عواملی مؤثر بر دوام زناشویی

۱-توانایی برابری: توانایی برابری با تغییرات چرخه زندگی و حوادث استرس زا.

استرس

۲-تعهد به خونواده: شناخت و بازشناسی ارزشهای فردی هر عضو و قبول کردن ارزش خونواده به عنوان یه واحد.

۳-رابطه: رابطه مفید بین زن و شوهر لازمه روشنی، باز بودن و موندگاری ارتباطه.

 

 

 

۲-۴-۹- نیازها و عوامل خوشحالی رضایت زناشویی

زناشویی

نوشته های اولین بر درک روابط موجود بین رضایت والدین و رضایت شخصی و خوشحالی زناشویی تاکید داشته و یکی از عوامل مهم احساس خوشحالی رو سطح پایین پیچیدگی مطرح کردن. هم اینکه تازگیا رابطه بین تغییرات روزانه و درجه احساس ارضا سه نیاز اساسی رو که عبارت ان از استقلال، احساس لیاقت و احساس ربط داشتن رو بررسی کردن. احساس استقلال یعنی اینکه شخص بتونه چیزی که رو که می خواد بدون اینکه احساس کنه تحت اثر دیگرونه انجام بده. احساس لیاقت یعنی اینکه شخص بتونه چیزی که رو که می خواهد بدون اینکه احساس کنه تحت اثر دیگرونه انجام بده. احساس لیاقت به معنی داشتن توانایی روبرو شدن با چالشای پیش روه و احساس ربط داشتن به معنی اندازه تجربه روابط نزدیک مثبت با دیگرونه. (امیدنیا، ۱۳۷۶)

 

۲-۴-۱۰- جنیست و رضایت زناشویی:

برم (۱۹۸۵) در بررسی های خود به این نتیجه رسید که به نظر می رسد جنسیت در بعضی از نقاط چرخه زندگی زناشویی می تونه در خوشحال تر ساختن افراد مؤثر باشه. جنسیت هم اینکه ممکنه در فوایدی که ادما از ازدواج برداشت می کنن هم اثر گذار باشه. برنارد (۱۹۷۲) عقیده ازدواج های مردونه و ازدواج های زنونه رو برحسب فرق های مربوط به روشی که مردان و زنان ازدواجشون رو درک می کنن و انتظارات متفاوتی که واسه ازدواجشون در نظر می گیرند، مطرح کرد. اون گزارش داد به نظر می رسد ازدواج نیازها و چیزهای مورد علاقه مردان رو نسبت به زنان بهتر و بیشتر برآورده می کنن؛ و اینکه مردان متال پریشونی روان شناختی کمتر و سلامت فیزیکی و روانی بیشتری رو نسبت به مردان مجرد تجربه می کنن.

ازدواج

یکی از تفاوتایی کلی در ازدواج زنان و مردان اینه که تغییر سبک زندگی به عنوان یه شوک مخصوصا در زنان تجربه شده. شغل زن بیشتر مکان دوم رو نسبت به شغل مردم می گیرد؛ و بیشتر زنان باید مسئولیت بزرگتری رو واسه کارای خونه بردوش بگیرن. (برنارد، ۱۹۷۲)

در مطالعه ای که به وسیله وانفوسن (۱۹۸۱) در مورد روابط زناشویی و استرس زندگی انجام شد، نشونه دیگری از فرق های جنسی در ازدواج رو شد. وانفوس گزارش کرد که واسه شوهران، پشتیبانی مؤثر زنان در تایید و صمیمیت، با افسردگی کمتر اون ها درزمینهٔ استرس شغلی رابطه داره؛ در حالی که افسردگی کمتر و بهتر بودن واسه زنان با سودمندی و نبود اختلاف درباره کارای روزمره ربط داره.

افسردگی

یافته های چندی در توافق با ایده برنارد در مورد ازدواج های متفاوت مردان و زنان هست. هر چند که ازدواج های خیلی زود با رضایت زناشویی واسه هر دو جنس رابطه برعکس داره (لی، ۱۹۷۷). هم اینکه زنان بیشتر از مردان به گزینه طلاق فکر کردن. (بوث و وایت، ۱۹۸۰)

تحقیقات نشون می دهد منابع بیشتر فردی در دسترس، با کیفیت بیشتر زناشویی همراه س. تحصیلات و سن در اول ازدواج در آزمایش از کیفیت زناشویی مؤثر بودن. (بامپت و سویت، ۱۹۷۲)

ادبیات قبلی رضایت زناشویی نشون می دهد که در مراحل جور واجور دوره زندگی زناشویی، تجربه ازدواج واسه مردان و زنان فرق داره. این گذشته نشون می دهد در طول مراحل اولیه ازدواج زنان و مردان در سطح بالایی از رضایت و سازگاری قرار داشته و شباهت بیشتری رو دارن؛ در حالی که در ادامه عوامل چندی هست که تجربه زناشویی رو در مردان و زنان متفاوت می سازه؛ و رضایت بالاتری رو در مردان نسبت به زنان بوجود می آورد. شرایط و مقتضیات زندگی (استرسورهای بیرون از خونواده و داخل خونواده) و منابع شخصی ممکنه بر رضایت زناشویی اثر بزاره. استرس های زندگی که مربوط به شرایط بیرون و یا درون زندگی خانوادگیه که ممکنه رضایت زناشویی رو کم کنن. در حالی که دسترسی به منابع شخصی ممکن رضایت زناشویی رو زیاد می کنن (بیرد، ۱۹۸۶).

 

۲-۴-۱۱ – تغییر رابطه و صمیمیت و رضایت زناشویی

در نظریه های جورواجور تصریح شده که تغییر رابطه زناشویی از مراحل جذابیت یا جذب شدن، بررسی ارزش ها و بازخوردهای همدیگه، اعلام علاقه و خواستگاری، آزمون و آزمایش رابطه (در چه حدی می توان همدیگه رو همراهی و نیازای هم رو ارضا کرد)، خود گشودگی انتخابی (در جهت شناخت همدیگه و اینکه چقدر شباهت هست)، خلاص شدن از اوهام و اثبات رابطه دوستانه میگذره و درآخر افراد تصمیم می گیرند تعهد لازم رو به همدیگه داشته باشن یا خیر؛ و در اون صورته که این رابطه می تونه با دلبستگی، گرمی، آرامش و احساس ایمنی همراه شه. در بین تحقیقات، در موردقبول صمیمیت به عنوان عنصر اساسی در کیفیت زناشویی دعوا ای وجود نداره (یزدان دوست،۱۳۷۶).

وقتی که در روابط زناشویی صمیمیت بیشتر شه عشق و محبت هم زیاد می شه درنتیجه احساسات ناخوشایند بیشتری هم چون شرم و ترس نمایان می شه که باید درمان شن (گری، ۱۳۸۹).

دانونو و جانسن (۱۹۹۴) مطالعه ای رو انجام دادن که در اون صمیمیت به سه نوع فرعی تقسیم می شه:

کلامی، عاطفی و جسمی. این سه متغیر هرکدوم به سهم خود می تونن به عنوان عوامل تعیین کننده پیوند و تعامل با بقیه و پیش بینی کننده رضایت زناشویی و درنتیجه سازگاری زناشویی نقش مهمی داشته باشن. هرچه لحظات و وقایع شادی انگیز و لذت بخش بیشتر و به طور همیشگی باشه شخص از سلامت جسم و روان بیشتر بهره مند بوده احساس رضایت مندی بیشتری کرده و استرس های زندگی کم رنگ تر می شه (زینی،۱۳۸۹؛ به نقل از رضایی، ۱۳۹۰).

[۱] – Kaslo & Robinson

[۲]-Bernard.

[۳] – Vanfossen

[۴] – Lee

[۵] – Booth & White

[۶]- Bumpass & Sweet

[۷] – Beyerd

[۸] – Geri

[۹] – Dandeneau & Jonson

[۱۰] – Zine