کرامت انسان

دانلود پایان نامه

نمونه ی دیگر از الگوها، حکومتها و رهبران عادل می باشند که به دلیل متصف شدن به عدالت به عنوان برترین بندگان خدا وپایدارترین دولتها برشمرده می شوند.
حکومتها ی دادگستر وعادل نه تنها برای افراد، بلکه برای حکومتهای دیگر هم می توانند الگو باشند. پیروی از قوانین وهنجارهای تجربه شده ی آنان، روشی برای تنظیم برنامه ها وترویج هنجارهای مطلوب می باشد.
ج)پیامبران، انسان های کامل
سیره ی پیامبران و انسانهای کامل به عنوان بهترین الگوها در جهت شکل گیری وفرهنگ سازی جامعه به شمار می آید. چرا که در سیره ی آنها، دوری از هرگونه افراط و تفریط در زمینه های مختلف عبادی و اخلاقی و سیاسی و اقتصادی وجود دارد.« سیرته القصد و سنته الرشد و کلامه الفصل و حکمه العدل»
لذا به واسطه ی آنها درستی هنجارها سنجیده می شود. « پس به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن، که راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان و مایه ی فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد و محبوب ترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند و گام بر جایگاه قدم او نهد. »
لذا لازم است سنت پیامبران و اولیای دین را به عنوان الگو برگزید، تا مطلوب بودن هنجارها مشخص شود.
2-6-4-4. مطابق با فطرتِ حیات بخش
از آنجایی که خطاپذیری و اشتباه کاری در بیشتر امور حتی از برخی الگوها ممکن است سر زند و منجر به شیوه ها وسبکهای مختلف اجتماعی درجوامع گوناگون گردد. لذا انسانها پیوسته در مورد درستی هنجارها در محل اختلاف می باشند.
در این صورت می توان هنجارها را براساس معیار تغییر ناپذیر فطرت، سنجید و ارزیابی نمود.چرا که در آفرینش الهی تغییری راه ندارد: « »
بنابراین یکی از ملاک های حقانیت ومطلوبیت هنجارها، بررسی تأثیر آن در میزان تکامل و سعادت انسان است. چنانکه ویژگی قوانین و دستورهای حکیمانه ی الهی، حیات بخش و کمال آفرین است.
در اینجا موارد حیات بخشی که در عرصه های مختلف فردی واجتماعی ایجاد می شود، ذکر می گردد :
الف)بصیرت: انسان به صورت فطری موجودی کنجکاو بوده و گرایش به علم و معرفت دارد و اولین کار برای آغاز حرکت تکاملی انسان این است که او را از غفلت بیرون بیاورد.
لذا خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم می فرماید :« ؛[به امت] بگو طریقه ی من همین است من وپیروانم، با بینایی وبصیرت، همه ی خلق را به سوی خدا دعوت می کنیم.
بنابراین هنجارهایی که انسان را از تعقل و بصیرت دور سازد نه تنها باعث رکود اجتماعی وفرهنگی او می شود بلکه در حرکت تکاملی اش به سمت حیات طیب، تأثیر گذار است وحیات آفرین نخواهد بود.
امام علی علیه السلام نیز در این زمینه تأکید دارند که انسانها راه وروشی را برگزینند که همراه با بصیرت بوده تا بتوانندخود را از سقوط حفظ نمایند. واز طرفی هنجارهایی را که موجب لطمه به ارزشها ی دینی، وبیراهه رفتن انسان می گردد را نکوهش می نماید.
لذابا وجود معرفت وبصیرت، هنجار های نامطلوب و هنجارهای مطلوب، جایگزین هم نمی شوند. روحیه ی معرفت خواهی افراد تأمین و تقویت می شود وهر رفتاری از انسان سر می زند از روی جهل یا وابستگی و گرایش به قشر خاصی صورت نخواهد گرفت.
ب) عزت و ارزشمندی انسان : موضوع عزت نفس، هم از دیدگاه دینی، یک مفهوم محوری و مهم است و هم از دیدگاه روان شناسی و به آن توجه فراوان شده و یکی ازمؤلفه های بهنجاری محسوب می شود.
عزت در مورد انسان ، یعنی حفظ آبرو و شخصیت و عدم کرنش در برابر صاحبان زور و زر، و حالتی است که نمی گذارد انسان مغلوب کسی و چیزی گردد و شکست بخورد.
بنابراین برنامه اسلام در این است که سعی می کند با رعایت هنجارها ومشخص کردن حقوق و عزیز و محترم شمردن مسلمانان وحتی غیرمسلمانان، به عزت وارزش انسان بیفزاید، ، ونیازهای عاطفی او را برطرف سازد.
لذا رفتارهایی نظیر تمسخر و تحقیر و بدگویی و غیبت و همه ی عواملی که ارزش و احترام انسان را می کاهد و به تدریج خودکم بینی و حقارت را در درون روح انسان پرورش می دهد، مورد نکوهش است و باید مراقب بود، تا این گونه رفتارهای نامطلوب به عنوان هنجار و ارزش درنیاید و مانعی بر سر راه رشد استعدادهای انسانی نباشد. پس هنجاری حیات آفرین ومطابق فطرت است که به احساس عزت وکرامت انسان بینجامد، و انسان را از کارهای ناپسند دور نماید. در این راستا انسان هایی که متصف به ویژگی میانه روی و عدالتند، با محترم شمردن حقوق افراد جامعه وجایگاه ارزشی آنها، کسب برکات الهی می کنند.
ج) مشروع بودن هنجارها : یکی از مواردحیات آفرینی، هماهنگی هنجارها با سنتهای الهی است. خداوند در نظام تشریع، قوانینی را وضع نموده است و پایبندی به این قوانین را از بندگان خود خواستار است.
از این قوانین با عنوان ” حدود و مرزهای الهی ” یاد می شود «» و گذر از آنها، هم سنگ ظلم شمرده شده، به عبارتی شکستن سنتها وهنجارهای الهی، خلاف حکمت الهی است.
د)نظم آفرینی: هر انسانی به طور طبیعی وفطری به سمت نظم گرایش دارد و نظام احسن الهى در پرتو نظم و حساب و برنامه سازمان یافته است. همچنین روابط انسانها در جامعه برنظم وقوانین خاصی استوار است. به عبارتی زندگی اجتماعی الگوی نسبتا منظم وقابل پیش بینی داردکه باعث آرامش می گردد.
لذا زندگی اجتماعی زمانی حیات آفرین است که از قواعد وهنجارهای آن سرپیچی نشود وهمگان در رعایت هنجارها همنوایی کنند.
اسلام نیز از انسان می خواهد تمام آداب و رسوم و رفتارها در جامعه به شکل منظمی صورت بگیرد. به همین علت علی علیه السلام اشاره به آداب زیبا وآراسته ای که در برآن نظم نهفته است نموده اند :

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.