منابع و ماخذ تحقیق روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

بر روی زمین میخوابانیدند و به او شیر میخورانیدند همانطور روی زمین بازی میکرد و خود تعلیمی بود بر اینکه وی در آینده بار سنگین زندگی را باید به دوش بکشد. در چین زندگی زن را به سه دوره تقسیم کرده بودند که آنها را اطوار سه گانه طاعات مینامیدند: دوره اول دوران جوانی است که دختر باید مطیع پدر و برادر باشد دوره دوم دوران ازدواج و همسری است که باید مطیع شوهر باشد، دوره سوم دوران بیوهگی و از دست دادن شوهر است که باید از پسر خود اطاعت نماید. در آیین چین بدون مشورت او را شوهر میدادند عقد ازدواج در نزد آنها دائمی بود و دیگر فسخ نمیگردید؛ عقد ازدواج قبل از سن بلوغ بسته میشد و دیگر زنی که ازدواج کرده بود اگر شوهر او میمرد حق شوهر کردن را نداشت. زن یک موجود طفیلی برای شوهر محسوب میشد و برای اوبعد از مرگ شوهرزندگی را جایز نمیشمردند و زن را در روز چهلم شوهر در آتش انداخته میسوزاندند و بهترین زنان، زنانی بودند که پس از مرگ شوهرانشان، خود را در آتش بیندازند و بسوزانند.
چینیها زن را به کلی از فکر و عقل، بی نصیب میدانستند. زنان چینی، مانند اسیرانی در دست جلادان بیرحم گرفتار بودند و کمترین خطای ایشان، مجازاتهای بزرگی در پی داشت. در مقابل، جرم و جفای مرد به او، هیچ گونه سرزنش یا مجازاتی در پی نداشت.
چینیها زن را در وضعیت تقریبا محروم از تمامی حقوق نگهداشته بودند. برای زن چینی ازدواج نوعی معامله بود که والدین دختران خود را به هر کسی که میخواستند در برابر دریافت هدیه و پول تسلیم میکردند. دختران همیشه مورد ضرب و شتم و اهانت پدران و شوهران خود واقع و به کارهای سخت واداشته میشدند.
دختران را زنده زنده میکشتند. یا به صحرا میافکندند. چینیان خداوند را خالق پسران و شیطان را خالق دختران میدانستند.لذا پسر در نزد آنان برکت و دختر طوق لعنت بود. زن جسما و روحا دراختیار شوهر و پیوسته مورد تحقیر و آزار قرار میگرفت.
2-2-7- زن در بابل قدیم
در این فرهنگ مرد میتوانست زن خود را طلاق دهد و تنها کارى که میکرد آن بود که جهیزیه زن را به وى بازگرداند و به او بگوید:«تو زن من نیستى«ولى اگر زنى به شوى خود میگفت:»تو شوهر من نیستى» واجب بود که با غرق کردن وى را بکشند. نازایى، زنا دادن، ناسازگارى با شوهر، بد اداره کردن خانه، همگى از چیزهایى بودند که برحسب قانون، طلاق دادن زن را مجاز میساخت.
هرودت( Herodotus) گفته است: «بابلیان هنگام محاصره، زنان خود را خفه میکنند تا در آذوقه صرفه جویى شود» به طور کلى وضع زن در بابل، پستتر از وضعیت زن در مصر، و وضعى که زنان رومى پس از آن پیدا کردند، بود.
2-3- زن از نگاه ادیان گذشته
2-3-1- زن در آیین یهود
در آیین یهود که پس ازموسى (ع ) دستخوش تحریفهایى شد، آفرینش(حوا) از دنده چپ آدم دانسته شده و فریب خوردن از شیطان و بیرون شدن از بهشت نیز به حوّا به عنوان زن نسبت داده شده است. گناه و آلودگى زن بیش از مرد است و تطهیر ناپذیرى او در بعضى موارد ازمطالبى است که در متون دین یهود موج مىزند. یهودیان در مسائلى همچون عبادت خدا، سعادت اخروى، پاداش اعمال نیک و…هرگز زن را با مرد برابر نمىدانند.در مذهب یهود، پسران در نمازهاى خود چنین مى خوانند:(خداوندا! تو را سپاس مىکنیم که ما را کافر و زن نیافریدى (به برخى از آیات تورات که به موضوع زن ارتباط مىیابد در این قسمت اشاره مى شود؛ آفرینش حوّا از دنده چپ( آدم خداوند بر آدم خوابى سنگین مستولى ساخت تا به خواب رفت، یکى از دندههایش را برداشت و به جایش گوشت پرکرد. خداوند آن دندهاى را که از آدم برداشته بود زنى ساخت و او را نزد آدم آورد)فریب خوردن زن و رانده شدن از بهشت(پس از خلقت آدم و زنش، مار که از همه حیوانات صحرا مکارتر بود به زن گفت: آیا خداوند گفته است که از هیچ درختى از این باز نخورید؟ زن به مار گفت:از میوه درخت این باغ خواهیم خورد، اما خداوند گفته است که ازمیوه آن درختى که در میان این باغ است نخورید و آن را لمس نکنید، مبادا بمیرید. مار به زن گفت: حتماً نخواهید مرد چون که خداوند مىداند روزى که از آن بخورید چشمانتان باز مىشود و مانند خداوند تشخیص دهنده نیک و بد خواهید شد. زن دید که آن درخت براى خوراک نیکو و براى چشمها هوس انگیز است و آن درخت براى معرفت دار شدن پسندیده است. از میوه آن گرفت و خورد، به شوهرش هم که در کنارش بود داد و او خورد. چشمان هر دو گشوده شد. دانستند که عریانند و برگهاى انجیر را به هم دوخته وسیله سترعورت براى خویش ساختند).


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در ادامه پس از ذکر بازخواست خدا از آدم و حوّا و مار مىخوانیم:(خداوند به زن گفت: رنج و درد باردارى تو را زیاد خواهم کرد، فرزندان را با رنج بزایى و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تومسلط خواهد بود. و به آدم گفت: چون به حرف زنت گوش دادى و از آن درختى که گفتم نخورى خوردى، زمین به خاطر تو ملعون است، تمام عمرت با رنج از محصول آن خواهى خورد). راه تخفیف گناه زن در تورات در ارتباط با روز شبات( شنبه) چنین آمده است:
(روشن کردن شمعهاى شبات به عهده زنان است. علت این امر آن است که حوّا آدم را وادار کرد ازمیوه ممنوع بخورد و او را واداشت تا از امر خدا سرپیچى کند.) (گفته شده است که زن با این گناه، چراغ زندگى بشر را خاموش کرد. جان انسانها چون چراغى است، از این رو زن با روشن کردن چراغ شبات تا حدودى این خطا را جبران مىنماید؛ زیرا اجراى دستورات شبات و روشن کردن شمعها ایمان را روشن مىسازد و بدین وسیله گناه زن تخفیف مىیابد. نابرابرى نذر سلامتى پسر و دختر(…. کسى که صریحاً نذرى مىکند و نذرش مربوط به سلامتى انسانى باشد بر حسب ارزیابى مقرر(ذیل) نذرش از آن( ادوناى) خواهد بود. ارزیابى براى مذکر این است: از بیست ساله تا شصت ساله ارزشش پنجاه شقل نقره بر اساس شقل مقدس باشد. و اگر مؤنث باشد ارزشش سى شقل باشد).
در مورد طلاق در تورات آمده است که: هر گاه مردی از زن خود ناپسندی بیابد، میتواند او را طلاق داده، از خانه بیرون کند و در صورت فقر، حق فروش دختر را دارد. تعدد زوجیات در میان یهودیان در ممالک اسلامی مرسوم بود؛ اما در سایر ممالک به ندرت دیده میشد. در مساله محیض نیز، یهود شدت عمل به خرج میداد؛ به طوری که زنان را از آب و غذا و محل زندگی دور میکردند. اما در دین یهود مانند دین اسلام زن مستحق نفقه است و مرد باید خوراک و لباس مناسب برای همسرش فراهم کند. میزان نفقه با رعایت حال دو طرف و به اختلاف زمان و مکان به عهده زوج است.
2-3-2- زن در آیین مسیحیت
آیین مسیحیت در مورد حقوق و جایگاه فردى و اجتماعى زن دیدگاه ثابت و تغییرناپذیرى ارائه نکرده است. نسخههاى گوناگون شناخته شده به نام(انجیل)و رسالههاى به جاى مانده از شخصیتهاى برجسته و نامدار مسیحى و کشیشها و فرقههاى مختلف و کاتولیکها هریک به سهم خود درمورد حقوق زن، دیدگاه هاى متفاوتى اظهار کردهاند. در رساله اول پولس رسول به تیموتائوس چنین آمده است:
(خدا اول آدم را آفرید و بعد حوّا را، آدم فریب نخورد، بلکه زن فریب شیطان را خورد و در تقصیر گرفتار شد. از این جهت خداوند درد زایمان را به حوّا داد اما به زاییدن رستگار خواهد شد اگر در ایمان و محبت و قدوسیّت و تقوا ثابت بماند.)رساله یادشده آدم نخستین را از هر گناه تبرئه مىکند و گناه فریب خوردن از شیطان را به گردن حوّا به عنوان یک زن مىافکند.این سخن با پیامهاى شریعت و وحى، مخالف است.همچنین در رساله اول پولس رسول به افسیسان آمده است:( اى زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنان که خدا را؛ زیرا که شوهر سر زن است؛چنان که مسیح نیز سر کلیسا و او نجات دهنده بشر است.)پولس رسول در رساله اول خود به تیموتائوس گوید: (زن را اجازه نمیدهم که تعلیم دهد یا بر شوهرش مسلط شود، بلکه در سکوت بماند) پولس رسول در رساله اول خویش در پاسخ سؤال مسیحیان،به مجرد ماندن و ازدواج نکردن توصیه مىکند. در مذهب کاتولیک، تعدد زوجات ممنوع است و مهریه نیز وجود ندارد.و رهایى زن و شوهر از بند ازدواج، تنها با فوت آنها خواهد بود. بنابراین طلاق اجازه داده نمىشود; مگر به شرط آن که هیچ یک ازدواج دوباره نداشته باشند.در انجیل متى پیرامون طلاق زن چنین آمده است:(هرکس زن خویش را بدون آن که خیانت از او دیده باشد طلاق دهد و آن زن دوباره شوهر کند آن مرد مقصر است چون باعث شده زنش زنا کند، و مردى هم که با این زن ازدواج کند زناکار است)
به اعتقاد مسیحیان، گناه اولیه آدم سبب شد که این گناه در گوهر همه انسانها سرشته شود. بنابراین انسانها، به جز عیسی و مریم با گناه متولد میشوند. از این جا نقش مهم زن (حوا) در گناهکاری تمام انسانهای روی زمین مشخص میشود. سبب مذموم بودن ازدواج در میان مسیحیان و میل به تجرد نیز از پلید بودن ارتباط با زنان ناشی میشود.

این خلاصهای از وضعیت زن در ادوار مختلف قبل از اسلام و در عصر ظهور اسلام بود. که به اختصار برگزار شد، و از آنچه گفتیم، این نتیجهها بدست میآید:
یک – بشر در آن دورانها درباره زن دو طرز تفکر داشت:یکی اینکه زن را انسانی در سطح حیوانات بیزبان میدانست، و دیگر این که او را انسانی پست و ضعیف در انسانیت میپنداشت؛ و به همین جهت، باید همیشه در قید تبعیت مردان بماند، و مردان اجازه ندهند که زنان در زندگی خود آزادی کسب کنند.
دو- بشر قبل از اسلام نسبت به زن، از نظر وضع اجتماعی نیز دو طرز تفکر داشت: برخی از جوامع زن را خارج از افراد اجتماع انسانی میدانستند، و معتقد بودند که زن، جزء این ساختار اجتماعی نیست؛ بلکه او از شرایط زندگی است، شرایطی که بشر بینیاز از آن نیست؛ مانند خانه که از داشتن و پناه بردن به آن، چارهای نیست. بعضی دیگر معتقد بودند که زن، مانند اسیری است که به بردگی گرفته میشود.
سه- زن در این جوامع از تمامی حقوقی که ممکن بود از آن بهرهمند شود، محروم بود، مگر به آن مقداری که بهرهمندی زن، به سود مردان باشد، و مردان قیم زنان بودند.
چهار- اساس رفتار مردان با زنان، عبارت بود از سلطه توانمند بر ناتوان. به عبارت دیگر، هر برخوردی که با زنان میکردند، براساس بهرهکشی بود. این، روش اقوام غیر متمدن بود، و اما اقوام متمدن، علاوه بر آنچه گفته شد، این طرز تفکر را هم داشتند که زن موجودی ضعیف است،و نیز موجودی خطرناک است که بشر، از شر و فساد او در امان نیست. چه بسا که این طرز تفکر بر اثر اختلاط امتها و زمانها در یکدیگر اثر گذاشته باشد.
2-4- زن درصدر اسلام
بدین ترتیب اسلام همهی ستمها و برخوردهای وحشیانهای که در دورهی جاهلیت نسبت بهزنان صورت میگرفت از کشتن گرفته تا پایمال نمودن ضروریترین حقوق فردی، نهی نموده وشرافت و حیثیت وی را به او بازگردانیده است. در اسلام زنان همچون مردان آزادند که سرنوشت و فعالیتهای خود را انتخاب نمایند.
زن در آغاز پیدایش اسلام به کرامت انسانی خویش دست یافت. موقعیتهای اجتماعی خویش رابه دست آورد و از حقوق و آزادیهای حقیقی برخوردار گشت.

اسلام به زن،که در طول تاریخ از حقوق انسانی خود محروم شده بود، استقلال و شخصیت حقیقیوحقوقی بخشید و حقوق حقه وطبیعیش را مانندحقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و… که سنتها و آداب و رسوم جاهلانه آنها را زایل کرده بود به رسمیت شناخت.
زن و مرد در فرایند تکامل مسئولیت سیاسی و اجتماعی، سهمی مشترک دارند. در واقع هدف اسلام ساختن انسان است نه ساختن مرد یا زن به تنهایی. عقیده اسلام و جهان بینی آن دربارهی زن، انقلابی بزرگ و پرشکوه در جهان محسوب میشد. زیرا اسلام با ارائه این جهان بینی یکباره همه عقاید تحقیرآمیز و بینشهای باطل و جاهل را کنار گذاشت و به جای آن الگوی جدیدی را در روابط اجتماعی با زن، به مردم عرضه کرددر داستانهای تاریخی قرآن، به زنانی برگزیده و ممتاز برمیخوریم که در فراست و هوش سرشار، و در توانایی بر درک حقایق بسیار دشوار و در حل مسائل و رویدادهای اجتماعی بدان پایه و منزلت رسیده بودند که حتی بزرگترین مغزهای متفکر آن روزگار نمیتوانستند کوچکترین اشکالی به نظراتشان وارد کنند و میتوان ادعا کرد که در مسائل سیاسی و اجتماعی مافوق و برتری نداشتند.
از مداخله زنان در امور سیاسی و اجتماعی، شواهد فراوانی در تاریخ قرون اولیهاسلام به چشم میخورد. نمونه آن شرکت امعطیه زوجهی پیغمبر(ص) در هفت غزوه همراه رسول اکرم( ص)است.
اسلام شخصیت و حقوق زن را مورد توجه بسیار قرار داد؛ از جمله از نگرش و رفتار ناپسند عرب جاهلى درباره زنان و دختران، مانند زنده به گور کردن دختران، سخت انتقاد کردقرآن از یک‌سو از زنان در برابر ستمهایى مانند چند زنىِ نامحدود و غیرمتعهدانه، به ارث برده شدن زنِ شوهر مرده و محروم شدن زنان از حق مالکیت حمایت نمود و از سوى دیگر، براى تضمین بیشتر عدالت، قواعدى عام تأسیس کرد که حاکم بر احکام و حقوق زن و مرد هستند؛ از جمله لزوم معاشرت پسندیده با همسران، قاعده همانندى و هم‌ترازى حقوق و وظایف همسران ودر گستره‌اى وسیع‌تر، قواعد نفىِ عُسر و حَرَج و ممنوعیت اِضرار
در اسلام زن در تمامی احکام عبادی و حقوق اجتماعی شریک مرد است. او نیز مانند مردان می تواند مستقل باشد، و هیچ فرقی با مردان ندارد، نه در اکتساب و انجام معاملات، نه در تعلیم و تعلم، نه در به دست آوردن حقی که از او سلب شده، نه در دفاع از حق خود و نه در احکامی دیگر؛ مگر در مواردی که طبیعت خود زن اقتضا دارد که با مرد فرق داشته باشد.
آری زن به برکت اسلام از جایگاه ابزاری به جایگاه استقلالی خود راه یافت، اراده و عملش که تا ظهور اسلام گره خورده به اراده مرد بود، از اراده و عمل مرد جدا شد، و از تحت فشار ناعادلانه مردان در آمد. و به مقامی رسید که دنیای قبل از اسلام با همه قدمت و در همه ادوار چنین مقامی به زن نداده بود،مقامی به زن داد که در هیچ گوشه از هیچ صفحه تاریخ گذشته بشر نخواهید یافت، و اعلامیه ای در حقوق زن به مثل اعلامیه قرآن نخواهید جست که میفرماید«لاجناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف»
اسلام زن را جزء حقیقی و عضو کامل جامعه انسانیت قرار داد، و از اسارت بیرون آورد، و آزادی اراده و عمل به وی بخشید. زن مانند مرد در ثروتی که طبقه گذشته به ارث میگذارند، شرکت دارد، و از پدر و برادر و عمو دایی و همسر و سایر خویشاوندان ارث میبرد. او آزاد است هر کار مشروع و زندگی معروفی را برای خود انتخاب کند. و عمل وی احترام اجتماعی داشته و با ارزش میباشد.
با پیدایی دین اسلام و ظهور تمدن اسلامی به گواهی تاریخ، انقلابی در حقوق زنان پدید آمد. بنابر تعلیمات قرآن،کتاب مقدس دین اسلام،زن از نظر خلقت همانند مرد است و به ویژه در نصوص قرآنی همانند مردان مورد خطاب اوامر ونواهی شرعی بوده از این رو به لحاظ شئون اجتماعی بیش وکم،هم سنگ مردان قرار گرفته است. همچنین در امور اقتصادی از چنان استقلالی برخوردار میشود که میتواند نسبت به کار و تلاش خود مالکیت داشته مزد و اجر خود را شخصا مورد استفاده قرار دهد همین زن که پیش از این جزء مایملک پدر یا همسرمحسوب شده مورد خرید و فروش قرارمیگرفت و پس از مرگ ایشان همانند بقیه ترکه به ارث میرسید، اینک خود به عنوان یک شخصیت حقوقی از اموال متوفی ارث میبرد. تحولی که اسلام در حقوق زن پدید آورد از آن رو در خور توجه است که تمدنهای غیر اسلامی تا حدود 12سال پس از اسلام چنین حقوقی برای زن قائل نشدند با این همه بررسی تاریخی حقوق زنان نشانگر آن است که به مرور زمان و دور شدن از اصل رسالت، فقه اسلامی به نحو چشمگیری از افکار مرد سالارانه متاثرگشته است. اسلام، باحضور خود خط بطلان بر بسیاری از خرافات و ظلمهایی کشید که به زنان روا میشد و حقوق زن را در ازدواج، طلاق، ارث و… که قبلا در عصر جاهلیت و در سایر ادیان تحریف شده پایمال میشد، به آنان بازگرداند.
با وجود این که قدرت بدنى،

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید