المللی و تداخلات فرهنگی جوامع بشری توسل به تجارت آزاد و رعایت حقوق بشر نواقص نظام دولت- شهر را به سمت جهانی شدن مرتفع می سازد .
فصل سوم: تاثیر نظام قانون مند بر صلح جهانی
گفتار اول : از امپراتوریها به دولت کشورهای جدید

حقوق بین الملل به مفهوم امروزی از قرن شانزدهم شکل گرفته است .اگر چه مفاهیم مهم آن ناشی از دولت – شهرهای یونان و حقوق رم می باشد . حقوق ملل که تنظیم کننده رابطه بین شهروندان رومی و غیر رومی بود جنبه بین المللی نداشت . اما به عنوان ا صول حاکم بر زمان خویش اقتدار داشت . در این عصر هیچ نمونه روشنی از نهادهای بین المللی وجود ندارد .jus fetiale نیز چیزی غیر از مسائل مذهبی در خود نداشته است. ا مپراطوری رم نقشی در توسعه حقوق بین الملل نداشته و فقط مقرراتی پیرامون رابطه خصوصی شهروندان رومی و خارجیان وضع کرده بود .اگر چه این قواعد با دیدگاه سلطه جویی بر خارجیان بوده است اما مبتنی بر حقوق طبیعی وضع گردیده بود موضوعی که در مقررات حقوق بین الملل جدید نیز انعکاس دارد . پس از فروپاشی امپراطوری رم و سقوط شهرهای مستقل و پادشاهان ملل اولین بار نیاز به قواعدی که نظم دهنده جامعه بین المللی باشد به چشم می خورد . اکثر اروپائیان به کدهای ژوستی نین که از رومیها گرفته شده بود و به حقوق کلیسا ، توجه داشتند . دو قطب قدرت امپراطور و پاپ در کنار نظریه پردازان که بیشتر به خود مختاری دولتهای اروپایی می اندیشیدند حکمرانی می کردند . در سال 1494 میلادی مبارزه کشورهای اروپای غربی برای ایتالیا در زمان چارلز هشتم از فرانسه تا ناپل شروع گردید . این آغاز غیر منتظره نبود بلکه ادامه تفکر دور و درازی بود که نظام جدید دولتهای اروپایی را باعث می شد. نظم بین المللی دوران جدید بر اساس «دولت- ملت» مستقل پایه ریزی شد . مع هذا در قرن پانزدهم تغییراتی در آن پدید آمده بود . وجود امپراتوری هابسبورگ در اسپانیا که در صدد نزدیکی شرق اروپا به غرب آن بود منجر به تشکیل و گسترش جامعه حقوقی بین المللی شد که در زمان ما تکمیل گردیده است . اولین دوره حقوق بین الملل جدید با معاهدات صلح وستفالی در سال 1648 به پایان می رسد معاهداتی که صلح را در اروپا به ارمغان آورد و مهمترین سند حقوق عمومی اروپا برای قرنهای بعد محسوب می گردد .نظریه تعادل قوا در اروپا مسائل حقوقی مربوط به تحصیل سرزمینهای تحت استعمار و موضوع شناسایی دولتها در این زمان قابل ذکرست . جنگهای استقلال آمریکا در سال 1776 تا 1783 و متعاقب آن امضای پیمان صلح پاریس در 1794 توسط وزیر کشور آمریکا با بریتانیا نقطه عطف مهمی در ایجاد صلح جهانی است . فتوحات امپراتوری عثمانی از دریای سیاه تا مصر و شمال آفریقا وکنترل بالکان و مجارستان را به عنوان مرکز قدرت آن قرار داده بود . جنگهای عثمانی با همسایگانش اتریش، لهستان و روسیه در اواخر قرن هفدهم این امپراتوری را به اوج رسا ند و پس از آن شاهد تاسیس نمایندگی های دائم سیاسی در کشورهای محتلف هستیم .حقوق بین الملل منطقه ای ، معاهدات و ارتباطات . حقوق بین الملل بین دول اروپایی و امپراطوری عثمانی در خلال سالهای 1648 تا 1815 دو مذهب اسلام و مسیحیت را که هر دو مدعی اقتدار کامل بودند رو در رو قرار داد .بدین ترتیب موا فقتنامه های بین این دو باعث خاتمه مخاصمات نظامی گردید . موضوع کاپیتولاسیون و ضرورت مصونیت ها و مزایای دیپلماتیک در حقوق بین الملل جایگاه ویژه ای به دست آورد . ا صل وفای به عهد به عنوان یک ا صل حقوقی جهانی، اول توسط رومی ها ، سپس توسط مسیحیان و همچنین مسلمانان وجه مشترکی بین ملل و مذاهب مختلف شد . نظریه دولت ملت، نظام سیاسی کنگره وین را در هم ریخت . مفهوم حق تعیین سرنوشت موضوع رعایت حقوق ا قلیتها را هم به دنبال داشت .اختراعات جدید در زمینه حمل و نقل مانند راه آهن ، تلگراف و ارتباطات پستی ، نیاز به نظم و همکاری بین المللی داشت .تشکیل سازمانهای بین المللی در آغاز قرن بیستم تحول بزرگی محسوب می گردد . می توانیم تکامل نظریه «جنگ عادلانه » به سمت «جامعه ملل » را ناشی از این تحول بزرگ بدانیم . ضرورت مشروعیت حکومتها از این جمله ژان ژاک روسو به دست می آید که «انسان آزاد آفریده شده اما در همه جا گرفتار زنجیرها ست. چگونه این تغییر به وجود می آید؟ من نمی دانم چه چیزی می تواند آن را مشروع کند؟پرسشی که فکر می کنم من نمی توانم پاسخ بگویم». ا صلی که به موجب آن مردم ، اساس قدرت حکومت محسوب می گردند. امروزه به عنوان یک اعتقاد حقوقی در حقوق بین الملل محسوب می شود . به طوری که پیدایش حکومت دموکراتیک ناشی از اعمال این حق است . نکته ای که جان لاک آن را پیشنهاد کرد و به نظریه اکثریت اعتقاد داشت ، امروزه در حقوق بین الملل به طور گسترده ای در تشکیل جامعه بین المللی مورد

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید