هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

ارزشهای غیرفطری و اجتماعی معمولا وضعی و قراردادی اند. از طریق قوه مقننه، و یا دولت‌ها، و از عادت‌ها و سنت‌های روزمره زندگی به وجود آمده و تحت عناوین هنجارهای رسمی و هنجارهای سنتی می باشد . لذا بهره مند از خاستگاه حقیقی نیستند، چون ریشه در سلیقه و ذوق افراد داشته و با هر گونه تغییر در ذوق و سلیقه ی افراد، به مقتضای زمان، شرایط جغرافیایی، اقتصادی و … از جامعه ای به جامعه ای دیگر قابل تغییرمی باشد در نتیجه مشروعیت خود را تنها از “قبول عامه” به دست می آورند.
لذا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به حفظ ارزشهای اجتماعی مورد قبول که به روش های علمی و تجربه ی گذشتگان و سنت های مفید جوامع گذشته و حکومت های دادگستر به وجود آمده تأکید می کنند.
2-6-4. شیوه های شناخت هنجارهای مطلوب اجتماعی و ارزیابی آنها
برای رسیدن به حیات انسانی باید از راه و روشی پیش رفت که هنجارها حافظ منافع انسانی گردد. در واقع کارکرد هنجارها برای جامعه سودمند گردد و انسان را از مسیرحقیقت و انحراف از راه مستقیم، نگه دارد. بر این اساس “میل و سلیقه”در رفتارها نمی تواند ما را به روش و هنجار و عادتی درست راهنمایی کند بلکه آنچه قرآن به ما می آموزد، این است که عمل و رفتار و گفتار باید محققانه باشد، و از هر گونه سطحی نگری و تقلیدهای ناسنجیده به دور باشد. وجود این نگرش نسبت به هنجارها باعث می شود که افراد به انجام هنجارهای مطلوب گرایش پیدا کنندو با شناخت حق و باطل، ناهنجاریها را جایگزین هنجارها نکنند.
در اینجا به شیوه های شناخت هنجارهای مطلوب اشاره می شود :
2-6-4-1. عقل سلیم
انسانِ مجهز به قوه ی عقل و اندیشه، حقایق جهان را آن گونه که هست درک می کند وبا رعایت احتیاط که یکی از اصول عقلانی است در راهی روشن خالی از اشکال با اطمینان وآرامش قدم می گذارد.
عقل از چنان جایگاهی برخوردار است که اگر خداوند سبحان نیز انسان را از محرمات نهی نمی کرد، بر عاقل و خردمند لازم بود که به وسیله ی عقل، از ناهنجاریها دوری کند.
بدین صورت عقل انسان را به راه و روش درست هدایت می کند. و از طرفی اگردر خلاف طریقه و روش عقل رفتار شود، امور باطل و منحرف کننده و شبهه های گمراه کننده، انسان را احاطه می کند و دیگر انسان نمی تواند تکالیف الهی را بشناسد و به اطاعت صحیح از آنها تن دهد.
2-6-4-1-1. به حکم عقل، ترجیح حکم الهی بر حکم جاهلیت
عقل باید بین دو حکم خداوند و حکم جاهلیت یکی را بر گزیند. چنانچه بین حق وباطل نیز باید یکی را انتخاب کند پس هر کس حکم خدا را رها کند، به حکم جاهلیت تن داده است.
در اینجا «برای مقدم شدن یکی بر دیگری، عوامل گوناگونی مؤثر است و مهمتر از همه عامل شناخت است، تا آدمی بتواند به کمک آن بکوشد بین خواست هایی که بر زندگی اش اثر می گذارد، مراتبی قائل شود و رجحان و اهمیت برخی را نسبت به برخی دیگر تمیز دهد تا بتواند زندگی عاقلانه ای داشته باشد.»
در این راستا تنها افراد جاهل وستمگرند که، احکام و قوانین ساخت بشری را بر احکام الهی مقدم می دارند، و روشهای عدل و داد را نابود می کنند. لذا انسانی که رفتار عادلانه ای را بر نگزیند و به هنجارِنامطلوب عمل کند از عقل به دور است. چنان است که امام علی علیه السلام در انتخاب وگزینش هنجارهای اجتماعی، با تکیه بر عقل فرمودند :«اگر خیری دیدید برگزینید و اگر شر و بدی دیدید از آن دوری کنید.»
پس با ملاک عقل می توان حقیقت امری را در جهت خیر و شر دریافت نمود. ودر هنگام فتنه های در هم پیچیده از آن کمک گرفت، و با انتخاب راه صحیح و عزم به انجام آن، خود را از سرگشتگی رها کرد.
٢-6-4-2. تجربه و عبرت پذیری
از رهگذر مشاهده و تجربه می توان بطلان یا حقانیت هنجار و ارزشی را دریافت. این قاعده کلی، در هر شرایطی صدق می کند به همین دلیل حضرت علی علیه السلام در مورد تجربه و نتیجه ی علمی آن می فرمایند:
«ان عوازم الامور افصلها و ان محدثاتها شرارها؛نیکوترین کارها سنتی است که سالیانی بر آن گذشته و درستی آن ثابت شده باشد و بدترین کارها آنچه که تازه پیدا شده و آینده آن روشن نیست.»
امام علی علیه السلام از طریق عبرت پذیری از رویدادها، انسانها را به رفتارهای بهنجار که سبب سودمندی می شود دعوت و هدایت می نمایند.در این تجربه وعبرت لازم است هنجارهای مطلوب گذشته به عبارتی سنتهای فاضله را مد نظر قرار داد.
لذا انسان بهنجار، با دیدن امور، در جهت خیر، از بدی به خوبی می رسد، و همین امر سبب استواری بینش و کنش او می گردد و پیوسته انسان به راستی در اندیشه و درستی در عمل سیر می کند، و یک انسان حکیم و بهنجار می گردد.
2-6-4-3. الگوهای صحیح دینی
از آنجایی که تأثیر رفتار، بیشتر از تأثیر گفتار است و جامعه نیز دارای ارزش ها و قواعدی است که اکثریت افراد را، در تابعیت خودقرار می دهد.در این راستا ممکن است افراد به علت ارتباط و تعاملات و وجود خرده فرهنگها، در گروههای مختلف اجتماعی قرار گیرندو رفتارهای نا مطلوبی را فرا گیرند وبه عنوان هنجار آنها را بپذیرند، لذا برای شناخت رفتارهای مطلوب مراجعه به الگوهای صحیح دینی وپایه گذاری هنجارها و ارزشهای پسندیده لازم است. رفتارهایی مانندکوچک شمردن خود در برابر خدا، کسب وکار پاکیزه، اخلاق نیکو، بخشش در برابر خدا، پرهیز از زیاده گویی، آزار نرساندن به مردم، بدعت در دین خدا نگذاشتن،نمونه ای از ملاکهای پسندیده برای ارزیابی هنجارها به شمار می آید.
الگوهای وارسته ای که می توان هنجارها را مطابق با آنها مورد سنجش قرار داد عبارتند از:
الف)نخبگان و دانشمندان
دانشمندان مکتب فرانکفورت در دهه های اخیر به این نتیجه رسیده اند که همواره و به طور مستمر باید ارزشهای جامعه توسط دانشمندان و متفکرین آن مجددا ارزیابی شود و ارزشها و هنجارهای مربوط به آن، تکامل یابند، تا امکان رشد جامعه ای پویا فراهم آید.
ب)حکومت های دادگستر و رهبران عادل

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.