ابعاد دین‌داری و مذهبی بودن

۱ ـ بعد اعتقادی: این بعد ناظر بر باور به واقعیت الوهیت و ملحق شد‏های اون، شامل؛ خدا، شیطان، بهشت، جهنم و. . . هستش که مواردی از این بعد در زیر آورده شده:

  • باور به عالم برزخ: منظور از عالم برزخ، عالمیه که حائل و فاصله میون این دنیا و قیامت هستش که آدم پس از مردن، اول وارد این عالم می شه.
  • قضا و قدر: قضا به معنی حکم و قدر و فیصله دادنه و قدر به معنی اندازه و تعیینه.
  • رضای به قضای الهی: منظور راضی بودن به اون چه خدا بر آدم مقدر کرده و صبر کردن بر بلایی که از طرف اون می‏رسد.
  • جن: جن در قرآن موجودیه مانند آدم و مکلّف به تکالیفی مانند تکلیف آدم، ولی موجودی نامرئیه.
  • عدل: عدل به معنی تناسب و توازن، از شئون علیم بودن و حکیم بودن خداونده (نقیب السادات، ۱۳۸۴).

۲ ـ بعد مناسکی: این بعد بر اعمالی که در چارچوب زندگی دینی انجام می‏شن، ناظره. مانند: نماز، دعا، زیارت و. . . که مواردی از این بعد در زیر آورده شده:

    • نماز: نماز در کلمه به معنی پرستش، نیاز، سجود، بندگی و اطاعت، خم شدن واسه اعلام بندگی و اطاعته و یکی از فرایض واجب واسه مسلمانانه.
    • زیارت اماکن متبرکه: منظور دیدار از زیارتگاه‏ها و امام‏زاده‏ها هستش.
    • ادامه در انجام مراسم: منظور ادامه ‏داشتن ‏و مقطعی‏ نبودن ‏انجام مراسم دینی به وسیله افراده (نقیب السادات، ۱۳۸۴).

    ۳ ـ بعد اخلاقی: منظور از بعد اخلاقی دین، رعایت صفات پسندیده در زندگی روزمره هستش که مواردی از این بعد در زیر آورده شده:

    • تواضع و فروتنی: منظور اینه که آدم قدر خود رو بشناسه و با دلی سالم خود رو به جایگاه خود نشاند و اگه بدی بیند اون رو با خوبی بپوشونه، فرو خورنده‏ی خشم باشه و از مردم بگذره.
    • خودسازی: منظور اینه که آدم خود رو بشناسه و جا و موقع خودمون رو در جهان آفرینش تشخیص بده.
    • صله‏ی رحم: منظور رفت و اومد با دوستان و خویشاوندانه.
    • قناعت: منظور اکتفا کردن به اون چه مقدره و چنگ نینداختن به طرف اون چه رسیدن به اون سخته.
    • غیبت: منظور از غیبت، بازگویی عیب مخفی و گناهان سرّی دیگرونه.
    • تهمت: در غیاب یا حضور کسی چیز بدی به اون نسبت بدن که در اون نباشه (نقیب السادات، ۱۳۸۴).

    ۴ ـ بعد رفتاری: منظور تمایل به عمل و آمادگی واسه جواب گویی به روش‏های خاص و رفتار هستش که مواردی از این بعد در زیر آورده شده:

    • مراقبت از زبون: منظور نگهداشتن زبون از بازگویی اون چه که به ضرر دنیا و آخرت باشه.
    • پیگیری عیوب و لغزش‏های بقیه: منظور جستجو کردن عیب‏های بقیه و آزار دادن بقیه با این کار هستش.
    • خیرخواهی واسه مؤمنان: منظور از خیرخواهی اینه که اون چه رو که بر خود می‏پسندید بر بقیه هم بخواین.
    • ریا: منظور از ریا؛ نشون دادن عمله به مردم به خاطر جاه‏طلبی و خودنمایی و واسه این که پیش اون ها پرهیزکار و متّقی جلوه دهد.
    • تولی: منظور دوستداری دوستان خدا هستش.
    • تبری: منظور دشمنی با دشمنان خدا هستش (نقیب السادات، ۱۳۸۴).

    ۵ ـ بعد نتیجه ای: این بعد بر اجرای اصول و فرامین دینی در زندگی روزمره تأکید داره که مثلا شامل عفو به جای قصاص، صداقت و درستکاری در خرید و فروش و. . . هستش که مواردی از این بعد در زیر آورده شده:

    • حسادت: منظور از حسادت اینه که اون چه رو که خدا به دیگری داده، واسه اون نخای و از اون رنج بری و آرزوی نابودی اون رو داشته باشی، چه اون که به خودت برسه یا نرسه.
    • صبر: منظور داشتن تحمل در برابر گرفتاری‏ها و سختی‏ها هستش. (که این صبر خیر در پیش داره).
    • تقلید از مجتهد: منظور پیروی از دستورات مجتهد دارای شرایط در مورد‏ی احکام و مسائل دینیه (نقیب السادات، ۱۳۸۴).

    اعمالی که ادیان جور واجور پیشنهاد می‏کنن، از انجام مراسم و فرایض مذهبی (مانند نماز، روزه، حج و. . .) تا التزام به یه زندگی اخلاقی (بعد نتیجه ای دین) متغیره. در میان عرف مسلمانان هم تقید دینی و ایمانی معمولاً با بعد نتیجه ای شناخته می‏شه؛ مثلا مردم فروشنده‏ای رو مؤمن و متدیّن می‏دانند که جدا از تقید به انجام واجبات دین، فردی با انصاف، امانت دار، راستگو، با حیا و. . . باشه. پس تدیّن و دین داری، اون‏طور که مردم می‏فهمن و تعبیر می‏شه، ناچار دارای بعد پیامدیه و با این بعد مراتب اون فهمیده می‏شه (پترسون[۱] ، ۱۳۷۷).

    می‏توان گفت که بعد نتیجه ای دین داری به تعبیر قرآن کریم، همون عمل صالحه که در جای‏جای این کتاب مقدس، بعد از ایمان و به عنوان مکمل اون یاد شده. وقوع انقلاب اسلامی در ایران و رهبری اون به وسیله امام رحمهم‏الله جلوه‏ای جدید از مناسبات نسلی در تاریخ و تمدن این مرز و بوم قدیمی بود که اندیشمندان و محققان از نظر وجود و محتوا، اون رو به عنوان یه نمونه‏ عینی و واقعی آزمایش می‏کنن. جوون‏گرایی و جوون اساسی در میدون‏ی تحولات انقلاب و هم روش هدف دار موندگاری انقلاب، این ایده رو بارور کرد که نسل جوون، توانا، پیشرو و قابل اعتماده (موسوی خمینی، ۱۳۷۸).

    واسه جمع بندی مبحث ابعاد دین به بحث امتحان دین داری می‏پردازیم؛ چون امتحان یه معنی در شروع نیازمند تعیین ابعاد تشکیل دهنده‏ی اون هستش.

    امتحان دین داری و مذهبی بودن

    موضوع دین داری یا ً پرداختن به بحث دیندار بودن یا نبودن مردم، بحثیه که از جهت سابقه به دهه‏ی ۱۹۶۰ مغرب زمین باز می‏شه و درست با همون نگرانی‏هایی که امروز ما با این سؤال روبرو هستیم در اون جا هم کارشناسان رشته‏ی جامعه‏شناسی، تحقیق گران اجتماعی و بعضی وقتا هم مدیران به این موضوع می‏پرداختن. در اونجا سؤال پیش اومده این بود که: مدرنیته با ایمان چه می کنه؟ اون رو تقویت می‏کنه یا ضعیف کردن؛ مردم دیندارتر شده‏ان یا برعکس؟ و بیشترً جامعه‏شناسا دینی هم که سابقه‏ی کار در کلیسا و نگرانی‏های مذهبی داشتن، به این موضوع پرداختن (سراج‏زاده، ۱۳۸۳).

    این مقدمه‏ی بحث‏هایی شد که حدود بیست سال در میان کارشناسان علوم اجتماعی و جامعه‏شناسا و تا اندازه ای روان‏شناسا وجود داشت. البته این مطلب که سنجه‏های دین داری چیه؟ می‏توان سنجه‏ای واسه دین داری ساخت؟ چه سنجه‏ای باید ارائه شه که براساس اون بتونیم در مورد دین داری مردم قضاوت کنیم؟ و. . . در دوره‏ای افول کرد، اما دوباره از دهه‏ی ۱۹۸۰ میلادی، مخصوصا اواخر این دهه به بعد، موضوع دین داری و امتحان گرایش‏های دینی، هم در مغرب‏زمین و هم در جوامع دیگه، به‏طور جدی مطرح شد. یکی از جامعه‏شناسا امریکایی به نام برگر[۲] در دهه‏های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بین نظریه‏پردازان برجسته‏ی سکولاریسم بود و دلیل آوردن می‏کرد که مدرنیته به سکولار شدن هرچه بیشتر جامعه منجر می شه. اما از دهه‏ی ۱۹۸۰ به بعد یواش یواش این موضوع زیر سؤال رفت. در سال ۱۹۷۷ برگر مقاله‏ای تو یه جلسه نشون داد که چندی بعد موضوع کتاب ایشون قرار گرفت. اون در اونجا به روشنیً به این حقیقت گفت که تصور قبلی ما درست نبوده و امروزه دنیا و جامعه ـ به‏جز بعضی استثناهاـ همون قدر دینیه که در گذشته بوده‏است (سراج‏زاده، ۱۳۸۳).

    در خیلی از تحقیق‏های تجربی، مسئله‏ی «دین و دین داری» با درنظر گرفتن یه بعد، مثل زیادی رفتن به کلیسا یا عضویت در اون، مورد امتحان قرار گرفته. این نوع امتحان دین داری مورد انتقاد شدید محققان علوم اجتماعی واقع گردیده و اعلام داشته‏ان که اندازه رفتن به کلیسا و درجه‏ی نفوذ کلیسا در جامعه حتماً به معنی بیان اعتقادات مذهبی نیس. خیلی از آدما که دارای اعتقادات مذهبی هستن، به‏طور منظم در مراسم مذهبی شرکت نمی‏کنن. از طرف دیگه منظم بودن این‏گونه مشارکت و حضور دائمی به معنی داشتن عقاید قوی مذهبی نیس. افراد ممکنه بنابه عادت یا به دلیل اینکه در اجتماع اینجور انتظاری از اون ها می‏رود در این جور مراسم حاضر شن (گیدنز، ۱۹۹۳).

    محقق دیگری هم معرّف حضور در کلیسا رو فقط یه شاخص تقریبی از اعتقادات مذهبی دونسته و عقیده داره که مذهبی بودن رو نباید برابر انجام رفتارها و مراسم مذهبی دونست، چون براساس اون تصویری تقریباً گمراه کننده و خام از دین داری مردم به دست میاریم. هر چند این آمارها به معنی‏ی شاخص تقریبی روندها در تغییر ایمان مذهبی بهتر از هیچه، اما ً جانشین امتحان‏های مستقیم این اعتقادات نیستن. به نظر ایشون باور به خدا و تعهد مذهبی، به معنی اندازه اهمیت خدا پیش افراد، شاخص بسیار حساس بعد دین داری در زندگی فرده (اینگلهارت[۳]، ۱۳۷۳).

    در میان مسلمانان هم کلود سودکلیف در اندازه‏گیری تدیّن یه مسلمون، تنها «نماز» رو اصل قرار داده. البته ایشون اشاره داره که هر شاخص رفتاری به تنهایی واسه اندازه‏گیری تدیّن کافی نیس، چون رفتار دینی فقط یکی از ابعاد دین داریه (کمال المنوفی، ۱۳۷۵).

    [۱] Peterson

    [۲] Berger

    [۳] Ingelhart