هند و اروپایی

دانلود پایان نامه

د…
     bistag gurgānīg ka pad sōrābag brēzēnd, naxōd ī tarr kē abāg āb-kāmag xwarēnd. پسته ی وحشی که با شورابه برشته کنند
     xormā ī ērānīg kē pad gōz āgand ēstēd, bistag tarr ud šiftālūg ī armanīg, balūt, šāh-balūt ud šakar ud tabarzad خرمای حیره ایی که با گردو آگنده باشد ، پسته ی تازه و شفتالوی ارمنی ، بلوط ، شابلوط … اما پیوسته با شاهدانه ی جنگلی … هیچ دارینه ایی برابر نیست (عریان،58:1382) .
    bē hamwār abāg šā-dānag i syā-razurīg kē pad pīh pāzen brišt ēstēd ēč dārēnag pahikār nēst, čē xwaš pad xwardan, hu-bōy pad dahān, hu-gugārd pad aškambag ud pad-iz ān kār frāztar.
از مجموع میو ه هایی که در شایست و ناشایست و خسرو قبادان و ریدگ نام برده شده است می توان به نامهای زیر اشاره کرد : gōz-” ” = گردو، معادل فارسی باستان این واژه *gōdā- است
(باغ بیدی ،1391،57) .عریان به آن gōz ī hindūk” ” = جوز هندی می گوید .حسن دوست می گوید گوز در اصل به مغز گردو اطلاق می شود ،از این رو می توان آن را بازمانده ی ریشه های هند و اروپایی *gheuğh “” به معنای پوشاندن، پنهان کردن دانست ،از آن جا که /ğh/ هندواروپایی در زبانهای ایرانی شمال غربی به /z/ و در زبانهای ایرانی جنوب غربی به /d/ بدل می شود ، صورتهای ایرانی این ریشه عبارتند از /gauz – / و /gaud/ )حسن دوست ،136:1379 ). Sēb = سیب anbrūd = امرود anārgīl = نارگیل bistak ī gurgānīk = پسته ی گرگانی ، عریان این واژه را پسته ی وحشی معنی می کند(عریان،57:1382) . نارگیل و پسته در خسرو قبادان و ریدگ در طبقه ی šavenak- قرار گرفته اند ، معین آن را به میوه ی مغز دار (معین ،90:1368) ، عریان آن را معادل واژه ی پهلوی ” dārēnak-” (عریان ،57،1382) ،ترجمه کرده و منشی زاده ترجیح داده است خود واژه ی پهلوی šavenak-” “را استفاده کند(منشی زاده،73،1982) . و اونوالا هم این واژه را dārēnak-” ” خوانده و به معنای میوه ی پوسته دار ترجمه کرده است(اونوالا،24:1921) .
xōrmā = خرما šiftālūk ī armanīk = شفتالوی ارمنی balūt / šāh balūt = بلوط / شاه بلوط در گروه سبزیجات در بند 65 بندهش هندی فصل 23 چنین می خوانیم : har čē pad nān xwardan mehmān čiyōn spenāg, karafs, gišnīz (!), kākīzag, gandanāg, abarīg az ēn ēwēnag tarrag xwānēnd. ” … هرچه به نان و غذا خوردن مهمان است چون اسفناج ، کرفس ، گشنیز ، کاکیزه ( = تره تیزک ، خردل سفید ) ،گندونا ( = تره ) دیگر این نوع را تره خوانند … “( بهزادی،111:1368) . در متن خسرو قبادان و ریدگ به برخی از سبزیجات و گیاهان وحشی که مصرف خوراکی دارند ، اشاره شده است .در بند 45 :
     wahār-wādrang ka abāg pōst xwarēnd, bēh ud….(?) ud halīlag ud gōz ī tarr wādrang ud wahman ī spēd.
… به و زنجبیل و هلیله و گردوی تازه و بادرنگ و …
Halīlak = زنجبیل = هلیله ،بیلی آن را گیاهی دارویی می داند که از سانسکریت harītakī- مشتق می داند (بیلی ،83،1971) . vātrang ī vahrman ?) ) معین آن را گیاهی می داند که گلهای سپید و سرخ دارد(معین،90،1368) ، عریان آن را کنگر وحشی (عریان،57،1382) . و منشی زاده آنرا میوه ی یاقوتی رنگ شاید پرتغال خونی می داند(منشی زاده،73،1982) . در رده ی صیفی جات در شایست و ناشایست از wādrang –” “و در خسرو قبادان از “xiyār -vātrang ” نام برده شده است که منشی زاده آن را خیار سبز (منشی زاده ،1982،73) و معین آن را خیار بادرنگ معنی کرده است(معین،90:1368) . در بند 21 خسرو قبادان و ریدگ طرز تهیه ی خوراک سینه ی گاو شرح داده می شود که در تهیه ی این خوراک از اسفناج استفاده می شود :      … sēn ī gāw frabīh pad spēd-bāg xūb poxtan pad šakar ud tabarzad ” … سینه ی گاو فربه [را] سپید با ، خوب پختن و با شکر و تبرزرد خوردن”( عریان ،56،1382) . کریستین سن سپید پاک را ترکیب اسفناج با آرد و سرکه می داند (کریستین سن،1332 :338) . بیشتر غذاها در فارسی نو به پسوند –bā یا vā- ختم شده اند مثا ماست وا (=آش ماست ) ، شوربا ،gandom – vā- مایر هوفر bā- را مشتق از<*bāg مختاریان مرزی را بین رژیم غذایی گیاهی و گوشتی می داند ، و برطبق طبقه بندی وی فرآورده های لبنی را در گروهی مابین دو گروه سبزیجات و گوشت هات قرار می دهد : “تغذیه‎ی گیاهی و صورت متقابل و پیشین آن تغذیه‎ی گوشتی است. واسطه‎ای که میان این دو صورت متضاد در نظر گرفته شده است، تغذیه‎ با شیر و تخم مرغ است که نه غذایی گیاهی هستند و نه غذایی گوشتی ( مختاریان،1380 ،392) . وندیداد فرگرد 13 بند 28:
aētəm. zī. aētahmi. aŋhuuō. yat̰. astuuaiṇti.
spitama. zaraϑuštra.
spəṇtahe. mainiiə̄uš. dāmanąm.
āsištəm. zauruuānəm. upāiti.
yat̰. spānō. yōi. hištəṇte.
axvarō. upa. xvarəṇtəm.
parō. spasānō. əuuiṇdānō.
parō. xṣ̌uuisca. āzūitišca. gə̄uš. mat̰. baratu. xvarəϑanąm.
sūnahe. aēuuahe. dāitiiō.piϑβəm.
” این را :چه در این جهان استومند ای اسپیتمه – زرتشت از سپنتا مینوآفریدگان زودترین پیری که فرارسد ،سگ ها راست ؛که برپا هستند ( استوار و پایدارند ) بدون خوراک . ابرخورنده را همیشه پاسبانند[هرچند چیزی از خوراک ] دریافت نکنند .برای سگ: شیر و چربی و گوشت با هم ببرید از خوراک ها ،که تنهاذخوراک باآیین [مشروع ] است” (رضی،1376 :746) . یسنا هات 68 بند 2:
   xṣ̌uuīδaēca. āzūtaiiaēca. 1māuuaiiaca. zaoϑre.2 paiti.jamiiā̊.3
      dasuuarə.4 baēṣ̌azāica.
       fradaiϑe.5 varədaϑāica.
     hauuaŋhe.6 aṣ̌auuastāica.
      haosrauuaŋhe.7 huruniiāica.

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.