بهمن ۷, ۱۳۹۹

سايت مقالات فارسی – امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در صنعت حمل و نقل (مطالعه موردی شرکت …

اجتماعی نمودن[۵۴])پنهان به پنهان): انتقال دانش نامشهود یک فرد به فرد دیگر، برای انجام موثر این فرآیند باید میان افراد، فرهنگ مشترک و توانایی کار گروهی ایجاد شود. که با استفاده از نظریه های اجتماعی و همکاری میسر می شود. نشست گروهی که تجربیات را توضیح داده، درباره آن بحث می‏کند، فعالیتی است، که در آن اشتراک دانش پنهان می تواند رخ دهد.

بیرونی سازی (نهان به آشکار): تبدیل دانش نامشهود به دانش مشهود. در این حالت فرد می تواند دانش خود را در قالب مطالب منظم، سمینار،کارگاه آموزشی به دیگران ارایه دهد گفتگوهای میان یک گروه، در پاسخ به پرسش ها یا برداشت از رخدادها، از جمله فعالیت های معمولی هستند که این نوع از تبدیل در آنها رخ می‏دهد.

پیوند برقرار کردن)آشکار به آشکار): در این مرحله، حرکت، از دانش آشکار فردی، به سمت دانش آشکار گروهی و ذخیره سازی آن صورت می پذیرد و با توجه به استفاده از دانش موجود، امکان حل مسائل از طریق گروه فراهم شده، به دنبال آن دانش، توسعه می یابد.

درونی سازی(آشکار به نهان): در این مرحله، دانش آشکار به دست آمده در سازمان، نهادینه می شود. همچنین گذراندن این مرحله برای افراد، آفرینش دانش ضمنی جدید شخصی را نیز در پی دارد (کسب دانش پنهان جدید از دانش آشکار موجود(

گذراندن مراحل چهارگانه بالا، باید به صورت پیاپی و حرکت حلزونی شکل، ادامه یابد، تا به این وسیله، هر مرحله‏ای، کامل کننده مرحله پیش از خود باشد و ضمن نهادینه شدن دانش در سازمان، باعث تولید و خلق دانش های جدید نیز شود.
لازم به یادآوری است که باید هر یک از دو نوع دانش یاد شده در سازمان، مدیریت شود و نیز نحوه تعامل، استفاده و تبدیل هر یک به دیگری، مورد شناسایی و استفاده قرار گیرد. این دو نوع دانش، هر کدام می تواند، منشاء ایجاد دیگری باشد و در سطوح فردی، گروهی و سازمانی تسریع و گسترش یابد.
در شکل شماره ۲-۷، نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه فوق نمایش داده شده است.
شکل ۲-۷ نمایی از فرآیند تبدیل دانش(Nonaka&Takeuchi,1983)
نکته مهم دیگر آن است،که هنگامی که افراد در این فرآیندها شرکت می کنند، آموزش سازمانی نیز رخ می دهد، زیرا در این مشارکت، دانش افراد با دیگران، به اشتراک گذارده می شود، توضیح داده می شود، برای دیگران قابل دسترسی می شود و همچنین خلق و تولید دانش جدید از طریق این فرآیندها رخ می دهد.
در جدول زیر، مثال هایی در رابطه با فرآیندهای تبدیل شکل های گوناگون دانش به یکدیگر آورده شده است.

نهان به نهان (جتماعی کردن)
مانند نسبت ها و مباحثات یک گروه
نهان به آشکار (بیرونی سازی)
مانند گفتگوی درون گروه ها، پاسخ به پرسش ها
آشکار به نهان (درونی سازی)
مانند آموختن از طریق خواندن و شنیدن گزارش
آشکار به آشکار (پیوند برقرار کردن)
مانند ارسال از طریق پست الکترونیکی

جدول ۲-۳ تبادل دانش بین شکل های نهان و آشکار آن(Nonaka&Takeuchi,1983)
البته باید توجه داشت که این فرآیندها در انزوا رخ نمی‏دهند، بلکه در ترکیبات مختلف و در موقعیت های کاری ما بین افرادی که با یکدیگر مشغول به کارند، به وقوع می‏پیوندد. خلق دانش، نتیجه تاثیر متقابل افراد و دانش آشکار و پنهان است. به واسطه تعامل فرد با دیگران، دانش نهان، برون سازی شده و به اشتراک گذارده می شود، همچنین افراد در این فرآیندها از راه مدیریت دانش با به دست آوردن بینش و تجربه سازمانی خود یا توسط کارکنان دیگر، دانش را خلق، منتشر و درونی می کنند.
از آن جا که همه فرآیندهای این مدل مهم اند، بنابراین لازم است آنها را در مدیریت دانش به صورت یکپارچه مورد توجه قرار داده با اندیشیدن تدابیر و برنامه ریزی های لازم و نیز با عنایت به موقعیت سازمان مورد نظر، توازن بین این فرایندها را برقرار کرد.
بخش دوم
پیشینه تحقیق
۲-۲- پیشینه تحقیق در سطح بین الملل وایران
با توجه به اهمیت مدیریت دانش در سازمانهایامروزی و اینکه به عنوان یک ضرورت برای این سازمانها شناخته میشود. مطالعات پژوهشی اندکی در زمینه بررسی زیرساختهای مدیریت دانش در سازمانها به ویژه در دانشگاهها صورت گرفته است.
۲-۲-۱- درسطح ایران :
فتح الهی و دیگران[۵۵] در سال ۲۰۰۹ در پژوهشی که با عنوان “امکان‌سنجی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه اصفهان از دیدگاه مجریان طرح‌های پژوهشی دانشگاه”، به صورت توصیفی پیمایشی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که دانشگاه اصفهان در بعد فرهنگ برای پیادهسازی مدیریت دانش از آمادگی نسبتاً مطلوبی برخوردار است، ولی در دو عامل ساختار و فرایندها و زیرساخت فناوری اطلاعات این آمادگی دیده نمیشود.
در پژوهش دیگری که توسط حسینی[۵۶] در محیط دانشگاهی تحت عنوان “بررسی زیرساخت مدیریت دانش در سطح دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان” صورت گرفته، محقق پس از ارزیابی سه عامل از زیرساختهای اساسی مدیریت دانش (عامل مدیریتی، فرهنگ سازمانی و عوامل فنی)، با استفاده از روش توصیفی پیمایشی، به این نتیجه رسیده که در میان زیر ساختهای اساسی مدیریت دانش در سطح دانشکده، زیر ساخت فنی وضعیت نسبتاً مناسبی دارد ولی دو عامل مدیریت و فرهنگ سازمانی در شرایط مناسبی قرار ندارند.
قندالی،مریم در سال ۱۳۹۱ در پژوهشی که با عنوان ” طراحی ساختار مدیریت دانش در شهرداری ( مطالعه موردی شهرداری گرمسار) “،صورت گرفته که ابتدا به بررسی شاخص های مدیریت دانش شامل منابع انسانی،ساختار سازمانی ،فرهنگ سازمانی ، فناوری اطلاعات، رهبری و استراتژیک در شهرداری گرمسار پرداخته وسپس با بررسی تطبیقی مدلهای موجود مدیریت دانش ، مدل پیشنهادی در ۷ مرحله شامل شناسایی و جمع آوری دانش، سازماندهی دانش، خلق دانش، تسهیم و تبادل دانش، بکارگیری و توسعه دانش، ذخیره دانش و به روزنمایی و ارزیابی دانش جهت شهرداری گرمسار ارائه و در پایان در ۸ فاز به ارائه متدلوژی جهت پیاده سازی مدیریت دانش می پردازد.
عامری ،محمد نبی در سال۱۳۹۱ در پژوهشی که با عنوان ” امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان آموزش و پرورش (مطالعه موردی سازمان آموزش و پرورش سمنان)، صورت گرفته که نامبرده پس از نمونهگیری، پرسشنامههای محقق ساخته بین ۱۵۰ نفر از افراد جامعه توزیع کردید و دادههای بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید. برای این کار تک تک متغیرهای موجود در زیرساختارها و فرایندهای مدیریت دانش مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان میدهند که اداره آموزش و پرورش سمنان از هر جهتی(زیرساختارها و فرآیندهای مدیریت دانش) آماده پیادهسازی مدیریت دانش است.
نورا،فاطمه در سال ۱۳۹۲ در پژوهشی که با عنوان ” امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه پیام نور استان البرز” ، صورت گرفته است. بدین منظور پرسشنامه ای به منظور سنجش متغیرها طراحی شد که بخش اول آن سوالات عمومی و بخش دوم آن سوالات اختصاصی براساس طیف لیکرت بود. پس از اطمینان از پایایی این پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ ۹۲٫۸ % و روایی ابزار اندازه گیری توسط تحلیل عاملی محتوایی و تاییدی در میان نمونه ای متشکل از ۱۵۳ نفر با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی، متشکل از پرسنل فعال و هیئت علمی توزیع شد. داده ها با آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، آزمونtتک نمونه ای، همبستگی پیرسون و رگرسیون به وسیله نرم افزارهایLISREL و SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که زیرساخت ها (فرهنگ سازمانی، ساختارسازمانی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات) در دانشگاه پیام نور استان البرز جهت استقرار مدیریت دانش از شرایط مناسبی برخوردار هستند، این درحالیست که نظام فناوری اطلاعات در دانشگاه پیام نور استان البرز جهت استقرارمدیریت دانش از شرایط مناسبی برخوردار نیست. ازطرفی متغیرهای فرهنگ سازمانی، ساختارسازمانی و منابع انسانی بطور جداگانه هرکدام در دانشگاه پیام نور استان البرز جهت استقرار مدیریت دانش از شرایط مناسبی برخوردار هستند.
محمدی استانی،مرتضی.شعبانی ،احمد.رجایی پور،سعیددر سال (۱۳۹۰) در پژوهشی که با عنوان ” امکان پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان برپایه مدل بکوویتز و ویلیامز ” ،صورت گرفته است.روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی، و جامعه آن کتابداران شاغل در۱۳۸۹ بود. به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول – کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۳۸۸نمونه گیری عمومی کوکران استفاده و تعداد ۱۳۸ نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پژوهشگر ساخته با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی صوری پرسشنامه توسط استادان با تجربه تایید و به منظور پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ (۸۰%) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، آمار توصیفی و استنباطی به کمک نرم افزار آماری ۱۶ SPSS استفاده گردید. نتیجه پژوهش نشان داد که امکان پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان بر پایه مدل بکوویتز و ویلیامز پایین تر از اندازه متوسط ( ۳۶/ ۱۹ ) است و پیاده سازی آن نیز بطور یکسان وجود ندارد. افزون بر این، اختلاف دیده شده میان میانگین آزمودنی ها بر پایه عامل های جمعیت شناختی جنسیت، رشته تحصیلی، سابقه ،اشتغال، سطح تحصیلات، نوع کار، و نوع کتابخانه تفاوت معنی داری وجود ندارد ( P>0.05) ولی، در متغیر سطح تحصیلات در مولفه تسهیم و ارزیابی دانش، تفاوت معناداری وجود دارد (P<0.05) به سخنی دیگرکتابداران با سطح تحصیلات دیپلم امکان پیاده سازی تسهیم و ارزیابی دانش را نسبت به کتابداران با سطح تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد بیشتر می دانند.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir