منبع پایان نامه درمورد پیامبر اسلام(ص)

دانلود پایان نامه

آنِ خود، بلکه از آن دیگرى باشد، طبعاً بنده است . براین اساس ایشان عدم تساوی انسان ها را امری طبیعی و بردگی را جزو ذات بردگان تعبیر می نمود. تحت تاثیر عرف رایج و عقاید علمای آن دوران، خرید و فروش انسان ها، بصورت تجارت قانونی بردگان رواج داشت. نظام های مختلف نه تنها بردهداری را نفی نمیکردند، بلکه صاحبان قدرت در این امر دخالت داشتند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بدین سان بعثتِ پیامبر اسلام(ص) در دهه اول قرن هفتم میلادی، در شرایطی به وقوع پیوست که بردهداری به عنوان یک امر قانونی و طبیعی با فرهنگ و اقتصاد آن روز پیوندی ناگسستنی داشت. از این رو در چنین شرایطی ممنوعیت صریح و ناگهانی بردگی، از سوی جوامع قابل تحمل نبود و براى دین نوین و دولت نوپاى اسلام بسیار دشوار بود که با آن مقابله نماید. ممنوعیت بردگی برای اکثریت آن روز ضد ارزش به شمار میرفت و پذیرش آن نیازمند ایجاد پیش زمینه هاى فکرى و فرهنگى بود، که عزم و اراده جهانى را با خود همراه سازد. برای اینکه بدون آن مبارزه وسیع و همه جانبه با این معضل ریشه دار جهانى، امکان پذیر نبود و الغاى بردگی از سوى انسان هایى که بدان خو گرفته بودند، پذیرفته نمىشد. از این رو مبارزه عملى با بردهدارى نیازمند طرح مسایل بنیادین فکرى در این باره بود زیرا همانطور که بیان شد، در بسیارى از جوامع، این تفکر وجود داشت که برخى انسان ها اساساً برده متولد و آفریده شدهاند.
در راستای این تدبیر، اسلام اصلاحات فرهنگی وسیعی را در مورد برده ها آغاز نمود، که در دنیای آن روز طرفدار نداشت. چرا که در محیطی که «زنان آزاد» حق حیات نداشته باشند و زنده به خاک سپرده شوند، پیدا است که با برده ها که اصولاً جزء بشر محسوب نمی شدند، چطور معامله میشود.
از این رو است که در فرهنگ اسلامی رسول گرامی اسلام (ص) تأکید مینمایند که «تمامی انسان ها آزاد هستند، و همگی به سان دندانه های شانه با هم برابرند.» و در جای دیگر امام علی(ع) تصریح مینمایند که «از حضرت آدم (ع) غلام و کنیزی زاده نشده است، بلکه انسان ها همه آزاد خلق شده اند.» و اگر در برهه‏اى از زمان طوق بندگى بر گردن بعضى بیفتد، سرانجام باید آزاد شوند و به اصل خود باز گردند. در تفسیر و شرح این دو سخن، در یکی از برجسته ترین شروح نهج البلاغه از شیخ مغنیه بیان شده است: این دو سخن نمایانگر ذات و جوهر اسلام است و خداوند هرگز انسان سیاه پوست را نیافریده که در بند برادر سفید پوستش باشد، لکن انسان ها در مرحله ای از مراحل تاریخ که دسترسی به ابزار کار و تکنولوژی نبود و هیچ راهی برای دستیابی به ثروت جز بردگی گرفتن سایر انسان ها وجود نداشت، بین خود بر ایجاد بردگی تبانی کردند و به این دلیل هیچ فیلسوف و مصلحی آن را انکار نکرده بود و زمانی که اسلام آمد هیچ راهی برای الغای آن نیافت. پس برای اصلاح کردنش خود را به آن مقید نمود، و همانطور که در کتب فقهیه و احادیث آمده راه را برای آزادی بردگان باز کرد و زمانی که علوم پیشرفت کرد و متعاقباً بشر به تکنولوژی دست یافت، زندگی بدون بردگی استوار شد. و انسان ها آن را از اساس ملغا نمودند، اسلام نیز به این الغا اقرار کرد و آن را مبارک دانست، این امر بدون شک واقع شده است.
در حقیقت اسلام بردگان را در زمره اجتماع بشری در آورد و کلیه امتیازاتی که از نظر ظاهر در میان بشر بود، به جز تقوا الغا نمود. همچنین دستورات فراوانی برای رفق و مدارا با بردگان صادر کرد. از جمله این موارد حدیثی است از پیامبر اکرم(ص) که : بندگان شما برادران شما هستند که خداوند آنها را زیر دست شما قرار داده است. پس هر کسى برادر وى زیر دستش باشد باید از غذاى خود به او بخوراند و از لباس خویش بر او بپوشاند و کارى که بیش از طاقت وى باشد بر او تکلیف نکند و اگر او را به کار سختى مکلف نمود یاریش نماید. بنابراین در اندیشه اسلامی برده در زندگی صاحبش شریک و سهیم می باشد. نکته حائز اهمیت در خصوص حدیث پیش گفته این است که رسول خدا برده را برادر صاحبش معرفی مینمایند. همانطور که میدانیم در قرآن کریم مومنان به منزله برادران هم دانسته شده اند، لکن استعمالی که از کلمه «إخوه» در این حدیث شده است، نشان می دهد بردگان اگر هم مسلمان نبودند، برادران صاحبان خویش محسوب می شدند، لذا اسلام با این تعابیر سعی نموده دیدگاهی که بردگان را کالا و یا هم ردیف حیوانات می دانسته، از بین ببرد و رابطه مالکیت بین برده و برده دار را به تدریج محو نماید و کرامت و شخصیت انسانی آنها را به رسمیت بشناسد.
علاوه بر مواردی که بیان شد، جهت احیای حیثیت و کرامت انسانی بردگان و از بین بردن تفکرات موجود سورهای از قرآن کریم به نام برده‏اى حکیم نام گرفته و خداوند هم ردیف پیامبران از وی یاد نموده، در حالی که به قول اکثریت، وی پیامبر نبوده بلکه برده ای حبشی بوده است. خداوند در وصف این برده سیاه پوست می فرماید « وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ» تا بر همگان اثبات نماید که عظمت و شخصیت انسان به رنگ پوست و نژاد آنان نیست.
در اندیشه اسلامی علاوه بر کرامت بخشی به بردگان که تا آن روز همچون حیوانات فاقد شخصیت حقوقی به شمار میرفتند، مکررا بر آزادسازی برده ها سفارش شده است. در آیاتی از سوره بلد آمده: «فَلَا اقْتَحَمَ‏ الْعَقَبَهَ. وَ ما أَدْراکَ مَا الْعَقَبَهُ فَکُّ رَقَبَه» اقْتَحَمَ‏ الْعَقَبَهَ به معنى با سختی و دشواری گردنه را طی کردن است و فکّ رقبه امر به آزاد کردن بنده است‏. لذا در این آیات شریفه آزاد کردن بنده به گردنه سخت تشبیه شده است، که در هر دو مجاهده نفس لازم است و از آن جهت عتق را در اینجا فک گویند که آزاد کننده است و میان بنده و ملکیت جدائى می افکند. در نهایت از این آیات استفاده میشود که آزاد سازى بردگان و اسیران در رأس کارهاى خیر می باشد. در این راستا ائمه معصومین خود پیشرو بودند. به طوری که در حالات علی (علیه السلام) نوشته اند که هزار غلام از دسترنج خود آزاد نموده است.
علاوه بر موارد فوق، قرآن مجید یکی از بزرگترین وظایف انبیای عظام علیهم السلام را برداشتن زنجیرهای گرانبار از دوش مردم معرفی فرموده است. و کدامین زنجیر گرانبار تر از بردگی برای بشر قابل تصور میباشد؟ آیاتی متعدد در قرآن مطلب فوق را تصریح می فرماید. «وَمَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ وَمَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِمَا غَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَهِ» هیچ پیامبری نباید مردم را به غل و زنجیر ببندد، و هر کس آنها را زنجیر نماید با همان زنجیر در روز قیامت حاضر می شود.
اصولاً یکى از اهداف حکومت اسلامى نجات بردگان و مستضعفین عالم است. از این رو اسلام علاوه بر فرهنگ سازی در ارتباط با آزاد سازی بردگان، برنامه وسیعی تنظیم نموده است که طبق آن وسیله آزادی تدریجی برده های موجود و بالنتیجه آزادی نسل آینده و فرزندان آنها ، به خوبی فراهم می گردد، بدون اینکه عکس العمل ناگواری از سوی جامعه به دنبال داشته باشد. از جمله اینکه در احکام اسلام دو نوع قرارداد برای آزاد کردن مشروط به نام تدبیر و مکاتبه دیده می شود. حتی در برخی موارد آزادی بردگان واجب بوده است به طور مثال در کفارات نذر، عهد، قسم، سهم آزاد سازی بردگان از زکات. مضافاً اینکه در خصوص برده با ایمان در کتاب وسائل، بابی است که از آن استنباط میشود که برده با ایمان پس از هفت سال خدمت، خود به خود آزاد می شود چه صاحبش او را آزاد کند یا نه. در خصوص خرید و فروش برده از حضرت رسول (ص) روایت شده که فرمودند: جبرئیل‏ علیه السّلام نزد من آمد و گفت: اى محمّد براستى که شریرترین و بدترین مردم از امّت تو، کسانى هستند که انسان را خرید و فروش مى‏کنند. از این قسم آیات، روایات و احکام که نشان از حذف تدریجی مسئله بردگی در اسلام دارد، بسیار است که به دلیل اطاله کلام از بیان آنها صرفنظر مینماییم.
از این رو تنها راه ازدیاد بردگان اسرای جنگی بودند که در جنگ های مسلمانان با غیر مسلمانان توسط سپاه اسلام اسیر مىشدند که در خصوص اینان نیز سه شیوه وجود داشت. یکی آزاد کردن بدون عوض، دیگری آزاد کردن در قبال اخذ فدیه یا معاوضه با اسرای مسلمان و سومین راه به بردگی گرفتن بوده که در این مورد نیز پیشوای مسلمانان است که اگر مصلحت دید چنین عمل خواهد کرد. سرتاسر تاریخ جنگ های پیامبر(ص) نشانگر اتخاذ این سنت است و ایشان تلاش کرده اند با پدیده شوم بردهسازی مبارزه کنند؛ هرچند به دلیل شرایط و نقش مهم برده داری در مالکیت و ثروت آن دوران، حذف کامل این امر در آن زمان میسر نشد.
لکن این امر امروزه مسلم است که رهبر یک کشور اسلامی آگاه به ضرورت زمانه، چنین عملی را مجاز ندانسته، هرگز دستور برده کردن اسیران جنگی را نمی دهد. بر این اساس با عنایت به موارد پیش گفته مشخص می شود که بر خلاف دیدگاه غالب در دنیای معاصر که اسلام را مدافع برده داری و مؤیِد آن میداند ، تمامی شرایط به بردگی گرفتن که در آن روز وجود داشت، به سرعت لغو شد و تنها به عنوان یکی از سه حکمی که در خصوص اسرای جنگی وجود دارد، بحث استقراق به جا مانده و این مسئله نیز به بیان یکی از مراجع تشیع آقای مکارم شیرازی یک حکم الزامی نیست و کاملاً منعطف است و در صورتی که مقتضی باشد به کلی می توان از آن چشم پوشید. البته همانطور که در ابتدای سخن بیان شد، در این بین علمای بزرگی چون شیخ مغنیه معتقدند که یقیناً بردگی در اسلام به صورت کامل لغو شده است. از این رو هم راستا با پندار ایشان، نگارنده نیز معتقد است در اندیشه اسلامی هیچ دلیل متقنی وجود ندارد، که شارع مقدس بخواهد برخلاف نظر جامعه بین المللی که قاعده منع بردگی را در بالاترین سطح از قواعد بین المللی بشری پذیرفته است، بر سنتی که ابتدائاً خود اقدام به تحدید و لغو تدریجی آن نموده است، پافشاری نماید. بدین جهت که در آغاز نیز به دلیل عرف ها و هنجارهای ناگسستنی جامعه در قرن هفتم میلادی، اسلام برده داری را برخلاف اصول اساسی مد نظر اسلام، چون خلقت برابر و آزاد تمامی انسان ها، بر حسب مصلحت به عنوان یک استثناء امضاء نمود.

قرن ها پس از بعثت پیامبر اسلام (ص) در بین جوامع بشری برده داری همچنان به شدت شیوع داشت به گونهای که تنها از قاره آفریقا در سال های 1650 تا 1800 قریب 12 میلیون انسان برای بردگی ربوده شدند. تجارت برده به عنوان یک فعّالیت مشروع و حتّی یک نهاد دولتی تلقّی میشده و شناساییاش به عنوان یک جرم بینالمللی دشوار بوده است.
اولین استعمال حقوقی عبارت شخصیت حقوقی در سال های اولیه قرن نوزدهم، در قضیه درد اسکات علیه استنفورد که در خصوص بردهای سیاه پوست می باشد، در دیوان عالی ایالات متحده بیان شد. قاضی پرونده راجر تانی، اعلام کرد که درد اسکات حق نداشته این دعوا را مطرح نماید، زیرا آمریکاییهای آفریقایی تبار طبق قانون اساسی آمریکا از حقوق شهروندی محرومند و نسبت به افراد سفید پوست به عنوان نژاد پستی شناسایی شده اند. همچنین اشاره کرد که آنها سزاوار احترام سفید پوستان نیستند. در این پرونده قاضی در بیان وضعیت بردگان از عبارت شخصیت حقوقی استفاده کرده، و بیان داشت: «یک برده هیچ شخصیت حقوقی ندارد.» از این رو در این رأی آنچه مسلم است، این است که فقدان حق شخصیت حقوقی بردگان یک امر مسلم و قانونی بوده است.
تا اواسط قرن 19 نیز برده داری عملی مجاز محسوب می شده است. لکن پس از این دوران با تحولات اجتماعی، بردگی و تجارت برده که پدیده ای کاملاً پذیرفته شده محسوب می شدند، به یک خطای اخلاقی و سپس به یک جرم بین المللی تغییر ماهیت دادند.
به طور کلی از بردگی سنتی تعاریفی ارائه شده که عمده آن به شرح ذیل است: برده به افرادی گفته میشود که فاقد شخصیت حقوقی بوده و به سان اشیاء تحت مالکیت صاحبان خود بودند و روابط مابین آنها با صاحبان خویش تابع قواعد ملکیت بود. آنها عمدتاً به کار اجباری واداشته، یا به انحاء مختلف مورد سوء استفاده و بهره کشی واقع می شدند. بردگان کالایی بودند قابل خرید و فروش که با عنوان برده داری اموال یا برده داری به عنوان اموال شخصی از آن یاد شده است. از این رو بردگی آزادی رفت و آمد و بسیاری از آزادیهای اساسی دیگر و توانایی تصمیم گیری را محدود مینماید. در این مفهوم جایگاه برده تنها در رابطه با برده دار که کنترل کامل اعمال وی را در دست دارد، معنا می یابد. لذا برده کنترلی برخود ندارد و استقلال خود را از دست میدهد و در نتیجه به طور موثر گذشته و آینده فرهنگی، اجتماعی، و شخصی خود را از دست می دهد. در برده داری، برده رضایت به این رابطه ندارد و دستمزدی هم در کار نیست. خلاصه اینکه اسارت و بردگی تخریب شخصیت حقوقی را عملی میکند. به عبارتی، برده یک شخص نزد قانون محسوب نمی شود. و بردگی مسلماً حق فرد را به داشتن شخصیت حقوقی نقض خواهد کرد.
در این میان در سال های اولیه قرن نوزدهم به تدریج روندی جهانی آغاز شد که در اواسط قرن بیستم منجر به الغای برده داری گردید. با تصویب کنوانسیون برده داری که معاهده ای در سطح جهانی بود و زیر نظر جامعه ملل تدوین یافته بود، در سال 1926 ممنوعیت برده داری و تجارت برده اعلام گردید و بسیاری از دولت ها با پیوستن به این معاهده بر این امر صحه گذاشتند.
پس از الغای بردگی این امر الزامی شد که هر انسان یک فرد طبیعی است که شخصیت حقوقی او در وجود خود او آشکار و مشهود است. از این رو جامعه بین المللی پذیرفت که شخصیت حقوقی یک مشخصه الزامی برای بشر است، چرا که قبل از آن امکان پذیر بود که یک انسان، وضعیت بردگی داشته باشد. در واقع در دوران پس از برده داری، بشریت به عنوان یک شخصیت حقوقی به رسمیت شناخته شد، در نتیجه برده داری ، یا از دست دادن وضعیت انسانی دیگر پذیرفتنی نبود. به همین علت است که در تعریف، برده به عنوان یک فرد بدون شخصیت حقوقی بیان شده است.

گفتار دوم- بردگی مدرن
با وجود گذشت سال های بسیار از الغای نظام برده داری، برده داری در قالب قاچاق انسان و کار اجباری ، نمود و بروز یافته است. امروزه قاچاق انسان، به ویژه زنان و کودکان که در سراسر جهان شایع شده، شکل معاصر برده داری است. در قاچاق انسان، افراد انسانی به عنوان کالا خرید و فروش می شوند و به کار اجباری واداشته میشوند، موضوع تجارت جنسی قرار می گیرند و مراقبت شدید بر فعالیت های آنان سایه افکنده است، در حالی که خشونت و تهدید علیه آنان اعمال می گردد و زندگی و کار این قربانیان در شرایط نامناسبی است. از این رو در گزارش های توضیحی ضمیمه کنوانسیون مبارزه با قاچاق انسان از این عمل به عنوان « نوع مدرنی از تجارت سنتی برده در سراسر جهان» یاد شده است.
بر این اساس قاچاق انسان هر نوع بهره برداری و سوء استفاده از افراد انسانی را شامل میشود که فرد را از حیطه حمایت و شناسایی قانون خارج نماید و با تخریب شخصیت حقوقی وی، او را مجبور به تن فروشی و یا بهره کشی جنسی ، کار اجباری نماید و گاه اعضای وی را به فروش رساند. در این چارچوب انسان ها همچون کالایی محسوب می شوند، که فاقد موضوعیت حقوقی بوده و به عبارتی بردگانی بیش نیستند.

تحولات حقوق بین الملل بشردوستانه و حقوق بین الملل کیفری نیز نشان دهنده این مطلب است که شرایط معاصر قاچاق انسان از نظر قانونی معادل مفهوم بردگی است. و قاچاقچیان با اعمال تهدیدات ارعاب آمیز و خشونت جنسی یا کار اجباری تحت شرایطی نظیر آنچه در برده داری بوده است، شخصیت حقوقی قربانیان خود را نقض می نمایند.
در خصوص قاچاق انسان تعریف جامعی بدین شرح ارائه شده است: قاچاق انسان به معنای جلب افراد، انتقال، حمل و نقل، پناه دادن یا تحویل گرفتن افراد، با استفاده از تهدید، زور و یا دیگر اشکال اجبار، آدمربایی، کلاهبرداری، فریب، سوء استفاده از قدرت و یا موقعیت آسیب پذیر آنها و یا دادن یا گرفتن پول یا منافع برای دستیابی به رضایت فردی که بر شخص دیگر

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید