مشیت الهی

دانلود پایان نامه

ِ ) (47).
آیه50 (انْظُرْ کَیْفَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَ کَفى‏ بِهِ إِثْماً مُبِیناً ) نیز نتیجه امتیازاتی که یهود و نصارى براى خود قائل بودند و گاهى مى‏گفتند؛ « ما فرزندان خدائیم» و گاهى مى‏گفتند؛ « بهشت مخصوص ما است و غیر از ما، در آن راهى ندارد» را مرتکب شدن به دروغ و گناهی بزرگ می داند. آیه 160 ( فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ کَثِیراً ) نتیجه ظلم یهودیان وجلوگیرى کردن آنها از گرایش مردم به دین و راه الهی را ، حرام شدن قسمتی از چیزهاى پاکیزه که بر آنها حلال بود، بیان می کند.
آیات 51 و 52 به ایمان اهل کتاب به پلیدی ها و طاغوت اشاره کرده و نتیجه آن را قضاوت غلط در مورد مومنان و گمراه خواندن ایشان و دور شدن از رحمت خداوند و نیافتن هیچ یار و یاوری می داند (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى‏ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلاً) (51)، ( أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً) (52).
آیه 150 به یکی دیگر از اعمال ناپسند اهل کتاب اشاره کرده وآن تبعیض قائل شدن بین رسولان الهی است به طوری که، مى‏گویند به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى‏کنیم و مى‏خواهند در میان این دو، راهى براى خود انتخاب کنند و آیه 151 نتیجه این کار را کافر شدن ایشان دانسته است (إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً) (150)، (أُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ عَذاباً مُهِیناً (151)این تبعیض در قبول واقعیتها، که از هوا و هوس و تعصبات جاهلانه و احیانا حسادت و تنگ نظریهاى بى‏دلیل سرچشمه می گیرد، نشانه عدم ایمان به پیامبران و خدا است.
آیه 155 و 156 و 157 به قسمت دیگری از اعمال زشت مسیحیان از جمله پیمان شکنی، انکار آیات الهی ، کشتن پیامبرا به ناحق، مسخره کردن رسولان، تهمت زدن به حضرت مریم و دروغ گفتن در مورد کشتن حضرت عیسی7اشاره کرده و پیامد آن را در آیه 155 ، مهر زدن خداوند بر دلهای ایشان می داند به گونه ای که جز عده کمى از ایشان ایمان نمى‏آورند (فَبِما نَقْضِهِمْ مِیثاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیاتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِیلاً ) (155)، ( وَ بِکُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى‏ مَرْیَمَ بُهْتاناً عَظِیماً ) (156)، ( وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقِیناً ) (157).
آیه 48 و 116 به نتایج شرک اشاره کرده است و آنها را عدم بخشش الهی، در حالی که پائین‏تر از آن را براى هر کس بخواهد و شایستگى داشته باشد مى‏بخشد، و مرتکب شدن مشرک به گناهی بزرگ وگمراهی دور بیان می کند (إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظِیماً)(48)، (إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیداً) (116).
آیه60 و 62 به عمل گروهی از منافقان اشاره کرده که گمان مى‏کنند به قرآن و کتب آسمانی پیشینیان ایمان دارند ولى مى‏خواهند طاغوت و حکام باطل را به داورى بطلبند با اینکه به آنها دستور داده شده به طاغوت کافر شوند و نتیجه آن گمراه شدن توسط شیطان، گرفتار شدن به مصیبت های بزرگ، آمدن نزد رسول6 و قسم دروغ خوردن است (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِیداً) (60)، (فَکَیْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ ثُمَّ جاؤُکَ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِیقاً ) (62).
آیه 64 (…إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً) هدف از ارسال رسولان را اطاعت مردم دانسته ولی به متخلفان امید می دهد که در صورت توبه حقیقی به درگاه خداوندو معذرت خواهی از رسول6و تغییر در رفتار و کردار به پذیرش توبه شان امیدوار باشند.
آیه76 ( الَّذِینَ آمَنُوا یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِیاءَ الشَّیْطانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعِیفاً) نتیجه ایمان حقیقی را تلاش برای نابودی دشمنان خدا و جهاد در راه او می داند و نتیجه کفر را جهاد در راه طاغوتها و تامین اهداف و برنامه های ایشان معرفی می کند.
آیه104 (وَ لا تَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً ) نتیجه مخالفت های دشمنان با حق را گرفتاری و درد و عذابی می داند که هیچ انتظار فرج و گشایشی نیز در آن نیست، برخلاف مومنان که در سختیها به خاطر داشتن ایمان امید گشایش دارند.
آیه 107 نتیجه خیانت به خود در اثر نافرمانی خداوند و رسول6را مرتکب شدن به گناهی بزرگ دانسته که دوری از رحمت او را به دنبال دارد (وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ خَوَّاناً أَثِیماً).
در تکمیل بحث خائنین آیه 108به آنها هشدار داده که اعمال زشت و مخفی کاریهای ایشان از علم خداوند مخفی نبوده وقطعا نتیجه و پیامد آن را خواهند دید (یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ ما لا یَرْضى‏ مِنَ الْقَوْلِ وَ کانَ اللَّهُ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطاً ).
تهمت زدن به بى‏گناه از زشت ترین کارهایى است که اسلام آن را به شدت محکوم ساخته است و آیه112 بیان می کند، کسى که خطا یا گناهى مرتکب شود سپس بی گناهى را متهم سازد بار بهتان و گناه آشکارى بر دوش گرفته است ( وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَهً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً ).
هنگامى که انسان مرتکب خلافى مى‏شود، پس از آگاهى دو راه در پیش داردیا توبه کند و یا راه لجاجت و عناد پیش گیرد که به نتیجه شوم آن در آیه 115 اشاره شده است. کسى که بعد از آشکار شدن حق از در مخالفت و عناد در برابر پیامبر6در آید و راهى جز راه مؤمنان انتخاب نماید، خداوند او را به همان راه که مى‏رود مى‏کشاند و در راه غلط خویش به سبب اعمال زشتش راسخ تر می گردد ( وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى…) ‏.
آیه117 عمل مشرکان را در اثر کوتاه فکری، رها کردن خالق و آفریدگار پهناور هستى وتعظیم در برابر شیطان و موجوداتى که کمترین اثر مثبتى ندارند بیان و نتیجه شوم آن را آیات 119 و 120، دچار شدن به زیانی آشکار و فریب وعده های دروغین شیطان را خوردن، بیان می کنند (…وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِیناً) (119)، ( یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُوراً) (120).
آیات 136و137 و 167 و 168، پیامد کفر ورزیدن به خدا و فرشتگان او، کتابها و پیامبرانش وروز قیامت،مانع شدن مردم از راه خدا و ظلم را ،دچار شدن به گمراهى دور و دراز، نیافتن راه مستقیم، دور شدن از رحمت، بخشش و هدایت الهی بیان می کنند (وَ مَنْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیداً) (136)، (إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا…لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلاً ) (137)، (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالاً بَعِیداً) (167)، (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً) (168).
آیه 142 نتیجه تلاش منافقان برای خدعه و فریب خداوند را، فریب خوردن خود ایشان از خداوند، دانسته است (إِنَّ الْمُنافِقِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُم‏…).
آیه 143 (مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذلِکَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلاً) نتیجه بی هدفی و عدم ثبات بر ایمان منافقان را، دچار شدن به گمراهی دور می داند به طوری که هرگز راه درست را پیدا نمی کنند.
2-1-5-2- بودن خیر کثیر در بسیاری از امور ناخوشایند
آیه19ضمن توصیه به رعایت حقوق زنان و عدم سخت گیری و فشار بر آنها برای غصب و تصاحب اموالشان، امر به معاشرت شایسته با ایشان کرده حتی اگر به جهاتى از همسران خود رضایت کامل نداشته باشند و بر اثر امورى آنها در نظر شان ناخوش آیند باشند (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً ) زیرا ممکن است انسان در تشخیص خود گرفتار اشتباه شده باشد، و آنچه را نمى‏پسندد خداوند در آن خیر و برکت و سود فراوانى قرار داده باشد. خیر کثیر در رابطه با این افراد مصادیق فراوانی از جمله فرزندان صالح و شایسته می باشد.
این قانون در سوره بقره نیز آمده است ( عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ). افراد بشر نباید تشخیص خودشان را در مسائل مربوط به سرنوشتشان حاکم سازند چرا که علم آنها از هر نظر محدود و ناچیز است و معلوماتشان در برابر مجهولات همچون قطره‏اى در برابر دریاست، لذا ممکن است چیزى را ناخوشایند دارند در حالى که سعادت آنها در آن است یا از چیزى خشنود باشند در حالى که بدبختى آنها در آن است.
توجه به این حقیقت روح انضباط و تسلیم در برابر قوانین الهى را در انسان پرورش مى‏دهد و درک و دید او را از محیطهاى محدود فراتر مى‏برد و به نامحدود یعنى علم بى پایان خدا پیوند مى‏دهد.
2-1-5-3- ضابطه مندی مشیت الهی

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.