کانال های ماهواره ای

دانلود پایان نامه

2-2-16 حضور رسانه ها در زندگی کودکان و نوجوانان:
“رنه اسپتیز ” به خاطر پژوهش هایش در مورد محرومیت های عاطفی کودکانی در شبانه روزی ها تربیت می شوند، و تأثیر بد این محرومیت بر رشد عاطفی و شخصیت آن ها، شهرت فراوانی یافته است :” دور نگاه داشتن کودک در سال های اول زندگی از موقعیت هایی که احساس ناخوشایندی در وی ایجاد می کنند، به همان اندازه زیان آور است که محروم ساختن او از آنچه که خوشایندی و خوشحالی وی را برمی انگیزد . هر دو عامل مذکور در سازندگی دستگاه روانی وی دخالت دارند . به کار نگرفتن هر یک از آنها یعنی نبود مطلق ناخوشایندی یا خوشایندی در زندگی کودک به اختلال در شخصیت او منجر می شود.”
رسانه وسیله ای است که این خلاء را پر می سازد . عصر ارتباطات الکترونیک این امکان را به کودکان و نوجوانان داده است تا از این جعبه جادویی احساس خوشایندی و ناخوشایندی بگیرند.
2-2-20 تاثیرات رسانه ها، به ویژه تلویزیون بر کودکان و نوجوانان:
لوی و گلیک در بین مخاطبان رسانه ها، سه گروه را از یکدیگر متمایز می کنند:
گروه اول : موافقین که از قبل نظری مساعدی نسبت به برنامه های رسانه ها دارند؛
گروه دوم : معترضین که زمینه انتقادی نسبت به برنامه های رسانه ها دارند؛
گروه سوم: معتدلین که ما بین دو گروه فوق قرار دارند.
رسانه ها می توانند اثر ات سودمند و زیان بار بر کودکان و نوجوانان بر جای بگذارند . تحقیقات موید آن است که پیام های تلویزیونی، حداقل گاهی اوقات می توانند بر اطلاعات، نگر ش ها و رفتارهای جوانان امروزی اثر بگذارد.
رسانه ها، به ویژه تلویزیون (ملی یا کانال های ماهواره ای )، معنای زندگی را به کودکان و نوجوانان می آموزند و کارکردهای متعددی در قبال این گروه، به ویژه برای کمک به گذران زمان آزاد در اختیار آنان قرارمی دهند. در این میان تلویزیون ، ماشین اعجاب انگیزی است که بین دنیای زنده ها یعنی انسا ن ها و موجودات مجازی و موجودات بی جان،یعنی ابزارهای تفریحی و بازی قرار می گیرد. هر چند کودکان و نوجوانان در سنین بالاتر تاحدودی می توانند در انتخاب برنامه ها مداخله کنند،اما پژوهش های متعدد بیانگر آن است که آنان در برابر تلویزیون نقشی پذیرا دارند . تلویزیون را همانند فردی می پندارند که هر لحظه می تواند داستانی برای آنها نقل نماید و آنان را سرگرم کند.
تلویزیون می تواند چهار نقش را در زندگی کودکان و نوجوانان بازی کند. اولین نقش آن وقت کشی است؛ این عمل پاداشی آرامش بخش و یا جذاب است که باعث می شود بخشی از زمان لازم برای تکالیف مدرسه،کارهای خانه یا بازی در خارج از خانه را به خود معطوف کند . دومین نقش تلویزیون تلقی آن همچون رویدادی اجتماعی (یا غیر ا جتماعی) است؛ یعنی فرصتی است برای بودن در کنار والدین یا فرار از خواهران و برادران لجوج . سومین نقش آن پردازش اطلاعات است ؛ یعنی این رسانه مستلزم گوش دادن و تماشای همزمان و به خاطر آوردن سلسله ای از رویدادهاست که ممکن است محتوایی نامربوط ، تداوم آن را از میان ببرد .
نقش چهارم و نهایی آن تجزیه فراهم سازی اطلاعات است ؛ یعنی این وسیله منبعی است برای شناخت و یا پیشداوری و معلمی است برای آموختن اینکه چه بخریم، چگونه بازی کنیم، مبارزه کنیم یا عشق بورزیم.
2-2-17 پردازش اطلاعات رسانه ای نزد کودکان و نوجوانان
بیننده، برای استخراج پیام از محتوای تلویزیون باید حداقل علایم دیداری و شنیداری را از دستگاه انتخاب کند، آنها را به مغز بفرستد، رمزگشایی کند و برای مراجعه بعدی، آنها را در حافظه نگهدارد . تمام این فعالیت ها در مقوله پردازش اطلاعات جای می گیرد و باید هنگامی که کودک در حال تماشای تلویزیون است، به طور مداوم انجام گیرد . یک تبلیغات 30 ثانیه ای حاوی مقدار “اطلاعاتی ” است که کودک یک زمان، توان پردازش آن را ندارد . چند شخصی ت اصلی در جن گ های هیجان انگیز و یا عملیاتی شجاعانه درگیر می شوند؛ تحرک بیشتری از این طریق روی صفحه تلویزیون پدیدار می شود، زوایای مختلف و متعدد دوربین تغییرات سریع فراوانی را در صحنه به نمایش می گذارند؛ نوار صدا به توصیف حوادث می پردازد. هیچ کودکی نمی تواند تمام عناصر چنین آگهی را تماشا کند، گوش کند، انتقال دهد، رمزگشایی کند و یا به خاطربیاورد. همچنین اکثریت کودکان حتی کوششی نیز در انجام دادن این کار به عمل نمی آورند و چنین کاری را نباید هم انجام دهند. (ویلبر شرام: 394 )
کودک با انتخاب ها و کارهای روزانه فراوانی در پردازش اطلاعات روبه رو است. از نظر کارشناسان ، افراد توان آن را ندارند که گو ش های خود را کاملا بر روی اصوات ببندند . کودکان نیز کم و بیش صداهایی را که پخش می شود می شنوند. با این همه آنها می توانند تا حدی مقدارصداهایی را که انتقال می دهند انتخاب کنند و در مورد می زان رمزگشایی و یا ذخیره صداها قدرت انتخاب بیشتری دارند . همین انتخاب ها در مورد مناظر تلویزیون نیز می تواند صورت گیرد، اما در اینجا نیز کودکان می توانند انتخاب کنند که در مرحله اول به تماشای چه چیزی بنشینند .در حقیقت، آنها باید اغلب اوقات دست به انتخا ب بزنند؛ زیرا در یک فاصله زمانی بسیار کوتاه برنامه های بسیار زیادی به بیننده برای نگاه کردن ارائه می شود.
این امر ممکن است نامشهود باشد، زیرا بسیاری از ما آنچه را می خواهیم از محرک های دیداری تلویزیون مشاهده کنیم، ساده تلقی می کنیم. به هر حال صفحه تلویزیون معمولا از نظر تصویری پرتر از آن است که بتوان در لحظات تماشا و قبل از تغییر هر صحنه یا زاویه دوربین، همه نکات تصویری را به طور اجمالی بررسی کرد . با توجه به اینکه ما بزرگسالان معمولا می دانیم کدام یک از تصاویر اهمیت دارند،بدون انجام هیچ تلاشی آگاهانه ای برای انتخاب به آنها نگاه می کنیم و در عین حال به باقی تصاویر توجه چندانی نشان نمی دهیم. ما هیچ اجباری برای انتخاب از میان اطلاعات دیداری که بالقوه اهمیت مساوی دارند ، احساس نمی کنیم. با وجود این، ما نیز معمولا چنین انتخاب هایی را درست به همان شکل که کودکان انجام می دهند به عمل آورد هایم.
کودک با وجود انتخاب محتوای مورد نظر و فرستادن آن به مغز، هنوز باید دست به فعالیت های رمز گشایی بزند. او می تواند”به درستی” تصاویری مانند یک زن، یک عروسک، یا شی را تشخیص دهد یا” به غلط” او را زنی جادویی، کلاه قرمزی و شخصیتی کارتونی تصور کند.
همچنین کودک در مقطعی تصمیم خواهد گرفت چه محتوایی را وبه چه شکلی در حافظه دراز مدت خود ذخیره کند. اما آیا تصاویر دیداری به همان شکلی که هستند ذخیره می شوند و یا پس از تبدیل به یک معرف رمزی معنادار زبانی در حافظه ذخیره خ واهند شد؟ اگر قرار است چیزی در حافظه ذخیره شود، پس باید فعالی ت های ذهنی لازم به همان گونه ای که برای رمزگشایی صورت می گیرد، انجام شود . معمولا انتخاب اینکه آیا چیزی باید در حافظه ذخیره شود یا تصمیم گیری در مورد شکل 1 و فرایند جایگزین شدن چیزی در حافظه ، بدون آگاهی ” رد حافظه ” بیننده صورت می گیرد؛ در هر صورت، این اعمال صورت می گیرند و همزمان با گزینش علایم یا انتقال آنها به مغز و رمزگشایی آنها نیز در هر مفهومی که بیننده برای هر برنامه تلویزیونی می سازد نقشی بر عهده دارند.
عوامل متعددی می تواند در مورد توجه قرا ر گرفتن و پرورانیدن محرک ها موثر باشد . بعضی از این عوامل احتمالا در درون انسان وجود دارند: مثلاً نگاه کردن به صور ت ها پیش از نگاه به س ایر نقاط بدن، نگاه به حرکت پیش از نگاه به اشیای ساکن و جهت گیری دیداری و موضعی به سمت یک منبع تازه، متفاوت یا غیر منتظره صدا. دیگر موارد مثل تجه به کلمات یک آهنگ و یا جست و جو برای انگیزه های افراد، پس از آموخته شدن تقریبا به شکلی خودکار اجرا می شوند. با این همه هنوز بخش هایی دیگر حداقل با تکیه بر معانی تفسیری و سنجشی ساخته شده بینندگان تعیین می شوند.
تحقیقات گسترده سال های اخیر نشان می دهد مردم اصول وساخت هایش را فرا می گیرند که فعالیت های آنان را در زمینه پردازش اطلاعات هدایت و حمایت می کند . بنا به گفته دانیل اندرسن آنچه بچه های حدود سه سال را به سوی تلویزیون می کشاند و این مطلب که چقدر و چه زمانی به تلویزیون نگاه کنند، حداقل تا حدودی به میزان قابل فهم بودن برنامه مربوط می شود (اندرسون و لورچ،1983) به نظر می رسد کودک با تماشای مکرر برنامه های دوره قبل از دبستان به این نتیجه دست یافته اند که محتوای غیرقابل فهم احتمالا با ویژگی هایی مثل صدای مردان، زوم های طولانی 2 و گردش افقی 3 دوربین و تماس چشمی همراه است . درحالی که محتوای قابل فهم احتمالا با ویژگی هایی مثل وجود زنان، کودکان و عروسک ها در محتوا ارتباط دارد . دانیل اندرسن معتقد است : این شناخت به عنوان طرحی برای فعالی ت های مربوط به تماشای تلویزیون عمل می کند.(امه دور: 33) اگر خواستار معنای طرح یا طر ح ها باشید، آن ها را می توان ساختارهای شناخت انتزاعی، پیش نمونه، شکل های ایده آل و یا نمونه های آرمانی تلقی کرد . آن ها ساختی درونی را برای انتخاب و ذخیره سازی محتوا مهیا می سازند؛ انتظاراتی را در مورد آن محتوا به وجود م ی آورند؛ در جمع آوری مجدد آن تأثیر می گذارند و براساس تجربه، تکامل می یابند و تغییرمی کنند. طرح ها به اشکال مختلفی پدیدار می شوند. زمانی که کودک با دسته ای از محر ک های دیداری و شنیداری مواجه می شود، می توان از طرح ها به منظور هدایت انتخاب کودک در مورد اینکه به چه محرک هایی توجه نشان دهد و کدام یک را به مغز می فرستد، استفاده کرد . اگر کودکی به این نتیجه برسد که داستان درباره مهمانی جشن تولد یک دختر است و طرحی از مهمانی تولد را در ذهن داشته باشد، در این حالت وی می داند باید در پی دیدن کیک، بستنی، هدیه ها، بازی ها و دیگر سرگرمی ها، میهمانان باشد . معمولاً کودک به راحتی می تواند وسایل اتاق، بزرگسالانی را که میهمانان خردسال با خود می آورند، حیوانات، سایر غذاها و گفت و گو های میان میهمان ها را نا دیده بگیرد. درصورتی که بازی “یا فتن جای دم خیوان” انجام گیرد، ممکن است کودک با رجوع به طرح عمل، توجهش به دستمالی که روی چشم بسته می شود و به دست های کودکی که دم حیوان را گرفته است و دست های بزرگسالی که کودک را چرخ می دهد، معطوف شود . همچنین این طرح ، کودک را از اتاقی که بازی در آن صورت می گیرد، لباس های کودک یا جنس بزرگسال منحرف می کند. اگر کودک فیلمنامه ای در ذهنش برای میهمانی های جشن تولد داشته باشد . در این صورت او چیزهایی در مورد نظمی که باید بر اساس آن، عناصر و حوادث پدیدار شوند، می داند و بنابراین می تواند از نظرذهنی خود را برای توجه نشان دادن به آن ها آماده سازد. طرح هایی از این دست می تواند به رمزگشایی کمک کند . به عنوان مثال کودک می داند که در محتوای برنامه تلویزیونی می تواند چیزی برای رمزگشایی وجود داشته باشد. این طر ح ها می توانند موجب هدایت ذخیره سازی در ذهن شوند؛ یعنی کودک از قبل ساختی ایده آل ر ا در نظر دارد که عناصر و حوادث خاص این جشن تولد را در آن جای دهد.
از مثال مهمانی جشن تولد، به سادگی می توان دریافت که طر ح ها چقدر می توانند در فعالیت های پردازش اطلاعات که در جریان درک محتوای تلویزیون صورت می گیرد، با اهمیت تلقی شوند . اما لازم به گفتن است که این طرح ها تنها عوامل موثر در این فرایند محسوب نمی شوند؛ بلکه علایق و نیازهای بینندگان، توانایی ها و تعلیم آنان، طر ح های ذاتی پردازش اطلاعات شان، تفسیرها و ارزیابی های آنها از محتوا و ویژگی های خود محتوا، همگی با هم می توانند به تناوب در این که کدام محر ک ها باید مورد توجه قرار گیرند، به مغز انتقال یابند، رمزگشایی و یا به عنوان بخشی از فرایند درک مفهوم محتوای تلویزیون در حافظه ذخیره شوند و موثر باشند.( امه دور:35)
2-2-18 سنجش برنامه ها و محتوای رسانه ای نزد کودکان و نوجوانان
در فعالیت های سنجشی، کودکان به چیزی که می بینند واکنش نشان می دهند. آنها هما ن طور احساس می کنند که فکر می کنند . آنها می خندند، گریه می کنند، می ترسند یا خشمگین می شوند و بالاخره تایید ویا تکذیب می کنند. تنها کودکان برای محتوایی که پرداخته اند و تفسیر کرده اند، ظرفیت های مثبت و منفی در نظر می گیرند و تصمیم می گیرند که چه کسی را تحسین کنند و از چه کسی نفرت داشته باشند . آنها به قضاوت در مورد اصول اخلاقی اعمالی که مشاهده می کنند می پردازند و برای انگیزه های کسانی که برنامه و یا آگاه ی های تجاری را تهیه کرده اند دست به ارزش گذاری می زنند.
در زندگی روزمره نیز مانند پژوهش و تولید تلویزیونی، اغلب بیشترین تاکید بر دریافت پیام است تا داشتن احساس هایی درباره پیام . بیشترین توجه معطوف به این امر است که مرد م از تجربه های خود چه برداشتی دارند، چگونه محتوای ارسالی روزنامه و یا برنامه تلویزیونی را درک می کنند. در مورد کودکان مسئله دیگر این است که آنها چگونه مانند بزرگسالان یاد می گیرند از چیزی که تجربه می کنند، مفهومی برداشت کنند و به نحوی ارتباط برقرار کنند تا دیگران نیز آنها را بفهمند . اما انسان ها، ماشین های فردگرای ساده ای نیستند که برای ساخت مفاهیم ظاهری و یا تمثیل ی برای تجربه های خودشان از دانشی مبتنی بر قواعد استفاده کنند . آنها در عین حال موجوداتی هستند که علاوه بر فکر کردن از احساس های علاقه مندی، عدم علاقه، بیزاری، خستگی، دلتنگی، اشتیاق، ترس، خشم و شادی نیز برخوردارند و افراد بشری در مورد تجربه ها و مردم به قضاوت می پردازند.
فعالیت های سنجشی به شکلی که پردازش اطلاعات و فعالی ت های تفسیری اجباری می نمایند، الزامی نیستند. سازندگان برنامه های تلویزیونی و بینندگان این برنامه ها در این عقیده شریک هستند که در محتوا پیام هایی وجود دارد و وظیفه سازندگان این است که پیا م ه ا را در دسترس بینندگان بگذارند و وظیفه بینندگان این است که پیا م های درست و یا مورد نظر را از محتوا پیدا کنند. غالباً کودکان حتی بدون فکر کردن در مورد محتوای برنامه های تلویزیونی مفهومی برای آن می سازند. آنها به محرک های تلویزیونی توجه نشان می دهند، از میان شان انتخاب می کنند و با تکیه بر آنها برای استخراج مفاهیم واقعی و ظاهری اقدام می کنند. کودکان همچنین اجزاء محتوا را با هم ترکیب می کنند. رویدادهایی را که به طور ضمنی به آنها اشاره شده است ولی به تصویر کشیده نشده اند، استنباط می کنند و سپس احساس ها و انگیز ه ها را به شخص یت های داستانی منتسب می سازند. کودکان در مقابل آنچه می بینند، واکنش های هیجانی نشان می دهند، احساس های گوناگونی را تجربه می کنند و برای شخصی ت ها، اعمال و حوادث، ارزش های اخلاقی در نظر می گیرند.این فعالیت های پردازش اطلاعاتی، تفسیر و سنجشی متع دد، هم مستقل هستند و هم وابسته به یکدیگر و به طور همزمان یا متوالی، در الگویی به هم بافته عمل می کنند که می تواند حتی برای اکثریت بینندگان مجرب و سفسطه گر نیز پیچیده و بحث انگیز تلقی شود.
با شناخت رسانه ها از سوی کودکان و تشخیص مفاهیم مستمر در برنامه های آنها با شیوه های خودشان، خواهند توانست درک بهتری از کنش متقابل کودکان و تلویزیون داشته باشند.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.