آذر ۱۵, ۱۳۹۹

کارکرد مطلوب خانواده – احساس رضایت از رابطه زناشویی

نظام تربیتی شامل تموم روش هاییه که والدین با کمک همدیگه و واسه تربیت و نگهداری بچه ها در پیش می گیرند پس می بایست نسبت به اصول مورد استناد خود متفق باشن و جهت توجه شون هم معطوف به احتیاجات بچه ها و تأمین رشد و سلامتی اون ها باشه درمجموع تعاملات یا شبکه روابط بین والدین و کودک و هم روابط بین خود کودکان به طور گسترده ای چگونگی جریان رشد کودک رو تأمین می کنه (کجباف، آقایی وکاویانی، ۱۳۸۳).

به طورکلی کارکرد مطلوب خونواده معنی مفیدیه که نه فقط در مورد مشکلات احتمالی به وجود اومده در خونواده بلکه در تعیین این که نیازای زن و شوهر و فرزندان اون ها، اون اونقدر که می بایست برطرف می شن یا نه هم مورد توجه قرار می گیرد هر خونواده باید هم نیازای عاطفی و هم روان شناختی اعضای خود رو برآورده سازه و کودکان رو واسه زندگی جداگونه در دنیایی که بعدا در اون قرار می گیرن آماده سازه و در موقع مناسب اون ها رو روونه جامعه کنه (بارکر، به نقل از دهقانی، ۱۳۷۵).

مشکلات

 

۲-۲-۲- معنی و معنی خونواده متعادل

شرفی (۱۳۷۴)، در مورد معنی و معنی خونواده متعادل عنوان می کنه :

بدن شک همه آدما به دنبال دست پیدا کردن به الگوی خونواده متعادل هستن با این انگیزه به ازدواج روی می بیارن اما اول باید معلوم کرد که خونواده متعادل چیه و روش تحقق اون کدامه تا براساس اون قانون بشه داوری کرد و اختلاف ها رو نابود کرد . واسه فهمیدن به معنی خونواده متعادل اول واژه میونه روی رو موردبررسی قرار می بدیم پدیده یا کسی رازمانی دارای میونه روی و توازن می دانیم که دست کم بعضی از ویژگی های زیر رو دارا باشن.

ازدواج

  • نقطه (مرکز) ثقل اون مشخص و مشخصه.
  • تساوی کشش ها و جاذبه ها در پدیده متوازن محرزه.
  • شی ء متعادل پس از کوتاه حرکت و یا ضربه وارده از این رو به اون رو نمی شه و دوبارهً به تعادل پایدار خود برمیگرده.
  • توازن و تعادل زیبایی می آفریند شی ء متعادل موزون و جذابه.

بعضی از خصوصیات روشن افراد متعادل، نرمال و بهنجار عبارت ان از :

  • فرد متعادل از توانایی های خودآگاهی داره.
  • میان خواسته ها و داشته های فرد متعادل یه جور تناسب و تلازم واقعی برقراره یعنی شعاع خواسته ها و انتظارات فرد از خود براساس توانایی هاش حد می خورد و تنظیم می شه.
  • فرد متعادل روابط خود رو با بقیه براساس توازن در تعادل برقرار می کنه و از زیاده روی وتفریط در مناسباتش به دوره.
  • یه جور هماهنگی و هم خوانی در کلیه رفتارها و عناصر شخصیتی فرد متعادل مشاهده می شه یعنی نه تنها رابطه منطقی میان گفتار و کردار ایشون هست بلکه اجزای گفتاری ایشون از یه نوع وحدت و هماهنگی آکنده س و در عملکردهایش هم اختلاف وجود نداره.

تصویر واقع بینانه از خونواده متعادل یه جور بصیرت و اعتمادبه نفس در آدم می آفریند منظور از خونواده متعادل، سارقان بدون عیب و مشکل نمی باشه بلکه این معنی به شبکه ای از روابط دوطرفه گفته می شه که اعضای اون درگیر با مشکلات احتمالی بوده و ضعف های کم وبیش قابل توجهی هم دارن اما در مقابله با موارد نامبرده روش منطقی اتخاذ می کنن و واسه مسائل اهمیتی لایق اون قائل می شن و در برابر موقعیت های سخت نا فرار از انتخاب باشن تصمیم به موقع و مقتضی رو اتخاذ می کنن.

۲-۲-۳- خونواده مدرن

آدم در گروه زنده می موند این ذاتی وضع انسانیه اساسی ترین نیاز نوزاد وجود مادریه که اون رو تغذیه و حفاظت کنه و آموزش دهد. بالاتر از این آدم در تموم جوامع با تعلق به گروه های اجتماعی پابرجا مونده. در فرهنگ های جور واجور این جوامع ازنظر سطح سازمان یافتگی و تفاوت متفاوت ان. جوامع اولیه متکی به اجتماعات بزرگ و همراه با پخش ثابت نقش ها یا وظایفه. با پیچیده تر شدن جامعه و ضرورت پیدا کردن مهارت های تازه ساخت های اجتماعی جدا می شن تمدن صنعتی شهری مدرن از آدم دو چیز مطالبه می کنه:توانایی به دست آوردن مهارت های بسیار تخصصی و توانایی یکی بودن سریع با شرایط اجتماعی و اقتصادی همیشهً متغیر (مینو چین[۲]، به نقل از ثنایی، ۱۳۸۱).
اقتصادی

خونواده همیشه به موازات تغییرات جامعه دچار تغییراتی شده و خونواده در جواب به نیازای فرهنگ جامعه نقش پشتیبانی و اجتماعی کردن اعضای خود رو تقبل و رها کرده. خونواده به یه معنا دو نقش متفاوت اجرا می کنه یکی داخلی که پشتیبانی روان اجتماعی از اعضای خود باشه و دیگری خارجی یعنی برون سازی بافرهنگ و انتقال اون. (مهدیزداگان، ۱۳۷۷).

جامعه صنعتی شهری باقدرت در خونواده دخالت کرده و خیلی از نقش هایی رو که وقتی وظایف خونواده بود در اختیار گرفته پیران خونواده امروز به طور جداگونه و در خونه قدیمی سالان یا خونه شهروندان ارشد زندگی می کنن مخارج مربوطه رو جامعه از راه برنامه های امنیت یا رفاه اجتماعی تأمین می کنه. جوانان از مدرسه وسایل رابطه جمعی و همسالان آموزش می گیرند. تکنولوژی جدید ارزش چیزی که رو که کار طبقه زن تلقی می شد. شدیدا کاهش داده طوری که وظایف لازم واسه باقی موندن واحد خونواده رو، ماشین با تولید بهتر اون تغییر داده شرایط جاری که به زن و شوهر اجازه کار می دهد، یا اجبار کار خارج از خونه رو ایجاد کرده. باعث می شه شبکه روابط برون خونگی بالا بگیره و اختلاف بین زن و شوهر شدید شدن شه. آدم مدرن باوجود تموم این تغییرات هنوز به یه رشته ارزشایی چسبیده که واسه جامعه متفاوتیه جامعه ای که در اون مرزهای بین خونواده فردای اون به روشنی ترسیم شده بود. پای بندی به یه الگوی کهنه و بی اعتبار منتهی به این شده که خیلی از وضعیتایی که به روشنی مربوط به استحاله خانواده س، گفته بینظم و آسیب زا پیدا کنه، هنوز ه آزمایش زندگی خانواگی این افسانه س که : «و اینجوری اون ها عروسی کردن و از اون پس با خوبی و خوشی تا آخر عمر زندگی کردن». تعجب آور نیس که هیچ خونواده ای به این ایده آل نمی رسد (مینو چین، به نقل از ثنایی، ۱۳۸۱).
عروسی

 

۲-۲-۴- زیر منظومه زن وشوهری

ثنایی (۱۳۸۱)، به نقل از مینو چین زیر منظومه زن وشوهری رو تشکیل شده از دو بزرگ سال با جنسیتای مخالف می دونه که با هدف بیان شده تشکیل خونواده به هم ملحق شدن. زیر منظومه زن وشوهری دارای تکالیف یا نقش هاییه که واسه کارکرد خونواده حیاتیه مهارتهای اصلی لازم واسه به ثمر رسیدن تکالیف این زیر منظومه عبارت از «مکملیت» و «برون سازی دوطرفه» است یعنی زن و شوهر باید الگوهایی به وجود بیارن که درآن هرکدوم کارکرد دیگری رو در خیلی از زمینه ها پشتیبانی کنه. باید الگوهای مکملیتی به وجود بیارن که به هرکدوم از اون ها این امکان رو بده که تسلیم شه بدون اینکه احساس کنه «تسلیم شده» هم زن و هم شوهر باید بخشی از جدا از هم بودن خود رو واسه کسب تعلق از دست بدن اصرار زن و شوهر در حفظ حقوق جداگونه خود، ممکنه زیر بار «بهم وابستگی» رفتن رو تو یه رابطه قرینه دچار اختلال کنه.

زیر منظومه زن وشوهری می تونه پناهگاه یا مفر استرس های جهان خارج و چارچوب تماس با بقیه سیستمای اجتماعی باشه می تونه یادگیری خلاقیت و رشد رو در دامان خود تقویت کنه. زن و شوهر در روند برون سازی دوطرفه خود می تونن وجوه خلاق ولی نهفته همسر خود رو فعال کنن و بهترین ویژگی های همدیگه رو مورد تقویت بذارن البته ممکنه زن و شوهر وجوه منفی همدیگه رو فعال کنن زن و شوهر می تونن در بهسازی یا نجات دادن همسر خود مصر باشن و با این کار مانع کسب صلاحیت اون شن. به عوض قبول همسر خود، به همون صورتی که هست استانداردهای تازه ای رو به اون تحمیل می کنن. اون ها ممکنه الگوهای دوستی ای متکی – حامی بسازن الگوهایی که در اون عضو متکی، متکی باقی می موند تا احساس حامی بودن همسر خود رو تقویت کنه. مثل این الگوهای منفی می تونه در بین زن و شوهر متوسط وجود داشته باشه بدون اینکه مربوط به وجود آسیب گسترده یا انگیزه ناروای هیچ کدوم از اون ها باشه.

یک مطلب دیگر:
روانشناسی با موضوع نظریه سیستم‌های خانواده

زیر منظومه زن وشوهری باید مرزی بسازه که ان رو از دخالت انتظارات و نیازای بقیه سیستما حفظ کنه این خصوصاً وقتی نمونه داره که خونواده دارای کودکانی هم باشن بزرگسالان باید یه بخش روان – اجتماعی مخصوص به خود داشته باشن، پناهگاهی که بتونن در اون از همدیگه پشتیبانی عاطفی کنن اگه مرز دور زیر منظومه زن وشوهری خیلی سخت و خشک باشه، ممکنه که تنهایی اون ها سیستم خونواده رو تحت فشار و استرس بذاره اما اگه زن و شوهر مرزها رو سست نگه دارن ممکنه زیر گروه های دیگه ازجمله بچه ها و آشنایان در وظایف و کارکرد زیر منظومه اون ها دخالت کنن . به زبون ساده زن و شوهر به همدیگه به عنوان پناهگاهی در مقابل انتظارات بسیار زیاد زندگی احتیاج دارن.

 

۲-۳- ب: تفاوتای زنان و مردان

به باور روان شناسا در پیدایش تفاوتای زنان و مردان هم عوامل ارثی و هم عوامل محیطی هر دو سهم مهمی دارن اما جامعه شناسا فکر می کنند که تفاوتای زن و مرد معلول فرق در رفتاریه که جامعه در مورد اون ها پیش می گیرد و در کل فرق زن و مرد در جزئیاته و نه کلیات به خاطر اینکه یکی از عوامل مؤثر در رضایت از زندگی زن و شوهر درک تفاوتای بین زن و شوهر هست اینجا به گفتن بعضی از موثرترین تفاوتا فیزیولوژیکی، عاطفی و شناختی می پردازیم.۰

 

۲-۳-۱- نقش کروموزوم y در ایجاد تفاوتا

کروموزوم y اول اینکه باعث می شه که جنین آدم پسر باشه و دوم اینکه با الگوی خاص و به طور کامل متفاوتی از الگوی جنین دختر رشد کنه علاوه بر این کروموزوم ویژگی جنس نر رو هم به اون می دهد مثلا پسر در مقابل شکل های جور واجور آسیبای جسمی روانی نسبت به دختر حساس تره . مرگ و میر پسران در دوران جنینی و در طول زندگی بیشتر از دخترانه و مردها عموما ازنظر بدنی نیرومندتر از زنا هستن؛ که همه این ها جزء ویژگی های بنیادی مردهاست و خیلی به محیط اجتماعی بستگی نداره (گنجی، ۱۳۷۵).

 

۲-۳-۲- فرق در رشد

جنین پسر در رحم مادر خیلی سریعتر از جنین دختر رشد می کنه، این برتری تا ۱۲ سالگیه و از اون پس رشد دخترها بیشتر می شه ولی خلاصه باز پسرها جلو می افتن. دوره استراحت قلب در هر زمان در پسرها کوتاه تر از دخترهاست. بعد از شروع عادت ماهانه خیلی از دختران هم ازنظر جنسی و هم ازنظر روانی دچار ناراحتی می شن آستانه حس درد و حس لمس دختران از اول تولد پایین تر از پسرانه ولی توانایی شنوایی و بویایی زنا بالاتر از مردونه. این فرق طوریه که پسران رو واسه زندگی فعال و پر جنب و جوش و دختران رو واسه زندگی آروم آماده می کنه (همون منبع).

حجم مغز : صد سال پیش محققان فهمیدن که حجم مغز مردان بیشتر از اون هستش و همین مسئله رو دلیل هوشمندی بیشتر مردان برشمردن. این نگاه بعدا با این فرضیه که حجم مغز آدم پیرو ابعاد جسمانیه (هاید[۳]، به نقل از رحمتی، ۱۳۸۰).

هیپوتالاموس : ناحیه کوچیکی در بخشی از مغزه و تفاوتای جنسی در این ناحیه به چشم می خورد این تفاوتا به وجود اومده توسط تفاوت بافت مغزیه که در مرحله رشد جنینی صورت می گیرد ممکنه تفاوتای جنسیتی در هیپوتالاموس اثراتی روی رفتارای دو جنس داشته باشه اما این مسئله تحقیقات ثابت نشده (گیبونز، به نقل از رحمتی، ۱۳۸۰).

نیمکره راست، نیمکره چپ : به نظر جری لوی اندازه جانبی شدن (به کار گیری نیمکره خاصی از مغز) مغزی زنان کمتر از مردان بوده و احتمال این که دو طرفه باشه در زنان بیشتره. بدین صورت فضای عصبی بیشتری واسه پردازش کلامی اختصاص یافته و پدیده واسطه کارایی زنان در آزمون کلامی بهتر از مردونه. از طرف دیگه به همون نسبت که زنان در توانایی های کلامی مهارت کسب می کنن به همون اندازه هم در توانایی های فضایی ضعیف می شن. ما حصل کلام این که طبق ادعای لوی مهارت های کلامی زنان بیشتر از مردان بوده و در مهارت های فضایی ضعیف تر از مردان هستن پژوهشای انجام شده فرضیه مطرح شده به وسیله لوی رو اثبات می کنن در مورد امتحان توانایی کلامی مردا ن هم ثابت شد که مردان بیشتر از زنان جانبی می شن و این مسئله دلیل ضعف شون هست. (هالپرن، به نقل از رحمتی،۱۳۸۰).

اعتمادبه نفس : تحقیقات انجام شده نشون دهنده اینه که جنس مونث در قیاس با مردان از اعتمادبه نفس کمتری برخورداره تحقیقات انجام شده در مورد کودکان پیش دبستانی در مقطع سنی ۵/۴ – ۴ سالگی هم نتیجه های یکسانی رو به دست داده ؛ یعنی جنس مونث تلقی خیلی مثبتی از کارکردهای خود نداره (کراندال، به نقل از رحمتی،۱۳۸۰).

مستندات و یافته های موجود نشون دهنده اینه که اشخاصی که در مورد موفق شدن دودل هستن از اعتمادبه نفس مفید بودن بهره مند نبوده و بدین واسطه از پس کارای رقابت برانگیز بر واسه آزمایش اعتمادبه نفس حقیقی زنان باید بعضی از مسایل روشن شه. فرضا اگر زنان وظیفه ای رو واسه جنسیت خود بدونن در این بحث اعتمادبه نفس زیادی رو عرضه داشته و کار رو به بهترین روش انجام میدن هم اینکه اگر زنان در مورد وظایف محوله باز خورد و پس خوراند مثبت مواجه شده و از کیفیت توانایی های واقعی خود خبردار شن از نظر داشتن اعتمادبه نفس هیچ گونه کمبود و ضعفه ای ندارن. نکته آخر در مورد قیاس اندازه اعتمادبه نفس دو جنس این که اگه زنان احساس کنن که کارشون با بقیه مقایسه می شه، دچار ضعف اعتمادبه نفس می شن حال اگه کارشون تکی بوده و مورد مقایسه با بقیه قرار نگیره اعتمادبه نفس بالایی رو از خود نشون میدن (رحمتی،۱۳۸۰).

مسئله قابل تامل دیگه این که تفسیر مردان از نتیج احتمالی چیزی یکم بزرگ نمایی آمیزه، اگر عکس این مطلب در مورد زنان صدق می کنه به زبون دیگه زنان در قیاس با مردان از اعتمادبه نفس استواری بهره مند نیستن (توماس، به نقل از رحمتی،۱۳۸۰).

 

[۱] – Barker

[۲] – Mynvchyn

[۳] – Hide

[۴]- Gibonz

[۵] – Halpern

[۶] – Krandal

[۷]Tomas

edame

View all posts by edame →