اردیبهشت ۱, ۱۴۰۰

بازتاب مفاهیم آیات قرآنی در مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری- قسمت ۲۲

ترجمه :«(گویند) او را بگیرید و دستهای او را برگردن او بندید».
تفسیر ادبی و عرفانی:
« او را بگیرید به قهر و عُنف کشید، او را به دوزخ برید ، دست و پای او را در غل و زنجیر کشید و به سقر رسانید ، که اگر شرری از آن آتش به دنیا فرستد همه بی تاب شوند !پس چون باشد حال کسی که در میان آتش باشد »( آموزگار،۱۳۸۳ ،ج۵۵۴:۲).
********
۷۹-«الهی به حرمت آن نام که خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنان که ما را از وسوسه ی شیطانی و در هوای نفسانی و از غرور نادانی نگاه دار که می توانی» (انصاری،۳:۱۳۸۶).
********
بنیان گرفته از آیات زیر به روش گزارشی و اقتباسی است:
۱-آیات شریفه ی ۱تا۵ سوره مبارکه ی ناس:«قل اَعُوذُبِِرَبِّ النّاس(۱)مَلِکِ االنّاسِ(۲) اِلهِ النّاسِ(۳) مِن شَرَّ الوَسواسِِ الخَنّاس (۴) اَلّذی یُوَسوِِسُ فی صُدوُرِِ النّاسِ (۵)».
ترجمه:«بگو(ای محمّد) پناه می برم(فریاد خواهم) به خدای مردمان(۱). پادشاه مردمان(خدای یکتا)(۲). خداوند مردمان(خدای یگانه)(۳). از بد و وسواس شیطان خیبث که پنهانی(از دیوها و پریها) به دل ها افکند.(۴) آنکه وسوسه می اندازد در دل مردمان(۵).
تفسیر ادبی و عرفانی:
« بندگانم را بگو تا چون از شرّ دیو و مردم پناه خواهند ،از من خواهند و به من پناه آرند و به درگاه من گریزند. که جز درگاهم آنانرا پناهی نیست و مرهم خستگی آنان را جز از فضل ما نیست . هر جا در عالم درویشی است خسته ی جرمی و درمانده در دست خصمی است ، ما مولای اوئیم. هر جا خراب عمری و مفلس روزگاری است، ما خریدار اوئیم ،هر جا سوخته ای ،از خود بیخودی ،بی خبر ی است ما شادی جان اوئیم . هر جا از شرم زارنده ای و از بی کسی سر فرو گذارنده ای ،ما رهاننده ی اوئیم . صفت ما فرش فضل به باد افکندن ،در تربت افلاس تخم بر پراکندن،در بادیه ی بیخودی ،جوی جودکندن، بر لب جوی احسان باغ دوستی کاشتن است !خداوند در این سوره سه جا نام خود به بندگان اضافه کرد…:۱-رب: یعنی دارنده و پرورانده ی شما منم .۲- ملک: یعنی پادشاه و کاردان و کارشناس شما منم ۳- اله : یعنی رهنمای دلگشای شما منم . گاه گوید شما بندگان منید ، گاه گوید من خداوند شمایم ، جه جلالی بالاتر از آنکه خود گوید : شما آن منید و من آن شما . بنده چون بدین مقام رسید، قدم بر بساط قرب نهاد و از وسواس خنّاس بر کنار ماند! و توفیق موافق و سعادت مساعد او گردد ،دست اغیار از او کوتاه شود ، وسواس خنّاس از شعاع شمع او بگریزد ،سلطان محبّت در سرای خاصّ او نزول کند ، آثار و انوار لطف خدای بر حال او ظاهر گردد ،تا هر که در نگرد داند که او نواخته فضل او و افروخته ی لطف اوست .» (آموزگار ، ۱۳۸۳ج۲ :۶۵۲).
۲-آیه ی شریفه ی ۴۰ از سوره ی مبارکه ی نازعات : « وَامّا مَن خافَ مَقامَ رَبَّهِ و نَهیَ النّفسِ عَنِ الهَوی».
ترجمه :«هر کس از ایستگاه پیش خدای خود بترسید و خویشتن را از هوی نفس(بایستی نبایستی) داشت».
تفسیر ادبی و عرفانی:
«بدانکه در دنیا هر نفسی را آتشی است که آن را آتش شهوت گویند و در عقبی آتشی است که آن را آتش عقوبت گویند.هر که امروز به آتش شهوت سوخته گردد،فردا ناچار به آتش عقوبت رسد !
و هر که امروز به آب ریاضت و مجاهدت آتش شهوت را بنشاند ، فردا به آب رحمت و نور معرفت، آتش عقوبت را بنشاند» ( همان ،۵۸۷).
۳-آیه ی شریفه ی ۱۸۶ از سوره مبارکه ی اعراف:« من یُضلِلِِ الله فَلا هادِیَ لَهُ و یَذَرُهُم فی طُغیانِهِم یَعمَهونَ».
ترجمه :« هر کس را خدا گمراه کرد راهنمایی برای او نیست و آن ها را در کج فکری ها و طغیان هاشان می گذاریم تا بی سامان روند».
۴-آیه شریفه ی ۶ از سوره ی مبارکه ی انفطار: « یا اَیّهاَ الاِ نسانُ ما غَرّکَ بِرَبّکَ الکَریمِ ».
ترجمه :« ای آدمی چه چیز تو را به خداوند قرآن کریم نیکوکار و نوازش کننده فریفته کرده؟».
تفسیر ادبی و عرفانی:
«این آیه شگفت نگر، تهدیدی لطف آمیغ،خود می پرسد بنده را تقلین جواب می کند ،نام کریم را به یاد بنده می آورد تا بنده بگوید: با خدایا امید به کرمت بنده را مغرور کرده ! که اگر کرم تو نبود من گناه نمی کردم ، چون تو خود گناه مرا دیدی و از کرم پوشیدی و مهلت دادی». (آموزگار ، ج۵۹۳:۲).
********
۸۰-«الهی،ازبخت خود چون پرهیزم واز بودنی کجا گریزم، ناچار را چه آمیزم،و در هامون کجا گریزم» (انصاری،۱۴۸:۱۳۸۶).
********
بنیاد گرفته از آیه ی شریفه ۱۰و ۱۱ از سوره ی مبارکه ی قیامت به روش گزارشی: «یَقوُلُ الاِِنسانُ یَومَئذٍ اَینَ المَفَرُّ(۱۰)کلاّ لاوزرَ(۱۱)».
ترجمه: « آدم می گوید گریزگاه کجاست ؟ نه چنان است ،جای گریز و پناه نیست».
********
۸۱-«الهی «والذین جاهدوا » در قرآنست، قلم رفته را چه درمانست؟ الهی چون « سقیهم » تمامست،« شراباً طهورا » کدامست ؟ الهی ،آنچه از ماست بر ما بگذرد ،الهی ، همه از روز پسین ترسند و عبدالله از روز پیشین » (انصاری،۱۲۶:۱۳۸۶ ) .
***********
بنیاد گرفته از آیات زیر به روش اقتباسی و الهامی است
۱-آیه ی شریفه ی ۶۹ از سوره ی مبارکه ی عنکبوت : «وَالََّذِینَ جاهَدُوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنین».
ترجمه :«کسانی که در راه ما می کوشند(و خواهان پسند ما هستند) ،ما آن ها را راهنمایی می کنیم و به پسند خویش برسانیم که براستی خدا همراه نیکوکاران است».
تفسیر ادبی و عرفانی:
« یعنی کسانی که ظاهرشان به زیور مجاهدت آراسته است ما باطن آن ها را به مشاهده ی حق زیور می دهیم. جهاد در این جا بیان سه مرحله است: اوّل جهاد در باطن با نفس و هوی و هوس! دوم جهاد در ظاهر با دشمنان دین و کافران زمین! سوم اجتهاد در اقامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

ی دلیل حجت برای بیان حق و حقیقت! اینجاست که خداوند می فرماید: چون هدایت دادم با وی باشم و وی با من باشد! » ( آموزگار،۱۳۸۳ج۲۱۷:۲).
۲- آیه ی شریفه ی ۲۱ از سو ره ی مبارکه ی دهر : «عالِیَهُم ثِیابُ سُندُسٍ خُضرٌ وَاِستَبرَقٌ و حُلُّوا اَساوِرَ مِن فِضَّهٍ و سَقیهُم رَبّهُم شَرابَاً طَهوُراً».
ترجمه:« جامه ای که رویه ی آن ها سُندس سبز و دیبای ستنبر است و با دستینه های سیمین زیور شده اند و خداوند شرابی پاک به آن ها نوشانیده است».
تفسیر ادبی و عرفانی:
«شراب دو تا است : یکی امروز و دیگری فردا ؛ امروز شراب انس و فردا شراب وصل؛ امروز شراب از منبع لطف روان و فردا شراب طهور از کف رحمان ؛ هر که امروز شراب لطف و محبّت از جام معرفت می آشامد و فردا شراب طهور در بهشت رضوان ، بهشت امروز دل عارفان است که دیوارش ایمان و اسلام و زمینش اخلاص و معرفت ، درختا نش تسبیح و تهلیل ، جوی هایش تقوی و توکّل،کاخهایش از علم و زهد ،منظره اش از صدق و یقین ،رضوانش رضا به قضاست فردا همه ی مؤمنان حق را ببینند امّا هر یک به قدر شناخت خویش» (همان ج۲ :۵۷۸).
********
۸۲-«الهی ، چنان که کف دریا بر لب است ، کمالات سرمستان تو در نیم شبست» (انصاری ،۱۲۸:۱۳۸۶ ).
************
بنیاد گرفته از آیات شریفه ۱ تا ۶ سوره مبارکه مزمل به روش الهامی: «یا اَیَّهاَ المُزَمَّلُ(۱) قُمِ اللَّیلَ اِلا قَلیلاً (۲) نِصفَهُ اَوِنقُص مِنهُ قَلیلاً (۳) اَوزِد عَلَیهِ وَ رَتِّلُ القُرانَ ترتیلاً (۴) اِنّا سَنُلقیِ عَلَیکَ قَولاً ثَقیلاً (۵) اِنَّ ناشِئهَ اللَّیلِ هِیَ اَشَدُّ وَطئاً تَرتیلاً (۶)».
ترجمه:«ای جامه در خود پیچیده(۱).(ای محمّد)شب خیز برای نماز مگر اندکی(از شب)(۲). نیمی از شب یا چیزی اندک از آن بکاه(۳). یا چیزی بر نیم بیفزا و قرآن را گشاده حروف(آرام) بخوان (۴). ما بر تو سخنی گران مایه می افکنیم،(که نگاه داشتن به کار بردن آن بر بندگان گران است)(۵). ساعتهای شب و برخاستن به شب،سازنده تر وزبان دل را استوارتر و موافق تر و راست اندیشیدن و درست تر خواندن است(۶)».
تفسیر ادبی و عرفانی:
«برخیز نماز شب کن ، لختی از شب بیدار باش و آسایش نفس را خواب کن ، ای سیّد اگر همه شب در خواب باشی امّت تو ضایع مانند ، اگر همه شب بیدار مانی رنجه شوی و من رنج تو را نخواهم . به سبب بیداری تو، برخی گناهان امّت تو را بیامرزم و چون خواب کنی ، به حرمت خواب تو باقی گناهکاران را بیامرزم تو خلعت قربت ما را که یافتی در شب یافتی، هم در شب خدمت ما به جای آر، تا چنانکه خلعت در شب یافته باشی، شکر خلعت هم در شب گزارده باشی.
هیچ کرامت چنان نبود که در شب تاری از بستر گرم برخیزی و بر درگاه باری با تضّرع و زاری در مناجات شوی و به زبان نیاز در حضرت رازگویی: الاهی ، بارم ده تا قصّه ی درد خود به تو بردارم، بردرگاه تو می زارم و در امید و بیم می نازم، خدایا واپذیرم تا به تو پردازم ، یک نظر در من نگر، تا دو گیتی به آب اندازم» (آموزگار ،۱۳۸۳ ج۲ :۵۶۶ ).
********
۸۳- «الهی ، ذکر تو مراد نیست و مهر تو مرا آیین است و نظر تو عین الیقین است ، پسین سخنم این است. لطیفا که دانی چنین است» (انصاری،۱۳۷:۱۳۸۶) .
********
الهام گرفته از آیه ی شریفه ۷ از سوره مبارکه ی تکاثر به روش گزارشی:«ثُمَ لَتَرَوُنََّها عَینُ الیَقین».
ترجمه:« باز آن را خواهید دید دیدنی به چشم بی گمانی».
تفسیر ادبی و عرفانی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *