کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

1-7-6-3. عرف
عرف در لغت به معنای احسان و نیکوکاری و در اصطلاح رسم و روش می باشد. ودر اصطلاح امری که میان مردم معمول و متداول شده باشد.در این صورت«رفتارهای درست ونادرست را در بر دارد؛ عرف هر جامعه در نظام حقوقی وآموزشهای مذهبی آن متبلور می شود. قوانین بخشی از عرف است که به صورت قواعد ومقررات در آمده است وهر کس بر خلاف این مقررات رفتار کند ، با مجازات قانونی روبرو خواهد شد.»
و گاه در معنای معروف است.در وصیت نامه ی اقتصادی امام علی علیه السلام ، به فرزندشان این گونه آمده است: «سرپرستی این اموال را آن گونه که “رواست” مصرف نماید.»یعنی به بهترین روش رفتار کند.
ونیز می فرمایند: «نیکوکاری، از ذلت و خواری نگه می دارد.» علامه طبا طبایی می فرماید:«کلمه عرف به معنای آن “سنن و سیره های جمیل” جاری در جامعه است که عقلای جامعه آن را می شناسند به خلاف آن اعمال نادر و غیر رسمی که عقل اجتماعی انکارش می کند؛که این گونه اعمال عرف (معروف) نبوده بلکه منکر است. با توجه به تفسیر آیات قرآن، عرف به معنای آن هنجارهایی می باشدکه حکم شرعی در مورد آن ها صادر شده یا نشده و با حکم عقل وشرایط جامعه،معروف بودن آنها مشخص گردیده است. امیرالمؤمنین علیه السلام در معنای راه و رسم، سیره ی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را شیوه ی رفتار درست ذکر می کند. «از راه و رسم پیامبرتان پیروی کنید که بهترین راهنمای هدایت است. رفتارتان را با روش پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم تطبیق دهید که هدایت کننده ترین روشهاست.
1-7-6-4. خیر
معنای خیردر کلام حضرت امیر علیه السلام این گونه بیان شده است : از حضرت می پرسند، خوبی چیست ؟ امام فرمودند :« خوبی آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود بلکه خوبی آن است که دانش تو فراوان و بردباری تو بزرگ و گران مقدار باشد و با پرستش پروردگار ، در میان مردم سرافراز باشی. »
  1-7-7. نابهنجاری، کجرو و کجروی
واژه نابهنجار دارای معادل لاتین “Abnormal” است که در معانی زیر به‌کار می‌رود:
·   فاقد سازگاری با ساخت کلی یک نظام؛
·   مضر در کارایی یک نظام؛
·   مغایر با انتظار و توقع مردم؛
متمایز از آنچه معمول، متداول و طبیعی شمرده می‌شود.
واژه نابهنجار در برابر بهنجار “Normal” قرار دارد . فرد بهنجار کسی است که با خود ، محیط پیرامون و انتظارات محیطش همسازی داشته باشد. به ‌عبارت دیگر کسانی که با جامعه همنوا باشند بهنجار شمرده می‌شوند و آنانی که همنوایی ندارند نابهنجار نام می‌گیرند . مراد از همنوایی اجتماعی مراعات هنجارهای اجتماعی و منظور از ناهمنوایی اجتماعی نقض هنجارهای اجتماعی است.
اگر رفتار افراد جامعه با هنجارها، ارزش‌ها و عقاید اجتماعی جامعه در تعارض و تضاد باشد، در این صورت رفتار اجتماعی، رفتار نابهنجاری خواهد بود زیرا که بین خواسته‌ها، نیازها و آرمان اجتماعی سیستم موجود و افراد جامعه هماهنگی دیده نمی‌شود ، و در این حالت روابط اجتماعی تنش‌زا و ستیزآمیز است . وجود چنین روابط نابهنجار در جامعه، سبب پیدایش مسائل و مشکلات اجتماعی شده و حرکت جامعه را ناموزون و نامتعادل می‌سازد. جامعه‌شناسی چنین مسائل و مشکلات اجتماعی را که زاده عدم هماهنگی نظام ارزشی با خواسته‌ها و عملکردهای افراد جامعه است، تحت عنوان نابهنجاری اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد. بزهکاری کودکان و نوجوانان، اعتیاد، خودکشی، دزدی و نابسامانی خانواده از این مقوله است.
مسائل “انحرافات جامعه”، یعنی رفتار فرد یا گروهی که با الگوها و هنجارهای جامعه انطباق ندارد ، از قرن 19 مورد توجه قرار گرفت . به همین مناسبت بود که دورکیم جامعه‌شناس فرانسوی ، “نرمال” یا عادی را از “پاتولوژیک” یا آسیبی جدا ساخت.
هر جامعه دارای قوانینی است که بر مردم تحمیل می‌گردد . کسانی که از این مقررات اطاعت نکنند کجرو شناخته می‌شوند و به عبارتی هنجارگریز می باشند .
کجرو یا منحرف ، نابهنجار یا بیمار کسی است که رفتار نابهنجارش زودگذر نباشد و دیرگاهی دوام آورد . و رفتار او را کجروی اجتماعی یا انحراف اجتماعی می‌خوانند.
از نظر برخی جامعه‌شناسان، اصطلاح کجروی (انحراف) به الگوهای رفتار غیرقابل قبول، الگویی که برخلاف هنجارهای جامعه است، یا به عمل یا الگوی رفتاری که قوانین و مقررات اجتماعی را نقض کند اطلاق می‌شود.
نابهنجاری گاه در مفهومی کاملا مترادف با کجروی، و به مفهوم تخلف از ارزش‌ها و هنجارهای حاکم بر روابط اجتماعی به‌کار می‌رود؛ و گاه نیز در مفهومی کلی‌تر، به معنای ابعاد، ویژگی‌ها و حتی رفتارهای غیرمتعارف وغیرمعمول.
پس اگرالگو با قوانین و قواعد اجتماعی مغایرت داشته باشد ، به عبارت رساتر، می توان انحراف را ناهمنوایی یا مجموعه هنجارهای معینی تعریف کرد که توسط تعداد قابل ملاحظه ای ازمردم، در جامعه ای پذیرفته شده است، از این رو انحراف به رفتار منفی ، مانند بزهکاری اطلاق می شود، به نادیده گرفتن هنجارها و ارزش های جامعه نیز اطلاق می شود.
1-7-8. مفهوم هنجارگریزی از دیدگاه قرآن وامیرالمؤمنین علیه السلام
هنجارگریزی از دیدگاه اسلام در واقع، عدم پایبندی وتعهد نسبت به هنجارها، شکستن پیمان ها و تباه کردن ارزشها وحقیقت می باشد.خداوند انحراف وهنجار گریزی را، به معنای کفر و گناه و سرکشی وسرپیچی از دستورات الهی معرفیمی کند و در مقابل، رشد وایمان را به معنای راه راست، اعتقاد به حق و راهی که انسان را به سعادت می رساند عنوان نموده است. خداوند متعال می فرماید : « ؛ خداوند ، ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دلهایتان زینت بخشید و در مقابل کفر و گناه و سرکشی را منفور شما قرار داده است ، اینها اهل رشد هستند.»
حضرت علی علیه السلام، دربیان عدم نقض سنتهادر نامه ای به مالک اشتر، می فرمایند:«و لا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه ا لامه و اجتمعت بها الالفه، و صلحت علیها الرعیه و لا تحدثن سنه تضربشی ء من ماضی تلک السنن فیکون الاجر لمن سنها و الوزر علیک بما نقضت منها؛آداب پسندیده ای را که بزرگان این امت به آن عمل کردند، وملت اسلام با آن پیوند خورده، ورعیت با آن اصلاح شده را بر هم مزن، وآدابی که به سنتهای خوب گذشته زیان وارد می کند پدید نیاور،که پاداش برای آورنده سنت، وکیفر آن برای تو باشد که آنها در هم شکستی.»

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.