– کنترل هیجانی

همان گونه که قبلاً ذکر شد، یک مسئله در ارتباط با ابرازهای هیجانی این است که آنها قابل کنترل یا قابل پوشیده شدن هستند. راجر (1998) کنترل هیجانی را “تمایل به بازداری ابراز پاسخهای هیجانی”تعریف می‌کند. به اعتقاد کینگ و همکاران (١٩٩٢) یک ساختار مرتبط با هیجان، کنترل هیجانی یا گستره ای است که یک فرد معمولاً راهبردهای گوناگون را برای کنترل وقوع طبیعی واکنشهای هیجانی به کار می‌گیرد.

 

 

در حوزه مطالعه هیجان، کنترل هیجان تحت ساختارهای گوناگونی مطرح شده است.کینگ و همکاران(١٩٩٢) سه ساختار مهار[1]، محدودیت[2] و سرکوبی[3] را به عنوان اشکال کنترل رفتاری مطرح کرده و معتقدند که حالت دفاعی داشتن، سرکوبگر یک شیوه مقابله با اطلاعات تهدید کننده و اجتناب ناهشیار از آن است ولی محدودیت و مهار، بازداری هوشیارانه از خواسته‌ها است. از اینرو، آنها بازداری هیجانی، تعاریفی در هیجان و آلکسی تایمیا [4] را به عنوان ساختارهای کنترل هیجانی مطرح می‌کنند.

راجر و همکاران (1998) چهار ساختار مستقل کنترل هیجانی را شامل: بازداری هیجانی، نشخوار، کنترل پرخاشگری و کنترل خوش خیم عنوان کردند و معتقدند که کنترل پرخاشگری و کنترل خوش خیم، همبستگی مثبت بالایی دارند. راجرو نشوور[5] (١٩٨٧) کنترل هیجانی را به عنوان یک متغیر شخصیتی فرض می‌کنند که ارتباط بین تنیدگی و بیماری را تعدیل می‌کند.

2-3-5-1-کنترل خوش خیم

کنترل خوش خیم، کنترل تکانه‌های آشفته کننده در طی انجام کار است (گروس و جان، 1997). راجر (1998) کنترل خوش خیم را به عنوان یک ساختارکنترل هیجانی مطرح کرده اند که اساساً با تکانشگری همبسته است. راجر و جیمسون[6] (١٩٨٨) به منظور بررسی اثرات تفاوتهای فردی بر واکنش پذیری وبهبود ضربان قلب به دنبال مواجهه با یک تنیدگی زایی آزمایشگاهی (عملکرد در کار استروپ که یک فعالیت شناختی است) به این نتیجه دست یافتند که کنترل خوش خیم، با واکنش پذیری ضربان قلب، همبستگی منفی معناداری دارد؛یعنی واکنش پذیری ضربان قلب در آزمودنیهایی که کنترل خوش خیم کمتری دارند،  بیشتر افزایش می‌یابد.

یافته‌های پژوهشی نشان داده اند که بین کنترل خوش خیم و برون گرایی،  تکانشگری،  خصومت کلامی، متهور بودن، (راجر و نشوور،  ١٩٨٧) روان پریش گرایی و تجاوزگری (راجر،1998)، همبستگی منفی و بین کنترل خوش خیم و تکانشگری (راجر،1998). همبستگی مثبت وجود دارد.یافته‌ها راجع به ارتباط بین کنترل خوش خیم و تکانش گری متناقض است.

2-3-5-2-  کنترل پرخاشگری

راجع به هیجان خشم و مترادف‌های آن احتمالاً بیش از هر هیجان دیگری به استثنای ترس، بحث شده است. نظریه روان تحلیلگری، اشکال مختلف خشم را سادیسم،  پرخاشگری،  غریزه مرگ و غیره نامیده و به اعتقاد فروید،  پرخاشگری احتمالاً یکی از قدیمی‌ترین انگیزه‌ها است. از روزهای اولیه پزشکی روان تنی،  فرض محکمی‌وجود داشته است که بازداری خشم، افراد را در معرض یک خطر بالاتر برای فشار خون و گرفتگی عروق کرونر قرار می‌دهد وکلاً موجب مرگ و میر می‌شود (الاسبی، ٢٠٠٠) ولی برخی پژوهشها عکس آن را نشان داده اند (به عنوان مثال، واستون و همکاران،1998).

برخی پژوهشها بین کنترل پرخاشگری و کنترل بین فردی، خصومت کلامی‌و تجاوزگری، همبستگی منفی و بین کنترل پرخاشگری و خود بیمار انگاری،  تکانشگری و کنترل خوش خیم، همبستگی مثبت یافته اند (راجر ، ١٩٩٨).

2-3-5-3- نشخوار

یکی از ساختارهای اساسی که در زمینه کنترل هیجان از آن بحث شده است، نشخوار یا مرور رویدادهای هیجانی نارحت کننده است (نجاریان، 1385).

نشخوار به معنای داشتن افکار ویژه قابل تکرار و احتمالا عدم توانایی متوقف کردن آنها است . به اعتقاد (کینگ و همکاران١٩٩٢) نشخوار می‌تواند به عنوان کنترل شناختی بررسی شود، زیرا اولاً،  نشخوار ممکن است نتیجه کنترل باشد.در این حالت، نشخوارممکن است اساساً شامل تفکر در مورد تلاشهای شخصی در اجتناب از خود افشاگری[7]باشد، یا وقتی که فردی در مورد ابراز هیجان دوسوگرا است(کینگ وامونز، ١٩٩٠).

ثانیاً، فرد ممکن است به وسیله افکار عینی راجع به این جهان یا جزئیات ناچیز، به عنوان یک وسیله اجتناب از پریشانی هیجانی مشغول باشد و در سطح فراشناختی[8] در مورد افکار ناخواسته یا غیر قابل پذیرشی، نشخوار کند. (کینگ وهمکاران، ١٩٩٢).

بازداری هوشیار یک فکر ناخواسته می‌تواند به یک انتقال وسواسی[9] با فکر زیاد منجر شود بنابراین، نشخوار ممکن است به عنوان یک فن کنترل و یا به عنوان نتیجه مکانهای کنترل فرض شود (همان منبع).

نولمن-هاکسیما[10] (1997) نشخوار را به عنوان “تمرکز منفعل و تکراری روی علائم آشفتگی و شرایط احاطه کننده آن علائم”توصیف و به طور گسترده آن را بررسی نموده اند.آنها همچنین نشخوار را یک شیوه پاسخ به رویدادهای تنیدگی زا مطرح می‌کنند، که دوره خلق افسرده را تشدید و طولانی می‌کند (سالووی[11]  و همکاران، ٢٠٠٠).

نشخوار ممکن است یک راهبرد شناختی برای مقابله با خود پنداره[12] منفی و احساس قربانی شدن ارائه کند(راجر و نشوور،١٩٨٨)و یا ممکن است بهبود افراد را به دنبال مواجهه با تنیدگی به تأخیر بیندازد(راجر و جیمسون، ١٩٨٨) .

نتایج بسیاری از مطالعات نشان داده است که نشخوار در چند زمینه با سلامت مرتبط است، از جمله اینکه گارنفسکی[13] و همکاران (٢٠٠١) نشخوار را به عنوان یک بعد نظم هیجانی دانسته و بین نشخوار و افسردگی و اضطراب، همبستگی مثبت و معنادار یافته اند؛یعنی افراد دارای نشخوار بیشتر، اضطراب و افسردگی بیشتری را تجربه می‌کنند.مطالعات دیگر نیز بین نشخوار و روان رنجورخویی، خصومت خود تنبیهی، خدمت هذیانی، خصومت کلامی،  اضطراب صفت،  خود بیمار انگاری و حساسیت اجتماعی همبستگی مثبت معنادار و بین نشخوار و کنترل بین فردی، همبستگی منفی معنادار یافته اند (راجر و نشوور، ١٩٨٧).

راجر و جمیسون (١٩٨٨) به منظور بررسی اثرات تفاوتهای فردی در واکنش پذیری و بهبود ضربان قلب به دنبال مواجهه با تنیدگی زایی آزمایشگاهی (عملکرد در کار استروپ که اساساً یک کارشناختی است) و با این فرض که به هنگام موقعیت تنیدگی زا ضربان قلب افزایش و پس از دوره تنیدگی کاهش می‌یابد، به این نتیجه دست یافتند که نشخوار با تأخیر در بهبود ضربان قلب به دنبال تنیدگی، همبستگی مثبت دارد؛ یعنی افرادی که نشخوار بالاتری دارند، ضربان قلب آنها با تأخیر بیشتری بهبود می‌یابد. (راجر،1998) این نتیجه را به واسطه فعالیت تداوم یافته دستگاه بخش مرکزی غدد فوق کلیه[14] در اثر نشخوار شناختی تبیین نموده‌اند.

کامرون[15] ومیکن بام[16] (١٩٨٢) در این رابطه اظهار داشتند که “عادت به مرور ذهنی شکستها و به طور همزمان درگیر شدن در افکار خود تحقیر کننده [17]،  ممکن است، حداقل برای بعضی ابعاد فرایند آرامش بعد از تنش،  اختلال ایجاد کند” (راجر و جمیسون، ١٩٨٩).

[1]. Restraint

[2].Constraint

[3]. Repression

[4]. Alexithymia

5.Roger & Nesshoever

  1. 6. Rojer & Jimson

[7] . Self Disclosure

[8] . Metacognitive

[9] . Obssesive Preoccupation

[10] . Nolen – Hoeksema

[11] . Salovey

[12] . Self Concept

[13] . Garnefski

[14] . Adrenomedullary

[15] . Cameron

[16] . Michenbaum

[17] . Self peingrating

Written by