منابع شیعه و سنی

دانلود پایان نامه

باش
پیغمبر فرمود: نخستین وصیى که در روى زمین بود، هبه اللَّه پسر آدم بود و هیچ پیغمبرى در نگذشت، جز اینکه او را وصیى بود…
از آنجا که هدف از وجود امام و تعیین وصی همان هدف وجود نبیّ است (حفظ دین و نجات بشر از تحیر و سرگشتگی و روشن نمودن حکم مسائل پیش آمده و هدایت به سوی خدا و معرفت او)؛ لذا لازم است که شخص امام یا وصی نیز شخصیتی همانند شخصیت نبی یا رسول داشته و جامع علومی باشد که آن نبی یا رسول از آن برخوردار بود. انبیاء که به چنین امری واقف بودند به فرمان الهی جمیع علوم خود را به اوصیاء خود منتقل می‌نمودند. و در واقع این اوصیاء دانش انبیاء را به ارث می‌بردند.
در فصل گذشته اثبات نمودیم که ائمه اوصیاء رسول مکرم اسلام و امام امت وی می‌باشند که به دستور خداوند متعال از جانب رسول خدا به این مقام منصوب گردیده اند؛ بنابراین ائمه وارث علم پیامبر اسلام هستند. این بزرگوارن چیزی از پیش خود ندارند. هر آنچه می‌گویند سخن رسول خدا و بر اساس علم رسول خداست که آن نیز علمی الهی است. چنان که خود فرموده‌اند:
ابْنِ الْمُغِیرَهِ قَالَ‏ کُنْتُ أَنَا وَ یَحْیَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عِنْدَ أَبِی الْحَسَنِ () فَقَالَ لَهُ یَحْیَى جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّهُمْ یَزْعُمُونَ أَنَّکَ تَعْلَمُ الْغَیْبَ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ ضَعْ یَدَکَ عَلَى رَأْسِی فَوَ اللَّهِ مَا بَقِیَتْ شَعْرَهٌ فِیهِ وَ لَا فِی جَسَدِی إِلَّا قَامَتْ ثُمَّ قَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا هِیَ إِلَّا وِرَاثَهٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ()‏
ابن مغیره گوید: من و یحیى بن عبد اللَّه بن حسن خدمت امام ابى- الحسن () بودیم، یحیى بآن حضرت عرض کرد: فدایت شوم عدّه‏اى معتقدند که شما علم غیب مى‏دانید؟ فرمود: سبحان اللَّه، دست بر سرم بگذار ببین که- بخدا سوگند- هر موئى که در سر و پیکر من است بر بدنم راست شد! سپس فرمود: نه- بخدا سوگند- آنچه مى‏دانیم نیست جز آنچه که از رسول خدا () بارث برده‏ایم‏.‏
امام رضا در نامه ای به عبدالله بن جندب می‌فرماید:
فَإِنَّ مُحَمَّداً ص کَانَ أَمِینَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ فَلَمَّا قُبِضَ ص کُنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَرَثَتَهُ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ الْبَلَایَا وَ الْمَنَایَا وَ أَنْسَابُ الْعَرَب و…‏
همانا محمد () امین خدا بود در میان خلقش و چون آن حضرت در گذشت، ما خانواده وارث او شدیم، پس ما هستیم امین خدا در زمین، و نزد ماست علم بلاها و مردنها و نژاد عرب و…
امام صادق نیز فرمودند:
إِنَّ سُلَیْمَانَ() وَرِثَ‏ دَاوُدَ() وَ إِنَّ مُحَمَّداً() وَرِثَ سُلَیْمَانَ وَ إِنَّا وَرِثْنَا مُحَمَّداً وَ إِنَّ عِنْدَنَا عِلْمَ التَّوْرَاهِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ تِبْیَانَ مَا فِی الْأَلْوَاح‏…
همانا سلیمان از داود ارث برد و محمد از سلیمان ارث برد و ما از محمد ارث بریم. علم تورات و انجیل و بیان آنچه در الواح (جناب موسى علیه السلام) بود نزد ماست…
همانطور که معلوم گردید ائمه وارث علم پیامبر بوده و هر دخل و تصرفی که در دین می‌نمایند بر اساس علم الهی است که از پیامبر به آنان ارث رسیده نه بر اساس رأی و نظر خود چنان که امام باقر فرمودند:
لَوْ أَنَّنَا حَدَّثْنَا بِرَأْیِنَا ضَلِلْنَا کَمَا ضَلَّ مَنْ کَانَ قَبْلَنَا وَ لَکِنَّا حَدَّثْنَا بِبَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّنَا بَیَّنَهَا لِنَبِیِّهِ ص فَبَیَّنَهَا لَنَا
اگر ما از نزد خود مطلبى اظهار کنیم گمراه خواهیم شد، همان گونه که گذشتگان گمراه شدند، و لیکن ما خبر می‌دهیم به دلیلی از پروردگارمان که ان را برای رسولش بیان کرد و وی برای ما بیان نمود.
شیعیان نیز از صدر اسلام تا به امروز به پیروی از ائمه هرگز قائل نیستند که ائمه مستقلاً و یا در عرض رسول خدا تحلیل و تحریم یا تشریع می‌کنند. چنانکه هشام بن حکم از اصحاب امام صادق در طی مناظره‌ای که در حضور امام با شخصی از اهل شام داشتند در پاسخ به سوال وی گفت:
…فَقَالَ هِشَامٌ هَذَا الْقَاعِدُ الَّذِی تُشَدُّ إِلَیْهِ الرِّحَالُ وَ یُخْبِرُنَا بِأَخْبَارِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وِرَاثَهً عَنْ أَبٍ عَنْ جَد…
…هشام گفت: همین شخصى که بر مسند نشسته (اشاره به امام صادق کرد) و از اطراف جهان به سویش رهسپار گردند به میراث علمى که از پدرانش دست به دست گرفته خبرهاى آسمان و زمین را براى ما باز گوید…
رسول مکرم اسلام عالم به جمیع احکام امور شرعی بودند و این علوم را بر علی‌بن‌ابیطالب املاء نموده و ایشان نیز آنها را می‌نوشتند. أبا بصیر از اصحاب امام صادق می‌گوید:
دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی أَسْأَلُکَ عَنْ مَسْأَلَه… قَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَک‏. قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ شِیعَتَکَ یَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ عَلَّمَ عَلِیّاً بَاباً یُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَاب‏. فَقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیّاً أَلْفَ بَابٍ یُفْتَحُ مِنْ کُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَاب‏. قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْم‏… قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاک‏. ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَهَ وَ مَا یُدْرِیهِمْ مَا الْجَامِعَه. قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا الْجَامِعَهُ؟ قَالَ صَحِیفَهٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ وَ إِمْلَائِهِ مِنْ فَلْقِ فِیهِ وَ خَطِّ عَلِیٍّ بِیَمِینِهِ فِیهَا کُلُّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ وَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ حَتَّى الْأَرْشُ فِی الْخَدْشِ وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَیَّ فَقَالَ تَأْذَنُ لِی یَا أَبَا مُحَمَّد… قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّمَا أَنَا لَکَ فَاصْنَعْ مَا شِئْت‏. فَغَمَزَنِی بِیَدِهِ وَ قَالَ حَتَّى أَرْشُ هَذَا کَأَنَّهُ مُغْضَب‏…
خدمت امام صادق رسیدم و عرض کردم: قربانت گردم، از شما پرسشى دارم‏… فرمود: اى ابا محمد هر چه خواهى بپرس، عرض کردم: قربانت گردم. شیعیان حدیث می‌کنند که پیغمبر به على بابى از علم آموخت که از آن هزار باب علم گشوده گشت، فرمود: اى ابا محمد پیغمبر به على هزار باب از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شد. عرض کردم: بخدا که علم کامل و حقیقى اینست‏… فرمود: آن علم است ولى تمام علم نیست‏. سپس فرمود: اى ابا محمد همانا جامعه نزد ماست، اما مردم چه می‌دانند جامعه چیست؟ عرض کردم: قربانت گردم جامعه چیست؟ فرمود: صحیفه‌ای است بطول هفتاد ذراع، پیغمبر به املاء زبانى آن حضرت و دست خط على. تمام حلال و حرام و همه احتیاجات دینى مردم، حتى جریمه خراش در آن موجود است، سپس دست به من زد و فرمود: به من اجازه می‌دهى اى ابا محمد؟ عرض کردم من از آن شمایم هر چه خواهى بنما آنگاه با دست مبارک مرا فشار داد و فرمود: حتى جریمه این فشار در آن هست و …
با توجه به این حدیث نیز مشخص می‌شود که ائمه از پیش خود سخنی نمی‌گویند و چیزی را حلال یا حرام نمی‌کنند، بلکه هر آنچه را که امر و نهی می‌کنند همه بر اساس اوامر الهی و تعلیمات رسول خداست. حال هر کس جز ائمه نیز به آن کتاب دسترسی داشته باشد می‌تواند بگویید فلان چیز حلال است و فلان چیز حرام و هیچ کس هم نمی‌تواند متعرض او شود که تو از پیش خود تحلیل و تحریم می‌نمایی و ادعای نبوت داری.
اما آقای جیزاوی شما که تحلیل و تحریم و تشریع را برای ائمه ما حرام می‌دانید چرا همین امر را برای امامان خود جایز می‌دانید؟ شما که به حق تشریع برای ائمه معترض هستید چرا به امامتان عمر‌بن‌خطاب اعتراض نمی‌کنید که دستور قرآن و سنت پیامبر را در متعه، خودسرانه حرام اعلام کرد؟ خداوند متعال نهی فرمودند که حلال‌ها و طیبات او را حرام بدانیم، یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِین‏، حال پاسخ دهید که امام شما عمر‌بن‌‌خطاب به چه حقی متعه را تحریم نمود؟ آیا متعه از حرامات و نجاسات بود؟ آیا خداوند متعال پیامبرش را امر به انجام عملی حرام و نجس کرده بود؟ آنچه از تحریم متعه توسط عمربن‌خطاب به نظر می‌رسد این است که وی تلویحاً ادعای نبوت کرده است و یا اینکه خود را همسنگ رسول خدا می دانسته لکن به دلیل ترس از مسلمین جرأت اظهار علنی آن را نداشته است.
آقای جیزاوی شما پا را فراتر از این نهاده بلکه برای ائمه مذاهب چهارگانه (ابن حنبل و شافعی و مالک و ابو حنیفه) و علمای درجه دو نظیر ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب و حتی علمای درجه سه نظیر یوسف قرضاوی نیز تحلیل و تحریم و تشریع را جایز می‌دانید.!!
در منابع شیعه و سنی از رسول خدا نقل شده است که هر کس شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبرش بدهد مسلمان است. حال ابن تیمیه و محمد‌بن‌عبدالوهاب و امثال آقای یوسف قرضاوی بر اساس کدام حق قتل شیعیان را که رسول خدا حرام کرده‌اند (زیرا شهادتین گفته‌اند) حلال می‌کنند؟ آیا این ادعای نبوت کردن نیست؟ در رسانه‌ها و سایت‌های خودتان روزانه چندین حکم جدید از علمای وهابی اعلام می‌شود که برای اکثرشان نمی‌توان حتی یک حدیث هر چند جعلی( در منابع خودتان) از رسول خدا یافت! صدور حکم جهاد نکاح بر اساس کدام نص رسیده یا حتی اشاره‌ای جزئی از رسول خدا صادر و ابداع شده است؟ چگونه وقتی عمر تنها نکاح دائم را حلال دانست و متعه را تحریم کرد شما ازدواجی دیگر ابداع نموده و آن را حلال اعلام می‌نمایید و نتیجتاً در سوریه یک زن را بدونه نگه داشتن عدّه، با چند مرد همبستر می‌کنید؟. ائمه ما که درود خدا بر ایشان باد از پیش خود تحلیل و تحریم نمی‌کنند اما شما نه تنها از پیش خود تحلیل و تحریم می‌کنید بلکه بدعت گذار نیز هستید و جهاد نکاح ابداع می‌کنید؟!!! آقای جیزاوی عن قریب است که ابداعات دینی علمای وهابی از ابداعات علوم تجربی و صنایع پیشی گیرد. فأین تذهبون؟

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.