کتابهای راهنما

دانلود پایان نامه

بخش اول: توصیف و تفسیر مشاهدات همراه با مشارکت
4-1-1 روند اجرای گفتوگوی کندوکاوی در کلاسهای «فلسفه‌برای‌کودکان»
معمولاً کلاس‌های «فلسفه‌برای‌کودکان» از دستورالعمل خاصی پیروی می‌کند. ایجاد انگیزه در ابتدای جلسه برای شروع یک کندوکاو میان افراد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. انگیزه‌هایی در قالب داستان، عکس، فیلم … که باید قابلیت واداشتن کودکان به تفکر را داشته باشد. «اساس کندوکاو، وجود یک موضوع مناقشه‌برانگیز است که در ذهن کودک یا بزرگسال، سؤال ایجاد کند و پیگیری سؤال، به ایجاد روند کندوکاو میانجامد. اگر معلم سؤال را در ذهن افراد ایجاد کند مثل آن است که معلم فکر کرده و لذا بایستی کودک را با موقعیتی ابهام‌برانگیز یا مسئله‌ساز روبرو سازیم تا سؤال در ذهن خود او ایجاد شود و به این ترتیب وی را به تفکر تأملی یا کندوکاو هدایت نماییم چراکه در غیر این صورت، به افراد فرصت فکر کردن ندادهایم.» (Lipman,2010)
پس از ایجاد انگیزه، دانش‌آموزان سؤال‌هایی مطرح می‌کنند که دوست دارند درباره آنها بحث کنند. در ادامه، دانش‏آموزان با مشارکت یکدیگر، سؤال‏ها را به صورت طرح‌ درس یا برنامه کار سازماندهی می‌کنند. البته همه سؤال‌های تولیدشده، برای گفتوگو پربار نخواهند بود برای مثال سؤال‌هایی که پاسخ‌های معینی دارند و می‌توان در پایگاه‌های اطلاعاتی یا با مشورت متخصصان پاسخ آنها را یافت. در مرحله بعد، دانش‌آموزان به شیوه کندوکاو مشترک، سؤال‌ها را مورد بحث قرار می‌دهند. آنها به پاسخ‌های احتمالی فکر می‌کنند، پاسخ‌ها را شفاف می‌سازند و می‌آزمایند. گفتوگو تا زمانی ادامه می‌یابد که تمام سؤالات مطرح شده از سوی دانش‏آموزان بررسی شود و یا اینکه برای شروع داستان بعدی به توافق برسند.
شایان ذکر است جریان گفت‎وگوهای کلاس را فردی بزرگسال تسهیلگری می‌کند. این فرد بایستی دوره تخصصی آموزش «فلسفه‌برای‌کودکان» را گذرانده باشد.
مریم در ارزشیابی پایان سال: ««فلسفه‌برای‌کودکان» یعنی وقتی کلاس شروع میشه، ما یه سؤالی داریم و وقتی اون رو می‌پرسیم، مال همه میشه. این باعث میشه یه گفتوگو و بحثی بین ما شکل بگیره و با نظرای همدیگه آشنا بشیم.»
(کد مشاهده 134)
کندوکاو مشترک، فعالیت اصلی «فلسفه‌برای‌کودکان» است که بدون آن حتی مؤثرترین انگیزه‌ها نیز کارآیی ندارند. شرکت در حلقه کندوکاو مشترک، کودکان را درگیر موضعگیری‌های شناختی می‌کند؛ مانند تولید فرضیه، شفافسازی واژه‌ها، درخواست و ارائه دلایل موجه، آوردن مثال و مثال نقض، پیش‌فرض‌های یکدیگر را زیر سؤال بردن، نتیجه‌گیری کردن و کندوکاو را تا حدِ امکان دنبال کردن. اما از سوی دیگر، کندوکاو یک عمل اجتماعی است که دانشآموزان را به در میان گذاشتن دیدگاه‌هایشان، گوش کردن به یکدیگر، چهره‌خوانی، بنا نهادن تفکرات خود بر تفکرات دیگران و به چالش کشیدن آنها، جستجوی دیدگاه‌های نهان افراد و بازسازی ایده‌های خویش ملزم می‌کند. اغلب دانش‌آموزان نمی‌توانند در مقابل این نوع گفتوگوی کلاسی پرمعنا مقاومت کنند، نمی‌توانند در آن شرکت نکنند و نمی‌توانند تأملاتشان را بیان ننمایند. بدین ترتیب مهارت‌های شناختی و اجتماعی آنان به طور طبیعی و در بستر کار به دست می‌آید، نه فقط از طریق آموزش مستقیم. (شهرتاش،1389)
ایلیا در ارزشیابی پایان سال: «کلاس ما، جمعی از مهارتِ تفکره و گروهی حرف زدن؛ یعنی درباره یه مسئله‌ای گروهی صحبت کردن. خیلی سؤالا که واسه ما خیلی موقعها پیش نیومده یا به نظر ما سؤالاییه که خیلی آسونه و جوابش دو دقیقه‌ای به دست میاد. ولی اینطور نیست چون (من فهمیدم) هرکی یه نظری داره و باید با همدیگه فکر کنیم ببینیم کدوم یکی از این نظرا درسته.» (کد مشاهده 138)
البته این روند گفتوگو و کندوکاو، زمانی به بهترین وجه انجام میشود که قواعد پذیرفته شده برای بحث و گفتوگو وجود داشه باشد و این قوانین به خوبی رعایت شود.
عموماً در جلسات اولیه از کودکان پرسیده میشود که «چرا برای انجام بحث و گفتوگو به داشتن قواعدی نیاز داریم؟» این کار کمک میکند، کودکان ضرورت وجود قوانین برای پیشبرد بحث را درک و خود آن را تدوین کنند و به حفظ آن پایبندتر باشند. «کودکی که بیوفقه صحبت میکند، حق ابزار عقیده سایرین را (در عمل) منکر میشود. به هر فردی باید شانس مساوی برای صحبت کردن و مطرح کردن دیدگاههای خود را داد و اگر میخواهیم دیگران به سخنان ما گوش دهند، ما هم باید به صحبتهای دیگران گوش فرا دهیم. بدون وجود یک شنونده، ابزار دیدگاهها امر بیهودهای است. پس یک قاعده اساسی بایستی این باشد که در یک زمان، فقط یک نفر صحبت کند. گوش دادن، تنها به معنی شنیدن کلمهها نیست، بلکه مستلزم توجه به معانی جملههای گفته شدهاست. گوش دادن (به معنای مدنظر این پژوهش) کاری نیست که کودکان به طور طبیعی آن را انجام دهند زیرا مدرسه مکانی است که کودکان در آن یاد میگیرند به سخنان معلم گوش دهند، نه به سخنان یکدیگر.» (فیشر،1388: 282) با توجه به مشاهدات صورت‌گرفته، معمولاً بچهها بر این چند قانون کلی توافق میکنند: «به صحبتهای یکدیگر گوش کنند»، «برای صحبت کردن دست بلند کنند»، «به یکدیگر احترام بگذارند»
در پایان هر جلسه، تسهیلگر دانش‌آموزان را به «خود ارزشیابی» گروهی، پیرامون بحث صورت گرفته دعوت می‌کند. هدف از کندوکاو گروهی لزوماً یافتن جواب‌های نهایی به سؤالات مطرح شده یا رسیدن به توافق کامل میان جمع نیست. یک گفتوگوی واقعی، نوعی «حرکت رو به جلو» محسوب می‌شود و از این حیث با مکالمه صرف تفاوت دارد. یکی از نقاط قوت «فلسفه‎برای‏کودکان»، تشویق افراد به خود راهبری فردی و گروهی مانند تولید برنامه کار، مشارکت در گفتوگو و سنجش پیشرفتِ خود است. با توجه به مشاهدات کلاسی، معمولاً تسهیلگر با تجربه در هدایت بحث میانهروی پیشه میکند؛ نه آن قدر زیاد که دانش‌آموزان به مهارت‌ها و موضع‎گیری‌های‌ او متکی باشند و نه آن قدر آزاد که کندوکاو به کلاس بحث آزاد و مکالمه تبدیل شود. وی بدین منظور از طرح‌بحث‌هایی استفاده میکند که جنبه‌ راهنما برای پیشبرد گفت‌وگو دارند و اغلب در کتابهای راهنمای معلم «فلسفه‏برای‎کودکان» وجود دارند. در طرح‌بحث‌ها از روش گفتوشنود سقراطی برای کشف و بسط معنای مفهومی مشخص استفاده می‌شود. طرح‌بحث‌ها محور خاصی را برای گفت‌وگوی جامع و متمرکز درباره‌ موضوع منتخب فراهم می‌آورند. در جلسه گفت‌وگوی کندوکاومحور معمولاً کار با اولین سؤال فهرست سؤال‌های طرح‌بحث آغاز و همچنان که بحث پیش می‌رود، سؤال‌های بعدی پرسیده می‌شود. البته تبعیت از ترتیب سؤال‌های طرح‌بحث ضرورتی ندارد و هر چند در کتب راهنمای معلم به ترتیب منطقی آورده شدهاند، به فراخور موقعیت بحث گاهی برخی سؤالات نادیده گرفته میشود؛ چراکه هر بحثی پویایی خود را دارد و مسیر خاصّی پیش می‌گیرد.
نمونههایی از تأملات کودکان در خود ارزشیابی پایان هر جلسه و انتهای دوره آموزشی:
پوریا: «گاهی منحرف شدیم، مثلاً خود من داشتیم راجع به دزدی حرف میزدیم، بعدش فهمیدم رفتم سراغ اون موضوع قبلیه.» (کد مشاهده 40)
سارا: «من قبلاً هیچوقت، وقتی توی بحثی هم شرکت میکردم، هیچوقت برای حرفام دلیل نمیآوردم، مثال نمیآوردم ولی از وقتی توی این کلاس میام متوجه شدم باید اون دلیل رو بیارم تا بقیه منظور حرف من رو متوجه بشن.» (کد مشاهده 89)
نازنین: «من قبلاً فکر میکردم که فقط، مثلاً نباید حرفم رو عوض بکنم، یعنی فکر میکردم که فقط حرفِ خودمه، ولی خوب با اینکه من و پریا خیلی باهم بحث میکردیم و اینا، بعضی اوقات حتی با بچههای دیگه فهمیدم میتونم حرفام رو پس بگیرم، یه حرفای دیگهای بزنم ولی اون موقعها همش فکر میکردم حرف، حرفِ خودم باید باشه.» (کد مشاهده 163)
سیدمحمد: «آدم همیشه اولش فکر میکنه اینا یه چیز پیش پا افتاده است ولی وقتی در موردشون بحث میکنه تازه میفهمه چقده جای بحث دارن و این بحث کردنا کاری میکنه که فکر آدم باز باشه، آدم بتونه بهتر فکر کنه، توی فکر کردن به یه جای مشخص و محدود نشه فکرش، باز باشه.» (کد مشاهده 136)
یاسمن: «من قبل از اینکه تو این کلاس بیام، یه سری حرفام رو درست نمیتونستم به اون شخصی که میخواستم برسونم متوجه کنم، ولی از اون موقعی که اومدم کلاس فلسفه میتونم حرفم رو شفاف‌تر کنم.» (کد مشاهده 90)
آماندا: «من اون موقعها همش وقتی یه بحثی میشد همش یه چیز بیربط باهاش میآوردم ولی از وقتی اومدم این کلاس همیشه سعی میکنم وقتی یه بحثی میشه، نَرَم سر یه چیز دیگه، یه بحث دیگه.» (کد مشاهده 89)
علی: «امروز تونستیم رو بحث متمرکز باشیم از این شاخه به اون شاخه نپریم، به هم دیگه گوش دادیم برای همینم به نتیجه‌های بیشتری رسیدیم.» (کد مشاهده 40)
حال برای توصیف و تفسیر دقیق‌تر روند گفتوگوی کندوکاوی صورت گرفته در کلاس، چند نمونه از تِم‌ها و موضوعات محوری مورد بحث را در این قسمت می‌آورم و با تحلیل مکالمه یک جلسه از هر موضوع محوری و همچنین ثبت نمونههایی از مشاهدات مرتبط با آن، مهارتهای کندوکاوی، استدلالی و مفهومی و نیز الگوهای تعامل به کار گرفته شده را شناسایی میکنم.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.