منابع و ماخذ تحقیق اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

جسم منسوب به مکان باشد، از آن جهت که در آن گنجیده است ».
3-1-3- مفهوم مکان در عرف
مکان عبارت است از موقعیت قرار گرفتن هر چیز در محل خود لذ ا مکان شهرها و روستاها را براساس تقسیمات طبیعی و جغرافیایی قارهها و دریاها قرار میدهند و در روی نقشهها جایگاه آنها را مشخص میکنند.
3-2-1- مفهوم زمان در لغت
زمان در لغت به معنای وقت اندک و بسیار، هنگام و روزگار میباشد درفارسی به معنی اجل و مرگ هم گفته شده مثال از فردوسی:
چون بشنید رستم گو سرفراز بدانست کامد زمانش فراز

زمان خواستن یعنی مهلت خواستن وقت خواستن آمده است.
3-2-2- مفهوم زمان از دیدگاه فلاسفه
بیشتر فلاسفه،زمان را امری واقعی میدانند که عبارت است از مقدار حرکت ولی برخی از فلاسفه قدیم یونان(مثلا زنون)حرکت را امری موهوم دانستهاند. درباره حقیقت زمان نیز اقوال عجیبی نقل شده – که شیخ الرئیس درطبیعات شفاء به آنها اشاره کرده است- ولی گویا حل مسئله زمان از نظرفلاسفه اسلامی- سهلتر از مسئله مکان بوده – زیرا تقریبا همگی بر این قول اتفاق داشتهاند – که زمان نوعی مقدار وکمیت متصل است که ویژگی آن قرار ناپذیری میباشد – و به واسطه حرکت عارض بر اجسام میشود .حال سوال این است به چه دلیل باید زمان را کمیت حرکت دانست؟ جواب سادهای که به این سوال داده میشود، این است که زمان امری سیال و بی قرار است، به گونهای که حتی دو لحظه از آن قابل اجتماع نیست، وضرورتا باید یک جزء از آن بگذرد، تا جزء بعدی بوجود آید و چنین کمیتی را تنها میتوان به چیزی نسبت داد که ذاتا سیال و بیقرار باشد و آن غیر از حرکت نخواهد بود.
از دیدگاه صدرالمتالهین:
صدرالمتالهین نیز در بسیاری از سخنانش – مطالب بالا را آورده است – ولی پس از تحقیق در مسئله نهایی در مسئله حرکت – بیان جدیدی را ارائه کرده که اهمیت ویژای دارد او با پذیرفتن نقطههای مثبتی که – در سخنان پیشینیان در پیرامون زمان وجود داشته –و با تکیه بر آنها به زدودن نقاط ضعف –وجبران کمبودها و کاستیهای نظریه آنها میپردازد –و در نتیجه نظریه جدیدی را ارائه میدهد که عبارت است از: زمان امری ممتد و انقسام پذیر –و به یک معنی از کمیات است .زمان و حرکت رابطهای نزدیک و ناگسستنی دارند و هیچ حرکتی بدون زمان تحقق نمییابد –چنانکه تحقق زمان بدون وجود نوعی حرکت –و دگرگونی پیوسته و تدریجی امکان ندارد، چه اینکه گذشت اجزاء پی در پی زمان –خود نوعی دگرگونی تدریجی حرکت- برای شئ زمان دار است.
از دیدگاه علامه طباطبایی:
علامه طباطبایی زمان را اینگونه تعریف نموده است:
“الزمان موجود و ماهیته انه مقدار متصل غیر قار عارض للحرکه; زمان موجود است و ماهیتش عبارت است از اندازه به هم پیوسته و غیر ثابتی که بر حرکت عارض میشود.
از دیدگاه امام خمینی:
ایشان زمان را به معنای مجموعه شرایط حاصل از روابط اقتصادی و سیاسی و اجتماعی دانسته و میفرماید: زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مسالهای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهرهمان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی میطلبد مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد.
از دیدگاه شهید مطهری:
ایشان در کتاب «حرکت و زمان در فلسفه اسلامی »آورده است:
«از زمان ارسطو این حرف مطرح شد که زمان مقدار حرکت است، نه جوهر مادی است و نه جوهر مجرد و نه یک عرض غیرقار، ونه خود حرکت، بلکه عبارت است از، مقدارحرکت .این نظریه را فلاسفه اسلامی قبول کردهاند با این تفاوت که ارسطو و بوعلی زمان را مقدار حرکت وضعی به دور خود میدانستند ولی صدرالمتالهین زمان را مقدار حرکت جوهری میداند».
استاد شهید مطهری، تاثیر زمان در احکام را پذیرفته و آن را با عنوان مقتضیات زمان مطرح و سپس سه معنا برای آن، مطرح میکند:
1- مقتضیات زمان بدین معنا که در هر زمان پدیدههایی به وجود آمده است که باید از آنها تبعیت کرد; پدیدههای هر قرن مستلزم آن است که خود را با آن تطبیق دهیم.
2- مقتضیات زمان به معنای تقاضای مردم هر زمان و پسند آنان است، که در هر زمان ذوق و سلیقه مردم متفاوت است.(مثل مد لباس و کفش و…)پس ببینیم اکثریت چه میگویند و تابع آنها شویم.
3- به معنای این که احتیاجات واقعی در طول زمان تغییر میکند و هر احتیاجی که بشر دارد یک نوع تقاضا میکند، ابزار و وسایل تکامل مییابد و در هر عصر فرق میکند، احتیاج به مسکن، کشاورزی، خیاطی، حمل و نقل، آموختن، وسایل فنی و…که انسان اجبارا باید به دنبال آنها برود …و اسلام جلوی احتیاجات واقعی را نمیگیرد، بلکه جلوی هوس را میگیرد.جلوی فیلم خوب را نمیگیرد بلکه جلوی فیلمهای فاسد را میگیرد.
3-2-3- مفهوم زمان در عرف
در نظر مردم زمان همان وقت است که با واحد ساعت و دقیقه و ثانیه اندازهگیری می شود و این همان مقدار حرکت زمین است که در هر کشور به نوع خاصی زمانبندی می شود و سال و ماه)شمسی قمری و میلادی و…..)را به وجود میآورد.
3-3- تاثیر زمان و مکان بر وضع و تغییر احکام فقهی
عواملی که در زمان و مکان واقع میشوند و به عنوان”شرایط زمان و مکان” و یا به بیان کلی تر، “زمان و مکان” در فقه مطرح هستند، عبارتند از:
– عوامل جغرافیایی و مکانی; مثل هوای سرد و گرم، مکان پر آب و کم آب و…
– پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک بشر
– آگاهیهای تخصصی بشر.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– تغییر نیازهای انسان (مثل: عقد بیمه و…)
– تغییر ساختار اقتصادی جامعه اسلامی و جامعه بین الملل و لزوم قوانین جدید; مثل قانون کار، قوانین تجارت بین الملل و…
– تغییر عرف و عادات مردم، که گاهی همچون قاعدهای الزام آور مرسوم میشود (البته منظور عادات خلاف شریعت نیست)
– بنای عقلا، خصوصا در معاملات و عقود جدید که مورد امضای شارع است.
– ضرورتهایی که در جامعه پیش میآید (قاعده لاضرر و عسر و حرج و…)
– مصلحت که پایه اصلی احکام حکومتی است (مصالح عمومی جامعه یا مصلحت حفظ نظام و اسلام).
– نوع حکومتی که بر جامعه حاکم است.
– سیاستمداران حاکم بر جامعه و روابط سیاسی داخلی و خارجی.
– گروههای اجتماعی و مذهبی و روابط آنها با مردم و حکومت و اسلام.
– وضعیت اقتصادی جامعه: فقر عمومی یا رفاه عمومی و یا انباشته شدن ثروت در دست گروهی خاص
– ابزار تولید ( سادگی و پیچیدگی آن، عمومیت آن برای همه یا افراد خاص)
– روابط خاص اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حاکم بر جهان در هر برهه از زمان.
– پیدایش موضوعات و مسائل اهم که موجب تغییر در موضوعات مهم میشود و احکام آنها را تغییر میدهد.(در اثر تزاحم)
– پیشرفت علوم درون حوزوی.
– قدرت فهم و تعقل انسان در هر عصر که دائما در حال رشد است.
– توسعه ارتباطات و اطلاعات و…..
آنچه از مجموعه این عوامل به دست میآید آن است که مقصود از زمان و مکان همان موقعیت تاریخی جامعه و شرایط و تحولات اجتماعی و سیاسی و….است که در ظرف زمان و مکان به وقوع میپیوندد.
3-4- عوامل موثر در شناخت شرایط زمان و مکان
مجتهدان و علمای اسلامی باید آگاهی لازم از حوادث و متغیرهای زمان داشته باشند اخبار عالم را بشنوند و زمامداران حق وجور که بر جوامع تسلط دارند، را بشناسند، با علوم اسلامی آشنایی داشته و بر پیشرفتهای علمی و صنعتی بصیر باشند، اقتصاد و سیاست وتوسعه و قدرت نظامی َو سیاسی و تاثیرات متقابل آنها در یکدیگر را درک کنند .فقه را از زوایای مدرس و حواشی کتب به متن زندگی مردم ببرند و آن را همراه و همسو با جنبههای گوناگون حیات بشری نمایند.و باید آماده پاسخگویی به نیازهای نو در اجتماع و عکس العمل مناسب در برابر حوادث واقعه نشان داده وجلوتر از رخدادها حرکت کرده و جانی تازه به جامعه بخشیده و در این صورت است که فقه میتواند تحقق بخش تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور باشد.چنانچه امام خمینی (ره)در این خصوص میفرماید: «زمان و مکان دو عنصر تعیینکننده در اجتهادند مسالهای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع واقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی را میطلبد.مجتهد باید با مسائل زمان خود احاطه داشته باشد برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمیکنم آشنایی به روش برخورد با حیلهها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم برجهان شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و درک موقعیت ونقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایهداری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم میکنند، از ویژگیهای یک مجتهد جامع است .یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خورشآن مجتهد است.واقعا مدیر و مدبر باشد حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه علمی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، حکومت نشاندهنده جنبه علمی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است، فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است ». و در جایی دیگر می فرماید: «اگر یک فرد اعلم در علم معهود حوزهها هم باشد ولی نتواند مصلحت را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی، فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیمگیری باشد .این فرد در مسائل اجتماعی مجتهد نیست و نمیتواند زمام جامعه را بدست گیرد». لذا به صورت خلاصه میتوان عوامل موثر در شناخت شرایط مقتضیات زمان و مکان را این گونه بیان کرد:

– آگاهی از اخبار و رویدادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مسلمانان و جهان از طریق وسایل ارتباط جمعی و منابع موثق.
– شناخت زمامداران مسلمان و آگاهی از مقاصد و اهداف و افکار آنان.
– آگاهی از پیشرفتهای علمی جدید جهان در زمینههای صنعتی، پزشکی و…
– شناخت نظامهای اقتصادی رایج در کشورهای اسلامی و دیگر کشورها.
– شناخت اخلاق عمومی جامعه بشری و ارزشهای جدید اخلاقی; مثل الغای بردگی
– حقوق کودکان.
– آگاهی از نیازها و ضرورتها و تنگناهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه اسلامی از طریق نظر سنجیهای معتیر و…
– مسافرت: “خارج شدن از حجرهها و منازل و مدارس و پیوند با عینیتهای جاری زمان; چرا که مسافرت بر بینش فقها و مجتهدان تاثیر بسزایی دارد و بسیار دیده شده که مجتهدانی از شیعه بودهاند که در نتیجه مسافرت، بینش آنها در مقام استنباط احکام تغییرکرده است و نیز مجتهدانی از جامعه اهل سنت از آن جمله ” محمد بن ادریس” پیشوای مذهبی شافعی است، که نود نظریه و فتوای او در نتیجه مسافرت از “بغداد” به “مصر” تغییر کرد.و نتیجه آن مذهب جدید او بود.”
فقیه و مجتهد کارش استنباط و استخراج احکام است اما اطلاع و احاطه او بر موضوعات، و به اصطلاح طرز جهانبینی در فتوایش زیاد تاثیر دارد …اگر کسی فتوا فقها را با یکدیگر مقایسه کند و ضمنا به احوال شخصیه و طرز تفکر آنها در مسائل زندگی توجه کند میبیند که چگونه سوابق ذهنی یک فقیه و اطلاعات خارجی او از دنیای خارج در فتوایش تاثیر داشته، به طوری که فتوای عرب بوی عرب و عجم بوی عجم، وفتوای شهری بوی شهری.
دین اسلام دین خاتم است و اختصاص به زمان معین یا منطقه معین ندارد، مربوط به همه مناطق و همه زمانهاست.دینی است که برای نظام زندگی پیشرفت زندگی بشر آمده است، پس چگونه ممکن است فقیهی از نظامات و جریان طبیعی بیخبر باشد، به تکامل و پیشرفت زندگی ایمان نداشته باشد و آنگاه بتواند دستورهای عالی و مترقی این دین حنیف را که برای همین نظامات آمده و ضامن هدایت این جریانها و تحولات و پیشرفتهاست کاملا به طور صحیح استنباط کند؟
3-5- اسلام وتجدد زندگی
«موضوع مذهب و پیشرفت از موضوعاتی است که بیشتر و بیشتر از آنکه برای ما مسلمانان مطرح شود برای پیروان صاحب مذاهب مطرح بوده است.بسیاری از روشنفکران جهان فقط از آن جهت مذهب را ترک کردهاند که فکر میکردند میان مذهب وتجدد زندگی ناسازگاری است فکر میکردند لازمه دینداری توقف وسکون ومبارزه با تحرک وتحول است وبه عبارت دیگر خاصیت مذهب را ثبات و یک نواختی وحفظ شکلها وصورتهای موجود میدانستهاند …قوانین در زمینه احتیاجات وضع میشود و احتیاجات اجتماعی بشر ثابت و یکنواخت نیست .پس قوانین اجتماعی نیز نمیتواند ثابت و یکنواخت باشد.»
یکی از جنبههای اعجازآمیز دین مبین اسلام که هر مسلمان فهمیده و دانشمندی از آن احساس غرور و افتخار میکند این است که اسلام برای احتیاجات ثابت، قوانین ثابت و برای احتیاجات متغیر، وضع ناثابت ومتغیردر نظر گرفته است.پارهای از احتیاجات چه در زمینه فردی و شخصی و چه در زمینههای عمومی و اجتماعی که وضع ثابتی دارد؛ در همه زمانها یکسان است.آن نظامی که بشر باید به غرائز خود بدهد و آن نظامی که باید به اجتماع خود بدهد از نظر اصول، کلیات در همه زمانها یکسان است.
قسمتی دیگر از احتیاجات بشر احتیاجات متغیری است و قوانین متغیرو ناثابتی را ایجاب میکند، اسلام درباره این احتیاجات متغییر وضع متغیری در نظرگرفته است از این راه که اوضاع متغیر را با اصول ثابتی مربوط کرده است و آن اصول ثابت در هر وضع متغیری قانون فرعی خاصی را به وجود میآورد.
«قرآن جامعه اسلامی را به گیاهی که در حال رشد است تشبیه میکند .قوانین دنیوی ادیان باید حالت نرمش و انعطاف داشته و با پیشرفت علم و دانش وتوسعه تمدن هماهنگ و سازگار باشد و این قبیل نرمشها وانعطاف و قابل تطبیق به اقتضای زمان بودن نه تنها بر خلاف تعالیم عالیه اسلام نیست بلکه مطابق روح آن
میباشد».
چون مقتضای زمان درحال تغییرو دگرگونی است و هرزمانی قانون نوینی را ایجاب میکند وقوانین مدنی و اجتماعی اسلام متناسب است با زندگی ساده عرب جاهلیت و غالبا عین رسوم و عادات عرب جاهلی است و با زمان حاضر تطبیق نمیکند، پس امروزه باید قوانین دیگری به جای آنها وضع شود .
اقتضای زمان، یعنی: پیش آمدها وپدیدها و امور رایج زمان تبعیت انسان از این مقتضیات به این معناست که در هر زمانی هر چه که پیدا شد، چون پدیده قرن است ونسبت به گذشته جدید میباشد باید از آن پیروی کرد و این معنای تجدد و پیشرفت است. این انسان است که به مصداق «و خلق الانسان ضعیفا” ” زندگیش از صفرشروع شده و بسوی بینهایت پیش میرود.برای حیوانات، مقتضیات همیشه یک جور است.اقتضاهای زمان زندگی .برای آنها تجدد و نوپرستی معنی ندارد. علم برای آنها هر روز کشف تازهای نمیکند و اوضاع آنها را دگرگون نمیسازد چون با غریزه زندگی میکنند نه با عقل، اما انسان: زندگی اجتماعی انسان دائما دستخوش تغییر و تحول است.ودر هر قرنی دنیا برای انسان عوض میشود.راز اشرف مخلوقات بودن انسان هم در همین جاست.زیرا او با عقل زندگی میکند نه با غریزه.
3-6- انطباق دین اسلام بر همه زمانها
دین اسلام، به عنوان آخرین وکاملترین دین الهی، از سوی خداوند برای هدایت انسان و تربیت او و تأمین نیازهای مادی و معنوی وی نازل گشت؛ قرآن کریم در این رابطه، میگوید«امروز دین شما رابرایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و
اسلام را برای شما )به عنوان( آیینی برگزیدم»
این دین کامل و جاودانه، باید پاسخگوی همه نیازهای بشر در همه اعصار و امصار تا روز قیامت باشد و چنین هست.روشن است که

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید