اردیبهشت ۱, ۱۴۰۰

بررسی تطبیقی قید در دستور زبان فارسی و عربی- قسمت ۲۱

لَعلَّ: با قید شک و تردید «شاید» برابر است. «وَاتّقُوا اللهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون» (بقره:۱۸۹)
«تقوا پیشه کنید تاشاید رستگار شوید»
لکِنَّ: معادلش حروف ربط لیک و لیکن است«فَلَم تَقتُلُوهُم وَلکِنَّ اللهََ قَتَلَهُم» (انفال:۱۷)
«این شما نبودید که آنها را کشتید بلکه خداوند آنها را کشت»

 

۲-۴-۸ افعال ناقصه

 

افعال ناقصه‌ی مازال، مابرح، ماانفکَّ، مافتی، بَقَی، ظَلَّ به معنای قیود؛ همیشه، هم‌چنان، پیوسته، هنوز می‌باشند. افعال؛ ماانفکَّ، مافتی، مازال، مابرَحَ، علاوه بر اسم نیاز به خبر هم دارند. (شرتونی، ۱۳۸۷: ۲۰۸) قبل از این افعال هم باید ادات نفی یا شبه‌نفی (دعاء، نهی) آمده‌باشد. اما بَقَی و ظَلَّ به همین صورت مثبت به معنای قیود مذکور به‌کارمی‌روند. افعال ناقصی که مسبوق به حروف نفی یا شبه‌نفی می‌باشند اگرچه به صیغه‌های ماضی (مانند مازال) و مضارع (مانند لایزال) به‌کارمی‌روند، اما از نظر زمانی تفاوت معنوی ندارند، ولی برای این که این قیود فارسی را برای فعلی که در گذشته اتفاق افتاده به‌کاربریم کافی است قبل از آن‌ها «کان» بیاوریم.
زال: «ولَایَزَالُونَ مُخْتَلِفین» (هود: ۱۱۸)
«آنها همواره مختلفند»
بَرِح: «لَن نَّبرَحَ عَلَیهِ عاکِفِین» (طه: ۹۱)
«ما همچنان گرد آن میگردیم»
فصل سوم
مقایسه‌ی دو مبحث با مثال‌ها در دو زبان
گفته شد قیدها به دو دستهی مختص و مشترک تقسیم بندی میشوند. کلماتی مانند:هنوز، هرگز، ناگهان، که به جز قید نقش دیگری را نمیپذیرند؛مختص نامیده می‌شوند. اما آن دسته از قیدها، مشترک نامیده می‌شوند که بتوانند به مقتضای جمله نقش‌های دیگری نیز بر عهده داشته باشند، مانند: باسرعت، خوب و غیره. در دستور زبان عربی از لحاظ نحوی مبحثی به نام ” قید ” وجود ندارد، لیکن مواردی که در فصل قبل نام برده شد معادلات قید محسوب می‌شوند که می‌توان آن‌ها را به لحاظ مختص و مشترک بودن و نیز معنایی مانند قیود فارسی دسته بندی نمود. علاوه بر معادلات نحوی بسیاری از لغات در عربی از لحاظ معنایی نیز مترادف با قیدهای فارسی هستند که در این فصل به تعداد محدودی از آنها اشاره شده است. در اینجا دو نکته لازم به ذکر است، اول اینکه میتوان با تسامح بیشتر موارد دیگری را به تقسیم بندیهای زیر اضافه کرد. دوم اینکه باید گفت، واژگان و حتی نحو عربی چند بعدی هستند. به این معنا که مثلاً نمیتوان معادل درستی برای واژهی کریم در زبان فارسی جایگزین کرد و یا گاهی در جمله هم زمان چندین تاکید به واسطهی اسمیه بودن، داشتن حروف تاکید و غیره صورت میگیرد که زبان فارسی قادر به بیان درجه این تاکید با در نظر داشتن شکل مفهومی آن نیست. بنابراین ممکن است معادل یابیهای دستوری و یا واژگانی همیشه خالی از اشکال نباشد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

۳-۱ قید زمان

 

قید زمان؛ قیدی است که بر زمان وقوع فعل دلالت می‌کند. به‌طورکلی ترجمه‌ی قیدها از عربی به فارسی و بالعکس گاهی به صورت لغت به لغت و گاهی براساس معادلات نحوی صورت می‌گیرد.
گاهی:
۱ـ قد تقلیل + فعل مضارع  گاهی «قد یَنجح الکَذُب» «دروغ گو گهگاهی پیروز میشود»
۲ـ قد + کان+ فعل مضارع  گاهی «فقد کان الظالِمُ یَحکُمُ باالعدل» « گاهی ظالم به عدل حکم میکند»
۳ـ برخی معادلات لغوی ـ گاهی ـ عبارت است از: احیاناً، بعض‌الاوقات، بعض‌الاحیان.
هرگاه:
۱ـ «عندما» لفظ مرکبی که ترکیب‌شده از ظرف زمان «عند» و «ما» مصدریه.
«سأزورک عندما یأتی المَساءُ»
«هرگاه شب فرا رسد به دیدنت خواهم آمد»
۲ـ «اذا» ظرفیه «فَلَوْلآ إذَا بَلَغَتِ الحُلْقُوم» (واقعه: ۸۳)
«پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه میرسد»
۳ـ «متی» شرطیه «متی یصلح باطنُک یصلح ظاهرُک أیضاً» «هرگاه باطنت اصلاح گردد ظاهرت نیز اصلاح میگردد» برخی مثالها برگرفته از کتاب، دروس فی الترجمه التطبیقیه، القیود فارسی و تطبیقها مع اللغه العربیه، نوشته سید محمد میرزایی الحسینی است. = در پاورقی آورده شود
۴ـ «إنْ» شرطیه «إن تَنْصُرُوااللهَ یَنصُرْکُمْ» (محمد: ۷) «چنانچه خدا را یاری کنید شما را یاری میکند»
۵ـ «إذما» حرف شرط «إِذما تَتَعلَّم تَتَقَدَّم فی الحیاه»
«هرگاه علم بیاموزی، در زندگی پیشرفت میکنی»
۶ـ «أیان» شرطیه، ظرف زمانی که متضمن معنای شرط باشد.
«أیان تَحسُن أخلاقُک تَکثُر أصدقاؤک»
«هرگاه اخلاقت نیکو گردد دوستانت زیاد میشود»
۷ـ «لو» حرف امتناع « لو تَنصُرنی اَنصُرکَ» « اگر مرا یاری کنی تو را یاری میکنم»
هنگامی که:
۱ـ «لمّا» ظرفیه که مختص فعل ماضی است «فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إلَی الْبَرِّ أعْرَضتُمْ» (اسراء: ۶۷)
«اما هنگامی که شما را به خشکی نجات دهد، روی میگردانید»
۲ـ «حینما» ظرفیه غیرجازمه
«حِینما وصلتُ إلی البیتِ فقد ترک صدیقی بیتنا»
«هنگامی که به خانه رسیدم دوستم منزل ما را ترک کرده بود»
۳ـ «بینما» یا «بینا»
«بینما نحن فی المَلعبِ إذ هطلش المطرُ»
«هنگامی که در ورزشگاه بودیم ناگهان باران باریدن گرفت»
در آن هنگام:
«إذَنْ» حرف ناصبه
«سأجتهِدُ کثیراً، أبلُغَ إِذَن القصدَ»
«خیلی تلاش خواهم کرد، در آن هنگام به هدف خود میرسم»
هنوز:
۱ـ لمّا + فعل مضارع مجزوم «کَلَّا لَمَّا یَقْضِِ مَا أَ َمَرَهُ» (عبس: ۲۳)
«چنین نیست؛ هنوز آنچه را به او فرمان داده، اطاعت نکرده است»
۲ـ لمّا + فعل مضارع
«وَلَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قُلُوبِِکُم» (حجرات: ۱۴)
«ایمان هنوز در قلبهای شما داخل نشده»
۳ـ لم + فعل مضارع + بعدُ
«لم نذهب إلی المسجد بعد»
«هنوز به مسجد نرفتهایم»
۴ـ لم (ما) + یکاد (کاد) + فعل مضارع + حتی +
«لم یکَد یقتربُ مِنِّی حَتَّی سَمِع صوتَ المُؤذُّن»
«هنوز به من نزدیک نشده بود که صدای مؤذن را شنید»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *