دانلود رایگان پایان نامه مدیریت با موضوع سازهای موسیقی

دانلود پایان نامه

تاکید و توجه بیشتر به یکی از مؤلفه ها، آن را تعریف کرده و مورد بررسی قرار داده است. همچنین تعداد عواطف شناخته شده با در

نظر گرفتن ترکیبات گوناگون، تحولات و اختلافات جزئی میان آنها، به صد نوع می رسد، عنوان برخی از گروه های اصلی از این قرار است: ((خشم، ترس، شادمانی، عشق، شگفتی، نفرت، شرم))(گولمن،1995).

1- MoroPhi
2- Cultural Intelligence
3- Emotion
تعریف دیگری که از عواطف در فرهنگ لغت راندوم هاووس (1975،270) آمده، عاطفه را نوعی حالت احساسی یا هیجانی می داند که خود آگاه و ارادی است و طی آن حالت هایی چون شادی، غم، غصه، ترس، تنفر و … تجربه می شوند و با حالت هایی چون شناخت یا انگیزش و اراده تفاوت دارند (سیاروچی1 و همکاران 1383).

تعدادی از نظریه پردازان، چندین هیجان مشابه را در مجموعه ای واحد جای می دهند، اما جملگی آنان بر این مطلب اتفاق نظر ندارند. عنوان برخی از این خانواده های اصلی و برخی از اعضای آنها از این قرار است:
– خشم : تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ، آزردگی، پرخاش، خصومت، اذیت، تند مزاجی، دشمنی و شاید در بدترین حالت تنفر و خشونت آسیب شناختی.
– اندوه : غصه، تاثر، دلتنگی، عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی، دلشکستگی، ناامیدی و در سطح آسیب شناختی، افسردگی شدید.
ترس : اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، توهم، ملاحظه کاری، تردید، زود رنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی(شوک)، وحشت، و از نظر آسیب شناسی روانی هراس(فوبی) و وحشت زدگی.
شادمانی: شادی، لذت، آسودگی، خرسندی، سعادت، شوق، تفریح، احساس غرور، لذت جسمانی، به هیجان آمدن، وجد، خوشنودی، رضایت، شنگولی، بالهوسی،از خود بیخود شدن و در نهایت شیدایی.
عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، هم ریشگی، صمیمیت، پرستش، شیفتگی، مبهوت شدن.
شگفتی: جا خوردن،حیرت، بهت، تعجب.
نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، اکراه، بیزاری، بی رغیتی.
شرم: احساس گناه، دستپاچگی، حسرت، احساس پشیمانی، احساس پستی، افسوس، دلشکستگی و توبه (گولمن،1387).

2-3- هوش
2-3-1- تعریف هوش
هوش توانایی یادگیری و کاربرد مهارت های لازم برای سازگاری با نیازهای فرهنگ و محیط است(یاسایی، 1384).
هوش یعنی تفکر منطقی، فعالیت هدفمند و برخورد کارا با محیط(براهنی و همکاران، 1383).

2-3-2- نظریه سه ‌وجهی استرنبرگ
بر طبق نظریه سه‌وجهی استرنبرگ، هوش دارای سه شکل است: تحلیلی، ابتکاری و عملی.
هوش تحلیلی شامل توانایی تحلیل، ‌قضاوت، ارزشیابی، مقایسه کردن امور انتزاعی(ذهنی) می‌شود. هوش ابتکاری شامل توانایی خلاقیت، طراحی، نوآوری و تخیل می‌شود و هوش عملی بر توانایی استفاده،‌ کاربرد، عمل کردن و در عمل به‌کار گرفتن تکیه دارد. استرنبرگ، همچنین در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که هوش بر سه گونه است:

 
 
1- هوش کلامی: در این نوع هوش، فرد مطالب را به سرعت می‌خواند و می‌فهمد و در سخن‌گویی، واژگان بیشتر و دقیق‌تری به‌کار می‌برد.
2- هوش کاربردی: بدین ‌معنا که فرد هوشمند همواره موقعیت‌ها را خوب بررسی می‌کند و مسائل را به نحو مطلوب و موفقیت‌آمیز حل می‌کند.
3- هوش اجتماعی: مردم را آن‌گونه که هستند می‌پذیرد، پیش از سخن گفتن می‌اندیشد و رفتار و کردارش همواره با سنجیدگی و ژرف‌نگری همراه است (امیدیان، 1385)
1-Ciarrichi
2-3-3- نظریه هوش چندگانه گاردنر
در این قسمت به هشت نوع هوش مختلفی که گاردنر تعریف کرده است اشاره می شود.
1-هوش تصویری – فضایی:( قدرت تشخیص تصویری و فضایی ). کسانی که هوش تصویری-فضایی بالایی دارند در تجسّم چیزها قوی هستند. این افراد معمولاً جهت‌یابی خوبی دارند و با نقشه‌ها، نمودارها، عکس‌ها و تصاویر ویدیویی مشکلی ندارند. این افراد از خواندن و نوشتن ، تفسیر عکس، گراف و نمودار ، رسم، نقاشی و هنرهای تجسمی و درست کردن پازل لذت می برند. اینها می توانند معمار، مهندس و هنرمند خوبی شوند.

2 – هوش کلامی – زبانی: کسانی که هوش کلامی- زبانی بالایی دارند به خوبی می‌توانند از کلمات، به هنگام نوشتن و حرف زدن، استفاده کنند. این افراد غالباً در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات ، استفاده از شوخ‌طبعی به هنگام بیان داستان‌ها ، توضیح دادن مسائل در مباحثه یا صحبت‌های متقاعد کننده مهارت دارند و ازخواندن و نوشتن لذت می برند.

3- هوش منطقی – ریاضی : کسانی که هوش منطقی- ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر درباره مفهوم اعداد، روابط والگوها ، انجام آزمایش‌های علمی، انجام محاسبات پیچیده و تفکر درباره ایده‌های انتزاعی علاقه‌مندند.
4- هوش اندامی- جنبشی: (تحرک فیزیکی، کنترل حرکات) کسانی که هوش اندامی- جنبشی بالایی دارند در حرکت‌های بدنی، انجام عملیات و کنترل فیزیکی قوی هستند. این افراد در هماهنگ سازی چشم و دست مهارت دارند و افراد چالاک وتردستی هستند. مهارت در ورزش و رقص ، لذت بردن از ساختن چیزها با دست ،‌ هماهنگی فیزیکی عالی و به خاطر سپردن چیزها از طریق انجام دادن آن‌ها، به جای گوش کردن یا دیدن از دیگر ویژگیهای این افراد است.
5- هوش موسیقیایی: کسانی که هوش موسیقیایی بالایی دارند در فکر کردن به الگوها، ریتم‌ها و صداها قوی هستند. این افراد از موسیقی لذت می‌برند و معمولاً در نواختن سازهای موسیقی و آهنگسازی مهارت دارند. لذت بردن از آوارخوانی و نواختن سازهای موسیقی،‌ تشخیص آسان الگوها و نت‌های موسیقی و درک عمیق از ساختار، ریتم و نت‌های موسیقی از دیگر ویژگیهای این افراد است.
6- هوش میان فردی : کسانی که هوش میان فردی بالایی دارند در تعامل با دیگران و درک آن‌ها قوی هستند.این افراد در سنجش هیجانات، انگیزه‌ها، تمایلات و منظور کسانی که دور و برشان هستند مهارت دارند.از دیگر خصوصیات این افراد می توان به مهارت در برقراری ارتباط کلامی، مهارت در ارتباط غیرکلامی ، نگاه کردن به موقعیت‌ها از زوایای مختلف ، ایجاد روابط مثبت با دیگران ، مهارت در فرو نشاندن اختلافات در داخل گروه‌ها اشاره کرد.
7- هوش درون فردی : (درون نگری و خودآزمایی) ،‌ کسانی که هوش درون فردی بالایی دارند، آگاهی خوبی از وضعیت هیجانی، احساسات و انگیزه‌های خود دارند. این افراد از خودآزمایی، تخیل روزانه، کند و کاو کردن روابط خود با دیگران و برآورد توانائی‌های فردی خود لذت می‌برند.چنین افرادی در تحلیل نقاط قوت و ضعف خود، خودآگاهی و داشتن درک روشن از ریشه انگیزه‌ها و احساسات خود مهارت دارند.
8- هوش طبیعت‌گرا : هوش طبیعت‌گرا آخرین نوع هوشی است که گاردنر درنظریه خود به هفت نوع قبلی افزوده و با مقاومت و مخالفت بیشتری نسبت به بقیه روبرو گردیده است. به گفته گاردنر، کسانی که دارای هوش طبیعت‌گرای بالایی هستند، سازگاری بیشتری با طبیعت دارند و معمولاً به پرورش، کشف محیط و یادگیری درباره موجودات علاقه‌مندند. این افراد به سرعت از جزئی‌ترین تغییرات در محیط‌شان آگاه می‌شوند. این افراد علاقه‌مند به موضوعاتی از قبیل گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی ،

جانورشناسی ، باغبانی، کشف طبیعت، پیاده‌روی و چادر زدن در طبیعت هستند(گاردنر1، 1999).
سوزان مورفی2 (2002) معتقد است که هوش مفهومی چند بعدی است . بعبارتی دیگر چند نوع هوش داریم و برای رهبری کارامد و مؤثر همه ابعاد هوش ضروری است. این هوش های چند گانه عبارتند از:
1- هوش شفاهی/ منطقی( هوش کاربردی)
2- هوش فرهنگی3/ نشان دهنده توانایی افراد در مواجه ی مؤثر با جنبه های فرهنگی محیط می باشد.
3- هوش هیجانی که در10 سال گذشته به عنوان مهمترین عامل موفقیت مدیران مطرح بوده است. (گرین و هیل4،2005) .

2-4- انواع هوش
2-4-1- هوش مصنوعی5
هوش مصنوعی را باید عرصه پهناور تلاقی و ملاقات بسیاری از دانش ها، علوم و فنون قدیم و جدید دانست.ریشه ها و ایده های اصلی آن را باید در فلسفه، زبانشناسی، ریاضیات، روانشناسی، نورولوژی و فیزیولوژی نشان گرفت و شاخه ها، فردها و کاربرد های گونه گونه و فراوان آن را در علوم رایانه، علوم مهندسی، علوم زیست شناسی و پزشکی، علوم ارتباطات و زمینه های بسیار دیگر.هدف هوش مصنوعی به طور کلی ساخت ماشینی است که بتواند ((فکر)) کند. اما برای دسته بندی و تعریف ماشین های متفکر، می بایست به تعریف ((هوش)) پرداخت.همچنین
به تعاریفی برای((آگاهی)) و ((درک)) نیازمندیم و در نهایت به معیاری برای سنجش هوش یک ماشین نیازمندیم. با وجودی که برآورده سازی نیازهای صنایع نظامی، مهمترین عامل توسعه و رشد هوش مصنوعی بوده است، هم اکنون از فرآورده های این شاخه از علوم در صنایع پزشکی، رباتیک، پیش بینی وضع هوا، نقشه برداری و شناسایی عوارض، تشخیص صدا، تشخیص گفتار و دست خط و بازی ها و نرم افزار های رایانه ای استفاده می شود. مباحث هوش مصنوعی پیش از بوجود آمدن علوم الکترونیک،توسط فلاسفه و ریاضیدانانی نظیر بول6که اقدام به ارائه قوانین و نظریه هایی در باب منطق نمودند، مطرح شده بود. در سال 1943با اختراع رایانه های الکترونیکی، هوش مصنوعی دانشمندان را به چالشی بزرگ فرا خواند. به نظر می رسید، فناوری در نهایت قادر به شبیه سازی رفتارهای هوشمندانه خواهد بود. با وجود مخالفت گروهی از متفکرین با هوش مصنوعی که با دیده تردید به کارآمدی آن می نگریستند تنها پس از 4 دهه، شاهد تولد ماشین های شطرنج باز و دیگر سامانه های هوشمند در صنایع گوناگون هستیم. نام هوش مصنوعی در سال1965 میلادی بعنوان یک دانش جدید ابداع گردید. البته فعالیت در زمینه این علم از سال 1960 میلادی شروع شده بود ولی تعریف دقیقی که مورد قبول همه دانشمندان این علم باشد ارائه نشده است.

هوش مصنوعی عبارت است از بکارگیری رایانه برای انجام کارهایی که اگر همان کارها را انسان انجام می داد هوشمندانه نامیده می شد. هوش مصنوعی تلاشی است برای ایجاد سیستم های مبتنی

1- Gardner
2- Morphi
3- Cultural Intelligence
4-Green & Hill
5- AI:Artificial intelligence
6-Bool
بر رایانه( هم سخت افزار و هم نرم افزار ) که مانند انسان رفتار کنند. سیستم هایی که می توانند زبان های طبیعی را یاد بگیرند و کارهای فیزیکی هماهنگ را به انجام رسانند(آدمک های آهنی) از یک دستگاه ادراکی استفاده می کنند که رفتارهای فیزیکی و زبانی آنها را آگاه می سازند (سیستم های ادراکی شفاهی و دیداری).
سیستم های خبره برخی ویژگی های مهارت، خبرگی، قدرت تصمیم گیری همچنین منطق، استدلال و ویژگی های شعور متعارف انسانها را به نمایش می گذارند.
نمودار شماره 2-1 اعضای خانواده هوش مصنوعی را نشان می دهد. عضو مهم دیگر هوش مصنوعی، ماشین های هوشمند است، یعنی سخت افزار فیزیکی که این کارها را به انجام می رساند.

نمودار شماره 2-1: خانواده هوش مصنوعی(نیسنفلد، 1989)

سیستم های هوش مصنوعی موفق مبتنی بر تجربه، دانش و الگو های انتخابی انسان در استدلال هایش هستند ولی این سیستم ها هوش انسان ها را به نمایش نمی گذارند و راه حل های نو و تازه برای مسائل ارائه نمی دهند.
سیستم های موجود قدرت خبرگان را گسترش می دهند ولی به هیچ وجه جانشین آنها نمی باشند و حائز
هوش و شعور انسان در کل نیستند.(نیسنفلد1،1989).

2-4-2- هوش طبیعی
عامل مهم متمایز کننده انسان از سایر حیوانات توان انسان در همراه کردن چیزهای متفاوت با یکدیگر برای به خاطر سپردن آنها و استفاده از استعاره و قیاس ( مشابهت ) انسان با بهره گرفتن از استعاره و قیاس قواعد جدیدی ایجاد می کند و قواعد قدیمی را در وضعیت های جدید بکار می گیرد و گهگاه نیز بصورت شهودی یا غریزی و بدون بکارگیری قواعد رفتار می کند. بیشتر آن چیزی که شعور متعارف در انسان نامیده
می شود در توان او برای ایجاد استعاره و قیاس نهفته است. هوش طبیعی انسان همچنین توان منحصر به فردی برای تحمیل دستگاه ادراکی به دنیای اطرافش دارد. مفاهیم کلان نظیر علت و معلول، زمان و مفاهیم خرد نظیر صبحانه، نهار، شام همه توسط انسان ها بر محیط اطرافشان تحمیل شده اند. از ویژگی های محوری رفتار هوشمند انسان، اندیشه و عمل بر اساس این مفاهیم است.

1-Nisenfeld

ویژگی ها هوش طبیعی
(انسان) هوش مصنوعی
(ماشین)
قابلیت بدست آوردن مقدار زیادی اطلاعات خارجی بالا پایین
قابلیت استفاده از انواع گیرنده ( چشم، گوش، بویایی، چشایی) بالا پایین
قابلیت خلاق بودن و تصور بالا پایین
قابلیت یادگیری از تجربه بالا پایین
قابلیت فراموشی بالا پایین
قابلیت انجام محاسبات پیچیده پایین بالا
قابلیت تطبیق بالا پایین
قابلیت استفاده از انواع منابع اطلاعاتی بالا پایین
قدرت انتقال اطلاعات پایین بالا
قابلیت تأمین هزینه کسب هوش بالا پایین

جدول شماره2-2: مقایسه هوش مصنوعی و هوش طبیعی(نیسنفلد،1989)
2-4-3- هوش اجتماعی1 : ثراندیک بیان می دارد که توانایی اجتماعی، عنصر مهمی از هوش می باشد. هوش اجتماعی از نظر ثراندریک توانایی درک دیگران، عمل و رفتار هوشمندانه و خردورزانه در روابط با دیگران است، لذا از اشکال انتزاعی و مکانیکی هوشی متمایز می شوند. از سال 1920 تا 1990 علاقه به
پژوهش در زمینه هوش کرده اند. به این ترتیب محققان به این نتیجه رسیده اند که هوش توانایی هایی فراتر از هوش شناختی را در بر می گیرد.(الون و هایگینز، 2005) .

2-5- هوش عاطفی و بهره هوشی2
هوش عاطفی و بهره ی هوشی قابلیت های متضادی نیستند. بلکه بیشتر می توان چنین گفت که متمایزند. همه ما ترکیبی از هوش و عاطفه داریم، افرادی که دارای بهره هوشی بالا و هوش عاطفی بسیار ضعیف (یا بهره ی هوشی پایین و هوش عاطفی بالا) باشند.علیرغم وجود نمونه نوعی، نسبتاَ نادرند.(دولویکس و هیگس3 ، 2000).
ریون بار-آن (1999) در پی یافتن پاسخی برای این سوال که چرا برخی از افراد نسبت به برخی افراد دیگر در ابعاد م
ختلف زندگی موفق ترند،به تحقیقات بسیاری دست زده اند. این سوال لزوم مرور کلی عواملی که تصور می شد موقعیت کلی را رقم می زنندو سلامت و هیجانی را موجب می شوند، ایجاد می کند.
بار- آن دریافت که تنها کلید موفقیت و تنها عامل پیش بینی کننده ی آنها هوش عقلی نیست بلکه باید در جستجوی عوامل دیگری بود. بر اساس مطالعات دانیل گلمن در بهترین شرایط همبستگی

1- Social Intelligence
2- Intelligence quetion
3- Dulewicz & Higgs


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اندکی(7%) بین هوش عمومی و برخی ابعاد هوش عاطفی وجود دارد. بطوریکه می توان ادعا کرد
آنها عمدتاً ماهیت مستقل دارند. وقتی افراد دارای بهره هوشی بالا در زندگی تقلا می کنند و افراد دارای هوش متوسط بطور شگفت انگیزی پیشرفت می کنند، شاید بتوان آن را به هوش عاطفی بالای آنان نسبت داد.
بنابراین افرادی که از هوش عاطفی قوی برخوردارند، از نظر اجتماعی متعادل، شاد و سر زنده‌اند و هیچ گرایشی به ترس یا نگرانی ندارند و احساسات خود را به طور مستقیم بیان کرده و راجع به خود مثبت فکر می‌کنند. آنان ظرفیت چشمگیری برای تعهد، پذیرش مسئولیت و قبول چارچوب اخلاقی دارند و در رابطه خود با دیگران بسیار دلسوز و با ملاحظه‌اند و از زندگی عاطفی غنی، سرشار و مناسبی برخوردارند. آنان همچنین با خود، بسیار راحت برخورد می‌کنند (دوستار، 1382).

2-5-1- مقایسه هوش عاطفی و عقلی
بهترین حوزه مناسب برای مقایسه هوش عاطفی و هوش عقلی محیط کار است زیرا فرد در محیط کار خود علاوه بر توانایی های علمی(که از هوش عقلی نتیجه می شود) از قابلیت های عاطفی خود نیز استفاده

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید