بهمن ۵, ۱۳۹۹

پژوهش – بررسی موانع و ارائه راه کارهای مناسب جهت استقرار نظام مدیریت کیفیت جامع …

مشکلات فرهنگی- گریز از نظم و انظباط و برنامه ریزی.
مشکلات حقوق و دستمزد.
فقدان مکانیزم های انگیزشی غیر مالی بخصوص برای جبران فعالیت های فکری و ذهنی کودکان.
فقدان مکانیزم های لازم در توانمندسازی نیروی انسانی سازمان.
۲-۱-۵- مراحل اجرایی مدیریت کیفیت جامع:
۲-۱-۵-۱- عوامل موثر در به موفقیت رسیدن در اجرای مدیریت کیفیت جامع:
افضلی در سال (۱۳۹۰)، این چنین بیان می دارد که:
موفقیت آتی هر سازمان در گرو موفقیت و توانمند سازی منابع انسانی آن سازمان بوده و مدیریت جامع می تواند این موفقیت را تضمین کند. اصولًا مدیریت بایستی مسئولیت بکارگیری و ساده سازی روش های مدیریت کیفیت جامع را در سازمان و نیز هدایت و بهسازی کارکنان را به عهده گیرد و با رعایت اصول ذیل پویایی و بهبود سیستم را تضمین نماید.
آموزش دادن کلیه مدیران آینده از هم اکنون.
جایگزینی سبک مدیریتی سنتی با روش های جدید مدیریتی.
بهبود ارتباطات کاریو مطلوب بین کارکنان و مدیران.
آگاه نمودن کارکنان نسبت به ضرورت بهبود کیفیت.
ایجاد انگیزش و پویایی در کارکنان.
فراهم آوردن محیطی توانمند به منظور ایجاد خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی.
تشکیل تیم های خودگردان و حلقه ای دوایر کنترل کیفیت.
تعیین مسیر پیشرفت شغلی کارکنان.
ایجاد فرهنگ سازمانی قوی و توسعه ارزش های مشترک کارکنان.
۲-۱-۵-۲- اجرای مدیریت کیفیت جامع:
قبل از اجرای نظام مدیریت کیفیت جامع در یک سازمان، ابتدا باید یک سری مسائل را در نظر گرفت که به آن ها اشاره می کنیم(دوری نژاد، ۱۳۸۹).
۱- تمرکز سازمانی بر اهداف
قبل از اجرای مدیریت کیفیت جامع، مدیر ارشد باید اهداف عمومی سازمان را تعیین کند و در این فرآیند سه عنصر را مورد توجه قرار دهد:
الف– چشم انداز سازمان.
ب- ماموریت یا رسالت سازمان.
پ– ارزش های سازمان.
چشم انداز جایی است که سازمان می خواهد در آینده به آن جا برسد و منعکس کننده ی نیاز مداوم برای رشد تعالی، خدمات پر سود و پی گیری مداوم برای رفع نیازهای مشتری است.
بیان ماموریت، هدف اصلی و نتایج مورد انتظار سازمان را توصیف می کند. ارزش ها و تعامل سازمان را نشان می دهد، روش های برقراری ارتباط میان سطوح سازمان و روابط با مشتری را به طور کلی مشخص می کند. در مرحله بعد، باید کارکنانش را تقویت کند.
۲- تقویت نیروی انسانی
تقویت نیروی انسانی کار مستلزم تفویض قدرت تصمیم گیری به کارکنان است. از آن جا که بیشتر کارکنان ما مستعد و توانمندند، لازم است فرصتی در اختیار آن ها گذاشته شود تا فکرشان را نیز همانند جسمشان به کار گیرند. در این صورت، آنان احساس می کنند که افرادی مسؤول هستند و این امر، احساس افتخار و مالکیت سازمان را در آن ها ایجاد خواهد کرد. چنین افرادی در جهت اهداف و ماموریت سازمان خود برانگیخته خواهند شد. بر این اساس، این دیدگاه به عنوان بخشی از فرآیند واگذاری اختیار به کارکنان، فرصت مشارکت در مدیریت را بیشتر می کند.
۴- مدیریت مشارکتی
مدیریت مشارکتی به کاربرد مهارت ها و تجربه های کارکنان در حل مسائله و بهبود کیفیت خدمات اهمیت می دهد. مدیر ارشد از همه ی اعضای سازمان دعوت می کند که در کنترل سازمان، تصمیم گیری ها و مسؤولیت ها مشارکت کنند. البته تأکید بر تلاش و فعالیت ها گروهی است اما رهبر، مسؤولیت نگه داشتن گروه در مسیر اصلی و اتخاذ تصمیم نهایی را بر اساس پیشنهاد گروه به عهده دارد. در واقع، کارکنان در تعیین خط مشی های سازمان فعال می باشد.
۵- تمرکز بر مشتری
پایه ی اصلی فلسفه ی مدیریت کیفیت جامع تأکید بر مشتری است. این توجه از آن جا ناشی می شود که مشتری، کیفیت حل یک محصول یا خدمت را ارزیابی می کند. مشتریان بیرونی کسانی هستند که محصول نهایی را می خرند یا مصرف می کنند. مشتریان درونی کسانی هستند که در یک نظام تولید به سایرین وابسته اند و سایر فرآیندها از طریق آن ها به حرکت در می آیند. اگر فرآیند الف محصولی را برای فرآیند ب تولید می کند، پس، فرآیند ب یک مشتری درونی فرآیند الف محسوب می شود. اگر کیفیت محصولات فرآیند الف کاهش یابد، مسلماً در کیفیت محصول فرآیند ب نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت.
۲-۱-۵-۳- بررسی مراحل اجرای مدیریت کیفیت جامع:
افضلی (۱۳۹۰)، مراحل اجرای مدیریت کیفیت جامع را بدین صورت بررسی کرده است:
آگاهی: شناسایی توانایی های بالقوه موجود و آمادگی برای تغییر.
کسب دانش ها و مهارت ها: پایه ریزی TQM و آموزش روش ها و ابزار ارتقای مستمر کیفیت.
برنامه ریزی بلند مدت: نیاز به سازگاری فرهنگ سازمانی با ارزش های اساسی مدیریت کیفیت جامع و سپس برنامه ریزی.
برنامه ریزی تفصیلی: تعیین گروه ها، فرآیندها، نیازها، مشتری و اهداف اجرا.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.