ه شده و برش الگوی این سازند در “تنگ آب” در پهلوی شمالی کوه جهرم مطالعه شده است. سازند دولومیتی جهرم از مجموع ۵/۴۶۷ متر ضخامت برش الگو، ۵/۳۵ متر دولومیت قهوهای تودهای در پایین، ۱۶۲ متر دولومیت نازک لایه در وسط و ۲۷۰ متر سنگ آهک دولومیتی تودهای زبر و برجسته در بالاست. این سازند ممکن است مانند برش الگو، بر روی سازند ساچون و یا به طور محلی بر روی سازندهای کشکان، تاربور و پابده باشد. در همه جا مرز پایینی سازند جهرم ناگهانی است اما فصل مشترک آن با پابده تدریجی است. مرز بالایی جهرم با آسماری ناپیوسته است که می‌تواند به صورت دگرشیبی موازی یا ناپیوستگی پیوسته نما باشد. سن سازند جهرم در محل برش الگو، از پالئوسن تا ائوسن میانی است ولی در فارس ساحلی بخش بالایی جهرم ائوسن پسین است (آقانباتی، ۱۳۸۳).
۲-۷-۷- سازند پابده
حدود ۸۰۰ متر مارن و شیلهای خاکستری و لایههای آهک رسی دریایی است. در گذشته، این سازند با نام‌هایی مانند سری گنو، مارن‌های گلوبوژیرینا، شیلهای آبی ارغوانی ائوسن و مارن‌های ائوسن یاد می‌شد در صورتیکه امروزه واژه پابده معرف این واحد سنگی است. برش الگوی سازند پابده در تنگ پابده در شمال میدان نفتی لالی مسجد سلیمان، با ضخامت ۳/۷۸۹ متر، مطالعه شده است. بخش پایینی سازند پابده (۱۴۰ متر) شیل و مارن آبی و ارغوانی است که به صورت رسمی به آن “شیل ارغوانی” گفته می‌شود ولی بخش باقیمانده آن ، شیلهای خاکستری و لایههای آهک رسی و گاهی چرتدار است. در صد شیل و آهک رسی یکنواخت نیست، گاهی شیل و گاه آهک برتری دارد (آقانباتی، ۱۳۸۳).
در برش الگو، مرز بالایی سازند پابده با سنگ آهک‌های سازند آسماری هم شیب و تدریجی است و گاهی هم سازند پابده در زیر سازند جهرم قرار دارد. در لرستان مرز پایینی سازند پابده با شیل و مارن‌های سازند گورپی در قاعده بخش شیل ارغوانی است. به جز لرستان، مرز پایینی سازند پابده ناپیوسته است. در فارس که بخش شیل ارغوانی ممتد نیست، این مرز در قاعده بخش آهک‌های چرتی انتخاب می‌شود که نشان از دگرشیبی فاز کرتاسه پایانی دارد که توسط گرهکهایی از فسفات، دندان ماهی، گلوکونیت و در برخی نقاط با کنگلومرا مشخص می‌شود. در فارس و خوزستان سن سازند پابده از پالئوسن تا الیگوسن است و در لرستان از پالئوسن پسین تا میوسن در نظر گرفته شده است (آقانباتی، ۱۳۸۳).
سازند پابده به خصوص در نواحی غربی لرستان، خوزستان و نواحی جنوبی فارس گسترش دارد. این سازند به صورت جانبی و زبانهای، از جنوب غربی لرستان به سمت نواحی مرکزی و شمال شرقی لرستان با سازندهای آواری امیران و کشکان و کربنات‌های سازندهای تله زنگ و شهبازان جایگزین می‌شود و در فارس داخلی، سازند پابده جای سازند جهرم را می‌گیرد. سازند پابده از مواد آلی، بسیار غنی بوده اما در بسیاری از نقاط به بلوغ لازم برای تولید هیدروکربن نرسیده است و در نقاطی که به این بلوغ رسیده است می‌تواند سنگ منشاً پر توانی باشد (افشار حرب، ۱۳۸۰).
در شکل ‏۲-۱ برش نمونه سازندهای گورپی-پابده نشان داده شده است، همچنین در شکل ‏۲-۲ ارتباط زمانی و مکانی سازندهای زاگرس در سنوزوئیک قابل مشاهده است.

شکل ‏۲-۱- برش نمونه سازندهای گورپی-پابده (مطیعی،۱۳۷۲)

شکل ‏۲-۲- ارتباط زمانی- مکانی سازندهای زاگرس در سنوزوئیک (ars.els-cdn.com)
۲-۸- تاریخچه و خلاصه مطالعات انجام شده بر روی سازند پابده
برای اولین بار مطالعه سازند پابده و معرفی آن به عنوان سازند در سال ۱۹۶۵ توسط James & Wynd انجام گرفت. همچنین ,Wynd (1965)66 واحد از تریاس تا سنوزوئیک را توصیف نمود. واحدهای ۱ تا ۱۱ متعلق به تریاس و ژوراسیک، واحدهای ۱۲ تا ۴۰ متعلق به کرتاسه و واحدهای ۴۱ تا ۶۶ متعلق به سنوزوئیک است. از این واحدها، زون‌های تجمعی شماره ۴۲، ۴۵، ۴۷، ۵۲، ۵۴ متعلق به سازند پابده است.

۴۲- Globorotalia velascoensis – Globorotalia Pseudomenardii assemblage zone (Wynd,1965)
این زون تجمعی با ظهور مشترک و محدوده پدیدار شدن دو فسیل یاد شده بالا مشخص میگردد همچنین علاوه بر آنها گونههای زیر نیز دیده میشود.
Globorotalia Formosa – Globorotalia aequa – Globorotalia rex
موقعیت چینهشناسی آن، مارنها و شیلهای قسمت پایینی پابده می باشد سن این زون تجمعی را پالئوسن پایانی در نظر گرفتهاند.
۴۵- Globorotalia rex – Globorotalia formosa – Globorotalia aragoensis assemblage zone (Wynd,1965)
این زون در بالای حد نهایی پیدایش Globorotalia velascoensis و زیر حد پیدایش اولین فسیلهای Globorotalia spinulosa, Hantkenina sp. قرار دارد. علاوه بر فسیلهای فوق گونههای زیر نیز از این زون گزارش شده است. این زون در شیلها و مارنهای پابده دیده شده و سن آن ائوسن آغازی است.
Globorotalia palmera – Globorotalia wilcoxensis – Globorotalia quetra

۴۷- Truncorotaloides – Portricosphaera – Globorotalia spinulosa assemblage zone (Wynd,1965)
این زون تجمعی با محدوده ظهور و ناپدید شدن و همراه بودن فسیلهای فوق مشخص میگردد، علاوه بر آنها گونههای زیر نیز دیده میشود. این زون در شیلها و مارنهای سازند پابده در فروافتادگی دزفول و مناطق بلافصل آن به خوبی گسترش دارد و سن آن ائوسن میانی است.
Globorotalia lehreri – Globorotalia aragoensis – Globorotalia centralis – Globorotalia palmera – Hantkenina sp. – Globigerapsis index – Globigerina barii

۵۲- Globorotalia cerro – azulensis – Hantkenina assemblage zone (Wynd,1965)
این زون با ظهور و ناپدید شدن Globorotalia cerr – azulensis مشخص می گردد. در دو سوم بالایی آن Cribrohantkenina و در قاعده آن Globigerina cf. sem-involuta دیده می شود. علاوه بر آن، مجموعه گونههای Globorotalia centralis, Globigerina theka, Hastigerina sp., Uvigerina sp., Bulimina sp., Cancris sp.
نیز مشاهده می گردد. این زون در مارنها و شیلهای قسمت بالایی سازند پابده دیده شده و متعلق به ائوسن پایانی است. Thomos (1948) به علت وجود فسیل Spatangus این قسمت را شیلهای Spatangi نامیده است.

۵۴- Small Globigerina-Haplophragmium slingeri zeauvigerina assemblage zone (Wynd,1965)
این زون از فسیلهای فوق غنی است و در بالای ناپدید شدن فرامینیفرهایی چون Hantkenina sp.,Globorotalia cerro- azulensis قرار گرفته است. علاوه بر فسیلهای فوق، جنسها و گونههای زیر نیز در این زون دیده میشود. این زون تجمعی در بالاترین سطوح سازند پابده در خوزستان و فارس پدیدار میشود و سن آن الیگوسن در نظر گرفته میشود.
Ditrupa – Small rotalids – Small textularids – Globigerina ampliapertura – Cancris sp. – Uvrigerina sp. – Radiolaria sp. – miliolids – Bolivina sp.

در گزارش شماره ۵۲۵۲ شرکت نفت در بخش اول علاوه بر بیوزونهای ۴۲، ۴۵، ۴۷، ۵۲، ۵۴، اشاره شده در محلهای دیگر ممکن است بیوزونهای ۴۱، ۵۵ نیز وجود داشته باشند.Wynd & James (1965)
۴۱- Globorotalia – Globigerina – Globigerina daubjergensis assemblage zone (Wynd,1965)
این زون با تجمع فرامینیفرهای زیر مشخص میگردد که در قاعده آن فرامینیفر Globigerina daubjergensis وجود دارد.
Morozovella velascoensis – Planorotalites pseudomenardii
سنگوارههای ذره بینی دیگر همراه آن عبارتند از:
Morozovella unicinata – Planorotalites compressa -Morozovella pseudobulloides – Globigerina triloculinoides – Globigerina spiralis – Planorotalites pusilla – Morozovella angulata – Globorotalia abandocamerata – Morozovella trinidadensis
بر طبق اطلاعات در دسترس از چاه نفت سفید شماره-۳۴، چاه منصوری-۱ و چاه دارخوین-۱، بیوزون شماره ۴۱ در قسمت پایینی سازند پابده و یا در درون بخش شیل ارغوانی سازند پابده وجود دارد. در سایر قسمتهای خوزستان و فارس به علت وجود دگرشیبی فرسایشی (در حد کرتاسه و پالئوسن) این بیوزون گزارش نشده است. در لرستان این بیوزون علاوه بر اینکه در افقهایی از سازند امیران وجود دارد. در مارنهای قسمت فوقانی سازند گورپی نیز یافت می شود. سن این بیوزون پالئوسن آغازی است.

۵۵- Globigerina assemblage zone (Wynd,1965)
این زون در ناحیه لرستان در مارنهای بالایی سازند پابده دیده میشود اما در نواحی دیگر زاگرس به نحو دیگری موجودیت دارد.
در گزارش James & Wynd در رابطه با اصطلاحات چینه شناسی ناحیه مورد توافق کنسرسیوم نفت ایران در مورد سازند پابده آمده است:
سازند پابده در سرتاسر نواحی نفتخیز محتوی فرامینیفرهای پلانکتونی زیادی است. در فارس و خوزستان، شیل ارغوانی زیرین در هر کجا که وجود دارد کلاً در پالئوسن بالایی قرار دارد و همراه با فرامینیفرهای ذره بینی مانند: Globorotalia velascoensis & Globorotalia pseudomenardii است. این فسیلهای جانوری بلافاصله بر روی مارنهای Gansserina gansseriدار گورپی قرار میگیرند.
طبقه بندی گلوکونیتی-فسفاتی که سازند پابده را از گورپی جدا میسازد نماینده دوره خشکی زایی است که از اواخر ماستریشتین تا اواخر پالئوسن را شامل میشود با:
Abathomphalus mayaroensis – Globigerina daubjergensis – globorotalia uncinata – globorotalia compressa
که تمام این فرمها سن فاصله خشکی مذکور را معین میکنند و در فارس و خوزستان ثبت نشده است. در لرستان سن شیل ارغوانی از پالئوسن پایانی تا ائوسن آغازی است و فسیلهای آن از قرار زیر هستند:
Globorotalia velascoensis – Globorotalia pseudomenardii – Globorotalia rex – Globorotalia wilcoxensis – Globorotalia palmera
در لرستان نه علامت فیزیکی و نه علامت فسیلی دال بر نبود چینه شناسی میان رسوبات پابده زیرین و سازند گورپی که زیر آن است مشاهده نمیشود. فرامینیفرهای پلاکتونی ذره بینی ماستریشتین و پالئوسن همگی در لرستان دیده میشوند. در تمام نواحی، سطوح ائوسن سازند پابده شامل فسیلهای ذره بینی فرامینیفرهایی است، که در زون بندی بولی برای ناحیه ناوت در ائوسن به کار رفته اند:
Globorotalia palmera – Globorotalia aragoensis – Globorotalia rex – Globorotalia spinulosa – Globorotalia lehneri – Hantkenina sp.- Truncorotaloides sp. – Porticulasphaera cf. Mexicana – Globorotalia centralis – Globigerapsis semiinvoluta – Cribrohantkenina sp. – Globorotalia cerro- auzulensis
پلانکتونهای ذره بینی که در بالای آخرین گونههای مشخص ائوسن ظاهر میشوند، اکنون به عنوان فسیلهای ائوسن – الیگوسن به شمار میآیند. در این فاصله رسوبی Textularidae-Uvigerina-Nonion دیده میشود و Zaeuvigerina khuzestanica, Haplophragmium slingeri و اکینوئیدهایی مانند Hemiaster,Schizather نیز وجود دارند. در برش نمونه پابده مارنها با Haplophragmium و Zaeuvigerina با آهکهای تحتانی به سن الیگوسن و فسیل Numintermedium همراه است.
سازند پابده که قبلاً به نام‌های: مارن گلوبوژریندار (Globigerina marl) یا مارن دزک (Dezak marl) و سری گنو خوانده می‌شدند و قسمتی از واحد پالئوسن- ائوسن- الیگوسن می‌باشد که برای قسمت‌هایی از آن مترادف‌هایی مانند: طبقات بریسوپسیس (Brissopsis)، شیل بریسوپسیس، شیلهای آبی و ارغوانی ائوسن، مارن‌های ائوسن آغازی و مارن‌های ائوسن، آهک‌های چرتی ائوسن، مارن‌های سبز و ارغوانی ائوسن، آهک‌های متورق ائوسن، بکار می‌رفت (مطیعی، ۱۳۷۲).
در رابطه با مرز بالایی پابده نیز ابهاماتی وجود دارد، در بالاترین قسمت سازند پابده ردیفی از مارن و شیل در تناوب با آهک دیده شده که حالتی حد واسط یا تدریجی را به خود گرفته و نظرات مختلفی از سوی محققین در مورد آن بیان شده است:
Less (1933) پیشنهاد کرد که این طبقات درون سازند آسماری طبقه بندی شوند که هنوز هم کم و بیش این نظریه رایج می‌باشد.
James & Wynd (1963) این طبقات را در سازند پابده طبقه بندی نمودند.
Adams (1964) پیشنهاد کرد که این لایه‌ها درون سازند آسماری قرار گیرند.
Stonely (1975) با نظری متفاوت با سایرین عنوان کرده است که هر کجا انیدریت قاعده آسماری وجود دارد، این ردیف درون سازند آ
سماری طبقه بندی شده و وقتی این انیدریت حضور ندارد، می‌شود بدون توجه به فسیل‌ها، آن‌ها را در پابده طبقه بندی کرد (به نقل از مطیعی، ۱۳۷۲)
از دیگر مطالعات انجام شده بر روی سازند پابده:
– برین (۱۳۷۰)، سن سازند پابده را از پالئوسن پایانی تا الیگوسن آغازی می‌داند و عقیده دارد: شرایط رسوب‌گذاری و تأثیر فازهای کوهزایی در حوضه زاگرس با تغییرات رخساره‌ها، ضخامت‌ها و تنوع جنس‌ها همراه است.
– صفاری (۱۳۷۰)، بررسی محیط رسوبی سازند پابده در فروافتادگی دزفول و در این مطالعه سن سازند پابده را پالئوسن پایانی تا الیگوسن آغازی دانسته است. در ارتباط با محیط رسوبی سازند پابده اظهار میدارد که شرایط رسوبگذاری (تأثیر فازهای کوهزایی) در حوضه زاگرس با تغییرات رخسارهها، ضخامت و تنوع جنسها همراه است. شرایط دریایی که بعد از تأثیر فاز پیرنه در حوضه زاگرس بوجود آمده است موجب شد تا رسوبات دریایی پابده با رخساره شیل آهکی گذاشته شود.
– نجفی (۱۳۷۷)، بررسی میکروبیوستراتیگرافی سازند پابده در شمال شرقی فروافتادگی دزفول و ارتباط چینهای آن با سازندهای تله زنگ، کشکان و شهبازان. وی در این مطالعه با استفاده از مطالعه فرامینیفرهای پلانکتونیک موجود در سازند تعداد ۱۴ زون (۴ زون در پالئوسن، ۹ زون در ائوسن، ۱ زون در الیگوسن) معرفی کرده است و با مطالعه

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید