کارکرد ایدئولوژی

دانلود پایان نامه

فصل اوّل

کلیّات تحقیق
بیان مسئله،اهمیت موضوع،
روش تحقیق، سوال و فرضیه، چهار چوب نظری، متغییرها،
واژگان کلیدی و ادبیات تحقیق

فصل اوّل
توضیح کلیّات تحقیق
بیان مسئله تحقیق :
در قدم نخست بحث تعاریف امپریالیسم است ، که از سوی دانشمندان علوم سیاسی ارائه شده است. امپریالیسم در لغت از ریشه ی «امپراتوری» مشتق شده است. یعنی تشکیل امپراتوری دادن و در معنی وسیع هر نوع گسترش ،توسعه ی اراضی و سلطه جویی بر ضعیف را در بر می گیرد . بدیهی است این نوع امپریالیسم در طول تاریخ وجود داشته است . مانند: امپراتوریهای ایران، رم ، عثمانی ، صفوی و غیره، امّا امپریالیسم یک مفهوم جدیدتر را نیز شامل می شود و آن گسترش اراضی و سلطه بر سرزمینهای دیگر است. به موازات آن، ایدئولوژی نیز فراز ونشیبهایی از لحاظ ماهیّت، صورت و نیز محتوا، دگونیهای زیادی را پیموده است و با وجود تأثیر قاطع ایدئولوژی بر پدیده های سیاسی و اجتماعی بطور کلی، مفهوم آن هنوز مورد بحث های گسترده است (مگداف،133،1378) «دستوت دوتراسی» فرانسوی ، واژه ی ایدئولوژی را اوّلین بار پس انقلاب فرانسه عنوان کرد، او ایدئولوژی را علم «شناخت ایده ها» دانست. و معتقد بود که این علم می تواند روش شناسی عینی و پوزیتیویستی داشته باشد . ایدئولوژی در تعریف دوتراسی مرکّب از «ایده» به معنای عقیده و رأی و نظر و «لوژی» به معنای شناخت حصولی بود که با « لوگ »به معنای منطق هم ریشه بود. (زرشناس ،63:138)
درامپریالیسم ناشی از ایدئولوژی، ایدئولوژی هنگامی می تواند ظهور و بروز عملی و قدرتمندی پیدا کند که قشر کثیری از نیروهای اجتماعی مؤید و پشتیبان آن باشند. مانند: اهداف امپریالیستی آلمان هیتلری که بر پایه ی شعار برتری نژاد آریایی بود و همچنین هدف خود را از تأسیس امپراتوری احتیاج به فضای حیاتی اعلام می کرد. حتی در نوشته های جان «استوارت میل» می بینیم که وی برای جلب حمایت داخلی اعلام می دارد که «انگلیس شایسته آقایی بر جهان است». اگر ایدئولوژیها بتوانند نقش جهت دهندگی داشته باشند این جهت دار نما تنها به انتخاب ، ونه اقدام محدود می شود. ازمیان راههای بدیل گوناگون که وجود دارد یک نظام اعتقادی راهی را پیشنهاد می دهد که از لحاظ اصول ایدئولوژیک مطلوب تر باشد. مناسب و توجیه انتخاب این راه به ایدئولوژی بستگی دارد. بنابراین اولاً: ایدئولوژی فرجام یک آرمان یعنی هدف را نشان می دهد. در ثانی: در دنیای واقعی انتخاب مناسب را هر چند به درجه اندیشه آرمانی ، سدّ مشخص می کند. به علاوه ایدئولوژی دامنه ی راههای مختلف مقابلِ کار گزار متعهد را تعیین می کند. بعضی از اقدامات گاه غیر ایدئولوژیک و یا ضد ایدئولوژیک محسوب می شوند. البته با توجه به اینکه ضرورتاً راه توجیه باز است، مسائل فوق به هیچ وجه نمی تواند ضرورتاً کارگزار را به تمکین فرامین ایدئولوژی وا دارد. ویا اینکه از انجام دسته از اقداماتی که ایدئولوژی مناسب می داند جلوگیری کنند. مباحث ایدئولوژیک آن قدر انعطاف پذیر هستند که قابل تجدید نظرمی باشند. آنقدر کلی و عام هستند که می توان اقدامی را به نام آن انجام داد. نکته مهّم اینست که اولاً: در استدلال ، قبل از تصمیم و اقدام کارگزاران تا چه حد ایدئولوژی وارد شده است. ثانیاً: انسجام در اقدامات و استدلال کارگزاران که از ملاحظات ایدئولوژیک حرف می زنند تا چه میزان است.(مگداف،159:1378)
در مطالعه رابطه بین امپریالیسم و ایدئولوژی لازم است به خاطر داشته باشیم که این رابطه ماهیّتی تصادفی و تاریخی داشته است . منظور آن است که ناسیو نالیسم ودیگر باورهای اعتقادی قهراً به ناسیو نالیسم منجر نمی شوند بااین وجود چون پایگاه سیاستهای امپریالیستی ملت ـ کشور است بنابراین امکان ندارد بدون عنایت به ایدئولوژی، امپریالیسم را درک بکنیم.( همان:179)
باتوجه به نکات ذکر شده در این تحقیق برآن هستم که به بررسی چگونگی تبدیل ایدئولوژی به امپریالیسم، بپردازم. و به تعریف مفاهیم، سوال اصلی و نیز فرضیه های تحقیق مورد نظر یعنی ، ایدئولوژی و ماهیت آن چیست؟ آیا ایدئولوژی به امپریالیسم تبدیل می شود ؟ چرا یک سیاست امپریالیستی احتیاج به ایدئولوژی دارد؟ آیا اساساً امروزه با توجه به تحولات رخ داده در نظام بین الملل و گسترش همگرایی و اقتصاد بازار آزاد (اقتصاد جهانی) امپریالیسمی در جهان کنونی وجود دارد؟ که البته فرضیه مورد نظر اینکه در ذات هر نظام سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی گرایش امپریالیستی وجود دارد. در مقابل سوال اصلی با عنوان آیا ایدئولوژی به امپریالیسم تبدیل می شود؟ مطرح شده است.
اهمیت موضوع و انگیزه انتخاب آن: اهمیت پرداختن به این موضوع این است که با توجه به اینکه امپریالیسم مسئول محرومیتها و مصائب صدها میلیون انسان است، مسبب اصلی پیدایش این وضع است که توده های عظیمی در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین مجبورند در شرایط فقر ، بیماری، بیسوادی ، مناسبات اجتماعی عهد عتیق زیست کنند و توده های عظیمی به مرگ تدریجی و نابودی محکوم شوند. سیر تکامل اجتماعی نشان می دهد که امپریالیسم با منافع حیاتی زحمتکشان یدی و فکری ، اقشار اجتماعی گوناگون، ملت ها و کشورها تصادم می یابد.امروزه بزرگترین دولت امپریالیستی جهان امپریالیسم آمریکاست. این تکامل یافته ترین کشور صنعتی سرمایه داری دارای نابهنجار ترین اقتصاد نظامی شده است. امپریالیسم آمریکا بیش از کلیه کشورهای سرمایه داری دیگر ثروت کشورهای آسیا و آمریکای لاتین و آفریقا را می رباید و با سیاست توطئه کودتا سازی پیمانهای نظامی و مسابقه تسلیحاتی، مداخله نظامی، کانکستریسم سیاسی و غیره سعی می کند دول دیگر را مطیع خویش سازد و حق حاکمیت سایر دول رشد یافته سرمایه داری را نقض کند. امپریالیسم آمریکا استثمار گر بین المللی، تکیه گاه عمده ارتجاع جهانی و ژاندارم بین المللی است.
تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل اروپا از پیدایش سه نظام ایدئولوژیک کلیسایی، فاشیستی، مارکسیستی که به نوبه ی خود هر کدام مؤسس رژیمهای سیاسی توتالیتری در داخل و مجری سیاست امپریالیستی در صحنه جهانی و یا بین المللی بودند، به شکل گیری فرضیه ی امپریالیسم ناشی از ایدئولوژی قوّت بخشیده است. (سیف زاده،91:1376)
انگیزه ی اتنخاب تحقیق: از آنجا که گفتمانهای توتالیتر و فاشیست تلاش برای بستن یا قرار دادن جوامع حول یک محور اصل واحد میتوانند نمونه های واضح ساختارهای ایدئولوژیک باشند.(دیوید مارش، 1388: 129) این خود نشان دهنده ی این است که سیاست امپریالیستی همیشه مستلزم ایدئولوژی است. زیرا برخلاف سیاست حفظ وضع موجود، امپریالیسم همیشه مسؤولیت اثبات را بردوش دارد امپریالیسم باید ثابت کند وضع موجودی که در صدد بر اندازی آن است باید بر انداخته شود و مشروعیت اخلاقی که بسیاری از افراد برای هر آنچه وجود دارد قائل هستند باید تسلیم آن اصل برتری اخلاقی شود که خواهان توزیع جدید قدرت است. از نظر لغوی اصطلاح ایدئولوژی اولین بار توسط «دستوت دوتراسی» فیلسوف زمان انقلاب فرانسه به کار رفت (سیف زاده، 1383: 191 ) به نظر وی ایدئولوژی علمی همراه با مأموریت و مسؤولیت است. اوّل اینکه هر ایدئولوژی حاوی صورتی منظم، هماهنگ و سازمان‏یافته است و این نظم باعث می‏شود تا برخی از وجوه واقعیت ‏برجسته شوند. و برخی دیگر در حاشیه قرار گیرند. این همان خصلت‏ یکدست‏کردن عناصر ناهماهنگ است. به عبارت دیگر، اوّلین ویژگی و کارکرد ایدئولوژی این است که واقعیّت پیچیده را ساده‏سازی می‏کند. دوّم، ایدئولوژی غالباً به ارزشهایی برمی‏گردد که از آن نشأت گرفته است و تلاش می‏کند تا آن را در طرحی ذهنی سازمان دهد.یعنی ایدئولوژی نوعی توجیه عقلانی جهان‏بینی و نظام ارزشی را عرضه می‏کند و بالاخره سوّم، ایدئولوژی کارکرد دیگری هم دارد و آن این است که انسان را به عمل ترغیب می‏نماید و یا حداقل با ارائه ی هدفها و وسایل به افراد امکان می‏دهد که به عمل سیاسی دست‏بزنند . پس هر طرح ایدئولوژیک و انقلابی آشکار و نهان بر فلسفه‏ای از تاریخ استوار است. در هر انقلابی برای نابودی جبهه ی باطل، باید مردم آن را محکوم کنند. زیرا از یکسو از نظر روانی انسان دست‏ به حرکت انقلابی نمی‏زند مگر عنصر باطل، محکوم شناخته شود و از سوی دیگر باطل در تحول تاریخی مرحله‏ای گذرا و رفتنی تلقی گردد. دریافت انقلابی از جامعه الزاماً حاوی چنین عناصری است که به راحتی قابل پرورش هستند. از این رو ایدئولوژی برای ساده کردن و تصریح و فهم واقعیّتهای مبهم و پیچیده از بین داده‏ها، آنچه را که می‏خواهد برمی‏گزیند تا عمل سیاسی را تسهیل کند. علاوه بر این، ایدئولوژی با دستورالعملهای خود، نتایج عمل سیاسی را پیش‏بینی می‏کند و مراحل و مقاصدی که باید طی شود را از پیش تعیین می‏سازد. (بشلر،81:1370)
با توجه به اینکه جهان و نظم بین الملل جهانی تغییر یافته و دگرگونی های اساسی از اوایل قرن بیستم تاکنون صورت پذیرفته بر آن شدم که به تحقیق و تبیین ایدئولوژیک امپریالیسم بپردازم . مورگنتا ایدئولوژی را فقط محملی برای به اجرا آوردن سیاست های امپریالیستی می داند به نظر او یک سیاست امپریالیستی همیشه نیاز به ایدئولوژی دارد. انتساب ماهیّت امپریالیسم به ایدئولوژی به خاطر پیوندی است که بین فکر و عمل وجود دارد. (رینولدز ، 1371 :207 ) اهمیّت مسئله امپریالیسم از حیث شناخت ماهیّت روابط بین کشورها غیر قابل انکار است با توجه به اینکه وجوه امپریالیسم سلطه و استثمار می باشد، بنابراین کشورهای زیر سلطه باید امپریالیسم را بشناسند. و راههای مبارزه با آن را به منظور کسب استقلال سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دریابند. (مگداف،13:1378)
سؤال و فرضیه تحقیق:
سیاست امپریالیستی همیشه مستلزم ایدئولوژی است، زیرا برخلاف سیاست حفظ وضع موجود، امپریالیسم همیشه مسئولیت اثبات را بردوش دارد. امپریالیسم باید ثابت کند که وضع موجودی که در صدد بر اندازی آن است باید برانداخته شود. و مشروعیت اخلاقی که بسیاری از افراد برای هرآنچه وجود دارد قائل هستند. بدین جهت از یک طرف مباحث نظری و مفاهیمی همچون امپریالیسم، قدرت، انگیزه های امپریالیسم، ایدئولوژی و انگیزه ها، هدف ها و روش ها در حد مجال این تحقیق مورد بحث قرارگرفته است.
سؤال اصلی: آیا ایدئولوژی به امپریالیسم تبدیل می شود؟
فرضیه: در ذات هر نظام سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی گرایش امپریالیستی وجود دارد.
چارچوب نظری تحقیق:

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.