می

دانلود پایان نامه

یافتن معنا دور می شویم (محمد پور ، 1385.)
گر چه فرانکل به طور منظم از روش های درمانی خود لیستی ارائه نداده است اما روش های مختلفی به صورت پراکنده در نوشته های او آمده است. تکنیک ها و روش های درمانی معنا درمانی به چهار گروه تقسیم می شوند که شامل روش های افزایش آگاهی وجودی ، تکنیک ، قصد متناقض؛ تکنیک بازتاب زدایی و روحانیت پزشکی است . توضیح دادن ، ضرب المثل های پیشنهادی ، به کارگیری تشبیهات ، چشم اندازهای وسیع در مورد منابع معنا ، پیدا کردن معنای زندگی از طریق روش آموزشی سقراطی ، آموزش اهمیت قبول مسئولی ت برای معنا ، کمک به مراجعان تا به وجدانشان گوش کنند و پرسش از مرجعان درباره معناها جزء روش های افزایش آگاهی وجودی هستند قصد متناقض (متضاد )برای ترس از عرق کردن ، قصد متناقض برای ترس از لرزش دست، قصد متناقض برای وسواس های چک کردن و زیاد درباره انجام مسایل جنسی، خویشتن نگری زیاددر باره بلعیدن هم جزء تکنیک های باز تاب شمارش مثال های از کاربرد قصد متناقض هستند. عدم بازتاب در مقابل خویشتن نگری زدایی به شمار می آیند .یک جوان اسکیزوفرنی هم یک مثال کلیدی برای روحانیت پزشکی است. (بهفر ، 1384 ، سروری ، 1383).
روش های افزایش آگاهی وجودی :
1ـ1ـ کمک به مراجعان برای گوش فرا دادن به ندای وجدان فرانکل اغلب می گوید که معنا را باید پیدا کردنمی توان آن را به کسی عرضه کرد. ضمیر ناخودآگاه راهنمای مراجعان در جستجوی معنا به شمار میرودمراجعان باید به ندای وجدانشان گوش فرا دهند. اگر چه درمانگران نمی توانند برای مراجعان هدف تعیین کنند، اما می توانند نمونه های متنوعی از تعهد خود در جستجوی معنا را ارائه دهند (نیلسون ، جونز، 2001،ترجمه سروری ، 1383).
آموزش اهمیت قبول مسئولیت برای معنا:
1ـ2ـ فرانکل این کار را به شکل کمک به مراجعان برای رسیدن به سطح فعالیت بالاتری در زندگی می بیند. از دیدگاه او زندگی انسان هرگز و تحت هیچ شرایطی از داشتن معنا مستقل نمی شود. مراجعان باید بدانند که همواره مسئول یافتن معنای قرار گرفتنشان در موقعیت های خاص زندگی منحصر به فرد خود هستند.معنا درمانی به مراجعان یاد می دهد که زندگی خود را مانند یک امتحان ببینند. از نظر معنا درمانگرهایمذهبی که با مراجعان مذهبی سروکار دارند این مرحله یک قدم پیش تر می رود و به مراجعان توضیح داده می شود که نه تنها مسئول کارهای زندگی خود هستند ، بلکه باید آنچه را خداوند برایشان مقدر ساخته انجام دهند )محمدپور ،. 1385)
پرسش از مراجعان درباره معنا :
1ـ3ـ درمانگرها می توانند از مراجعان خود درباره توانمندی های ارزنده شان پرسیده و آنها را در راه یافتن پاسخ کمک کنند. همچنین می توان از مراجعان خواست معنای نهفته در روابط و رنج هایشان را جستجو کنند )فرانکل ، 1977 ؛ ترجمه تبریزی و علوی نیا ،. 1383).
گسترش افق های فکری در حوزه ی منابع معنا:
1ـ4ـ معنا درمانگران می توانند به مراجعان کمک کنند تا دیدگاه های وسیع تری از منابع معنا در زندگی خود بدست آورند. فرانکل در کار با مراجعی که زندگی از دیدگاه او پوچ و بی هدف است و این وضعیت تنها بایافتن شغلی مانند پزشکی یا پرستاری برطرف می شود این روش درمانی را به کار برد. فرانکل به اوکمک کرد تا دریابد موضوعی که می تواند فرصت کسب موفقیت را برایش فراهم کند ، یافتن شغل نیست بلکه نحوه انجام دادن کار مهم است. او در زندگی خصوصی اش فرصتی یافت تا معنای زندگیش را در وجود مادر یا همسرش بیابد (فرانکل ، 1977؛ ترجمه تبریزی و علوی نیا ، 1383).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

توضیح دادن :
1ـ5ـ توضیح این نکته که محدودیت ها به وجود انسان معنی می بخشد ، از وظایف معنا درمانگران است.معنادرمانگران به مراجعان آموزش می دهند تا یاد بگیرند که محدودیتهای موجود در قوانین اجتماعی به زندگی انسان معنا مفهوم می دهد نه اینکه معنی زندگی را از انسان می گیرند (نیلسون، جونز، 2001؛ ترجمه بهفر ، 1384.)
ضرب المثل های پیشنهادی :
6ـ1ـ یکی از ضرب المثل های راهبردی فرانکل این است : «چنان زندگی کن که گویی بار دومی است که به دنیا آمده ای تا اشتباهات گذشته ات را جبران کنی» چنین ضرب المثل هایی در جلسات درمانی بیان می شوند (نیلسو،جونز، 2001 ؛)( ترجمه بهفر ، 1384).
استخراج معنا با روش پرسش و پاسخ سقراطی:
1ـ7ـ پرسش های سقراطی نیاز به بکارگیری تفکر درمانجو دارد. این کار مستلزم این است که به دقت سخناندرمانجورا گوش دهیم تا حدود تفکر او را مشخص نماییم. گفتگوی سقراطی زمانی استفاده می شود که درمانگر و درمانجو با هم تلاش می کنند که معنایی را در زندگی درمانجو کشف کنند. نکته مهم این استکه این معنا تعیین شده نیست ، بلکه باید از زندگی فرد استخراج شود. برای همین درمانگر تفکر درمانجو را به مبارزه می طلبد. نکته مهم در اینجاست که نبایستی پرسش گری به اتلاف درمانی لطمه بزند. مرحله.بندی فرایند گفتگوی سقراطی عبارت است از :
1ـ ابتدا درمانجو می فهمد که قربانی شرایط نیست ، هر چند ممکن است علائمی داشته باشد.
2ـ تلاش در جهت کمک به درمانجو تا درون مثلث معنا ، معنای خود را پیدا کند.
3ـ به رسمیت شناختن استقلال و تمامیت درمانجو. این کار از رهگذر کمک به درمانجو برای یافتن راهنمای درونی اش انجام می گیرد. فرانکل مثال مراجعی را مطرح می کند که از زودگذر بودن زندگی رنج می برد. فرانکل از این زن خواست تا مردی را پیدا کند که موفقیت هایش را ستایش کند و مراجع ازپزشک خانواده نام برد. سپس با بهره گرفتن از یک سری پرسشها فرانکل زن را به این حقیقت رساند که با اینکه دکتر فوت کرده و بسیاری از بیماران خدمات وی را فراموش کرده اند ، باز هم ثمر بخشی زندگی او به قوت خود باقیست (محمد پور ،. 1385).
به کارگیری تشبیهات:
1ـ8ـ تمثیل هایی برای آموزش مراجع به کار می رود ، مثلاً به مراجع آموزش داده می شود تا زندگیش را چون فیلم سینمایی که همین حالا برداشته شده تصور کند. فیلمی که اجازه قطع آن وجود ندارد و هر طوری که فیلمبرداری شده به همان صورت می ماند و هرگز تغییر پیدا نمی کند. بدین ترتیب زندگی برگشت ناپذیری به خانه آورده می شود که گفته می شود آنها تنها چیزی را نمی توانند جدا کنند و هیچ چیز نمی تواند بازنگری و تغییر داده شود. با چنین نمونه هایی می توان ماهیت تغییر ناپذیری زندگی انسان را به مراجع فهماند. مراجعان خود را مجسمه سازانی می دانند که برای اتمام کارشان مدت زمان کمی در اختیار دارند اما از زمان اتمام فرصتشان بی خبرند. در جلسات درمانی این استعارات شرح داده می شوند (فرانکل ،1977؛ ترجمه معارفی ،. 1375 ).
استخراج معنا از طریق نمایش:
فرانکل مثالی از استخراج معنا از طریق « لوگودرام » یا نمایش مطرح می کند که در یک درمان گروهی صورت گرفت. زنی که پس از اقدام به خودکشی در کلینیک فرانکل بستری شده بود ، پسر 11 ساله اش را از دست داده بود و با پسر بزرگترش که فلج بود زندگی می کرد. فرانکل در ابتدا از زن دیگری در گروه خواست تا تصور کند 80 ساله است و به زندگی گذشته ی خود در بچگی فکر کند درحالیکه از موفقیت مالی و پرستیژ اجتماعی برخوردار بوده است. او بلافاصله گفت که زندگی اش هیچ هدفی نداشته است. فرانکل سپس از مادر کودک فلج خواست تا همین شرایط را برای خود فرض کند و اودریافت که زندگی بسیار پرمعنایی داشته است چرا که بهترین شرایط ممکن را برای فرزند خود فراهم آورده است )فرانکل، 1955 ؛ ترجمه صبوری و شمیم ،. 1381).
پیشنهاد معنا :
معنا درمانگرها می توانند پیشنهاداتی در خصوص معنای موقعیتهای مختلف زندگی ارائه دهند. فرانکل به مثال پزشک مسن و بسیار افسرده ای اشاره می کند که نمی توانست بر اندوه از دست دادن همسر عزیزش که دو سال پیش فوت کرده بود غلبه کند. فرانکل در ابتدا از او خواست تا تصور کند اگر او زودتر فوت کرده بود چه اتفاقی می افتاد ؟ دکتر پاسخ داد : « همسرم رنج بسیاری می برد». فرانکل فوری پاسخ داد : می بینید دکتر این رنج بر همسرتان تحمیل نشده و این شمائید که او را از این زجر رها ساخته اید و البته لازمه اش این است که این تنهایی و غم از دست دادن او را تحمل کنید )فرانکل ، 1975 ؛ ترجمه صالحیان و میلانی ،. 1370).
تجزیه و تحلیل رویا :
معنا درمانگرها می توانند با کاربر روی رویاهای مراجعان آنها را به ضمیر هشیارشان نزدیک کنند. فرانکل مثال زنی را مطرح می کند که خواب دیده بود همراه با لباسهای چرک ، گربه را داخل ماشین لباسشویی انداخته و بعد که برای گرفتن لباسهای خود برگشته گربه را مرده پیدا می کند. اطرافیان به او گفته بودند که گربه سمبل «فرزند» و «لباس کثیف» نشانه شایعاتی است که در مورد زندگی عاشقانه دخترش وجود دارد ، که مادر او نیز در این مورد مشکوک بود. فرانکل خواب او را هشداری دانست تا مادر باعث آزاردخترش یا دیگران نشود تا در نتیجه آنها را ازدست ندهد. معنا درمانگران مذهبی نیز ممکن است رویاها را طوری تفسیر کنند تا آنچه در ضمیرناخودآگاه است را به خود آگاه افراد بکشند. فرانکل معتقد است بسیاری از افراد مذهبی خود را به علت ویژگیهای خاص نهفته در افکار مذهبی سرکوب یا انکار می کنند (نیلسون، جونز،2001 ؛ ترجمه سروری،1383).
قصد متضاد( متناقض):
قصد متضاد از جمله فنون معنا درمانی است که مطابق آن فرد تشویق می شود تا درست به انجام رفتارهایی بپردازد که از آنها می ترسد و از این رو سعی می نماید از موقعیت هایی که وحشت دارد ، اجتناب نورزد و بدین ترتیب ترس بیماریزا جای خود را به آرزوی متضاد می دهد (فرانکل،1977 ؛ ترجمه تبریزی و علوی نیا ،1371.).قصد متضاد به دنبال غلبه بر قصد مفرط است و قصد مفرط یعنی این که فرد توجه بیش از اندازه برای رسیدن به بعضی از خواسته هایش داشته باشد. استفاده از این روش برای درمان کوتاه مدت بیماران مبتلا به انواع فوبیا (ترس) و وسواس فکری توصیه می شود. قصد متضاد بر اضطراب انتظاری فرد تأکید کرده و عکس العمل بیماران به حوادثی که وقوع مجددشان برایشان ترسناک است را درمان می کند. این موقعیت های ترسناک باعث توجه بیش از حد فرد می شود و در نتیجه فرصت انجام کارهای روزمره را از بیمار می گیرد (فرانکل ، 1967 ترجمه معارفی ، 1384.).از بیماران در قصد متضاد خواسته می شود آنچه را برایشان ترسناک است به درستی و دقیق توضیح دهند.
در مرحله بعد ترس بیمار :
با یک آرزوی متناقض با آن جایگزین شده که باعث می شود از اهمیت ترس کاسته شود. به علاوه ، قصدمتضاد بر حس شوخ طبعی بیمار تأکید داشته و آن را ابزاری جهت کاهش وابستگی به بیماری می داند که فرد با خندیدن به مشکلات به آن می رسد. اگر چه وسواس های فکری هم با ترس همراه هستند ، اما بیشتر ترس از خود است تا «ترس از ترس». آنها از افکار نا آشنای خود می ترسند با این حال هر چه بیماران بیشتر با افکار خود بجنگند علایم بیماران شدیدتر می شود. اگر درمانگرها در کمک به بیماران با روش قصد متضاد موفق شده و بتوانند با وسواس فکری آنها مقابله کنند ، علایم خیلی زود ناپدید شده و در نهایتبیمار بهبود می یابد (پروچسکا؛ ترجمه سید محمدی .، 1381.)

اندیشه زدایی :
اندیشه زدایی هم مانند قصد متضاد به بیمار کمک می کند تا علائم بیماری را جدی نگیرد. در این تکنیک فرد باید خود را از کاری که باید انجام دهد منحرف کند. عدم بازتاب در مقابل خویشتن نگری زیاد درباره مسائل جنسی یکی از مثالهای این تکنیک است. زنی جوان که در کودکی توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفته بود ، شخصیت خود را بسیار ضعیف و شکننده می پنداشت و احساس نگرانی می کرد که در فعالیت های جنسی او تأثیر بگذارد. به خاطر تأکید وی روی اثبات زنانگی خود قادر نبود نقش همسری خود را به خوبی انجام دهد. هنگامی که با بهره گرفتن از این روش توجه از خود را به همسرش معطوف کرد ، توانست بر مشکلاتش فائق آید. خویشتن نگری زیاد درباره بلعیدن مثال بعدی تکنیک اندیشه زدایی است. زنی که به خاطر وسواس در بلعیدن مشکل داشت و می ترسید که غذا خوردن باعث خفگی اش شود با این فرمول بر مشکلاتش پیروز شد : «لازم نیست: نگران بلعیدن غذا باشم ، چون قرار نیست که من آن را ببلعم بلکه آنخودش این کار را می کند». او آموخت که با اعتماد به سیستم بدنی اش مشکل را برطرف کند (نیلسون، 2001؛ ترجمه بهفر ، 1384 و سروری ، 1383.).
روحانیت پزشکی:
فرانکل از اصطلاح «روحانیت پزشکی»برای تعیین چگونگی برخورد روان درمانگران با افرادی که اختلالات روان تنی دارند و مشکل بدنیشان قابل درمان نیست استفاده می کند. فرانکل آن را وظیفه متخصص پزشکی می دانست تا بوسیله آن بیماران را از جهت روانی آرام نماید. نباید روحانیت پزشکی رابا روحانیت کشیشی اشتباه گرفت. معنا درمانی در مورد بیمارانی که از افسردگی درون زاد و روانپریشی رنج می برند با هدف کار برروی بخشهای سالم بیمار صورت می گیرد تا نگرش شان را در یافتن معنای زندگی نسبت به رنج بردن تغییر دهند. ته مانده ای از حس آزادی حتی در مبتلایان به روان پریشی نیز وجود دارد و پایه ای ترین هسته ی وجودی اینان ، تحت تأثیر سایکوز قرار نمی گیرد. اگر آنها این باور را پیدا کنند که تحمل کردن درد کار بی معنایی است ، روحیه خود را تا حد زیادی از دست خواهند داد (فرانکل، 1967؛ ترجمه معارفی ، 1384.).
کار با یک جوان اسکیزوفرنی مثال کلیدی روحانیت پزشکی است. یک جوان 17 ساله یهودی که مبتلا باسکیزوفرنی بود ، دو سال و نیم در یک کلینیک روانی اسرائیلی بستری بود. اما به ایمان یهودی خود شک کرده بود و خدا را برای متفاوت آفریدن وی با دیگران سرزنش می کرد. فرانکل به او گفت که شاید خد از او این تکلیف را خواسته که مدتی در بیمارستان بستری شود و تحمل کند. جوان گفت به همین خاطر است که هنوز هم به خدا اعتقاد دارد و شاید خدا بخواهد او خوب شود. فرانکل پاسخ داد : خداوند نه تنها می خواهد که شما را شفا دهد بلکه می خواهد که شما را از نظر مذهبی و روحانی نیز بالاتر از زمان قبلی از بیماری ات تبدیل کند. پس از این صحبت جوان بصورت اعجاب آوری بهبود یافت و فرانکل دید که او معنایی برای زندگی اش پیدا کرده که نه تنها در تضاد با بیماری اش نیست بلکه بخاطر آن می باشد(نیلسون، 2001؛ ترجمه بهفر، 1384وسروری ،1383).
اصلاح نگرش ها :
اصلاح نگرش ها برای روان آزردگی خردزاد ، افسردگی و اعتیاد که جلوی اراده معطوف به معنا را می گیرد ، کاربرد دارد. همچنین در کنار آمدن با رنج بردن گریز ناپذیر که ممکن است ناشی از سرنوشت یا بیماری باشد مورد استفاده قرار می گیرد. به طور کلی این فن بر تغییر مجدد چارچوب نگرش ها از منفی به مثبت تأکید می کند. برای نمونه از درمانجو پرسیده می شود که آیا نکته مثبتی در این موقعیت می بیند؟ یا چه چیز برای شما در این موقعیت یک آزادی در دسترس محسوب می شود (محمد پور ، 1385).
شوخی و قصص در نظریه فرانکل
فرانکل غالباً در

این نوشته در علمی _ آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید