روانشناسی با موضوع نظریه سیستم‌های خانواده

روشﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ ﺑﺮای آﻣﻮزش و ﺗﻐﻴﻴﺮ اﻟﮕﻮﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ و ﺟﻮد داره ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از اون ها، آﻣﻮزش روش ﺣﻞ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦِ ﻧﻈﺮﻳﺔ اﻧﺘﺨﺎب ﮔﻼﺳﺮ اﺳﺖ. در ﻧﻈﺮﻳﺔ اﻧﺘﺨﺎب ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﻧﻴﺎز اﺳﺎﺳﻲ اﻧﺴﺎن ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻣﻲﺷﻮد. اﻳﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎ دروﻧﻲ، ﺟﻬﺎن عمومیت، ﭘﻮﻳﺎ و هم خوان ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ (ﻟﻮﻳﺪ[۱]، ۲۰۰۵). که ﺷﺎﻣﻞ ﺑﻘﺎ، ﻋﺸﻖ، ﻗﺪرت، آزادی و ﺗﻔﺮﻳﺢ می شن (ﮔﻼﺳﺮ، ۱۳۸۵).

ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺑﻘﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﻴﺎز ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ اﻧﺴﺎن، زﻧﺪه ﻣﺎﻧﺪن و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺜﻞ و ﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻣﻨﻴﺖ اﺳﺖ (ﻓﺮی[۲] و وﻳﻠﻬﻴﺖ[۳]، ۲۰۰۵). اﻳﻦ ﻧﻴﺎز ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺧﻮردن و ﻧﻴﺮو داﺷﺘﻦ، ﺷﺎﻣﻞ اﺣﺴﺎس اﻣﻨﻴﺖ، آﻣﺎدﮔﻲ ﺑﺮای ﺣﻮادث ﻏﻴﺮﻣﺘﺮﻗﺒﻪ، ﻣﺤﺎﻓﻈﻪﻛﺎری، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﻓﺮدی، ارﺗﻘﺎی وﺿﻌﻴﺖ ﻓﺮدی، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی ﺑﺮای آﻳﻨﺪه و سخت کوشی در اﻧﺠﺎم وﻇﺎﻳﻒ ﻣﺤﻮﻟﻪ ﻣﻲﺷﻮد (ﻫﺎﻓﺴﺘﺘﻠﺮ[۴]، ﻣﻴﻤﺰ[۵] و ﺗﺎﻣﭙﺴﻮن[۶]، ۲۰۰۴).

ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺗﻔﺮﻳﺢ ﺷﺎﻣﻞ ﻟﺬت ﺑﺮدن، ﺷﺎدی ﻛﺮدن، ﺧﻨﺪﻳﺪن، ﺑﺎزی ﻛﺮدن و داﺷﺘﻦ اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ ﻣﻲﺷﻮد (اروﻳﻦ[۷]، ۲۰۰۳). ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺷﺎﻣﻞ ﺻﻤﻴﻤﻴﺖ ﻓﺮدی، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ دﻳﮕﺮان، ﺗﻼش ﺑﺮای آﺷﻨﺎ ﺷﺪن ﺑﺎ دﻳﮕﺮان، رواﺑﻂ ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﺎ دوﺳﺘﺎن، اﺣﺴﺎس راﺣﺘﻲ در ﻛﻨﺎر ﺧﺎﻧﻮاده و رواﺑﻂ ﻣﻨﺎﺳﺐ و رﺿﺎﻳﺖ ﺑﺨﺶ ﺑﺎ ﺧﻮد و دﻳﮕﺮان اﺳﺖ (ﻫﺎﻓﺴﺘﺘﻠﺮ و ﻫﻤﻜﺎران، ۲۰۰۴).

ﻧﻴﺎز ﺑﻪ آزادی ﺑﻪ ﻫﺪاﻳﺖ راه و روش زﻧﺪﮔﻲ، اﻧﺘﺨﺎب ﮔﺰﻳﻨﻪﻫﺎی دل خواه، آزادی ﺑﻴﺎن، ﻫﻤﻜﺎری ﺑﺎ ﻓﺮد دل خواه، اداﻣﻪ ﺑﻪ ﺷﻐﻞ ﻳﺎ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ دل خواه و آزاد و رﻫﺎ ﺑﻮدن از ﻧﺎراﺣﺘﻲﻫﺎی ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ ﻳﺎ رواﻧﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﺗﺮس، ﻓﺸﺎر رواﻧﻲ، ﺑﻲﺣﺮﻣﺘﻲ و ﻳﻜﻨﻮاﺧﺘﻲ، اﻃﻼق ﻣﻲﮔﺮدد (اروﻳﻦ، ۲۰۰۳؛ ﻓﺮی و وﻳﻠﻬﻴﺖ، ۲۰۰۵).

و ﺑﺎﻻﺧﺮه ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﻗﺪرت، ﻣﻨﺰﻟﺖ، اﺣﺘﺮام، ﻣﻮرد ﻗﺪرداﻧﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ از ﻃﺮف دﻳﮕﺮان، ﺑﻪ ﺣﺴﺎب آﻣﺪن، ﻧﻔﻮذ داﺷﺘﻦ، ﻟﺬت از رﻗﺎﺑﺖ، ﺗﺮس از آﺳﻴﺐﭘﺬﻳﺮی، ﺗﻼش ﻛﺮدن و ﻣﻄﺮح ﺑﻮدن ﺑﻪدﻟﻴﻞ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ رو ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻲﮔﺮدد (ﻫﺎﻓﺴﺘﺘﻠﺮ و ﻫﻤﻜﺎران، ۲۰۰۴).

ﻳﺎدﮔﻴﺮی اﻳﻦ ﭘﻨﺞ ﻧﻴﺎز ﺑﺪون ﻧﺎﻛﺎم ﻛﺮدن دﻳﮕﺮان ﺑﺎﻋﺚ اﻳﺠﺎد ﺷﺎدی در ﻓﺮد ﻣﻲﮔﺮدد. در واﻗﻊ ﺗﺄﻣﻴﻦ اﻳﻦ ﻧﻴﺎزﻫﺎ ﻣﺤﺮک رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﻛﺎرآﻣﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻣﻲﺗﻮان اون ها رو ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺴﺘﻤﺮ در رواﺑﻂ زوجﻫﺎ ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺖ (ﻓﺮی و وﻳﻠﻬﻴﺖ، ۲۰۰۵). این نیازها در ادما از نظر شدت و قوت متفاوتند و ﻟﺤﺎظ و ا ﻳﻦ ﺗﻔﺎوتﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﺮوز اﺷﻜﺎﻻﺗﻲ در روابط منجر می شه. از طرف دیگه این ناهم خوانی در ﻧﻴﺎزﻫﺎ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺸﻜﻞ ﺟﻠﻮهﮔﺮ ﻣﻲﺷﻮد و زوجﻫﺎ رو ﻣﺠﺒﻮر ﻣﻲﺳﺎزد ﺗﺎ راهﺣﻠﻲ ﺑﺮای اﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﻴﺎﺑﻨﺪ، وﻟﻲ اﻏﻠﺐ اوﻗﺎت زوجﻫﺎ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﻲﺗﻮﺟﻪ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و از ﻋﺎدات ﻣﺨﺮﺑﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮزﻧﺶ، ﮔﻼﻳﻪ، ﺷﻜﺎﻳﺖ، ﺗﻬﺪﻳﺪ و ﺗﻨﺒﻴﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ (ﻣﺎرﻛﻤﻦ[۸]، رﻫﻮدز[۹]، اﺳﻜﺎت[۱۰]، رﻳﮕﺎن[۱۱] و وﻳﺘﻮن[۱۲]، ۲۰۱۰).

در ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی سال های اﺧﻴﺮ درک و ﺑﺮآورد اﻳﻦ ﭘﻨﺞ ﻧﻴﺎز اﺳﺎﺳﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان راﻫﻲ ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ و رﻓﺘﺎر زوجﻫﺎ ﻣﻮرد ﺗﺄﻳﻴﺪ و ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ (ﻫﺎروی[۱۳] و رﺗﺮ[۱۴]، ۲۰۰۲؛ ﻓﺮی و وﻳﻠﻬﻴﺖ، ۲۰۰۵). ﺑﻪ اﻋﺘﻘﺎد ﮔﻼﺳﺮ (۲۰۰۰)، ﻋﻠﺖ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﺑﻮدن ِاﻛﺜﺮ زوجﻫﺎ ﺗﻔﺎوت در ﺷﺪت ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦ ِاون هاﺳﺖ. ﻫﺪف اﺻﻠﻲ ﻧﻈﺮﻳﻪی اﻧﺘﺨﺎب اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ زوجﻫﺎ آﻣﻮزش دﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزﻫﺎی اساسی خود و همسرشون آگاهی پیدا کنن و تلاش کنن که انتخاب های مناسب تری داشته باشن (ﺑﺮاون[۱۵] و اﺳﺘﻮارت[۱۶]، ۲۰۰۵).

آﻣﻮزش ﺣﻞ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﻪ ﺷﻴﻮه ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦِ ﻧﻈﺮﻳﺔ اﻧﺘﺨﺎب ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎر روﺷﻦ و ﺑﺎ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﺸﻜﻼت ﻛﻨﻮﻧﻲ ﻣﺮاﺟﻌﺎن، ﺗﺎﻛﻨﻮن در درﻣﺎنﻫﺎی ﻓﺮدی و ﮔﺮوﻫﻲ (ﮔﺮوه درﻣﺎﻧﻲ، زوج درﻣﺎﻧﻲ و ﺧﺎﻧﻮاده درﻣﺎﻧﻲ) ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ (ﻟﻮﻳﺪ، ۲۰۰۵). در اﻳﻦ ﻧﻮع درﻣﺎن ﻫﻢ ﺟﻨﺒﺔ رﻓﺘﺎری و ﻫﻢ ﺟﻨﺒﺔ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ وﺟﻮد داره. ﻣﺆﻟﻔﺔ رﻓﺘﺎری ﺷﺎﻣﻞ ﻃﺮاﺣﻲ ﺗﻜﺎﻟﻴﻒ وﻳﮋه ﺑﺮای ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﻣﺮاﺟﻌﺎن ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺗﺸﺎن و ﻣﺆﻟﻔﺔ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﺸﺎن دادن اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮاﺟﻌﺎن در ﺣﺼﺎر ﻣﺸﻜﻼت شون ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ می تونن ﮔﺎمﻫﺎی ﻋﻤﻠﻲ و ﻣﺆﺛﺮی رو ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼت شون ﺑﺮدارﻧﺪ و ﺑﺮ ﻣﺸﻜﻼت ﻏﻠﺒﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ (ﻧﺰو[۱۷]، ۲۰۰۴). ﺷﻮاﻫﺪ ﭘﮋوﻫﺸﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ روش ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼت و ﺑﻬﺒﻮد رواﺑﻂ زوجﻫﺎ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﻮده اﺳﺖ (ﺟﻜﻮﺑﺴﻮن[۱۸]، ۱۹۷۷).

آﻣﻮزش ﺣﻞ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﺔ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ زوجﻫﺎ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺸﻜﻼت ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺧﻮد رو ﺑﻪ ﺷﻴﻮه ﻣﺆﺛﺮی ﺣﻞ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ و از زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺸﺘﺮک ﻟﺬت ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺑﺒﺮﻧﺪ. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ درک ﻣﺸﺘﺮک اﻟﮕﻮﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺑﻴﻦ زوجﻫﺎ در واﻗﻊ ﻫﻤﺎن روﺷﻦﺳﺎزی ﺗﻌﺎﻣﻼت زﻧﺎﺷﻮﻳﻲ ﻣﺜﺒﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ زوجﻫﺎ رو در درﻳﺎﻓﺖ و رﺷﺪ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﻳﺎری ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ در واﻗﻊ رﻓﺘﺎرﻫﺎﻳﻲ رو ﺷﺎﻣﻞ می شه که نگهدارنده ازدواج و پیوند زناشویی هستن (ﺳﺎﻧﻔﻮرد[۱۹]، ۲۰۱۰).

ازدواج

 

 

مدل خطی رابطه

این مدل به این خاطر خوبه که ارتباطات رو آسون کردن می کنه و به ما امکان میده که کل روند رابطه رو نظاره کنیم. مرد میگه، زن میگه، مرد جواب میده، زن جواب میده. در واقع، پیام هایی کلامی و غیر کلامی به طور هم زمان بین فرستنده و گیرنده رد و بدل می شن. گاتمن (۱۹۹۴) چهارمقوله رو واسه الگوهای منفی ارتباطی میگه و اون ها رو چهار سوارکار مکاشفه می گن (هنرپروران و همکاران، ۱۳۹۰):

  • انتقاد در مقابل شکایت: بعضی وقتا زوج ها به جای بیان مناسب احساس نارضایتی خود، به انتقاد سرزنش آمیز از همدیگه می پردازن.
  • تحقیر: تحقیر کننده به صورت از قصد و از روی قصد به همسر خود آسیب و ضربه روحی وارد می کنه. توهین و فحاشی، عنادورزی، مسخره کردن، حرکات بدنی توهین آمیز و ادا و اطوار و. . . .
  • دفاعی رفتار کردن: در این حالت، هر دو نفر مسئولیت خود رو ندیده گرفته و خود رو تبرئه می کنن. ممکنه از راه هایی مثل شکایت دوطرفه استفاده کنن.
  • نبود همکاری: قهر کردن انگار حالت تحقیر رو در طرف مقابل بوجود میاره. این حالت به این دلیلی ایجاد می شه که فرد احساس می کنه به اون بی توجهی می شه (هنرپروران و همکاران، ۱۳۹۰).

پارسونز[۲۰] (۱۹۹۱)، توجه به الگوی نقش ها، دو نقش متفاوت رو در خونواده مطرح می کنه. به نظر اون نقش مرد، دادن پایگاه اجتماعی به خونواده از راه شغل و ایجاد امنیت واسه خونواده از راه درآمد شغلی اونه ونقش زن، ایجاد و حفظ روابط عاطفی در درون خانواده س. پارسونز در نظریه تفکیک نقش ها با این تصور که اشتغال زنان، نظام خونواده رو در خطر قرار میده، اشتغال زنان رو سرزنش می کنه. به باور ایشون، تغییر در فرصت های شغلی و ایجاد برابری با مردان موجب از هم پاشیده شدن ساخت خونواده می شه و کارکرد خونواده رو بر هم می زنه. فرضیه ای رو که بارنت[۲۱] (۱۹۹۳)، مطرح کرد، هم صدا با این نظریه که فراوونی نقش ها، موجب اضطراب و فشار بیشتری بر زنان می شه، فرض رو بر این میذاره که اجرای چند نقش کلی به صورت هم زمان، موجب زایل شدن انرژی محدود فرد می شه و در نتیجه، زنان در جواب گویی به انتظارات و نیازای هر دو نقش خانوادگی و شغلی که لازمه توان و جواب گویی بالا هستن، با کمبود انرژی و در نتیجه ضعف و ناتوانی روبه رو می شن. فمینیست ها این نظر رو که برابری و تقارن در خونواده بیشتر شده، قبول نمی کنن و برعکس، ادعا می کنن خونواده، صحنه ای نابرابره که زنان رو به انقیاد کشیده و نقش اونا رو موندگاری می بخشه (کوپر[۲۲]، ۱۹۹۱).

اضطراب

وایلی[۲۳] (۲۰۰۰)، عقیده داره که همسران یه سری از الگوهای ارتباطی رو میان خود برقرار می کنن و رفتارای مشکل آفرین، فقط اجرای همون الگوها هستن. الگوهای ارتباطی مورد نظر وایل عبارتند از: تنهایی گزینی دوطرفه، سرزنش دوطرفه و توقع / تنهایی گزینی. طی سال ها تحقیق در مورد رابطه بین فردی، الگوهای زیادی ارائه شدن که نشون گر وجود و روش کار ارتباطاته.

[۱] Loyd

[۲] Frey

[۳] Wilhite

[۴] Huffstetler

[۵] Mims

[۶] Thompson

[۷] Ervin

 

[۸] Markman

[۹] Rhoades

[۱۰] Scott

[۱۱] Ragan

[۱۲] Witto

[۱۳] Harvey

[۱۴] Retter

[۱۵] Brown

[۱۶] Stuart

[۱۷] Nezu

[۱۸] Jacobson

[۱۹] Sanford

[۲۰] Parsons

[۲۱] Barnet

[۲۲] Cooper

[۲۳] Willey