کاربرد مجازی

دانلود پایان نامه

کلمه: جهت تبیین بهتر این‌که «کلمه» چیست و در واقع ماهیت واقعی کلمه را نشان دهیم لازم است تا در ادامه به طور اجمال، تعریفی از واژه ارائه دهیم. چرا که امروزه به جای کلمه در زبان فارسی، از واژه استفاده می‌شود. بی‌تردید زبان یکی از مهم‌ترین پدیده‌های موجود در عالم آفرینش به شمار می‌آید. این پدیده یکی از اجزای اصلی و لاینفک وجود آدمی است؛ جنبه‌های مختلف زندگی فردی و جمعی انسان با زبان ارتباط دارد. شناخت زبان و نمود آوایی آن یعنی گفتار از این جهت ضروری به نظر می‌رسد؛ و البته این امر بدون ـ شناخت اجزای تشکیل دهنده‌ی آن‌ها چندان میسر نیست؛ در بین واحدهای تشکیل دهنده‌ی زنجیره‌ی گفتار «واژه» نقش مهم و تعیین کننده‌ای دارد. در بین آموزه‌های مذهبی منشاء پیدایش کلمه، آسمانی دانسته شده است؛ مثلاً: در قرآن کریم آمده است:
﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ﴾
این رویکرد مذهبی به واژه نشانه‌ی اهمیت آن در چارچوب زندگی بشری و ارتباط عمیق آن با حوزه‌های فکری و اندیشه‌ای انسانی است. بر همین اساس لازم به ذکر است که واژه از دو یا بیش از دو حرف تشکیل شده است که ممکن است معنی نداشته باشد. این در حالی است که، کلمه به معنی سخن و گفتار معنا دار می‌باشد. با عنایت به موارد مذکور در بالا می‌توان این گونه نتیجه گرفت که هر کلمه‌ای واژه است ولی لزوماً هر واژه‌ای یک کلمه نمی‌باشد.
«معنا چیست؟»: برای بیان معنی خود معنا باید توضیح خود را با این سؤال شروع کرد که اساساً حقیقت معنا چیست؟ آیا معنا مقوله‏اى ذهنى است یا خارجى؟ و یا امرى متفاوت با آن دو؟ چه رابطه‏اى است میان معنا و کاربرد؟ این‌ها برخى از پرسش‏هاى کلیدى در باب هستى‏شناسى معنایند که در این نوشتار صرف شناخت آن‌ها ما را در این‌که بدانیم با واژه‌ای به این اهمیت و جایگاه والا روبه‌رو هستیم، کمک می‌کند. باید دانست که شناخت حقیقت معنا، گامى بنیادین براى تحلیل انواع گزاره‏هاست. در تبیین ماهیت معنا، آراى متفاوتى میان فیلسوفان به ویژه فلاسفه زبان در غرب مطرح است. برخى معنا را همان مصداق، و برخى آن را رابطه میان لفظ و مصداق مى‏دانند. جمعى از جمله جان لاک، معنا را تصور یا نوعى ایده ذهنى برمى‏شمارند. کسانى نیز حقیقت معنا را در واکنش‏هاى رفتارى و خارجى افراد به کلمات جست‏وجو مى‏کنند. ویتگنشتاین در مرحله اولیه زیست فلسفى خود بر «نظریه تصویرى معنا» تکیه داشت؛ اما بعدها دیدگاه کاربردى یا ابزارى معنا را مطرح کرد. جان آستین نیز همچون ویتگنشتاین تکیه خود براى تحلیل معنا را بر کاربرد قرار داد. در میان اندیشمندان اسلامى، علماى اصول، اغلب در بحث از حقیقت وضع و رابطه آن با موضوعٌ‏له به این مسئله پرداخته‏اند. بر این اساس، معنا همان صورت ذهنى است، بدون لحاظ ذهنیت. به عبارت دیگر، معنا مساوى محکى یا معلوم بالذات است که در برابر مفهوم (حاکى) و مصداق (معلوم بالعرض) است.
برای بیان اینکه حقیقت چیست و یا برای فهم بهتر و بیشتر آن لازم می‌دانم که تشریح خود در این خصوص را با این سؤال آغاز کنم که، فرق بین حقیقت و واقعیت چیست؟
حقیقت، بن مایه درونی یا ذهنیت درونی از حقانیت مسئله‌ای در اشخاص است، حقیقت در دنیای غیر مادی تشکیل می‌شود و تنها در دنیای ذهن است که به وقوع می‌پیوندد.
واقعیت، تجسم عینی وقایع است که در دنیای ماده به وجود می‌آید. یعنی واقعیت آنچه است که لمس می‌شود و با دلیل و مدرک (هر وسیله‌ای که بتوان با آن امری را ثابت کرد) به اثبات می‌رسد.
به عبارتی ساده‌تر: «حقیقت آن چیزی هست که حق بوده و باید باشد. اما واقعیت چیزی هست که واقع می‌شود ولو اینکه حق نباشد.»
معیار حقیقت چیست؟ یکی از مسائلی که در شناخت و ارزیابی باورها بسیار اهمیت زیادی دارد، بحث از معیار حقیقت است اینکه با چه معیاری می‌توان سخن‌ها، اعتقادات و باورها و اعمالمان را بسنجیم و بگوییم این فعل یا سخن درست است یا نادرست.
پیرامون وجود حقیقت و فهم حقیقت توسط انسان سه نظریه وجود دارد:
1. انسان می‌تواند حقایق را کامل و تام درک کند و بشر می‌تواند از محدودیت‌های وجودی خود فراتر رود و به شناخت هستی برسد.
2. انسان به دلیل وجود محدودیت‌های خود در بخش ادراک و حواس هیچ وقت نمی‌تواند حقیقت را آن طور که باید و شاید درک کند و در مورد همه چیز باید کمی محتاط سخن گفت این نظریه در غرب و پس از کانت شروع شد که بین دو چیز تفکیک نمود بین «بود» و «نمود»؛
بود آن چیزی است که حقیقتاً در بیرون و عالم خارج وجود دارد و نمود آن چیزی است که ما از آن بود (حقیقت اشیا در خارج) برداشت می‌کنیم که شاید این فهم و برداشت ما از آن بود و شی بیرونی اساساً متفاوت با حقیقت آن باشد بنابر این انسان ادراکات انسان در مورد حقیقت خطاپذیر است آن هم در سطح بسیار بالا.
3. اساساً حقیقتی وجود ندارد و دنیا و جهان و هر آنچه می‌بینیم شبیه یک خواب است.
«مجاز چیست؟»: به کار بردن واژه در غیر معنی اصلی آن است به شرط آن که نشانه‌ای را به معنی غیر اصلی راهنمایی کند. ناگفته نماند که این نشانه را قرینه می‌گویند. باید گفت که، هر استعاره‌ای، مجاز است. به عنوان نمونه، مجاز را در ادبیات شعری فارسی به وفور می‌توان یافت. در همین راستا برای تبیین و توضیح بهتر مفهوم مجاز به شعر زیر اشاره می‌شود که نمونه‌ای از یک مجاز است.
حاجت گه جمله‌ی جهان اوست
محراب زمین و آسمان اوست
همان طور که مشاهده می‌شود، در این شعر، او، مجاز از آنجا می‌باشد.
علاوه بر این، مَجاز یا شیوه بیان مجازی، عبارت از کارگیری واژه و سخن در معنای دیگر و غیرواژگانی آن است. البته باید توجه داشت که در شیوه‌ی بیان مجازی، بطور معمول بین معنای حقیقی و معنای مجازی کلمه یا کلام رابطه و پیوندی برقرار است. به گونه‌ای که قرینه‌ای به شکل لفظی یا معنوی به کاربرد مجازی کلمه و یا سخن اشاره دارد.
«تشبیه چیست؟»: تشبیه، در علم بیان مانند کردن چیزی است به چیزی دیگر. در اینجا اشاره به ارکان تشبیه برای تبیین بهتر این واژه بهتر و مفیدتر می‌نماید تا هر چه کامل‌تر بتوانیم معنی و مفهوم تشبیه را درک کنیم؛
تشبیه را به چهار رکن مشبه، مشبه به، ادات تشبیه و وجه شبه تقسیم کرده‌اند که مشبه و مشبه به را که در اصطلاح طرفین تشبیه می‌نامند، دو رکن اصلی تشبیه به شمار می‌آورند.
مشبّه کلمه‌ای است که آن را به چیز دیگر مانند کرده‌اند؛ در حالی که چیزی که مشبّه به آن مانند شده را مشبّه‌به می‌گویند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.