فایل رایگان پایان نامه حقوق : شرکت در انتخابات

دانلود پایان نامه

مسلمانان را کافر و مشرک نمی شمارند.
2.1.3. ورود اندیشه‌های اعتقادی ـ انقلابی
جهان اسلام همواره شاهده حضور شخصیت‌هایی بوده است که تأثیرات عمیقی بر اندیشه‌های مسلمانان گذاشته‏اند. سلفیه نیز از ورود چنین اندیشه‌هایی بی نصیب نبوده است. رشد و گسترش تفکرات شخصیت‌هایی همانند سلیمان بن عبدالوهاب، در عصر خود محمد بن عبدالوهاب و اندیشه‌های شخصیت‌هایی همانند «سید ابوالاعلی مودودی»، «علی عبدالرزاق»، سید جمال الدین اسدآبادی و علامه اقبال منشأ تغییرات عمده‌ای در این اندیشه شده است.
اما در میان تمامی آنها، شاید اندیشه‌های سید قطب و پس از وی برادرش محمد قطب، بیش از سایرین بر سلفیه تأثیر داشته است و جریان‌های خلف و ناخلفی را پدید آورده است. به این معنا که برخی به دیدگاه‏های وی وفادار مانده و شاگردان صادقی برای وی بوده‌اند و برخی با انحراف در اندیشه‌های وی به دامن تکفیر و فرقه گرایی افراطی افتاده‌اند.
البته سلفی‌های کلاسیک همانند وهابی‌ها، با عقاید سید قطب مخالف هستند و چنین پنداشتند که مراد وی از توحید در حاکمیت، جامعه آنارشیستی و دیدگاه خوارجی است. بدین معنی که وی اعتقادی به تشکیل حکومت در جامعه ندارد و مانند خوارج از آیه شریفه «ان الحکم الا لله» بی‌حکومتی را برداشت کرده است؛ اما نظر وی چنین نبود؛ بلکه مراد او از جامعه الهی، جامعه‏ای بود که رئیس آن بر مبنای اصول اسلامی حکم براند، و در سایه این حکومت اسلامی است که احکام و فرامین الهی در جامعه قابل اجراست.
جدای از اندیشه‌های سید قطب و برادرش، انتشار اندیشه‌های متعارض محمد غزالی و محمد سعید رمضان البوطی، بیشترین تأثیر را در تقسیم سلفیه به جریان‌های مختلف در سال‌های اخیر به همراه داشته است.
2.2. روش
گاهی دو جریان سلفی از نظر عقاید و حتی مواضع سیاسی با یک‌دیگر مشابهند، اما از نظر روش رسیدن به هدف‌ها با یکدیگر تفاوت دارند. بهعنوان نمونه در حالیکه شاخه «جمعیتالعلمای اسلام» ـ که پیرو مکتب دیوبند است ـ برای پیشبرد هدف‌های خود از روش‌های متداول سیاسی استفاده می‌کند، و می‌کوشد در فضای سیاسی حضور فعالی داشته باشد، و از این راه به خواسته‌های خود برسد، گروهی مانند «سپاه صحابه» با همان نگرش‌های اعتقادی، روش ترور و خشونت را برای پیشبرد هدف‌های خود به‌کار می‌گیرد. و یا در حالی که جریان‌های نوگرای وهابی برای پیشبرد هدف‌های خود از روش تبلیغی استفاده میکنند، جریان‌های افراطی، روش خشونتآمیز و کمک به گروه‌های خشونتگرا را در پیش گرفتهاند.

2.3. نقد و بررسی جریان‌های سلفی
با توجه به عوامل پیش، می‌توان سلفی‌گری را به گونه‌هایی که در پی می‌آید، تقسیم کرد:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2.3.1. سلفی‌گری تکفیری
سلفی‌گری تکفیری به گرایش گروهی از سلفیون گفته می‌شود که مخالفان خود را کافر میشمارند. براساس مبنای فکری آنان میان ایمان و عمل تلازم وجود دارد. به این معنی که اگر کسی ایمان به خدا داشته باشد و مرتکب کبائر شود، از دین خارج شده و کافر شمرده می‌شود. در جهان اسلام تنها گروهی که چنین عقیده‌ای داشتند، خوارج بودند. خوارج ایمان را بسته به عمل می‌دانستند و فرد مرتکب کبیره را از دین خارج و واجبالقتل می‌شمردند. به همین علت در برابر مسلمانان قد برافراشتند و آنان را به بهانه‌های واهی کشتند. حتی حضرت علی7 را به این بهانه شهید کردند که به باور آن‌ها، به‌علت آن‌که حکمیت را ـ که خود آن‌ها به او تحمیل کرده بودند ـ پذیرفت، مرتکب کبیره شده بود.
سلفی‌‌های تکفیری نیز چنین دیدگاهی دارند. چنین دیدگاهی موجب شده است که مسلمانان را بهعلت انجام امور مذهبی خود، در ردیف مشرکان قرار دهند و در نتیجه آنان را «مهدورالدم» شمارند. این گروه ـ مانند خوارج ـ مسلمانان را از آن جهت که همانند آن‌ها نمی‌اندیشند و به باورآن‌ها مشرک هستند، کافر می‌دانند.
مهم‌ترین نوع سلفی‌گری تکفیری (تکفیر مسلمانان) شاخه اصلی وهابیت یا همان «وهابیت تکفیری» است. بی‌اغراق می‌توان گفت تمامی جنگ‌های وهابیان با مسلمانان و در مناطق اسلامی بوده است:
“بر هر شهری که با قهر و غلبه دست می‌یافتند، خون مردم را مباح میدانستند. اگر می‌توانستند آن را جزو متصرفات و املاک خود قرار می‌دادند و در غیر این صورت به غنایمی که بهدست‌آورده ‌بودند، اکتفا می‌کردند.”
صلاح‌الدین مختار که از نویسندگان وهابی است، می‌نویسد:
“در سال 1216 قمری «امیر سعود» با قشون بسیار متشکل از مردم نجد و عشایر جنوب حجاز و تهامه و دیگر نقاط، ‌به قصد عراق حرکت کرد. وی در ماه ذی‌القعده به شهر کربلا رسید و آن‌جا را محاصره کرد. سپاهش برج و باروی شهر را خراب کرده، به زور وارد شهر شدند و بیش‌تر مردم را که در کوچه و بازار و خانه‌ها بودند، به قتل رساندند. سپس نزدیک ظهر با اموال و غنایم فراوان از شهر خارج شدند.”
وهابیان نه تنها به جرم اعتقاد شیعیان به زیارت، بسیاری از زائران را در کنار مرقد امام حسین7 در کربلا سربریدند، بلکه در شهرهای نجد و حجاز و سوریه که مردم از اهل سنت بودند نیز به جنایات فجیعی دست زدند. البته وهابیت تکفیری فقط مربوط به گذشته نیست، امروز نیز شیعه و اهل سنت در نگاه وهابیان معاصر کافر شمرده می‌شوند.
وهابیت سلفی تکفیری در توجیه وضع عراق، آن را در تسلط چهار گروه می‌داند: اول صلیبیون، که منظور از آن‌ها، اشغالگران آمریکایی و غربی هستند؛ دوم رافضیون، که مراد شیعیان عراق هستند؛ سوم صفویون یا همان شیعیان ایرانی هستند که به گمان آنان بر عراق تسلط دارند؛ و چهارم مرتدین، یعنی اهل سنت عراق هستند که با دولت همکاری می‌کنند. بر همین پایه نیز، به جهاد با این چهار گروه فتوا داده و کشتن و کشته شدن در این راه را موجب سعادت می‌شمارند. آنان هیچ تفاوتی میان کافران اشغالگر آمریکایی و مسلمانان شیعه و سنی این کشور قائل نیستند و همه را مستحق مرگ می‌دانند.
آنان هم‌چنین فتواهایی مبنی بر کافر بودن شیعیان و دیگر مسلمانان صادر کرده‌اند؛ چنان‌که «عبدالرحمن ناصر البراک» ، یکی از علمای وهابی، شیعه و بیش‌تر اهل سنت را که تمایلات صوفی دارند، کافر و مشرک می‌داند. فتوای قتل شیعیان و تخریب قبرهای امامین عسکریین8 از سوی علمای وهابی ـ که «بن جبرین» در رأس آنان بود ـ موجب شهادت جمعی از شیعیان و تخریب دو مقبره امامان شیعه شد.
به جز وهابیان، گروه‌های تندروی دیگری نیز ـ مانند گروه‌های وابسته به مکتب سلفی «دیوبندی» در پاکستان ـ هستند که چنین اعتقادی دارند. «سپاه صحابه»، «لشکر جهنگوی» و «لشکر طیبه» همگی از گروه‌های سلفی وابسته به شاخه افراطی دیوبندی هستند که به‌طور رسمی، شیعیان را کافر اعلان کرده و هر بار جنایت‌های فجیعی انجام می‌دهند.
2.3.2. سلفی‌گری جهادی
نظریه پردازی درباره سلفی‌گری جهادی ریشه در اندیشه اندیشمندان مصری دارد. سرچشمه این نوع از سلفی‌گری را نخست باید در اندیشه‌های «سید قطب»، رهبر شاخه انقلابی «اخوانالمسلمین» مصر، جست‌وجو کرد.
به عقیده سید قطب، جاهلیت قرن بیستم وخیم‏ترین نوع جاهلیتی است که در تاریخ بشر بر روی زمین ظاهر شده است. به نظر وی تلاش‏های پیامبر9 برای از بین بردن دشمنانش آسان‏تر از تلاش‏هایی است که باید برای پایان دادن به جاهلیت در عصر حاضر صرف شود. وی دلیل این امر را دشمنی دوگانه‏ای می‏داند که مؤمنان باید با آن مبارزه کنند؛ دشمن خارجی (عمدتاً فرهنگ غربی) و دشمن داخلی در میان دنیای اسلام(حاکمان غیر اسلامی).
وی در چنین شرایطی «جهاد» را مطرح می‌کند و بیان می‌کند که در این شرایط مسلمان وظیفه دارد برای برپایی دین ـ چه با کفار و چه با حاکمان دست نشانده کشورهای اسلامی ـ جهاد کند. چنین رویکردی موجب شد که «اخوانالمسلمین» با تأثیر از اندیشه‌های سید قطب، مواضعی جهادی در برابر دولت مصر بگیرد.
گروه مصری دیگری که در ایجاد اندیشه سلفی‌گری جهادی تأثیر داشت، «جماعت اسلامی مصر» بود که «عبدالسلام فرج» مانیفست جهادی آنان را نوشت. وی در سال 1979 م. (1358 ش.) در کتاب «الفریضه الغائبه» جهاد را بهعنوان واجبی که فراموش شده است، مطرح کرد و میان گروه جهاد و جماعت اسلامی مصر، پیوندی ایجاد شد که سرانجام، به ترور «انور سادات» انجامید.
اما در دیدگاه‌های سید قطب و عبدالسلام فرج، جنگ‌ها و اختلاف‌ها‌ی فرقه‌ای وجود نداشت و عامه مردم و علما به علت اختلاف عقاید مورد حمله و کشتار قرار نمی‌گرفتند.
البته سید قطب، به سبب تمکین مردم مصر و عدم قیام در برابر حاکم غیر اسلامی، مردم مصر را تکفیر کرد، اما این تکفیر هرگز جنبه فرقه گرایانه نداشت و مذهبی نداشت، بلکه زمینه‌ای برای تحریک مردم برای قیام علیه دولت‌های جائر و ستمگر بود.
انحراف در اندیشه سلفی‌گری جهادی هنگامی آغاز شد که سلفیان تکفیری کوشیدند این جریان را به نفع خود مصادره کنند. سازمان‌هایی مانند «القاعده» و «حزبالتحریر»، به جای مبارزه با کافران، وارد مبارزه‌های عقیدتی درون دینی شدند. این انحراف که تقریبا پس از جنگ افغانستان با شوروی سابق آغازشد، رفته رفته، بر جنبه‌های فرقه گرایی خود افزود و به آلتی در دست متعصبان و گروه‌های تکفیری سلفی تبدیل شد. به همین علت نیز برخی، سلفی‌گری جهادی را شکل منحرف شده اندیشه‌های سید قطب می‌دانند.
دکتر «عبداللطیف هرماسی»، اندیشمند تونسی، ابعاد این انحراف را این گونه ترسیم می‌کند:
“سلفی‌گری جهادی، در فعالیت‌های خود به تعریف رایج میان علمای اسلام که جهان را به دو بخش اسلام و کفر تقسیم می‌کنند، توجهی ندارد؛ بلکه با توسعه در مفهوم شرک و کفر، گروه بزرگی از مسلمانان را نیز از دایره اسلام خارج می‌کند.
از سوی دیگر، آنان در عین حال، رنگی کاملاً سیاسی به فعالیت‌های خود می‌دهند و روش آنان در مبارزه، جهاد است، که برای توجیه آن ناگزیر باید حکم کفر و ارتداد را برای مخالفین خود صادر کنند.”
گروه‌های وهابی و تروریستی در کشورهای اسلامی که بسیاری از آن‌ها ریشه در القاعده دارند، در حالی که به شدت تکفیری‏اند، می‏کوشند خود را بهعنوان چهره‌های جهادی معرفی کنند و فجیع‌ترین جنایت‌ها به‌دست گروه‌های وابسته به این جریان در کشورهای اسلامی انجام می‌شود. گروه‌هایی مانند «الجماعه المسلحه» و «الجماعه السلفیه الدعوه والقتال» در الجزایر که کشتارهای آنان در جهان اسلام معروف است. «جماعه شبابالمجاهدین» در سومالی، «جماعه جند انصارالله» در رفح و «حزبالتحریر» که فعالیتی جهانی دارد، نمونه‌هایی از سلفی‌گری تکفیری هستند که از مفهوم مقدس «جهاد» سوء استفاده می‏کنند. بهعنوان نمونه «زرقاوی» که رسماً رهبری شاخه عراقی القاعده را در دست داشت، ابتدا با هدف مبارزه با اشغالگران وارد عراق شد، اما پس از چندی رسماً به تهدید شیعیان و حتی اهل سنت عراق پرداخت و بسیاری از بمب گذاری‌ها که مردم بی‌گناه را در کوچه و بازار به کام مرگ کشید، توسط او انجام می‌شد. مثله کردن و سربریدن شیعیان از فعالیت‌های این گروه است.
2.3.3. سلفی‌گری تبلیغی
سلفی‌گری تبلیغی بیش‌تر در برابر سلفی‌گری تکفیری مطرح می‌شود. سلفی‌گری تبلیغی نوعی از سلفی‌گری است که محور فعالیت‌های خود را تبلیغ اندیشه‌ها و مبانی سلفی‌گری قرار می‌دهد. هرچند در ماهیت این نوع از سلفی‌گری نیز تکفیر مخالفان دیده می‌شود، اما در ظاهر نسبت به جهاد و مبارزه با مسلمانان کم‌تر تأکید دارد.
سلفی‌گری تبلیغی می‌کوشد تا در عصر جهانی شدن، با بهره برداری از فن‌آوری‌های پیش‌رفته ارتباطی، گفتمان سلفی‌گری را جهانی سازد.
چندین هزار سایت اینترنتی و چند شبکه ماهواره‌ای، مسئولیت تبلیغ دیدگاه‌های سلفی‌گری را به عهده دارند. معمولاً در باب تبلیغ نیز این جریان‌ها در دو محور فعالیت می‌کنند:
(1) ترویج مبانی سلفی‌گری: سلفیان تبلیغی می‌کوشند تا معارف و مبانی خود را در قالب روش‌های نوین به جهانیان عرضه کنند. مباحثی مانند: حدیثگرایی، گذشتهگرایی، ترویج مفاهیم اعتقادی تحریف شده خود مانند توحید وشرک و ایمان و کفر و… .
(2) شبهه افکنی: بخش دیگر و مهم‌تر از بخش اول در سلفی‌گری تبلیغی، القای شبهه برای تخریب عقاید مسلمانان است. بهعنوان نمونه در ایام محرم، شبهه‌های عزاداری مطرح می‌شود و یا در مورد اهل سنت، طریقت که شمار فراوانی از اهل سنت به آن اعتقاد دارند، به چالش کشیده می‌شود.
در این میان، شبکه «جماعت تبلیغ» نیز یکی از شاخه‌های سلفی‌گری تبلیغی است که در بیش از صد کشور جهان شعبه دارد و سالانه دو گردهمایی بزرگ را در پاکستان و بنگلادش برگزار می‌کند.
ویژگی جماعت تبلیغ در این است که برخلاف سایر گرایش‏های تبلیغی، معتقد به روش «چهره‌به‌چهره» است و استفاده از فن‌آوری روز را تحریم می‌کند. این جریان در ایران نیز به شدت فعال است.
اهل حدیث و اهل قرآن پاکستان نیز بیش‌تر در باب سلفی‌گری تبلیغی فعال هستند و وهابیون در عربستان کتاب‌های آنان را در تیراژهای انبوه چاپ می‌کنند. کتاب‌های «احسان الهی ظهیر» از جمله این کتاب‌هاست.

2.3.4. سلفی‌گری سیاسی
تعریف سلفی‌گری سیاسی نسبت به انواع دیگر سلفی‌گری با دشواری‌های بیش‌تری همراه است؛ زیرا از یک سو بسیاری از جریان‌های سلفی‌، هدف‌ها‌ی سیاسی را در کنار هدف‌ها‌ی اعتقادی دنبال می‌کنند، و از سوی دیگر، غربی‌ها به هر حرکت اسلامی که قائل به ارتباط دین با سیاست باشد، عنوان سلفی‌می‌دهند. در این نگاه تعبیرهایی مانند «بنیادگرایی»، و «اسلام سیاسی» نیز مترادف این مفهوم شمرده می‌شود.
«جماعت اسلامی» مودودی، در غرب بهعنوان «حزب سلفی سیاسی» شناخته می‌شود، در حالی که دیدگاه‌های سلفی به معنی مصطلح در آن دیده نمی‌شود. گاهی انقلاب اسلامی ایران نیز انقلابی سلفی یا بنیادگرایانه که مترادف با «سلفی‌گری سیاسی» است، معرفی می‌شود.
اما در مجموع در تعریف سلفی‌گری سیاسی میتوان گفت، سلفی‌گری سیاسی، نوعی از سلفی‌گری است که با وجود داشتن هدف‌ها‌ی اعتقادی، بیش‌تر در پی هدف‌ها‌ی سیاسی و به‌دست آوردن قدرت سیاسی است. برای سلفی‌گری سیاسی به این معنی، می‏توان نمونه‌های بسیاری نام برد. برخی گروه‌های سلفی می‌کوشند از راه روش‌های دیپلماتیک به هدف‌ها‌ی اعتقادی خود دست یابند؛ مانند «جمعیت العلمای اسلام» در پاکستان که می‌کوشد از راه حضور در مراکز تصمیم‌گیری پاکستان و شرکت در انتخابات مجلس برای بهدست آوردن کرسی‌های بیش‌تر، نفوذ خود را در پاکستان افزایش دهد.
برخی دیگر از جریان‌های سلفی مانند جریان وهابیت نوگرا، هرچند سلفی هستند، اما بیش از آن که دغدغه دین داشته باشند، به دنبال حفظ و کنترل قدرتند. نمونه این جریان، نظام پادشاهی عربستان است که ارتباط بسیاری با کشورهای غربی دارد.
2.3.5. سلفی‌گری اصلاحی (تنویری)
سلفی‌گری اصلاحی، از نظر مفهومی و روشی با گونه‌های دیگر سلفی‌گری متفاوت است. این نوع سلفی‌گری در واکنش به وضعیت اسفناک جهان اسلام و مسلمانان شکل گرفت. سلفی‌گری اصلاحی در پاسخ به این پرسش شکل گرفت که چرا کشورهای اسلامی در قرن‌های گذشته و حال، به کشورهایی عقب مانده و ضعیف تبدیل شده‌اند، در حالی که گذشته بسیار درخشانی داشته‌اند؟
پیروان سلفی‌گری اصلاحی در پاسخ به این پرسش، علت‌های عقب ماندگی جهان اسلام را فراموشی میراث اسلامی و عمل نکردن به تعالیم اسلامی بیان کرده‌اند. هدف این گروه، نه ایجاد اختلاف و دامن زدن به فرقه گرایی، بلکه تقریب و هم‌گرایی جهان اسلام بود. از این رو، به این گروه «مصلحین» نیز گفته می‌شود. پس مراد این گروه از سلف، نه بازگشت به مواضع و کارهای صحابه و تابعین و تابعین تابعین است، بلکه بازگشت به اصول و فرامین اسلام که در کتاب و سنت آمده و در عین حال توجه به شرایط زمان و مکان و استفاده از عقلانیت است.
بهعنوان نمونه، علامه اقبال خود یکی از اندیشمندانی است که فلسفه‌ای با نام «فلسفه خودی» را بنیان نهاد و در آن بازگشت به اصول اسلامی و ترک غربگرایی را به مسلمانان توصیه کرد. «سید جمالالدین اسد آبادی» سفرهای مختلفی به کشورهای مختلف اسلامی با

این نوشته در پایان نامه حقوق ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید