پرونده هسته ای ایران

دانلود پایان نامه

«در کنفرانس اسلامی در مصاحبه رسانه ای …. دو سئوال مطرح کردم … سئوال اول مربوط به فلسطین بود. عرض کردم به صحنه فلسطین نگاه کنید، روزانه مردم کشته می شوند، کودکان و زنان زیر سقفها مدفون می شوند، خانه بر سر مردم بومی خراب می شود، مزارع به آتش کشیده می شوند، مردمی که هزاران سال نسل اندر نسل در آن سرزمین زندگی کرده اند، آواره می‌شوند. با اعلام قبلی شخصیتها و بزرگان و انسانهای صالح هدف بمباران و موشکباران قرار می گیرند و هواپیماها و چرخبال ها هر روز مردم مظلوم را مورد هجوم قرار می دهند، سئوالات من این است:
سئوال اول: این کسانی که امروز در سرزمین فلسطین حاکم اند و به خودشان اجازه می دهند هر کاری که دلشان می خواهد انجام بدهند، مردم بومی را آواره کنند، بکشند، زندانی و اسیر بکنند، اینها از کجا آمده اند؟ اهل کجا هستند؟ پیروانشان اهل کجا هستند؟ پدر پدرانشان اهل کجا هستند؟ تا هزار سال، دو هزار سال اینها اهل کجا بوده اند؟ چرا اینها اجازه اعمال حاکمیت و حق تعیین سرنوشت دارند اما ملتی که صدها سال، هزاران سال در آن سرزمین زندگی کرده، حق تعیین سرنوشت ندارد؟ راه حل جمهوری اسلامی خیلی روشن است. ملت ایران می گوید تنها راه حل ریشه ای مسئله فلسطین این است که همه فلسطینیها، آن کسانی که فلسطینی الاصل هستند در یک همه پرسی شرکت بکنند و نظر خودشان را درباره نوع حاکمیت و آینده فلسطین اعلام بکنند.
سئوال دوم بنده این بود: اگر شما راست می گویید که در جنگ دوم جهانی شش میلیون یهودی را کشته اند، اگر راست می گویید شش میلیون یهودی را در کوره های آدم سوزی سوزانده اید که علی الظاهر راست می گویید و بر این ادعای خودتان اصرار دارید و هر کسی مخالفت می کند، او را دستگیر، محکوم و زندانی می کنید حتی دانشمندانی را که مخالفت می کنند، محکوم، محدود، زندانی و مجازات می کنید، پس معلوم است که شما در این ادعای خودتان جدی هستید. سئوال ما این است، اگر شما این جنایت بزرگ را مرتکب شده اید، چرا باید ملت مظلوم فلسطین تاوان این جنایت را پس بدهد؟ چرا به بهانه آن کشتار‌آمده اید در قلب دنیای اسلام و در فلسطین عزیز با توپ و تانک و مسلسل و بمباران و جوسازی های تبلیغاتی و تحریمها و جنگ روانی می خواهید یک حکومت جعلی صهیونیستی را بر مردم آن دیار تحمیل بکنید. اگر شما جنایت کرده اید، باید خود شما جبران بکنید.
پیشنهاد ما این بود و هست اگر شما جنایت کرده اید، خوب است قطعه هایی از خاک خودتان، اروپا، آمریکا، کانادا،‌آلاسکا را در اختیار اینها قرار بدهید تا اینها برای خودشان یک کشوری تشکیل بدهند، مطمئن باشید اگر شما چنین کاری را انجام بدهید، ملت ایران دیگر هیچ اعتراضی به شما نخواهد کرد. حتی یک تظاهرات هم در روز قدس به راه نخواهد انداخت و هیچ شعاری علیه شما و این رژیم غاصب صهیونیستی نخواهد داد و ما حتماً از این تصمیم شما حمایت می کنیم. کسانی مدعی آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر هستند، در مقابل این منطق بسیار روشن و مستدل به جای اینکه تواضع کنند و بپذیرند، شروع کردند به استفاده از امکانات و ابزارهایی که در اختیارشان هست اطلاعیه دادند که آقا رئیس جمهوری ایران خیلی حرف های زشتی زده است. معلوم است که رئیس جمهور ایران نمی تواند در جهان متمدن امروزی یک انسان متمدن و تراز جامعه مدنی باشد. شروع کردند یکی یکی محکوم کردن، بدون اینکه به اصل موضوع بپردازند. امروز افسانه ای درست کرده اند به نام کشتار یهودیان و این را از اصل خدا، دین و پیامبران هم بالاتر می گیرند، اگر در کشورشان فردی خدا، پیامبران و دین را انکار کند، با او کاری ندارند، اما اگر کسی این افسانه کشتار یهودیان را انکار بکند همه بلندگوهای صهیونیستی و دولتهای خادم صهیونیست حنجره های خودشان را پاره می کنند و تا آنجایی که توان دارند، علیه آن صدا و ادعا می کنند و فریاد می کشند.»
این سخنان احمدی نژاد و راهبرد مقابله جویانه دولت نهم در برابر رژیم صهیونیستی باعث ایجاد موجی از امید در بین گروههای مقاومت وملت های منطقه شد واز سوی دیگر واکنش شدید اسرائیل و کشورهای غربی را در پی داشت . اصولاً این کشورها با توجه به شرایط منطقه‌ای و بین المللی، گمان نمی کردند که دولت نهم چنین سیاستی را در دستور کار دستگاه دیپلماسی ایران قرار دهد، اما احمدی نژاد با تشکیک در موضوع هولوکاست فلسفه وجودی رژیم صهیونیستی را زیر سئوال برد، همین امر باعث شد که سران رژیم صهیونیستی که گمان می‌کردند با فاصله گرفتن مردم و مسئولان ایران اسلامی از سالهای اولیه انقلاب، دیگر آرمان های اولیه کم رنگ شده است، اما به ناگاه با احیا و تقویت دوباره آن آرمان ها در دولت نهم مواجه شدند و از سوی دیگر انتظار داشتند که با توجه به شرایط منطقه ای چون اشغال عراق و افغانستان، بتوانند در راستای طرح خاورمیانه بزرگ از انزوای سیاسی خارج شوند و با پیش بردن مذاکرات صلح هویت منطقه ای پیدا کنند، اما با اقدامات دولت احمدی نژاد عملاً این موضوعات با چالش مواجه شد و باعث شد تحولات منطقه به سمت رادیکالیسم پیش برود و از سوی دیگر روحی تازه در بین گروه های مقاومت دمیده شد که جنگ 33 روزه و 22 روزه نیز حاصل همین رادیکال شدن اوضاع بود که در ادامه به تفضیل در مورد آن سخن خواهیم گفت، اما به چالش کشیدن فلسفه وجودی رژیم صهیونیستی با مطرح شدن موضو هولوکاست در دولت نهم و حوادث بعد در منطقه کار را به جایی رساند که سردمداران رژیم صهیونیستی بعد از گذشت قریب به شش دهه از تشکیل این رژیم و انتظار اینکه مورد پذیرش قرار گیرند، اما همچنان در این زمینه با چالش رو به رو هستند. خانم زیپی لیونی معاون نخست وزیر و وزیر خارجه سابق اسرائیل در طی سخنان در کنفرانس هرتزیلیا کاملاً به این موضوع اعتراف می کند که موجودیت اسرائیل زیر سئوال رفته است.
وی در این کنفرانس در مورد چالش های داخلی و خارجی پیش روی اسرائیل چنین می گوید: «ما باید ارزش های کشور را در یک قانون اساسی بگنجانیم، اما تا به امروز متأسفانه کنست در انجام آن ناکام بوده است. قانون اساسی باید شامل اصول آزادی و برابری باشد و در کنار این موارد، نمادهای یهودی، قانون بازگشت به اسرائیل (همانطور که اسرائیل میهن یهودیان محسوب می شود) و حاکمیت قانون نیز لحاظ شود. این اصول باید دوباره معرفی شوند و به اجرا درآیند … . هدف نهایی ایجاد کشور اسرائیل به عنوان میهن یهودیان است. بنابراین ارتباط خود را با یهودیان در غربت تقویت کنیم. به منظور دستیابی به این اهداف، باید تلاش خود را برای اجرایی ساختن موارد زیر تداوم بخشیم:
وجود اسرائیل به عنوان میهن یهودیان
مبارزه با یهود ستیزی
مبارزه جهان آزاد علیه افراط گرایان
برای دستیابی به این اهداف داخلی و خارجی باید تمام تلاش خود را به کار بریم ما باید با روند نامشروع سازی کشور اسرائیل به عنوان ملت یهود مقابله کنیم. آنچه در سال 48- 1947 بدون چون و چرا پذیرفته شد، تصمیمات سازمان ملل در مورد تأسیس دو کشور بود که مطابق آن یکی از دو کشور به عنوان میهن ملی یهودیان تعیین شد اما در حال حاضر زیر سئوال رفته است.»
3- مقاومت در زمینه هسته ای:
در شرایطی که آمریکا سعی داشت با محور شرارت خواندن ایران و موضوع حمایت ایران از تروریسم، جامعه جهانی را قانع کند که ایران خطری برای صلح است، موضوع فعالیت های هسته ای ایران به دست آویزی تبدیل شد که ایالات متحده بتواند از آن به عنوان اهرمی برای فشار وارد کردن در راستای تضعیف و تغییر رفتار ایران استفاده کند تا از این طریق بتواند به تحقق استراتژی خاورمیانه ای خود چون اجرای طرح خاورمیانه بزرگ و به سرانجام رساندن صلح اعراب و اسرائیل، دست یابد.
با توجه به اشغال افغانستان و عراق دو همسایه شرقی و غربی ایران و موج سنگین تبلیغات رسانه ای علیه جمهوری اسلامی ایران، بحث فعالیت های هسته ای ایران به خبر اول رسانه‌های دنیا تبدیل شده بود و امریکا و متحدانش در رسانه های خود با القای این مطلب که ایران درصدد دستیابی به بمب هسته ای است و این امر باعث به خطر افتادن صلح خواهد شد، هجمه‌ای وسیع را علیه ایران شروع کرده بودند. از دیگر سو افکار عمومی کشور مسلمان نیز ضمن آگاه شدن از توانایی ایران در زمینه هسته ای مایل بودند که نتیجه این کشمکش بین ایران و کشورهای اروپایی و آمریکا را ببینند.
در راستای همین موضوع چندین دور مذاکرات بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای اروپایی صورت گرفت که در طی این مذاکرات طرف اروپایی در ابتدا به هیچ وجه داشتن انرژی هسته ای و غنی سازی را به رسمیت نمی شناخت و اعلام می کرد که نباید ایران به غنی سازی اورانیوم بپردازد، در همین راستا فشارهای سنگینی علیه ایران وارد می شد کار به جایی رسید که با توجه به عدم سیاست تهاجمی در دولت اصلاحات، ایران فعالیت های هسته ای خود را به تعلیق درآورد و مراکز هسته ای ایران پلمپ شد.
این در حالی بود که علی رغم پذیرش پروتکل الحاقی و موارد فراتر از پادمان و بازرسی های گسترده حتی از مراکز نظامی،هنوز پرونده هسته ای ایران از دستور کار آژانس خارج نشده بود.
بعد از پایان دولت اصلاحات و روی کار‌آمدن دولت نهم، تغییرات اساسی در سیاست خارجی ایران روی داد. مسلماً موضوع پرونده هسته ای از این امر مستثنی نبود، در همین راستا تیم مذاکره کننده هسته ای ایران تغییر کرد. تا پیش از روی کار آمدن دولت نهم، حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی رئیس تیم مذاکره کننده ایران بود ولی بعد در دولت نهم با تغییر او، علی لاریجانی جایگزین وی شد.
نخستین دیدار دولت جدید با مذاکره کنندگان اروپایی در آمریکا صورت گرفت. منوچهر متکی وزیر امور خارجه وقت در این باره چنین می گوید: «نخستین دیدار ما با سه کشور اروپایی یک ماه بعد از انتخابات دولت نهم مهر 1384 بود. در سازمان ملل که هیأت جمهوری اسلامی ایران به ریاست دکتر احمدی نژاد به نیویورک رفت با وزرای خارجه فرانسه، انگلیس، آلمان و نماینده اتحادیه که آقای سولانا بود ما نخستین دیدارمان را انجام دادیم، آقای فیشر وزیر امور خارجه وقت آلمان در آن جلسه مطرح کرد که اساساً ما با بحث غنی سازی در ایران و داشتن چرخه سوخت مخالفیم.»
این نوع نگاه کشورهای اروپایی به برنامه هسته ای ایران نشانگر این موضوع بوده آنها انتظار داشتند در دولت جدید هم همان سیاست های قبلی به طور کامل دنبال شود.
اما سیاست دولت نهم در زمینه هسته ای پرهیز از هر گونه انفعال و تسلیم شدن در برابر غرب بود. در همین راستا دولت نهم اعلام کرد که غنی سازی اورانیوم را دنبال خواهد کرد. به همین دلیل دولت نهم زیر بار این موضوع که مذاکره تنها با توقف غنی سازی صورت پذیرد نرفت و بالاخره اروپاییان ناچار شدند، پای میز مذاکره بیایند.
از سوی دیگر دولت نهم با تبدیل موضوع هسته ای به یک موضوع ملی سعی کرد با تکیه بر حمایتهای مردم از دستاوردهای اتمی، قدرت چانه زنی خود را در مذاکرات اتمی بالا ببرد.
می توان فشار گسترده ایالات متحده و متحدانش را در زمینه هسته ای را باید در راستای استراتژی امنیت ملی و سیاست خاورمیانه ای آمریکا دنبال کرد اصولاً ایالات متحده با هدف مبارزه با سلاح های کشتار جمعی سه محور اصلی را مورد توجه قرار داده است:
1-ضدیت با تکثیر، با هدف مبارزه با کاربرد سلاح های کشتار جمعی
2-تقویت عدم تکثیر، به منظور مبارزه با اشاعه سلاح های کشتار جمعی
3-مدیریت پیامد، به منظور واکنش علیه کاربرد سلاح های کشتار جمعی
در محور اول، ممنوعیت کشورهای متخاصم و تروریست ها در دستیابی و به کارگیری از سلاح های کشتار جمعی می باشد و در صورت لزوم از اقدامات پیشگیرانه نیز استفاده خواهد شد. در محور دوم، تأکید بر روش دیپلماسی فعال، همکاری و امضای قراردادها، استوار می باشد و در محور سوم، دفاع از قلمرو آمریکا و نیز متحدین آن تأکید شده است یکی از مهم ترین و منحصر به فردترین متحد آمریکا در خاورمیانه دولت اسرائیل می باشد. استراتژی آمریکا و اسرائیل چه در زمینه مبارزه با تروریسم و چه در مورد مبارزه با دستیابی دولت های خاورمیانه به سلاح های هسته ای بر اساس بازی با حاصل جمع صفر است که منطبق با نظریه رئالیسم و نئورئالیسم می باشد. حمله به عراق و حذف یکی از مخوف ترین دشمن مشترک متحدان استراتژیک نیز بر اساس این رویکرد قابل ارزیابی است. حذف سایر بازیگران چالشگر منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه در دستور کار دو دولت می باشد.»
تلاش آمریکا و اسرائیل برای عدم دستیابی ایران به انرژی هسته ای در حالی صورت می گرفت که ایالات متحده، بزرگ ترین زرادخانه هسته ای دنیا را دارا می باشد و اسرائیل نیز با داشتن چند صد کلاهک هسته ای حتی عضو آژانس انرژی اتمی نیز نمی باشد.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.