در ادبیات سازمان و مدیریت و پیشینه تحقیقات انجام شده؛ به نحوی که اشاره شد، رفتار خادمانه بیشتر متوجه مدیران و مجریانی است که در مناصب مدیریتی سازمان قرار دارند.

انتظار بروز رفتار خادمانه از سوی کارکنان یک سازمان، می تواند بر مبنای انتظار ترجیح دیگران بر خود از سوی کارکنان صورت گیرد، در این صورت از وجه تشابه با نظریه خادمیت مدیران برخوردار است. به علاوه، بروز رفتار خادمانه کارکنان با تأکید بر نگرش ترجیح دیگران برخود تنها در صورتی می تواند به منصه ظهور نایل گردد که محرک ها یا انگیزاننده های قوی بر حمایت آن وجود داشته باشد. این حمایت در سازمان های تجاری و بازرگانی می تواند از جنس مشوق های مالی باشد؛ اما در سازمان های مذهبی که افراد بعضا بصورت داوطلبانه در آن عضویت پیدا می کنند، انگیزه های درونی و معنوی را نسبت به انگیزاننده های مادی برجسته تر می کند. لذا مفهوم معنویت و نیروی کار معنوی، آثار خود را در رفتار خادمانه  کارکنان هویدا می سازد. از سویی دیگر نگرش ترجیح دیگران بر خود تصویر تعهد شخص نسبت به جامعه و افرادی که تحت تأثیر رفتار وی قرار می گیرند را به ذهن متبادر می کند که در قالب مسئولیت اخلاقی- اجتماعی تبیین می شود که ظهور آن در سازمان از طریق فعالیت های فرانقشی و رفتارهای شهروندی قابل رؤیت می شود با این تفاوت که چون ماهیت رفتار ارزشی و خادمانه است و با این نگرش خاص صورت می گیرد، رفتار شهروندی می تواند جز ثابت و نه فرانقشی برای آن قلمداد شود. از سویی این ماهیت رفتار ارزشی مبتنی بر اصول اصلی مبانی اخلاقی و رفتار اخلاقی صورت می گیرد که اصول فرعی آن نیز پایه های بروز رفتارخادمانه را تحت تأثیر خود قرار می دهد. همچنین بر اساس اصول تفکر اسلامی نیز تأکید بسیاری بر اصل خدمت و رفتار خادمانه شده است، و بیشتر رفتار خادمانه ای مورد ستایش است که با مقاصد و انگیزه های خالصانه، مبتنی بر رفتار خوش، با اقدامی مشتاقانه و با تعجیل و شتاب و به دور از هرگونه منّت نهادن بر گیرنده خدمت باشد.

Written by