بهمن ۵, ۱۳۹۹

اثربخشی فعال سازی رفتاری کوتاه مدت بر کاهش اضطراب دانشجویان با نشانگان بالینی …

۱۰- اختلال اضطرابی ناشی از یک اختلال طبی عمومی
۱۱- اختلال اضطرابی ناشی از مواد
۱۲- اختلال اضطراب که به گونه ای دیگر مشخص نشده است. (کاپلان و سادوک، جلد۲، ۱۳۸۶)
البته شش طبقه عمده را DSM-IV-TR برای اختلالات اضطرابی ارائه کرده است که ما نیز در این اثر به شرح آنها می پردازیم عبارت است از:
الف)فوبی ها:
«فوبی ها ترس های نیرومند و غیر منطقی از اشیا یا موقعیت های خاص هستند.( سید محمدی، ۱۳۸۶،ص ۱۱۰)
این کلمه در اصل از فوبوس، خدای ترس یونانی اقتباس شده است که شکل آن روی ماسکهایی نقاشی می شد تا دشمنان را در نبرد بترسانند.( سید محمدی، ۱۳۸۶)
آسیب شناسان روانی نیز «فوبی را نوعی اجتناب ناراحت کننده و ناشی از ترس می دانند» (تناسبی با دیویسون و همکاران، ج۱، ۱۳۸۴، ص۱۶۴)
در صورتی که ترس افراطی از بلندی، فضاهای بسته، به قدری ناراحت کننده باشد که منجر به آشفتگی در زندگی شخص شود می توان تشخیص فوبی را داد.
بعضی از رایج ترین فوبیها عبارت اند از: فوبی از مکانهای بسته، آگورافوبی و فوبی از ارتفاعات، فوبی های غریب تری هم که از نامهای یونانی مشتق شده اند، یافت می شود: فوبی از نوشتن، فوبی از غلتیدن، فوبی از زنده به گور شدن، فوبی از انگلیس، فوبی از موشها، فوبی از واژه های شبه علمی. (مک نالی[۵۴]، ۱۹۹۷، به نقل از دیویسون و همکاران، ج۱، ۱۳۸۴)
روانشناسان بسته به پرادایمی که اتخاذ کرده اند، معمولاً به جنبه های متفاوتی تأکید دارند. روانکاوان بر محتوای فوبی تأکید دارند. آنها معمولاً شیء هراس آور را نمادی از یک ترس ناهشیار مهم می دانند و لذا، برای آن معنا و اهمیت زیادی قایل اند. نکته اصلی این است که به عقیده روانکاوان، محتوای فوبیها ارزش نمادین مهمی دارند. از طرف دیگر، رفتار گرایان معمولاً محتوای فوبیها را نادیده می گیرند و در عوض بر کارکردهای آن تأکید می کنند. برای رفتارگرایان، ترس از مارها و ارتفاعات به این خاطر شبیه هم هستند که به یک روش یاد گرفته شده اند، و این که نحوه کاهش این ترسها به یک صورت است. (دیویسون[۵۵] و همکاران، ج۱، ۱۳۸۴)
دو نوع فوبی عمده وجود دارد:
۱-فوبیهای خاص: ترسهای ناموجهی هستند که در اثر حضور یا پیش بینی یک موضوع یا موقعیت خاص به وجود می آیند. (دیویسون و همکاران، ج۱، ۱۳۸۴، ص۱۶۵)
DSM-IV-TR این گونه فوبیها را براساس منبع به چند نوع فرعی تقسیم بندی کرده است: خون، جراحت و تزریق؛ موقعیتها (فضای بسته)، حیوانات، محیط طبیعی (ارتفاع یا آب). این فوبیها غالباً با یکدیگرهمایندی مرضی دارند. شیوع در طول زندگی برای این اختلال حدود ۷ درصد در مردان و ۱۶ درصد در زنان است. منبع ترس در فوبی خاص در بین فرهنگها متفاوت است. (دیویسون و همکاران، ج۱، ۱۳۸۴)
۲-فوبی اجتماعی
«فوبی اجتماعی عبارت است از ترس غیر منطقی و پایداری که معمولاً به خاطر دیگران به وجود می آید». (دیویسون و همکاران، ج۱، ۱۳۸۴، ص۱۶۶)
این ترس می تواند شدیداً توانکاه باشد، به قسمی که نرخ خود کشی در میان افراد مبتلا به این اختلال اساساً بالاتر از افراد مبتلا به سایر اختلالهای اضطرابی است. فرد مبتلا به فوبی اجتماعی معمولاً سعی می کند از موقعیت خاصی که در آن ممکن است از سوی دیگران مورد ارزیابی قرار گیرد، و نشانه هایی از اضطراب از خود بروز دهد یا با دستپاچگی رفتار کند، اجتناب ورزد. فوبی اجتماعی بسته به دامنه موقعیتهایی که ترس و اجتناب را می خوانند، می تواند اختصاصی یا فراگیر باشد. در نوع فراگیر، سن شروع اختلال پایین تر است، با اختلالهای دیگر نظیر افسردگی و سوء مصرف الکل و اختلالات شدیدتر همایندی مرضی دارد، و تخریب شدیدتری به وجود می آورد. در صورتی که بیمار درمان موفقیت آمیزی نداشته باشد، این اختلال معمولاً رو به وخامت گذاشته و مزمن می شود.
فوبیهای اجتماعی نسبتاً رایج و شیوع آنها در طول زندگی در حدود ۱۱ درصد مردان و ۱۵ درصد در زنان گزارش شده است. همانگونه که انتظار می رود، شروع آن معمولاً درخلال نوجوانی یعنی زمانی که آگاهی اجتماعی و تعامل با دیگران در زندگی فرد اهمیت ویژه ای پیدا می کند، رخ می دهد فوبی اجتماعی هم مثل فوبی اختصاصی تا اندازه ای از فرهنگی و به فرهنگ دیگر متفاوت است. (دیویسون، نیل و کرنیک، جلد۱، ۱۳۸۴)
ب)اختلال وحشتزدگی:
اختلالهای وحشتزدگی به طور ناگهانی و پیش بینی ناپذیر روی می دهند و بسیار شدید هستند. نشانه های حملات وحشتزدگی می توانند وحشتناک باشند. حملات وحشتزدگی در اغلب موارد یک مرتبه و ناگهانی، در غیاب هر گونه محرک قابل شناسایی روی می دهند. همین ویژگی پیش بینی ناپذیری است که حملات وحشتزدگی را برای قربانیان آن بسیار اسرار آمیز و وحشتناک می کند در اختلال وحشتزدگی، فرد به ناگهان و بی دلیل دچار یک مجموعه نشانه آزار دهنده می شود. (سید محمدی، ۱۳۸۶)
تنگی نفس، طپش قلب، حالت تهوع، درد سینه، احساس خفگی، سرگیجه، تعریق، رعشه، بیم شدید، وحشت و احساس مرگ قریب الوقوع. دگرسان بینی خود یعنی احساس حضور در خارج از کالبد و دگر شدن یا حتی مردن، ممکن است بیمار را به ستوه آورده و او را از پای در آورد. حملات وحشتزدگی ممکن است فراوان- شاید هفته ای یک بار- رخ دهند. معمولاً چند دقیقه دوام می یابند و به ندرت چند ساعت طول می کشند، گاهی با موقعیتهای خاصی نظیر رانندگی کردن گره می خورند. وقتی این حملات پیوند تنگاتنگی با ماشه چکانهای موقعیتهای پیدا می کنند به آنها حملات وحشتزدگی نشانه دار می گوییم. هنگامی که میان یک محرک و یک ح

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مله ارتباط وجود داشته باشد اما نه به صورت قوی، آن را حمله برخوردار از زمینه موقعیتی می نامیم. همچنین، حملات وحشتزدگی می توانند در حالتهایی نظیر آرمیدگی، خواب، یا در موقعیتهای پیش بینی نشده رخ دهند. در این موارد به آنها حملات فاقد نشانه می گوییم. برای اختلال وحشتزدگی باید حملات مکرر فاقد نشانه و نگرانی از وقوع حملات در آینده حضور داشته باشد، اما حمله های وحشتزدگی در کسانی که ملاکهای اختلال وحشتزدگی را دریافت نمی کنند. (سالانه ۳ تا ۵ درصد جمعیت عمومی) به طور نسبتاً رایج رخ می دهد و حضور حملات نشانه دار به احتمال زیاد بیانگر نوعی فوبی است. شیوع اختلال وحشتزدگی در طول زندگی حدود ۲ درصد برای مردان و بیش از ۵ درصد برای زنان است. این اختلال معمولاً در سنین نوجوانی آغاز می شود و شروع آن توام با تجارب تنش زای زندگی است. میزان شیوع این حملات از فرهنگی و به فرهنگ دیگر متفاوت است. مثلاً در آفریقا حدود۱ درصد از مردان و ۶ درصد از زنان این تشخیص را می گیرند. (دیویسون و همکاران، ج۱، ۱۳۸۴)
پ)آگورا فوبی
در DSM-IV-TR اختلال وحشتزدگی همراه با آگورافوبی یا بدون آن تشخیص داده می شود.
آگورافوبی[۵۶] (که از واژه یونانی agora به معنای ‹ بازار› گرفته شده است) شامل آن دسته از ترسهایی است که در مکانهای عمومی ظاهر میگردد و فرد از آن می ترسد که در صورت درماندگی در این موقعیتها نتواند فرار کند یا کسی به یاری وی نشتابد، ترس از خرید کردن، ترس از ازدحام، ترس از سفر غالبا دیده می شود، بسیاری از بیماران مبتلا به آگورافوبی قادر به ترک منزل نیستند و یا فقط این کار را با پریشانی فراوان انجام می دهند، بیماران مبتلا به اختلال وحشتزدگی معمولا از موقعیتهایی که در آن ممکن است حملاتشان خطر سازبوده یا احساس شرمندگی کنند، اجتناب می ورزند. اگر این امتناع ورزیدن دامنه دار و فراگیر شود، نتیجه آن اختلال وحشتزدگی به همراه آگورافوبی خواهد بود. هر دو حالت اختلال وحشتزدگی نیز هستند، هر چند نه به آن تعدادی که تشخیص اختلال وحشتزدگی همراه با آگورافوبی و آگورافوبی فاقد سابقه اختلال وحشتزدگی، در زنان بسیار رایج تر است.
بیش از ۸۰ درصد بیمارانی که تشخیص سایر اختلالات اضطرابی را دریافت کرده اند، دچار حملات وحشتزدگی نیز هستند، هر چند نه به آن تعدادی که تشخیص اختلال وحشتزدگی را ایجاب کند.
ت)اختلال اضطراب فراگیر:
افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر تقریبا همواه از نگرانی های اغراق آمیز رنج می برند. با اینکه آنها بیشتر از دیگران دلیلی برای نگرانی ندارند، به قدری تنیده، و خسته می شوند که به سختی می توانند کار کنند از زندگی لذت ببرند. گاهی آنها حتی مطمئن نیستند که درباره چه چیزی نگران هستند. (سید محمدی، ۱۳۸۶)
شخص مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر (GAD) همواره در رابطه با موضوعات جزئی شدیدا مضطرب می شود. بسیاری از آدمیان گهگاه نگران می شوند. اما بیماران مبتلا به GAD نگرانیهای مزمن دارند آنها ساعتها راجع به گستره وسیعی از موضوعات احساس نگرانی می کنند و این دلشوره ها را اموری مهار ناپذیر می دانند. ویژگیهای دیگر GAD عبارت است از مشکل در تمرکز، خستگی زودرس، بیقراری، تحریک پذیری و تنش عضلانی شدید.
با اینکه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر معمولا به دنبال درمان روانی نمی روند، شیوع آن در طول زندگی بسیار بالا است، این اختلال حدود ۵ درصد از کل جمعیت را شامل می شود. بسیاری از مبتلایان با اختلال اضطراب فراگیر اظهار می کنند که در سراسر زندگی به آن دچار بوده اند، لیکن این اختلال معمولا از اواسط دوران نوجوانی آغاز می شود. به نظر می رسد که رویدادهای تنش زای زندگی در ایجاد آن نقش دارند. این اختلال در زنان دو برابر مردان است و با سایر اختلالات اضطرابی و اختلالهای خلق همایندی مرضی بالایی دارد. درمان موفقیت آمیز اختلال اضطراب فراگیر کاری دشوار است. در یک بررسی پیگیری ۵ ساله تنها ۱۸ درصد بیماران توانسته بودند کاملا از نشانه های اضطراب فراگیر فارغ شوند.( کرنیک و همکاران، ج ۱، ۱۳۸۴ )
در DSM-IV این اختلال باید در اکثر روزها در ضمن حداقل ۶ ماه دوام داشته باشد و کنترل نگرانی مشکل بوده و علائم جنسی نظیر تنش عضلانی، تحریک پذیری، اشکال در خواب و بیقراری با آن همراه باشد و از نظر ذهنی ناراحتی برانگیز و در زمینه های مهم زندگی شخص اختلال ایجاد کند. (کاپلان وسادوک ج ۲، ۱۳۸۶)
اختلال اضطراب فراگیر احتمالا شایعترین اختلالی است که با یک اختلال روانی دیگر دیده می شود تا ۲۵ درصد بیماران بالاخره به اختلال هراس مبتلا می گردند، در صد بالائی از این بیماران احتمال دارد به افسرده خوئی و اختلالات وابسته به مواد مبتلا شوند. (کاپلان وسادوک ج ۲، ۱۳۸۶).
ث)اختلال وسواس فکری- عملی
افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی (OCD) دو نوع مشکل دارند وسواس فکری، جریان فکر تکراری و ناخواسته است. وسواس عملی، عمل تکراری و تقریباً مقاومت ناپذیر است وسواس عملی تلاشی است برای کاهش دادن وسواس فکری. اما فقط عده قلیلی هستند که به اختلال وسواس فکری- عملی دچار می شوند.‹ اختلال وسواس فکری- عملی(OCD) یک اختلال اضطرابی است که در آن، ذهن فرد از افکار مهار نشدنی و پایدار نشدنی و پایدار لبریز شده و فرد را مجبور به تکرار مجدد اعمال مشخصی کند که سبب درماندگی و اختلال در کارکرد روزانه اش می شود›. (کرنیک و همکاران، ج ۱، ۱۳۸۴ ص ۲۰۰).
شیوع این اختلال در طول زندگی بین ۱ تا ۲ درصد جمعیت برآورده شده و در میان زنان ب
یش از مردان شایع است. معمولا از اوایل بزرگسالی شروع می شود و اغلب در پی رویدادی تنش زا مثل کشمکش های خانوادگی، یا مشکلات شغلی بروز می کند. شروع زود هنگام آن در مردان رایج تر و با وسواسهای عملی مربوط به وارسی همراه است. شروع دیر هنگام آن در زنان شایعتر است و به صورت وسواس در شستشو ظهور می کند. در خلال یک دوره افسردگی، گاهی بیماران دچار اختلال وسواس فکری- عملی می شوند و در بیماران مبتلا به وسواس فکری- عملی غالبا افسردگی مشخص و آشکار دیده می شود اختلالهای وسواس فکری- عملی معمولا با اختلالات اضطرابی دیگر به ویژه وحشتزدگی و فوبیها و اختلالات مختلف شخصیتی همایندی مرضی دارند.( نیل و همکاران ج ۱، ۱۳۸۴).
اختلال وسواسی- جبری را پس از فوبیها، اختلالات وابسته به مواد و اختلالات افسردگی در دریف چهارم شایعترین تشخیص های روانپزشکی قرار می دهند. بین نوجوانان پسرها بیشتر از دخترها به این اختلال مبتلا می شوند و میانگین سن شروع حدود ۲۰ سالگی می باشد ولی ممکن است در نوجوانی یا کودکی و در مواردی حتی در ۲ سالگی شروع شود. افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل به اختلال وسواسی – جبری مبتلا می شوند و این اختلال در سیاهپوستان کمتر از سفید پوستان شایع است، هر چند تفاوت دسترسی به مراقبت بهداشتی می تواند قسمت عمده این اختلاف را توجیه کند، تا تفاوت شیوع نژادها. (کاپلان وسادوک ج ۲، ۱۳۸۶).
وسواس فکری
وسواسهای فکری افکار، تکانه ها و تصورات مزاحم و تکراری هستند که ناخواسته به ذهن می آیند و در نظر فرد اموری غیر عقلانی و مهار نشدنی جلوه می کنند›. (نیل و همکاران ج ۱، ۱۳۸۴،ص ۲۰۰).
با اینکه بسیاری از ما ممکن است تجارب زودگذر مشابهی داشته باشیم، قدرت و فراوانی این وسواسهای فکری در بیماران به قدری بالاست که کارکرد بهنجار آنان را در هم می ریزد. از نظر بالینی، شایعترین وسواسهای فکری عبارتند از ترس از آلودگی، ترس از بروز تکانه های جنسی یا پرخاشگری، یا ترسهای خود بیمار انگارانه راجع به بد کاریهای بدن، همچنین ممکن است وسواسهای فکری به صورت تردید. تنبلی و اهمال کاری، و بلا تکلیفی مفرط پدیدار شود. تفکر وسواسی از لحاظی مثل پدیده نگرانی است که خصیصه معرف اختلال اضطراب فراگیر به شمار می آید. این نوع تفکر سرشار از نگرانیهای افراطی با ماهیت نشخواری راجع به احتمال وقوع اتفاقات منفی نامحتمل تفاوت میان این دو نوع تفکر در این است که فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی اشتغالات فکری خود را بیگانه با خود ناهمخوان می داند. یعنی آنها فکرهای مزبور را مسایلی می دانند که بیرون به آنان تحمیل می شود و معنای چندانی ندارد و بر عکس، فرد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر قادر است در باب نگرانی خود چنان سخنان منطقی داشته باشد که آن را توجیه کند.( نیل و همکاران ج ۱، ۱۳۸۴).
وسواس عملی