گناهان کبیره

دانلود پایان نامه

در آیه 65 (فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْت وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً) خداوند سوگند یاد کرده که افراد، ایمان واقعى در صورتى خواهند داشت که پیامبر6را در اختلافات خود به داورى بطلبند و به بیگانگان مراجعه ننمایند و هنگامى که ایشان در میان آنها حکمى کرد، خواه به سود آنها باشد یا به زیان آنها، علاوه بر اینکه اعتراض نکنند در دل خود نیز احساس ناراحتى ننمایند و کاملا تسلیم باشند. آیه 66 (عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیارِکُمْ ما فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِیلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِیتاً) دستورات اسلام را آسان می داند نه اینکه تکلیف شاق و مشکلى بر دوش مسلمانان باشد و در ادامه دو فایده گوش دادن به اندرزهاى خدا و پیامبر6رابیان می کند که هم به سودشان و هم باعث تقویت ایمان آنها است‏.
در آیه 67 سومین فایده تسلیم و اطاعت در برابر خدا را بهره مندی از پاداشی عظیم می داند (وَ إِذاً لَآتَیْناهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْراً عَظِیماً).
آیه 68 (وَ لَهَدَیْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِیماً ) چهارمین نتیجه آن را هدایت شدن به راه راست بیان می کند. روشن است که منظور از این هدایت، راهنمایى به اصل دین و آئین نیست بلکه الطاف تازه‏اى است که از طرف خداوند به صورت هدایت ثانوى و به عنوان پاداشى به این گونه افراد شایسته داده مى‏شود. این پاداش های نیک همه از فضل الهی بر مومنان است (ذلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ عَلِیماً) (70).
آیه 97 (إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فِیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِیراً) پیامد عدم هجرت عده ای از مسلمانان را از بلاد کفر به ایمان بیان کرده است ولی بلافاصله در آیه 98 ( إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلاً ) مردان و زنان و کودکانى را که به راستى تحت فشار بودند، نه چاره‏اى داشتند و نه راهى براى نجات از آن محیط آلوده، از این عذاب مستثنا کرده است و در نهایت آیه 99 آنها را مشمول عفو و رحمت الهی می داند (فَأُولئِکَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ کانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً).
در آیه 100 (وَ مَنْ یُهاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً کَثِیراً وَ سَعَهً وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً ) اشاره به آثار و برکات هجرت در زندگى این جهان کرده و پیامد عمل کسانى که در راه خدا و براى خدا مهاجرت کنند را یافتن نقاط امن فراوان و وسیع در زمین می داند که مى‏توانند حق را در آنجا اجرا کنند و بینى مخالفان را به خاک بمالند.
در آیه 106 به پیامبر6دستور داده شده که از پیشگاه خدا طلب آمرزش کند ( وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحِیماً ) و پیامد این کار را جلب رحمت و بخشش الهی بیان می کند.
در آیه 127 خداوند به رعایت حقوق زنان یتیمى که مردان مى‏خواهند با آنها ازدواج کنندسفارش و همچنین در باره کودکان صغیر و یتیمان توصیه به عدالت کرده ونتیجه این اعمال را بهره مند شدن از پاداش مناسب الهی می داند (… وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِهِ عَلِیماً). در آیات 128 و 129 نیز وعده بهره مندی از پاداش های الهی، در برابر نیکی و احسان، تقوا و اصلاح بین زوجین داده شده است (…وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً ) (128)، (…وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحِیماً) (129).
آیه 175 (أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَهٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً ) پیامد عمل آنها که ایمان به خدا آوردند و به کتاب آسمانى چنگ زدند را داخل شدن در رحمت و فضل الهی و هدایت به راه راست بیان کرده است.
آیه 135 (…وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً ) مومنان را سفارش به رعایت عدالت و گواهی به حق و برای رضایت خدا می دهد، اگر چه این گواهى به زیان ایشان و یا پدر و مادر یا نزدیکانشان باشد، چه اینکه اگر آنها غنى یا فقیر باشند و به مومنان هشدار می دهد که از هوى و هوس پیروى نکنند و مانع رسیدن حق به حقدار نگردند زیرا نتیجه اش انحراف از مسیر حق است که از علم خدا پنهان نمانده و باعث عذاب برای خطاکار می باشد.
آیه 144‏ (…أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً مُبِیناً ) پیامد دوستی با کافران و تکیه بر ایشان برای عزیز شدن را، جرم و قانون‏شکنى آشکار و شرک به خداوند دانسته که با توجه به قانون عدالت پروردگار موجب استحقاق مجازات شدیدى است.
قبولی و پذیرش توبه از جمله وعده هایی است که خداوند به بندگان خود داده است. نتیجه عمل توبه، پذیرفته شدن آن از سوی خداوند است البته در صورتی که همراه با شرایطی باشد که در آیاتی از این سوره نیز به آن اشاره شده است. آیه 110، (وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِیماً) تاکید می کند که راه توبه، به روى افراد بدکار به هر حال باز است و کسى که به خود یا دیگرى ستم کند و بعد حقیقتا پشیمان شود و از خداوند طلب آمرزش کند و در مقام جبران بر آید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.
آیه 31 ( إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَرِیماً ) بشارت می دهد که اگربنده خدا گناهان کبیره‏اى که از آن نهى شده است را ترک کند، گناهان کوچکش پوشانده و بخشیده شده و درجایگاه نیکویى وارد می شود.
در آیه 16 (… فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ تَوَّاباً رَحِیماً) توبه ودست برداشتن از اعمال زشت و جبران گذشته را موجب بخشش گناهکار و جلب رحمت الهی می داند.
دو مورد از شرائط پذیرش توبه، در آیه17( إِنَّمَا التَّوْبَهُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَهٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً)، سرزدن گناه از روی جهالت و سرعت در توبه ذکر گردیده است.
آیه 145 و 146 برداشته شدن عذاب از منافقان را منحصر در توبه البته به شرط اصلاح عمل ، جبران گذشته، چنگ زدن به دامن لطف پروردگار و خالص کردن دین و ایمان برای خدا ذکر کرده است ( إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیراً) (145)، ( إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْراً عَظِیماً ) (146).
آیه 18 (وَ لَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئات…) به کسانى که در آستانه مرگ قرار مى‏گیرند و مى‏گویند اکنون از گناه خود توبه کردیم اشاره و توبه آنان را غیر مقبول می داند. طبق آیه 137 ( إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کُفْراً لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ ) توبه منافقانی که پیوسته در وادی کفر سرگردانند پذیرفته نمی شود و خدا آنها را نمی آمرزد.
توسل جستن به رسول6 و اهل بیت7 و استغفار ایشان برای گناهکاران، باعث قبولی توبه خطاکاران و رحمت الهی می شود این نکته در آیات ذیل بیان شده است (..وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیما) (64)، (وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحِیماً ) (106).
آیات 48 و 116 در این سوره مبارکه به این نکته اشاره دارد که خداوند هرگز شرک را نمى‏بخشد و پائین‏تر از آن را براى هر کس بخواهد و شایستگى داشته باشدمى‏بخشد (إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاء…) (48 و 116). آیات فوق صریحا اعلام مى‏کند که همه گناهان ممکن است مورد عفو و بخشش واقع شوند، ولى«شرک» به هیچ وجه بخشوده نمى‏شود، مگر اینکه از آن دست بردارند و توبه کنند و موحد شوند، و به عبارت دیگر هیچ گناهى به تنهایى ایمان را از بین نمى‏برد همانطور که هیچ عمل صالحى با شرک، انسان را نجات نمى‏بخشد.
از آیات متعدد قرآن مجید استفاده مى‏شود که وسائل آمرزش و بخشودگى گناه متعدد است. مثل توبه ازبدیها که توأم با پشیمانى از گذشته و تصمیم بر عدم تکرار در آینده و جبران زشتی ها با کارهای خوب باشد و آیاتى که بر این معنى دلالت دارد فراوان است. کارهاى نیک نیز سبب آمرزش اعمال زشت مى‏گردد (إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ).
2-1-5-1-2- مخالفان حق
در این قسمت به پیامد دنیوی اعمال مخالفان حق (منافقان، کافران، مشرکان، کافران اهل کتاب ) می پردازیم.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.